دسته بندي ها

جستجو

دوازده قدم ودوازده سنت


این وبلاگ حاوی اطلاعاتی درمورد انجمن های گمنام دوازده قدمی بوده و مشخص می نماید که چگونه این انجمن ها می توانند منابعی موثر و حیاتی برای معتادانی باشند که تمایل به ترک اعتیاد و بهبودی از طریق برنامه های 12 قدمی دارند. اگرچه هدف اطلاعات ارائه شده در اين بخش به منظور آگاه نمودن افرادی است که آشنایی با انجمن های دوازده قدمی ندارند؛  با این حال معتادان در حال بهبودی نیز می توانند برای پیشرفت و رشد خود در بهبودی از این اطلاعات بهره مند شوند.



:




 

در دوران کودکی مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته بودم. مادر بزرگم می گفت که بسیار عصبی و پرخاشگر بودم. به خاطر قیافه و گوش های بزرگم سوژه ی جوک ها شدم و همه می گفتند خیلی زشت هستم.

از خودم در برابر زورگویی هم محله ای هایم دفاع نمی کردم و تسلیم آن ها بودم چون فکر می کردم #بی_ارزش هستم. حدود دوازده سالگی دکترها به مادر و پدرم گفتند که از نظر احساسی دچار مشکل شده ام ولی آن ها باور نمی کردند و به درمانم اهمیتی ندادند.

این #حس_بی_کفایتی تا بزرگسالی همراه من بود و حتی یک بار تصمیم به خودکشی گرفتم. بعد از بیست سال از حالت افسردگی و تاثیرات آن خسته شدم و به انجمن افسردگان گمنام پیوستم.

درمانم را شروع کردم و متوجه شدم به خاطر #کمبودهای_دوران_کودکی ام مثل #کمبود_محبت دچار افسردگی شده ام، یاد گرفتم که #ارزش_بهبودی و #رهایی از افسردگی را دارم و باید برای آن #تلاش کنم.

باید به ترس هایم غلبه کنم و از زندگی گذشته جدا شوم. من انسان خوبی هستم و یاد گرفتم امروز تمام چیزی ست که باید از آن بهره ببرم و در #زمان_حال زندگی کنم. دوست دارم برای همیشه با همین #آگاهی زندگی کنم.

~راهنمای افسردگان گمنام(کتاب پایه)
فصل داستان های شخصی؛
داستان دهم
صص 150 و 151

 

 

لینک کانال کارکردقدمها

https://t.me/gadam_sa

نوشته شده در دوشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۸ ساعت 15:1 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  •  

    افسردگی ما وقتی بدتر می شود که فکرکنیم کسی نمی فهمد چه احساسی داریم و باید در شرایطمان قرار بگیرند. این طرز فکر باعث شده نسبت به خدا، خانواده و دوستانمان، احساس خشم داشته باشیم و حس کنیم آن ها با ما همدردی نمی کنند یا مهربان نیستند یا از ما درست نگهداری نمی کنند.

    انتظار داریم مثل یک بیمار دیابتی یا بیماری که ورم مفاصل دارد به ما توجه کنند، به همین خاطر ناراحتیمان پایانی ندارد. اکثر مردم بخاطر ناله و زاری یا احساس گناه یا بدبینی مان خسته شده اند و نمی خواهند ارتباطی با ما داشته باشند.

    احساس می کنیم زندگی بدون حضور آن ها سخت و دردآور است. به خاطر تفاوتی که با دیگران داریم و فکر می کنیم سرنوشت ما از همه بدتر بوده و شروع به دلسوزی به حال خود می کنیم. این احساس دلسوزی آرامش را از بین می برد و باعث بیشتر شدن افسردگیمان می شود.

    ~راهنمای افسردگان گمنام(کتاب پایه)
    قدم نهم
    ص106

     

     

     

    برای ورود به کانال قدمها وسنت ها روی لینک پایین کلیک بکنید

    https://t.me/gadam_sa

     

     

     

    نوشته شده در دوشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۸ ساعت 14:57 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  •  

    باید به درون خود نگاه کنیم و با کمک دیگران احساس گناه ، #خجالت،ایده آل گرایی و #کنترل را از خود دور کنیم.

    تهیه ی ترازنامه ی اخلاقی روزانه (مخصوصا آخر روز)به ما کمک می کند تا در مسیر بهبودی فعال باشیم و دیوارهای زندان افسردگی را از بین ببریم.

    تمرین روزانه ی #امید کمک می کند تا قوی تر باشیم و از افسردگی در امان بمانیم.

    در برنامه دوازده قدم ما دیگران (همکار،همسر،فرزندان،...)را مسئول افسردگیمان نمی دانیم بلکه خودمان بطور کامل مسئولیت آن را به عهده می گیریم.

    فروتنی به دنبال صداقت می آید.هرچه قدر با خودمان صادق تر باشیم ،با فروتنی بیشتری راجع به خود فکر می کنیم .

    وقتی با صداقت رفتار کنیم و دوازده قدم را در زندگیمان اجرا نماییم،به مرور زمان خودخواهی ما کم رنگ تر می شود.

    ~راهنمای افسردگان گمنام
    کتاب پایه
    قدم دوازدهم ص
    ۱۳۵

    نوشته شده در دوشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۸ ساعت 14:54 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  •  

    در انجمن افسردگان گمنام پیشنهاد می شود که یک فکر منفی را فورا با سه فکر یا #خاطره_خوشایند جایگزین کنیم و به این کار #قوانین_سه_گانه می گویند.

    برای فرد افسرده #ترک_عادت های فکری و رفتاری مثل ترک سایر اعتیادهاست به طوری که در ابتدای راه، فاصله گرفتن از رفتارهای قدیمی می تواند آزار دهنده باشد چون رفتارهای قدیمی مثل باتلاقی روح ما را در خود فرو کشیده اند.

    قبل از شرکت در جلسات به خانه می رفتیم و در تنهایی، احساسات ناخوشایند را مرور می کردیم و به آن ها فکر می کردیم اما این رفتار جدید کمک می کند تا در مورد خودمان به شکل دیگری فکر کنیم.

