دسته بندي ها

جستجو

دوازده قدم ودوازده سنت


این وبلاگ حاوی اطلاعاتی درمورد انجمن های گمنام دوازده قدمی بوده و مشخص می نماید که چگونه این انجمن ها می توانند منابعی موثر و حیاتی برای معتادانی باشند که تمایل به ترک اعتیاد و بهبودی از طریق برنامه های 12 قدمی دارند. اگرچه هدف اطلاعات ارائه شده در اين بخش به منظور آگاه نمودن افرادی است که آشنایی با انجمن های دوازده قدمی ندارند؛  با این حال معتادان در حال بهبودی نیز می توانند برای پیشرفت و رشد خود در بهبودی از این اطلاعات بهره مند شوند.



:




اندیشه امروز شانزدهم دی ( a day at a time )

برای من حتی بصورت رویا و خیال پردازی قابل تصور نبوده است که سپردن اراده و زندگیم به خداوند تا چه میزان می تواند منشا اتفاقات خوب در زندگی من باشد . من امروز قادرم که از معجزه بهبودی خود خوشحال و شادمان باشم و در شادی افرادی که امید و شیوه جدید زندگی را در برنامه یافته اند سهیم باشم . پس از سالهای نومیدی و وحشت من امروز احساس می کنم که خداوند همیشه با من بوده است و من غافل ، اسیر دیو اعتیاد خود را تنها و وانهاده می انگاشتم . 
آیا درک روشن من از اراده و خواست خداوند یکی از بهترین اتفاقات زندگی من نبوده است ؟ آیا من بخاطر تضادی که بین بخش اول زندگی من (اعتیاد ) و مرحله کنونی ( بهبودی ) وجود دارد سپاسگزار خداوند هستم ؟در بخش اول من به عنوان یک معتاد فعال دائما با توهمات و ترسهای خود در جدال بودم و اکنون به عنوان یک معتاد بهبود یافته قادر به رویارویی با احساسات و عواطف خود و پذیرش مسئولیتهایم می باشم و آموخته ام که واقعیت چیست و فلسفه زندگی کدامست . 
آیا من به خاطر بهبود و توسعه ارتباطم با خداوند و نزدیکی به او ، سپاسگزار برنامه می باشم ؟

" من بخاطر تضادها در زندگیم سپاسگزارم . " 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵ ساعت 1:6 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • فقط برای امروز 16 دی

     

    16 دی عملکرد این برنامه چگونه است؟
    « سابقاً فکر میکردم پاسخ تمام پرسشهای خود را در اختیار دارم،
    اما امروز خوشحالم از اینکه این چنین نیست.»
    کتاب پایه
    v
    دو کلمه مورد علاقه اکثر معتادان چیست؟ «من میدانم!» متأسفانه بسیاری از ما وقتی وارد NA میشویم فکر میکنیم پاسخ تمام پرسشها را در اختیار داریم. ما درباره مشکلات خود دانش زیادی داریم. اما این دانش هرگز به تنهایی به پاک ماندن ما کمک نکرده است.
    اعضایی که بهبودی طولانی مدت به دست آوردهاند، اولین کسانی هستند که میپذیرند هر چه بیشتر در اینجا بمانند، چیزهای بیشتری را باید یاد بگیرند. اما آنها مسئلهای را به خوبی میدادند: با پیروی از این برنامه ساده دوازده قدمی، توانستهاند پاک بمانند. آنها دیگر نمیپرسند "چرا"، بلکه میپرسند "چگونه". ارزش گمانهپردازی بیپایان در مقایسه با تجربه معتادانی که روشی را برای پاک ماندن و پاک زندگی کردن پیدا کردهاند، رنگ میبازد.
    این مسئله بدین معنا نیست که در صورت لزوم نمیپرسیم "چرا". به NA نمیآییم که فکر کردن را کنار بگذاریم! اغلب اوقات ارزش قائل شدن برای پرسشهای خود فکر بسیار خوبی است. به جای اینکه بپرسیم "چرا"، میپرسیم "چگونه". چگونه این قدم را بردارم؟ چه مواقعی باید در جلسات حضور یابم؟ چگونه باید پاک بمانم؟
    v
    فقط برای امروز: پاسخ تمام پرسشها را در اختیار ندارم، اما میدانم کجا باید پاسخ پرسشهای مهم را پیدا کنم. امروز، از معتاد دیگری میپرسم، «عملکرد این برنامه چگونه است؟»