    ~راهنمای افسردگان گمنام

     

    ایدی تازه تاسیس ایستاگرام ما برای دیدن مراقبه های روزانه روی لینک پایین کلیک بکنید

     

    https://instagram.com/sajjad_k_2021

     

     

     

     

    نوشته شده در دوشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۸ ساعت 14:50 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  •  

    مانند فرد الکلی که خودش را با الکل آرام می کند،ما نیز #اجباری_برای_غمگین_کردن خودمان داریم.بنابراین متوجه شدیم که روزانه نیاز داریم از نیروی برترمان درخواست هدایت کنیم.#ارتباط_آگاهانه و عشق به نیروی برتر است که مارا از این اجبار رها می کند.

    همه ی ما به طور #جسمی معتاد هستیم (پرخوری اجباری،اعتیاد به الکل،اعتیاد به دارو و ...)یا یک راه و روش معتاد گونه داریم (اعتیاد به کار،اعتیاد به یک رفتار،قمار،افسردگی و ...)برای بهبودی باید اول از همه افسردگی را رها کنیم ،بهتر است این کار را دریک روز و یک لحظه انجام دهیم و نگوییم که این رفتار مخرب را طی یکسال رها خواهیم کرد.

    نه! باید سعی کنیم در یک روز و یک لحظه آن را کنار بگذاریم ،این بسیار راحتتر است.چنانچه یک نفر می گفت: "اگر می خواهی بتوانی یک فیل را بخوری،بهترین راه این است که آن را یک لقمه کنی."


    راهنمای افسردگان گمنام
    (کتاب پایه افسردگان)
    قدم یازدهم صفحه ۱۱۸

     

    '

    برای ورود به کانال قدمها وسنت ها روی لینک پایین کلیک بکنید

    https://t.me/gadam_sa

     

     

    نوشته شده در دوشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۸ ساعت 14:48 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • مشكلى كه اغلب ما داريم اين است:

    هنگامى كه افسرده مى شويم گويى اين گونه است كه تمام زندگى مان در يك گودال عميق ٢٥ مترى در جريان است و اين در حالى است كه فقط يك نردبان ٢/٥ مترى در اختيار ما قرار دارد.

     

     

     

    ~كتاب پایه افسردگان گمنام
    ص ۸۴

     

     

     

    نوشته شده در دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ ساعت 2:55 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • اين مسلّم است كه گاهى اوقات احساس كنيم با افسردگى راحتيم ما ميترسيم كه از افسردگى مان آزاد و رها شويم زيرا هنوز نمى دانيم به جاى آن چه چيزى در زندگى مان خواهد امد. اميدوارى، از پيش بينى ناپذيرى نشأت ميگيرد در حالى كه درد ناشى از افسردگى هميشگى و پيش بينى پذير است. به قول معروف مى توانيم روى آن حساب كنيم.

     

     

    ~كتاب پایه افسردگان گمنام
    ص ۶۵

     

     

    نوشته شده در دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ ساعت 2:54 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • الكليهاى گمنام مى گويند:ما در هنگامى كه به افريدگار خودمان وابستگى پيدا كرديم ديگر دفاعيه اى از خودمان در برابر ديگران نخواهيم داشت.ما به انانى كه فكر مى كنند روحانيت روش انسانهاى ضعيف است خواهيم خنديد زيرا ديگر به پارادوكس اين ماجرا كه مى گويد:"ضعف راه توانمندى مان ميباشد"پى برده ايم.

     

     

    ~کتاب پایه افسردگان گمنام
    ص ۷۸

     

     

    نوشته شده در دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ ساعت 2:54 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • بعضی از اصلی ترین راههایی که خود مردم کمک میکنند تا دیوارهای زندان افسردگیشان بالاتر رود این موارد هستند:

     

     

    ۱- خود را کم ارزش به حساب می آورند.
    ۲- به خودشان اجازه نمیدهند که خشمگین شوند.
    ۳- خودشان یا دیگران را نمیتوانند ببخشند.
    ۴- باور دارند که زندگی کردن سخت و وحشتناک است و مردن سخت تر و وحشتناک تر.
    ۵- همچنین از زمانی که مسائل بدی در گذشته ایشان اتفاق افتاده است باور کرده اند که در آینده هم مسائل بد اتفاق خواهد افتاد.

    ~کتاب پایه افسردگان گمنام
    قدم اول ص ۴۳

     

     

    نوشته شده در دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ ساعت 2:54 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • ما در رها كردن است كه بدست می آوریم اين پارادوكس حيات است و فقط بر اراده و خواست خدا بودن است كه مى توانيم معنى نورحقيقى و شادمانى حقيقى را درك كنيم. درواقع معنويت موجود در حيات يك تئوري نيست ،بلكه مجبوريم آنرا زندگى كنيم.

     

     

     

    ~کتاب پایه افسردگان گمنام
    ص ٨٠

     

    آیا میخواهید آزاد شاد وخوشحال باشید

    با ما ارتباط برقرار کنید

    اگر می خواهید ماراه حلی را پیدا کرده ایم ، دوست داریم آن را با شما به اشتراک بگذاریم. به ما در این کانال بپیوندید وزندگی رها از اسارت شهوت بیاموزید.

     

    https://t.me/gadam_sa

    https://t.me/gadam_sa

     

     

    نوشته شده در دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ ساعت 2:54 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • تعدادی از افسرده ها هستند که گویی آرزوی فدایی شدن دارند. هزار و یک دلیل برای خود دارند که چرا باید در افسردگی بمانند. آنها مدام افکارشان حول و حوش هزاران فکر درد آور در این مورد که چقدر بد هستند و لایق هیچ دلخوشی و تفریحی نیستند میگردد.

    ~کتاب پایه افسردگان گمنام
    قدم دوم ص ۷۰

     

     

     

     

    نوشته شده در دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ ساعت 2:54 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • يكى از مهمترين قسمتهاى زندگى مان كه با آن خيلى مشکل داريم در تماس قرار گرفتن با احساساتمان است. بسيارى از ما كه هم اكنون افسرده ايم اين را ميدانيم كه يكى از بزرگترين استحكامات ما افسرده ها انكار احساساتمان است . ما با انتخابى كه در مورد بى حس كردن زنده دلى و حالتهاى خود به خودى طبيعى مان مى كنيم،در توانايى احساس كردن مان نيز نقصان ايجاد مى كنيم.

     

     

     

    ~کتاب پایه افسردگان گمنام
    ص ۹۰

     

     

     

     

    نوشته شده در دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ ساعت 2:53 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • دیدگاه بیل ویلسون درمورد افسردگی
    به گفته "بیل ویلسون" افرادی که گرفتار اظطراب و افسردگی هستند افرادی هستند که هوشیاری عاطفی خود را مورد توجه قرار نداده اند آن ها هنوز در پی عشق کامل ، موفقیت کامل یا امنیت کامل هستند و به این باورند که وقتی به این ها برسند دیگر حال شان خوب می شود.

     

    حال آن که اشتباه فکر می کنند آن چه که می خواهیم مهم نیست...

    "آن چه که هستیم مهم است."

    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 13:44 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • توانایی های افسردگان گمنام

    انجمن افسردگان گمنام چه توانایی هایی دارد؟
    پیش از هرچیز باید بگویم بعداز اینکه برای اولین بار در جلسات افسردگان گمنام حضور یافتم،مدت چند ماهی به رفتن درجلسات ادامه دادم سپس دیگر نرفتم.میپرسیدچرا؟چون افسردگی ام آنقدر شدید شده بودکه قادربه ترک آپارتمانم نبودم.میخواستم تنها باشم.دلم نمی خواست با کسی صحبت کنم.دلم میخواست سربه کوه وبیابان بگذارم وخودم را از همه چیز دورکنم .بعد از گذشت 6 هفته با مرکز درمانی که عضوش بودم تماس گرفتم تا ببینم آیا مانه ای برایم مانه ای آمده است یا نه یکی از اعضاافسردگان گمنام جلساتی که به آن میرفتم ،تلفن را پاسخ داد.چند دقیقه ای با او صحبت کردم چیزی در صدایش بود که به من میگفت باید به جلسات باز گردم بنا به دلایلی برایم مهم بودکه به جلسه برم در جلسه بعدی افسردگان گمنام شرکت کردم وبعد از جلسه به ناگاه اهمیت افسردگان گمنام وتوانایی هایش را دریافتم .
    این توانایی ها چه بود؟
    برای من هر بار مثل شرکت در اولین جلسه است.هر بار که به آنجا میروم اولش دچار ترس ونگرانی میشوم ،سپس یادم میاید اولین جلسه افسردگان گمنام مکانی است که دیگران هم مانند خودم افسرده اندآنهامیتوانند احساس مرا درک کرده وبا آن ارتباط بر قرار کنند.آنها مرا قضاوت نمی کنند یا فکر نمیکنند که من دیوانه شده ام درآنجا مرا می پذیرند دیگر توانایی افسردگان گمنام معجزه گروه است که تک تک افراد به گروه می اورند من شاهد قوی شدن ورشد اعضا بودم دوستان زیادی پیدا کردم وتوانستم روی حمایت ودرک شان حساب کنم برخی از تازه واردان مرتب به جلسات می امدند رشد و پیشرفت شان را میدیدم حتی اگر این پیشرفت درحدلبخندی بود که قبلا بر لبانشان نمی آمد معجزه گروه به من قدرت وانرژی میده مهمترین نیروی افسردگان گمنام امید است ما امید تازه ای یافته ایم مبنی بر اینکه قرار نیست تا ابددرزندان افسردگی زندانی بمانیم در اینجا راهی برای رهایی هر یک از ما وجود دارد این امید که نیروی برتر از طریق ما معجزه خواهد کرد وما شادی را پیدا خواهیم کرد امید به این که قلب ها وافکارمان با عشق وآرامشی که قبلا تجربه نکرده بودیم آشنا خواهد شد نیروی افسردگان گمنام برای من مفید است.امید وارم ودعا میکنم برای شما نیز مفید باشد وبه آمدن ادامه دهید.

    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 13:30 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []


  • چند سال بعد توانستم به وضوح ببینم که طغیان رنجش ها در وجودم سبب افسردگی ام بود.تاوقتی که خودم انتخاب کرده بودم که در رنجش ها و احساسات منفی ام باقی بمانم خداوند هم چوب جادویی اش را در اطرافم تکان نمیدادتا افسردگی و ناامیدی ام ناپدید شود.
    زمانی که توانستم رابطه ی بین افکار و افسردگی ام را پیدا کنم سعی کردم باور ذهنی سالم تری را انتخاب کنم.امروز من تلاش می کنم تا نسبت به رنجش هایی که در درونم ایجاد میشود آگاه باشم.وقتی سرو کله ی احساس خشم در زندگی ام پیدا می شود دیگر تحمل هیچ چیز را ندارم و این احساسات باید فورا برطرف شوند.


    منبع کتاب ندای بهبودی
    (افسردگان گمنام)
     

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:24 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • 28 کار مثبتی که می توانیم برای خود انجام دهیم
    تغذیه سالم داشته باشید . از مصرف الکل ، شکر ، کافئین ، نیکوتین و داروهای بدون تجویز پزشک خودداری کنید.
    ورزش کنید . هر ورزشی که خلق شما را بهتر می کند.
    از خانه بیرون بروید . نور خورشید به طور طبیعی باعث خوش خلقی می شود.
    به یکی از دوستان تان تلفن بزنید.شماره دیگر اعضای گروه را بگیرید.بادیگران ارتباط داشته باشید و در انزوا نمانید .
    نیایش کنید.
    مراقبه کنید.
    از عبارات مثبت استفاده کنید.
    افکار منفی را به مثبت تبدیل کنید.
    بخندید. در هر شرایطی شوخ طبع باشید.
    شدیدا از غیبت پرهیز کنید . خجالت نکشید و درباره باور های مربوط به افسردگی سوال کنید.
    با خود مهربان باشید. برای بهبودی به خود زمان بدهید.
    خواب خوب و پر اسایشی داشته باشید. اگر خسته اید چرت بزنید.
    حواس خود را به چیز دیگری معطوف کنید.
    موسیقی گوش کنید.
    برای روز خود برنامه ریزی کنید و وقت خود را هدر ندهید.
    داوطلب کمک شوید . کمک به دیگران به شما کمک می کند.
    به طور منظم در جلسات بهبودی شرکت کنید.
    یاد بگیرید خودتان را عاشقانه دوست داشته باشید.
    کار یا مطلبی بیاموزید.
    مسئولیت سلامت روانی خود را به عهده بگیرید.
    به سلامتی خود متعهد باشید.
    از افراد مضر پرهیز کنید. برای حالات روانی تان هیچ شرم یا گناهی را پذیرا نشوید.
    در زندگی تعادل داشته باشید.
    رفتار سپاس گزارانه را در خود پرورش دهید.
    وقایع روز خود را یادداشت کنید.
    خلاق باشید . نقاشی کنید . مطلب جالبی بنویسید یا کار دستی بسازید .
    از حق خود دفاع کنید. شما بهترین دوست خود هستید .
    رفتار مثبت و خوش بینانه ای را در خود ایجاد کنید .