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵ ساعت 1:4 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 16 دی

     

    ایمان جای ترس را می گیرد...
    ترس از زنگ تلفن برایم مثل ترس از آژیر خطر بود .به یاد می آورم که با دقت به چهره مردمی که با من صحبت می کردند نگاه می کردم .آیا آنها خبرهای بدی برای من داشتند؟
    آیا تلفن خبرهای بدی می داد ؟آیا زنگ خطر مربوط به وضع اضطراری پسرم بود؟این یک ترس دایمی ،بی امان ،ضعیف کننده و جدا نشدنی بود.
    کار کرد دوازده قدم برنامه نارانان مرحله هایی را شروع کرد که ترس دایم از فاجعه ،به ایمانی که نیروی برترم از من مراقبت می کند تبدیل شد.وقتی پسرم به سوی بهبودی رفت من از ترس فاجعه آرام گرفتم.
    سپس ترس من از فاجعه به ترس از لغزش تبدیل شد که همان احساس های قبلی بی امان دایمی ضعیف کننده و جدا نشدنی بودند .من دوباره برنامه نارانان را دنبال کردم و چیزی یافتم که برایم کار کرد.
    من بودن در بهبودی را با یک سپرده ثابت بانکی مقایسه می کردم.به روزها ،هفته ها وماه های بهبودی نگاه می کردم و هم چنین تحسین ،احترام و عشق تو ظهوری که بین من وپسرم گسترش یافته بود می دیدم و آنروزها را در یک حساب ثابت پس انداز می کردم.با خودم می گفتم که هیچ چیز وهیچ کس نمی تواند آن روزها را از من بگیرد یا زمان را به عقب برگردانده و آن روزها را پاک کند.بهبودی دو طرفه ما،مال من بود که تا ابد حفظ کنم.
    امروز ایمان دارم که برنامه دوازده قدمی مربوط به هر یک از ما ادامه خواهد یافت تا روزهایی را به همرا ه بیاورند که بتوانم روز به روز روی آن حساب کنم.همان اندازه که ایمانم افزایش می یابد ترس من که قدرت نیرومندی است کاهش پیدا می کند .ایمان مرا در مقابل ترس حفظ می کند.
    تفکری برای امروز:
    با کمک نیروی برترم و روز به روز اینان را جایگزین ترس خواهم کرد.

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵ ساعت 1:4 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • شهامت عوض شدن "الانان" 16 دی

     

    همانطور که بهبودیمان را دنبال میکنیم ممکن است با فرصت هایی جهت درک عمیق چیزهایی که مدتها قبل شروع کردیم مواجه ،مواجه شویم . شاید زمانی یاد گرفته ایم که از یک مشکل خاص جدا شویم . اکنون ماهها یا سالها پس از آن وقتی که یکبار دیگر لازم است وابستگی خود را قطع کنیم . (رها کنیم) ممکن است اینطور احساس شود که ما هر آنچه را که می دانستیم فراموش کرده ایم . در چنین مواقعی مهم است بیاد داشته باشیم که اگر چه ممکن است احساساتمان یکسان باشند ، اما ما مثل هم نیستیم . بهبودی ما موضوع مهمی است تمام تجربه ، نیرو و امیدی که در خلال امروز اندوخته ام مرا بسوی انتخابهایم سوق میدهند . ممکن است اکنون درستی تشخیص ندهم ، اما پیشرفت کرده ام و با برداشتن هر قدمیکه برمیدارم به تداوم این پیشرفت ادامه میدهم . شاید چیزهایی را یاد بگیرم که قبلا آنها را آموخته ام ، اما لازم است که آن را عمیق تر یاد بگیرم .من ممکن است در جریان امور با آگاهی بیشتری گام بردارم ، یا سریعتر و آسانتر به نیروی برترم پناه ببرم و یا بی درنگ به سراغ دوستان الانانی ام بروم .