     

    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 1:57 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  •  

    هفت علامت شایع بیماری افسردگی

    افسردگی یکی از بیماری های شایع قرن ماست و سازمان جهانی بهداشت هشدار داده است که این بیماری روانی بیش از سایر عوامل تهدید کننده حیات جسمی و روانی، انسان ها را در قرن حاضر تهدید می کند. علت افسردگی می تواند عوامل ژنتیکی، استرس زیاد، شکست های بزرگ در زندگی، از دست دادن و مرگ یکی از نزدیکان و عوامل پیچیده دیگر باشد.
    به گزارش مشرق به نقل از دادنا، وب سایت Healthline گزارشی درباره مهمترین عوامل پیدایش افسردگی منتشر کرده و در آن اشاره کرده است که ممکن است همه افراد بشر تا حدی دچار یکی از علائم افسردگی زیر شده باشند که نباید نگرانی زیادی به خود راه دهند اما اگر این علائم به صورت پیوسته در فرد رخ می دهد بهتر است هر چه زودتر به یک روانشناس یا روانپزشک برای مشاوره مراجعه کند.
    1- منفی شدن احساسات
    یکی از نشانه های بروز افسردگی می تواند تغییر منفی و بدبینانه دیدگاه فرد نسبت به زندگی باشد، بویژه آنکه احساس ناامیدی محض از بروز تغییرات مثبت در زندگی فرد ایجاد شود. معمولاً احساس ناامیدی از تغییرات مثبت همراه است با احساس بی ارزش بودن، حس تنفر از خود و بی دلیل احساس گناهکار بودن. شاید این حرف ها را زیاد بشنویم که «همه اش تقصیر من بود!» یا «که چی بشه؟! آخرش که چی؟!»
    2- بی علاقه شدن و از دست دادن انگیزه
    افسردگی می تواند منجر به از دست دادن علایق شخصی فرد نسبت به موضوعاتی شود که سابقاً به آنها عشق می ورزیده است. عدم علاقه به معاشرت با دوستان، ورزش کردن، سفر رفتن و شرکت در فعالیت های گروهی هم نشانه دیگری از بروز افسردگی است.
    3- خواب زیاد و احساس کرختی
    یکی از نشانه های افسردگی احساس کرختی زیاد و بی حوصلگی مفرط است. شخص احساس می کند مانند باتری خالی شده، کاملاً شارژش خالی شده و تمایل برای انجام دادن هیچ کاری ندارد. خواب آلودگی و ماندن طولانی مدت در رختخواب هم می تواند از نشانه های این بیماری باشد اما افسردگی به نوبه خود می تواند باعث بیخوابی نیز بشود که خود عامل کج خلقی و آشفتگی ذهنی است.
    4- بیقراری و دلهره داشتن
    بیماری افسردگی لزوماً منجر به بی حرکتی و کرختی نمی شود و می تواند به صورت فعالیت زیاد داشتن به همراه احساس دلهره و اضطراب خود را نشان دهد. انگاری هر آن ممکن است اتفاقی رخ دهد و فاجعه ای در انتظار شخص افسرده دل نگران است. این نوع نمایش افسردگی به همراه فعالیت زیاد، بیشتر در مردان دیده می شود. زنان وقتی دچار افسردگی حاد می شوند تمایل به گوشه نشینی و بی حرکتی دارند اما در مردان دیده شده که هنگام افسردگی حاد معاشرتی شده و به صورت بیمار گونه ای فعالیت می کنند.
    5- اختلال وزن بدن
    شخصی که دچار افسردگی حاد شده ممکن است به علت پرخوری مفرط یا بی اشتهایی کاذب دچار افزایش و کاهش وزن به صورت پیوسته باشد. اگر شخص بدون اینکه احساس گرسنگی کند تمایل به خوردن غذای زیادی دارد و یا هنگام احساس گرسنگی مفرط تمایلی به خوردن غذا پیدا نمی کند نشانه ای از افسردگی در وی دیده می شود.
    6- احساسات غیر قابل کنترل
    یک لحظه احساس عصبانیت و انفجار و لحظه ای دیگر بی اختیار گریستن. نداشتن کنترل بر روی بروز احساسات نشانه ای از ابتلا فرد به بیماری افسردگی است.
    7- فکر کردن به مرگ
    فکر کردن به مرگ و خودکشی یکی از علائم مشهور افسردگی است. کسی که اقدام به خودکشی می کند یقیناً افسرده است و کسانی که دائماً به مردن و مرگ فکر می کنند نیز به احتمال زیاد افراد افسرده ای هستند.

    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 1:57 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  •  


    افسرده شدیم‌، افسرده نمانیم‌

    زندگی گلی نیست که با افسردگی پژمرده شود و از بین برود درختی است که هم پاییز دارد و هم بهار.

    افسردگی هم مثل تمام اختلال‌های روانی از خصوصیات فردی انسان‌ها نشات می‌گیرد. افسردگی یک غمگینی طولانی‌مدت و عمیق است که روند عادی زندگی فرد را با مشکل ایجاد می‌کند. بعضی از نشانه‌های افسردگی عبارتند از احساس غمگینی شدید و بی‌حوصلگی، اختلال در خواب و اشتها، کرختی و در بعضی موارد نشانه‌های جسمی‌ مثل جوش زدن پوست، معده درد و…
    در افراد مختلف این نشانه‌ها متفاوت است مثلا ممکن است در فردی پر اشتهایی رخ دهد و خوابش زیاد شود و در اثر کم تحرکی‌اش با اضافه وزن مواجه شود. خوب است بدانید گاهی نشانه‌های زیاد سرخوشی هم می‌تواند نشانه افسردگی باشد. افرادی که ساعاتی از روز را بسیار شاد و ساعاتی را بسیار غمگین اند به افسردگی مانیک مبتلا هستند.
    در زندگی همه ما اتفاقاتی می‌افتد که ما را غمگین می‌کند اما هیچ‌کدام دلیلی بر این نیست که زندگی ما به اتمام رسیده است. ما در یک صورت می‌توانیم زندگی نکنیم که مرده باشیم. خوب است بدانیم که وقتی اتفاق بدی برای ما می‌افتد باید چه کنیم. وقتی عزیزی را به هر شکلی از دست می‌دهیم، وقتی ضرر‌های مالی و جانی را متحمل می‌شویم، وقتی با زشتی‌های دنیا روبه‌رو می‌شویم باید چه عکس‌العملی داشته باشیم؟
    یک انسان طبیعی و سالم در حالت عادی از این اتفاق‌ها غمگین می‌شود ما هم از شما انتظار نداریم که شاد شوید شما می‌توانید برای این اتفاق‌ها سوگواری کنید، گریه کنید اتفاقا اصلا جلوی اشک‌هایتان را نگیرید. ما انسانیم و باید عکس‌العمل‌های طبیعی خود را داشته باشیم. اما نباید اجازه دهید که گریه و سوگواری بر شما غلبه کند همین که ناراحتی خود را بروز دادید کافی است بسته به اتفاقی که افتاده است سوگواری شما هم می‌تواند کوتاه‌تر یا طولانی‌تر شود. بدترین اتفاق در زندگی هر کس بنا به آمارهای به دست آمده مرگ همسر است. سوگواری برای این مصیبت ۴۰ روز است و تا یک‌سال باید شما به زندگی عادی برگشته باشید وگرنه نشانه‌های افسردگی به صورت یک اختلال روانی بروز می‌کند و ماندگار می‌شود.
    اگر فکر می‌کنید در مقابله با مصیبت و یا اتفاقی که شما را غمگین می‌سازد نمی‌توانید مقاومت کنید و از پس آن بر نمی‌آیید حتما به روان‌شناس مراجعه کنید و هیچ وقت‌ سرخود از قرص‌های آرامبخش استفاده نکنید چون ممکن است این داروها شما را افسرده‌تر بکند. افسردگی غیر از این‌که دلایل محیطی دارد زمینه ارثی و ژنتیکی هم می‌تواند داشته باشد. بعضی‌ها دچارافسردگی فصلی می‌شوند مثلا اوایل پاییز و یا زمستان دچار افسردگی می‌شوند. بعضی‌ها چند روز از ماه را افسرده‌اند. افسردگی‌های مختلفی هم وجود دارد اعم از افسردگی دوران بارداری، افسردگی پس از زایمان و… . افسردگی بنا به شدت و مدت آن متفاوت است اما آنچه مهم است چگونگی مقابله با آن است.
    دنبال علت افسردگی باشید
    ابتدا دنبال دلیل افسردگی خود باشید. اگر افسردگی شما بدون دلیل است به خاطر این است که زندگی بی‌دلیلی دارید. قبل از هر چیز با خودتان خلوت کنید و به هدف‌هایتان بیندیشید و حتی فراتر از آن به آرزوهایتان. می‌توانید آنها را یادداشت کنید حتی اگر دست نیافتنی باشند مرورشان به شما نیرو خواهد داد. بعد به زندگی خود نگاه کنید و ببینید که چقدر زندگی و تلاش‌هایتان در مسیر رسیدن به آرزوها و هدف‌هایتان است. مهم این نیست که چقدر از آرزوهایتان دورید مهم این است که روز به روز نزدیکتر‌ می‌شوید یا دورتر. حتی اگر به آرزوهایتان نرسیدید زندگی در مسیر آنها برایتان لذت‌بخش و پر انگیزه خواهد بود.
    اگر افسردگی شما دلیل دارد خوب به آن فکر کنید و ببینید چه راهی برای خلاصی از آن دارید، اگر راهی پیدا کردید دیگر دلیلی برای افسردگی ندارید. اگر راهی برای خلاصی از آن دلیل نبود راهی جز فراموش کردن ندارید.
    ذهن انسان به طور خودکار خاطرات بد را به فراموشی می‌سپارد اگر شما دائما به طور خود آزارانه‌ای این خاطرات را به خاطر بیاورید و مرور کنید ذهن شما خسته خواهد شد و شما نیز افسرده می‌شوید، بگذارید هر چیزی روند طبیعی‌اش را در بدن شما طی کند.
    اگر احساس افسردگی می‌کنید و بی‌حوصله هستید، در خانه بیکار ننشینید. اگر شغلی داشتید که رهایش کردید به آن بازگردید. بیکاری یکی از بزرگترین دلایل بی‌حوصلگی و افسردگی است. از خوابیدن زیاد و یا کم پرهیز کنید. اندازه بخوابید و اندازه بخورید. صبح‌ها به حمام بروید و از دوش گرفتن در شب خودداری کنید با آب داغ دوش نگیرید.
    دوری از افسردگی‌
    آب گرم افسردگی را تشدید می‌کند سعی کنید حداقل روزی یکبار صبح‌ها دوش آب سرد یا ولرم بگیرد. ورزش کنید حتی پیاده‌روی. از غذاهای شیرین استفاده کنید خوراکی‌هایی مثل کاکائو می‌تواند به شما شادی بخشد. از دوستان و اطرافیانتان بخواهید به شما کمک کنند تا شادی و نشاط خود را به دست بیاورید.
    هر روز یک کار جدید انجام دهید و برای خود یادداشت کنید حتی اگر خریدن یک جوراب یا گذاشتن یک گل در گلدان باشد. همه ما دائما در حال گفتگو با درون خود هستیم. کمی‌ تمرکز کنید و ببینید که شما به خود چه می‌گویید آیا جمله‌های امیدبخش به کار می‌برید یا دائما با خود کلنجار می‌روید و ناامیدانه صحبت می‌کنید.
    شروع کنید به تمرین‌هایی درخصوص گفتگوهای درونی. با خود مهربان باشید دوست خودتان باشید و به خودتان امید دهید حتی در بدترین لحظات شما می‌توانید قدرتی باورنکردنی در خود به وجود بیاورید. ممکن است در اطرافیان شما کسی دچار افسردگی باشد.
    زندگی گلی نیست که با افسردگی پژمرده شود و از بین برود درختی است که هم پاییز دارد و هم بهار. باغبان خوبی برای درخت زندگی خود باشید و هیچگاه شما باعث و دلیل افسردگی کسی نشوید.