    یاد آوری برای امروز
    بجای این تصور که شکست خورده ام یک درس دشوار را بار دیگر فرا میگیرم . کم باید تحربیات را به عنوان بخشی از روند بهبوری طولانی مدت که نیازمند تکرار و تمرین میباشد در نظر بگیرم . من میتوانم اعتماد داشته باشم که در نهایت آنقدر آنرا خوب یاد خواهم گرفت که بصورت یک پاسخ اتوماتیکی مطمئن و درست نتیجه خواهد داد . " ذهن انسان همواره در حال پیشرفت است اما این پیشرفت درون پیچیدگی هایی است

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵ ساعت 1:4 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • روز به روز 16 دی

     

    هرروز وقتی یک فرد بیمار و وابسته در کمال ناامیدی زندگیش را شروع می‌کند. به‌طور غریزی دست به کارهایی می‌زند که از آن حالت‌های ترسیدن و بد حالی رها شود و گاهی این اعمال امکان دارد، با صدمه زدن به خود و دیگران دیده شود. این فرد نمی‌داند که اجرای همین اعمال نیاز به شجاعت و شهامت دارد. وی بدون تفکر و بدون داشتن اختیار، فقط از روی غریزه آن را انجام می‌داد. اصول معنوی برنامه‌ی ‌خودیاری به من یادآور می‌شود، که شهامت خود را جهت نابودی خودم و دیگران در هر روز بکار برده و هرکاری را انجام می‌دادم، به‌جای اینکه آنرا در جهت و مسیر بهبودی و سازندگی خود به کار گیریم. امروز شهامت اداره‌ی زندگیم را که در فقط برای امروز به من داده شده است و آنرا به دشواری کسب کرده‌ام. چون من هم مثل شما باور نداشتم که باید اداره‌ی زندگی را به گونه‌ای دیگر انجام دهم آن‌هم برای فقط برای امروز. امروز قادر هستم با رعایت اصول برنامه جهت زندگی بهتر و توأم با آرامش و صلح و دوستی و ارزش‌های والای انسانی و احترام به خود و دیگران زندگی با عشق را تجربه کنم. خداوندا: تورا برای زندگی و تولد دوباره‌ام سپاسگزارم. از اینکه اراده و قدرتم را به خداوند، واگذار کرده‌ام خوشحالم.
    شروع زندگی امروزم، معجزه‌ی خداوند است!

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵ ساعت 1:3 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مراقبه روزانه "یکسال معجزه" 16 دی

     

     

    اکثراً به ما نیاموخته اند که اهداف خود را مشخص و برای بدست آوردن آن ها گام برداریم.
    اصلا قصد قطع مصرف نداشتم. کارفرمای من می دانست سیگار می کشم. او برای سلامتی اهمیت ویژه ای قائل بود. می دانید که منظورم چیست؟ او پیشنهاد کرد تا در یکی از مؤسسات ترک سیگار شرکت کنم. ده دلار شرط بندی کرده بود که نمی توانم تا پایان سال تحصیلی قطع مصرف کنم. به عنوان یک دانشجو نیاز شدیدی به آن ده دلار داشتم و برای به دست آوردن حاضر بودم دست به هر کاری بزنم. به نیت اینکه برای مدتی قطع مصرف کنم به آن جا رفتم. اما خداوند نقشه بهتری برایم داشت. یکی از دوستانم که در یک برنامه دوازده قدمی شرکت داشت نیز آن جا بود که راهکارهایی برای قطع مصرف نیکوتین در اختیارم قرار داد. نتیجه این شد که دو روز زودتر از موعدی که تصمیم گرفته بودم قطع مصرف کردم. چند ماه بدون همراه داشتن نیکوتین مصرفی بر سر کار می رفتم و راهکارهایی را که گرفته بودم به کار می بردم. در حقیقت به روال "فقط برای امروز" زندگی می کردم و حتی بعضی وقت ها فقط برای یک دقیقه دیگر. همسرم هنوز سیگار می کشید اما این موضوع دیگر مرا آزار نمی داد. چند ماه بعد در حالی که درگیر امتحانات دانشگاه بودم و زمان پراضطرابی را پشت سر می گذراندم با ته مانده سیگار همسرم که در زیر سیگاری بود لغزش کردم. سرانجام شب سالگرد قطع مصرف الکل قطع مصرف نیکوتین کردم.