    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 1:57 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • فقط برای امروز افسردگان گمنام

    فقط برای امروز سعی می کنم زندگی کنم و مشکلات تمامی طول عمر را به یک باره بر دوش نکشم . من می توانم یک مشکل را برای دوازده ساعت تحمل کنم ، اما اگر بخواهم فکر کنم که باید تا آخر عمر با آن بسازم برایم درد آور و غیر قابل تحمل خواهد بود.

    فقط برای امروز خوشحال خواهم بود در واقع بیشتر مردم به همان اندازه که خودشان می خواهند خوشحال هستند .

    فقط برای امروز خودم را با شرایط موجود وفق می دهم و سعی نخواهم کرد که شرایط را به میل خود تغییر دهم . سعی می کنم سرنوشت را همان طور که اتفاق می افتد قبول کنم و خودم را با آن تطبیق دهم .

    فقط برای امروز روح و روان خود را تقویت می کنم ، مطالعه کنم ، چیزهای مفید یاد می گیرم ، ذهن خود را بدون استفاده نمی گذارم مطالبی را می خوانم که نیاز به سعی و فکر و تمرکز داشته باشد.

    فقط برای امروز روح و روان خود را از سه طریق به تمرین وا می دارم :
    1- یک کار نیک برای کسی انجام می دهم اما نمی گذارم که او یا هیچ کس دیگری بفهمد که من آن را انجام داده ام و اگر کسی فهمید آن را به حساب نمی آورم .

    2- می خواهم خوشرو باشم و به همان خوبی دیده شوم که به نظر می رسد .

    3 لباس مناسب بپوشم ، آرام صحبت کنم ، رفتار مودبانه داشته باشم ، انتقاد پذیر باشم ، عیب جویی نکنم و سعی کنم فقط خودم را تغییر دهم نه دیگران را .

    فقط برای امروز برنامه ای خواهم داشت ، شاید که این برنامه را مو به مو اجرا نکنم اما به هر حال برنامه ای خواهم داشت . امروز از خدا می خواهم که مرا از شر دو آفت عجله و دودلی نجات دهد.

    فقط برای امروز نیم ساعت با خود خلوت می کنم و سعی می کنم با دید بهتری به زندگی نگاه کنم .

    فقط برای امروز ترسی نخواهم داشت ، مخصوصا" از لذت بردن به خاطر آن چه زیباست واهمه نخواهم داشت و باور دارم که گویی من به جهان تقدیم شده ام.


    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 1:57 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  •  
    قسمتی از نشریه

     

    یادم می آید زمان زیادی طول کشید تامن بفهمم که در مقابل تغییراحساس افسردگی وجلوگیری از افسردگی عاجزم .
    مثل اسپند روی آتش بالا وپائین میپریدم وبرای تغییر این احساس به هر دری میزدم تا افسردگی را دور کنم

    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 1:57 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []


  • چگونگی عملكرد
    شما شاهد معجزه گروه هستید . شما به گروهی پیوسته اید كه اعضایش در مسیر امیدواری حركت میكنند .
    و در این راه به طور دو جانبه یگدیگر را حمایت می كنند . شما خواهید شنید كه چگونه امید، نور و انرژی به زندگی كسانی برگشته كه قبلا نا امید بوده اند ، و در چاه تاریكی افتاده و خسته از زندگی بودند .
    با عضو شدن در این گروه احساس می كنیم اینجا امید هست ،اینجا برای من هم شانسی هست . 
    من هم میتوانم بهبودی پیدا كنم .
    حقیقت این است كه ، داروهای جادویی و فرمول های ساده موفقیت نداریم.
    ما باور داریم كه برای نجات از زندان افسردگی ، زمان و تلاش نیاز داریم . 
    ما در مراحل مختلف بیماری افسردگی دچار جراحتهای بسیاری شده ایم .
    همچنین می دانیم كه اینجا روشی برای كنترل زندگیمان وجود دارد كه موثر و كار آمد است . 
    این روش برای همه كسانی كه میخواهند زندگی خود را تغییر دهند موفقیت آمیز است .
    زمانی معتقد بودیم كه دیگر هیچ امیدی نیست و خود كشی تنها راه نجات است ...
    اولین قانون طبیعت این است كه هر رشدی به تدریج صورت می گیرد . 
    این كلام باور اصلی ما افسردگان و همه كسانی است كه می خواهند زندگی بهتری داشته باشند .
    هر چه در جلسات حاضر شویم بیشتر یاد می گیریم و راههای مختلفی برای رهایی از افسردگی پیدا می كنیم . همچنین یاد میگیریم تسلیم نشدن در برابر بیماری خودمان چقدر حیاتی است و اینكه از خودمان غافل نشویم



    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 1:57 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • رام نامه افسردگان گمنام
    1-من می پذیرم و باور دارم : اگرچه اکنون همه چیز نا امید کننده به نظر می رسد ، "تصمیم دارم از افسردگی بهبود یابم . "

    من در مانده نیستم و امروز انتخاب می کنم حال بهتری داشته باشم .

    2-نیروی برتری را می خواهم باور کنم و بپذیرم که مهربان و بخشنده است .

    این نیرو و گروه ارکان اساسی قدرت ، التیام و شفا هستند .

    3-با مشارکت ، تجربه ، نیرو و امیدم به دیگران اعتماد می کنم.

    4-دیگر در افسردگی ام تنها نیستم .

    اکنون فهمیده ام که بسته به میل خود می توانم با دیگر افراد گروه دوست شوم . افرادی را پیدا کرده ام که من و مشکلاتم را درک می کنند .

    از دیگر اعضای گروه رفتار مثبت و مهارت های برخورد صحیح را یاد می گیرم .

    5-فراموش نمی کنم که درخت بلوط زمانی دانه ای بیش نبود .

    بهبودی با برداشتن قدم های کوچک آغاز می شود .

    قبول مسئولیت برای حرکت از افسردگی به سوی صلح و ارامش نیز همین طور است .

    6-بدنم را متناسب نگه می دارم .

    این کار هم برای ما که افسرده ایم و هم برای کسانی که زمانی افسرده بوده اند نیز ضروری است .

    فعالیت های جسمی نه تنها بدن را متناسب نگه می دارد بلکه سبب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس می گردد .

    فراموش نکنید انگیزه به دنبال عمل می آید .

    (کتابچه راهنمای تازه واردین افسردگان گمنام)

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 1:56 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • مرام نامه افسردگان گمنام (قسمت دوم)
    7- تمام چیزی که داریم همین امروز است . ماندن در آسیب های گذشته و ترس از فردا امروز شما را می دزدد .

    بر خلاف ان چه ممکن است بیاندیشید شما مسئول احساس و افکارتان هستید .

     

    8-با خود مهربان هستم .

    برای انجام فعالیت های قابل اندازه گیری در زندگی خود،امروز شروع به برنامه ریزی می کنم.

     

    9-کنار کشیدن از دوستان و دیگر ارتباطات اجتماعی اولین علامت بازگشت به انزوا و درد افسردگی است .

    اگر دچار این حالت شده اید به دوستان خود سر بزنید .

    به جلسات بروید و از نیروی برتر خویش کمک بخواهید.

     

    10-می دانم که با تلاش و صرف وقت بهتر خواهم شد و از افسردگی خویش بیرون خواهم امد .

    باور دارم که حتی اگر احساس ناامیدی کنم عاجز و درمانده نیستم.

    تصمیم خواهم گرفت که بهبود یابم.

    (کتابچه راهنمای تازه واردین افسردگان گمنام)

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 1:56 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • مرام نامه افسردگان گمنام(قسمت سوم)
    11-هر روز فهرستی از قابلیت های مثبتم تهیه می کنم .

    عادت داشتم از هر کاهی کوهی بسازم و بدترین چیز های زندگیم را بزرگ نمایی کنم ، اما از این به بعد به جای نقاط ضعف بر نقاط قوتم تمرکز می کنم .

     

    12-برنامه افسردگان گمنام سرشار از امید و آرامش است.

    هر قدر بشتر تلاش می کنم افکار و رفتار مثبتی داشنه باشم ، اعتماد به نفس و عزت نفسم بیشتر می شود .

     

    13-ترجیح می دهم ناکامل باشم و خوشحال ، تا دائم برای جنگ در رسیدن به کامل بودن و احساس خوشبختی .

     

    14-باور دارم با کارکرد برنامه دوازده قدمی افسردگان گمنام ، نیروی برترم صلح و آرامشی بیشتر از آن چه من در جستجوی آن هستم در من جاری می کند .

     

    (کتابچه راهنمای تازه واردین افسردگان گمنام)

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 1:56 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • عبارات مثبت
    • به جلسات بیایید.
    • اگر به برنامه عمل کنید تاثیر گذار خواهد بود.
    • فقط برای امروز زندگی کنید.
    • رفتاری سپاس گزارانه داشته باشید.
    • این نیز بگذرد.
    • آسان تر است که کارهایت را انجام بدهند ، اما خودت انها را انجام بده.
    • بگدار بگذرد و به خداوند اجازه بده کارش را بکند.
    • درست کار باش و نقشه نکش.
    • فکر کن ، فکر کن ، فکر کن.
    • لبخند بزن.
    • وانمود کن تا تحقق یابد.
    • خودت را تغییر بده.
    • صادق باش.
    • شاد ، خوشحال و آزاد باش.
    • زندگی کن و بگذار زندگی کنند.

     

    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 1:56 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []


  • افسردگان گمنام باور دارد ، ما نباید به عنوان کسی که تا ابد از افسردگی رنج خواهد برد ، به خود نگاه کنیم .

     

    ما معتقدیم که از افسردگی بیرون می آییم و به دیگران نیز کمک خواهیم کرد تا از افسردگی شان بیرون بیایند.

    اینکه به خود برچسب افسردگی بزنیم خلاف جریا ن بهبودی پر بار ماست.

    ما قربانی نیستیم . بگذارید فرد افسرده بداند که دیگر در کشمکش با افسردگی تنها نیست.

    ما به دیگران کمک می کنیم تا بیاموزند چگونه فعالیت های مورد علاقه شان را از سر بگیرند و گروه هایی ایجاد می کنیم که در ان اعضا به یکدیگر کمک کنند مهارت های جدیدی در زمینه مدیریت زندگی فرا گیرند و دوباره زندگی جدیدی را با امید و شوق اغاز کنند.

    کمک به دیگران باعث می شود تا هر روز احساس بهتری درباره خودمان داشته باشیم .

    ما در اینجا درباره علل و طبیعت افسردگی و از بین بردن شرم ناشی از احساس افسرده بودن یاد می گیریم.

     

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 1:56 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • علائم افسردگی
    باید توجه داشت که علائم افسردگی می توانند کاملا شخصی بوده و علائم زیر فقط جهت خود سنجی  و راهنمایی تازه واردین بیان شده است :

     

     

    1-احساس بی حوصلگی و غم در بیشتر ساعات روز

     

    2-کاهش علاقه و احساس لذت بردن از زندگی

     

    3-افزایش یا کاهش قابل توجه وزن بدون رژیم

     

    4-بی خوابی و یا پر خوابی

     

    5-بیش فعالی و بی قراری غیر عادی یا کاهش فعالیت

     

    6-احساس بی ارزشی یا احساس گناه بی مورد یا بیش از اندازه و عدم احساس رضایت از خود

     

    7-رخوت و خمودی (بی انرژی بودن)

     

    8-تقلیل قدرت اندیشیدن ، تمرکز یا تصمیم گیری

     

    9-افکار تکرار شونده در باره مرگ یا خودکشی

     

    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 1:56 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • مهارت های برخورد نا صحیح
    مصرف الکل یا مواد مخدر
    افراط در خوابیدن و یا بی خوابی
    پرخوری
    طفره رفتن - به تعویق انداختن
    فرار از مسئولیت ها

    شرکت در جلسات و تماس با راهنما
    ورزش و برنامه ریزی تفریحی به صورت منظم
    استراحت به منظور مراقبت از خود
    پرهیز و کناره گیری از رویداد ها و شرایط بحران زا
    عادات صحیح تغذیه سالم
    مدیریت زمان
    برنامه ریزی روزانه