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵ ساعت 1:3 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • اندیشه امروز پانزدهم دی ( a day at a time )

    اکنون که ما " پاک " هستیم و در دنیایی واقعی زندگی می کنیم بنظر مشکل می رسد آنگونه که دیگران ما را می بینند خود را دیده و میزان بهبودی و پیشرفت خود را تعیین نمائیم . در گذشته تحت تاثیر مواد مخدر تصویر نادرستی از خود داشتیم . بهترین روش برای ارزیابی پیشرفت من در برنامه امروز توجه به دوستانم و میزان پیشرفتی است که آنها کرده اند . بدون شک من به عنوان یک ناظر قادر به تشخیص این پیشرفت می باشم من خود نیز قسمتی از این معجزه هستم و تصمیم دارم که این راه را روز به روز تا به آخر ادامه دهم . 
    آیا من به خاطر واقعیت و معجزه بهبودی سپاسگزار خداوند هستم ؟
    خداوندا ، مرا یاری کن تا با چشمانی باز معجزات و تغییرات شگفت انگیزی را که در زندگی من و دوستانم در گروه اتفاق افتاده است ببینم . 
    آیا من برای تعیین میزان پیشرفت خود و دوستانم به بیش از یک لبخند صادقانه و آن گرمای دوستی و محبت که در برق نگاه آنها مشهود است نیاز دارم ؟
    آیا شادی و نشاط من در زندگی جدید پاسخگوی سوال " من در چه حالی هستم ؟" می باشد ؟

    " معجزات ، پیشرفت را محک می زند ، چه کسی نیاز به دلایل بیشتری دارد ؟" 

     

     

     

    نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵ ساعت 2:12 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • فقط برای امروز 15 دی

     

    بهبودی در خانه 15 دی
    «میتوانیم به شیوه جدیدی از خانواده خود لذت ببریم و شاید به جای ایجاد
    شرمندگی یا دردسر، مایه افتخار آنها شویم.»
    کتاب پایه
    v
    در بهبودی کار بزرگی انجام میدهیم، مگر نه؟ هر روز به جلسه میرویم، عصرها را با دوستان خود در انجمن میگذرانیم. اما اگر اوضاع خانه آشفته شود، کار بزرگی را انجام نمیدهیم.
    از خانوادهها انتظار داریم ما را درک کنند. با اینکه دیگر مواد مصرف نمیکنیم، چرا آنها متوجه پیشرفت ما نمیشوند؟ آیا اهمیت جلسات، خدمات و یا مشارکت ما در انجمن را درک نمیکنند؟
    خانوادههای ما برای تغییری که NA در زندگی ما ایجاد میکند، ارزش قائل نیستند، مگر اینکه به آنها ثابت کنیم. اگر همان طور که برای مصرف مواد عجله میکردیم برای شرکت در جلسات نیز عجله کنیم، چه چیزی تغییر کرده است؟ اگر به نادیده گرفتن نیازها و تمایلات همسران و فرزندان خود ادامه دهیم، مسئولیتهای خود را در خانه نمیپذیریم، در واقع این اصول را در تمام امور خود رعایت نمیکنیم.
    هر جا میرویم باید برنامه را در تمام امور خود اجرا کنیم. اگر میخواهیم زندگی روحانی فقط در حرف نباشد، باید در خانه به آن عمل کنیم. با انجام این کار، افرادی که در زندگی با آنها شریک هستیم مطمئناً متوجه تغییر ما میشوند و از اینکه NA را پیدا کردهایم، سپاسگزاری میکنند.
    v
    فقط برای امروز: بهبودیام را با خود به خانه میبرم.

     

     

    نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵ ساعت 2:10 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 15 دی

     

    حمایت ناسالم
    سعی میکنم تعادلی بین مراقبت از خودم و کمک به دیگران پیدا کنم.می خواهم به افرادی که دوستشان دارم بدون کشیدن تمامی مسوولیت آنها کمک کنم.می خواهم تجربه ،نیرو و امیدم را به مشارکت بگذارم .عشقم را بدهم آنها را بپذیرم و سپس رها کنم.من میخواهم برای دلسوزی و مراقبتی که به خاطر دیگران احساس می کنم .تاییدبگیرم .اما درک می کنم میل شدید من برای کمک به معتاد در واقع مانع می شود که اوعواقب مصرفش را تجربه کند کمک من نمیگذارد که او احساس نیاز به تغییر رفتار خود تخریبی داشته باشد .چون من کسی هستم که میل به نصیحت.کردن دستور دادن و کنترل دارم.
    فهرستی تهیه کرده ام که به من کمک کند تا بدون حمایت ناسالم ،با معتاد همکاری کنم:
    کاری که معتاد می تواند برای خودش انجام دهد،من برای او انجام نمی دهم .من به خاطر حمایت ناسالم چه نفعی می برم؟
    آیا حمایت ناسالم باعث اطمینان من به معتاد می شود یا اعتماد به نفس او را افزایش می دهد؟
    آیا من حلال مشکلات هستم ؟
    آیا من این عقیده"کافی است که بخواهم"را پرورش می دهم وبه دست می آورم؟
    آیا به خاطر احساس گناهی که از کمک نکردن به او دارم ،وارد حمایت ناسالم می شوم؟
    آیارتسلیم خواسته های معتاد شدن آسان تر از مشاهد ه رنج اوست ؟چه کارهایی را برای حمایت ناسالم از معتاد انجام می دهم؟
    آیا من در"نمایش غم انگیزی "که او اجرا می کند شرکت می کنم؟
    آیا به او می گویم"دوستت دارم"؟
    تفکری برای امروز:
    قدم یک به من یاد داد که از حمایت ناسالم و کنترل کردن دستوبردارم و از خودم مراقبت کنم.وقتی سعی می کنم معتاد را کنترل کنم خودم را دیوانه می کنم و عزیزم از من بیزار می شود.

     

    نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵ ساعت 2:10 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • شهامت عوض شدن "الانان" 15 دی

     

    یسیاری از ما به عنوان تازه وارد از اینکه در الانان قوانینی وجود ندارد متعجب شده ایم . قبلا ما دریافته بودیم که بهبودی از تاثیرات الکلیسم ، شامل یکسری دستورات سخت و دقیقی میشود که توام با کنترل کردن ماست . طبیعتا ما انتظار داشتیم که برنامه ای به موفقیت الانان اصول سخت و جدی تری از آنچه ما در ذهن داشته ایم در بر داشته باشد . در عوض به عنوان یک تازه وارد بمن گفته شد آزاد هستم طبق خواست و توان خود قدمها را کار کنم . من می توانستم هر سوالی را که برایم مطرح میشد از هر فردی بپرسم .هیچکس در سمت خاصی نبود در حالیکه همگان متصدی امور بودند . غیر ممکن بنظر میرسید ، اما میتوانستم ببینم که این برنامه بیش از هر سازمان دیگری که تا بحال عضو آن بودم ، کارائی موثرتری دارد همانطور که آمدن به الانان را ادامه میدهم ، یاد میگیرم اعتماد داشته باشم که گروه تحت یک نیروی برتری که اراده خود را در وجدان گروه مطرح میکند ، راهنمایی میشود . من عملا می بینم که سنت ها بوسیله پیشنهاداتی بیش از هر قاعده و قانون دیگری ما را راهنمایی می کنند . و من یاد میگیرم که به اعضاء انجمن اعتماد کنم . به هر فردی که برای منافع مشترکمان کمک میکند و در انجمنی که هیچ کس سمتی ندارد و متصدی نیست .
    یاد آوری برای امروز :
    اگر من در گروهم مسئولیت خدمتی را می پذیرم ، این به معنای ریاست من نیست . امروز به یاد خواهم داشت که مسئولیت نهایی از آن نیروی برتری است که در وجود همه ما جریان دارد و از طریق همه ما کار میکند .
    " ما تحت عنوان خانواده هرگز نباید متشکل شویم ، اما میتوانیم هیئت های خدماتی و یا کمیته هایی تشکیل دهیم که در برابر گروه مربوطه مسئول باشند .