     

    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 1:56 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • عوامل استرس زا در زندگی
    کدام یک از اتفاقات مهم زیر طی دوازده ماه گذشته در زندگی تان رخ داده است؟

     

    هر یک از موارد زیر می تواند باعث بروز استرس شود :

    • مرگ همسر
    • طلاق
    • جدایی از همسر
    • زندان
    • مرگ فامیل نزدیک
    • سانحه یا بیماری
    • ازدواج
    • اخراج از کار
    • مصالحه و آشتی با همسر
    • باز نشستگی
    • تغییر در وضعیت سلامت افراد خانواده
    • بارداری
    • مشکلات جنسی
    • ورود فرد تازه به خانواده مثلا ازدواج یا تولد
    • تعدیل مجدد کسب و کار
    • تغییر در موقعیت مالی
    • مرگ دوست صمیمی
    • تعویض شغل
    • وام یا قرض سنگین
    • تغییر مسئولیت کاری
    • دستاورد برجسته شخصی
    • آغاز یا پایان مدرسه
    • تغییر شرایط زندگی
    • تغییر عادات شخصی
    • مشکل با رئیس
    • تغییر در ساعات کاری
    • تغییر در محل زندگی
    • تغییر در مدارس
    • تغییر عادات مربوط به سرگرمی
    • تغییر فعالیت های مذهبی
    • تغییر فعالیت های اجتماعی
    • وام یا قرض متوسط
    • تغییر عادات خواب
    • تغییر در مهمانی های خانوادگی
    • تغییر در عادات غذایی
    • تعطیلات
    • فصل تعطیلی
    • خشونت های خفیف قانونی
    • افزایش جر و بحث والدین
    • اخطار باز پرداخت وام و قرض
    • مشکلات با خانواده
    • آغاز یا ترک کار همسر

    نداشتن مهارت های حل مساله در هر یک از موارد بالا ممکن است سبب ایجاد فشار و استرس در زندگی شود که خود می تواند عامل ایجاد افسردگی و بیماری هایی نظیر سر درد های متناوب عصبی ، سوءهاضمه ، بی خوابی و بیماری های بسیار جدی نظیر زخم معده ، سرطان ، میگرن و نظایر آن شود.

    برای مقابله با استرس می توانید فنون و مهارت های زندگی سالم ، ریلکسیشن(آرام سازی)  و مدیریت استرس را یاد بگیرید و تمرین کنید .

    در موارد شدید به کار گیری مهارت های روزانه ریلکسیشن برای سلامتی تان بسیار مهم است.

    از خود مراقبت کنید پیش از انکه به بیماری خاصی مبتلا شوید یا ذهن تان شدیدا پریشان شود.

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 1:56 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []

  • افکار مثبت در مقابل افکار منفی
    مثبت ها :

     

    • خودم را می پذیرم.
    • به خودم احترام می گذارم.
    • با خود بردبار و شکیبا هستم.
    • می توانم به خودم بخندم.
    • آدم متفکر خلاقی هستم.
    • امیدوارم.
    • با انگیزه هستم.
    • دوست دارم مسئولیت داشته باشم.
    • همیشه نباید موفق شوم.
    • همیشه نمی توانم موفق شوم.
    • دیگران را دوست دارم.
    • آدم با ارزشی هستم.(لیاقت صرف زمان را دارم.)
    • خود راهبر هستم.
    • استعداد های زیادی دارم.
    • خودم را دوست دارم.
    • می توانم کاری انجام دهم.
    • انتخاب های زیادی در زندگی دارم.
    • محدودیت هایم را می پذیرم.
    • نگاهم به آینده است.
    • از تغییر و عقاید جدید خوشم می اید.
    • من یک برنده ام.
    • قدرت انتخاب دارم.
    • ایمان دارم.
    • به نیروی برتر معتقدم.
    • از زیبایی طبیعت لذت می برم.
    • به تفاوت های فردی مردم احترام می گذارم.
    • می پذیرم که دیگران می توانند اشتباه کنند.
    • با افراد زیادی می توانم معاشرت کنم.
    • مجبور نیستم دیگران را کنترل کنم.
    • از دیگران نمی خواهم مرا خوشحال کنند.
    • دیگران را به خاطر احساسم سرزنش نمی کنم.
    • آن چیزی را که نمی توانم تغییر دهم می پذیرم.
    • به تجارب جدید خوش امد می گویم.
    • دوست دارم از استعداد هایم استفاده کنم.
    • قدر فرصت ها را می دانم و از زندگی لذت می برم.

    منفی ها :

    • خودم را دوست ندارم.
    • از خودم بیزارم.
    • من احمقم.
    • من زشتم.
    • من خوب نیستم.
    • نا امیدم.
    • هیچ کس را باور ندارم.
    • به کسی اعتماد ندارم.
    • من یک بازنده ام.
    • هیچ وقت کاری را درست انجام نمی دهم.
    • اخرین نفری هستم که به چشم می ایم.
    • من یک شکست خورده ام.
    • می دانم هرگز نمی توانم عوض بشوم.
    • در مقابل هر مشکلی ضعیفم.
    • بلد نیستم یک حرف درست بزنم.
    • اراده ندارم.
    • به همه شک دارم.
    • بدبخت به دنیا امده ام.
    • مردم را واقعا دوست ندارم.
    • هیچ استعدادی ندارم ، در کل بی استعدادم.
    • به کسی نیاز دارم که از من مراقبت کند.
    • از بیدار شدن متنفرم.
    • از همه بدترم.
    • گذشته رهایم نمی کند.
    • فکر نمی کنم کسی مرا دوست داشته باشد.
    • از وجود مردم رنج می برم.
    • دوست ندارم مسئولیتی به عهده ام باشد.
    • نمی توانم  با مشکلات روبرو شوم.
    • می ترسم شکست بخورم.
    • باید شرایط بهتری داشته باشم.
    • باید باهوش تر باشم.
    • باید موفقیت بیشتری کسب کنم.
    • باید اوضاع را کاملا کنترل کنم.
    • نمی توانم تغییر کنم.
    • از زندگی متنفرم.
    • زندگی بی معنی است .(معنایی در زندگی نمی بینم.)

     

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 1:56 توسط : 12&12 | دسته : افسردگان گمنام
  •    []