     

    نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵ ساعت 2:10 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • روز به روز 15 دی

     

    امروز برای من معنای شهامت والاتر از جنگیدن و دعوا و خیره‌سری کردن است. در زندگی آشفته گذشته‌ام شهامت فقط همانی بود که فقط در درگیری‌ها و دخالت‌های بی‌مورد در زندگی دیگران شده بود. امّا امروز با معنی پرهیز از مصرف نیکوتین، مواد مخدر، الکل و قرص‌های محرک و یا هرگونه از افکار و رفتارهای ناسالم و بیمارگونه می‌باشد. شهامت در پذیرش خود و دیگران و دنیای اطراف و در خدمتگزاری بدون قید و شرط به همدردان، دوست داشتن همه‌ی مخلوقات خداوند است. امروز دعای آرامش و مراقبه کردن تکلیف مرا با خود و محیط اطرافم روشن کرده است. امروز دستانم را در دست خداوند و هم‌دردان قرار داده و بدون ترس به زندگی‌ام ادامه خواهم داد. بدون ترسیدن و ترساندن از تنهایی و دیگران با احساس درک نشدن یا کمبودهایی که مرا دچار آشفتگی و ناامیدی می‌کردند. با تکیه کردن به قدرت خداوند و دریافت هدیه امروزم از او مسائل روزمره‌ام را حل و مشکلاتم را رفع خواهم کرد. امروز سعی دارم مثلث معنوی را رعایت و اجرا کنم، بهبودی، کار و خانواده. آیا هنوز هم به خاطر می‌آورم، که ترس‌های گذشته چه تأثیری منفی‌ای بر اداره کردن زندگیم می‌گذاشت؟
    شهامت هر روزه برای همان روز داده می‌شود!

     

    نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵ ساعت 2:10 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مراقبه روزانه "یکسال معجزه" 15 دی

     

    هرگاه که از من دوری ،من بی قرار ،تنها ،بیچاره ،بی حوصله و دل شکسته ام اما محبوب دلبندم زمانی که در کنارم هستی نیز همین احساسات نیز با من همراهند.
    وقتی از نزدیک ترین یار و همدم خود نیکوتین جدا شدم، بسیار غمگین و افسرده شدم. احساس محرومیت و طردشدگی می کردم. این احساس وقتی برای اولین بار قطع مصرف کنیم بسیار معمولی است. حتی وقتی هنوز در حال مصرف بودم تصور آن کافی بود تا مرا از تصمیم برای قطع مصرف باز دارد. وقتی مدتی از قطع مصرفم در برنامه گذشت شروع به رویارویی با احساسات خود نمودم و متوجه شدم در زمان مصرف از بسیاری از احساسات خود ناآگاه و بسیاری دیگر را با مصرف نیکوتین سرکوب می کردم. با رو به رو شدن با احساسات، احساسات جدید بسیاری در خود کشف کردم که بعضی از آن ها شدید و اغلب به ناگهان ظاهر می شوند. حمایت و تعهد متقابلی که بین اعضای انجمن دیدم کمک کرد تا باور کنم با قطع مصرف نیکوتین نه تنها چیزی را از دست نداده ام بلکه دوستانی پیدا کرده ام که مرا در سامان دادن یک زندگی لذت بخش بدون مصرف نیکوتین راهنمایی می کنند.
    برای امروز، بابت اینکه از احساسات خود آگاه و می توانم از روی سلامت عقل به آن پاسخ دهم از خداوند سپاسگزارم.

     

     

    نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵ ساعت 2:10 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []