" آفرینش توازن و توانگری "
هشیاری مالی
مقدمه ناهشیاری مالی
از ویژگی های ناهشیاران مالی
هشیار شدن اعتیاد به پول
بزرگ شدن در ناهشیاری مالی
گروه بندی ناهشیاران مالی
تدوین برنامه 09 روزه هشیاری مالی
مقدمه
مطالب حاضر شیوه ای خاص خود برای بررسی و آموزش مسائل مالی و اقتصاد معیشت دارد که بیشتر شبیه رمان و داستان های زندگی افراد موفق و شکست خورده در مسیر تصمیم گیری های روزمره و گاهی سرنوشت ساز در زندگی است. البته بیشتر توجه نویسنده این کتاب حول محور نگرش و سبک زندگی افراد در برنامه ریزی های مالی و معیشتی
آن ها می گردد.
ناهشیاری مالی
در شروع، میانه و حتی تا پایان مسیر زندگی، یک سری تصمیم گیری های همیشگی و دائمی همراه ما هست که لزوم آنها را نیاز به بقا و حیات تعیین می کند. از جمله این تصمیم گیری ها، تصمیمات مالی برای گذران زندگی یا همان
عقل معاش است. این تصمیمات جنبه های گوناگونی دارد:
ü در زندگی خانوادگی، همه افراد نیاز به مشارکت اساسی در تصمیمات حیاتی مالی خانوار ندارند؛ مثل فرزندان
خانواده که فقط وظیفه دارند تا نیازهای خود را مطرح کنند و در قبال دیگر تصمیمات والدین نه وظیفه و نه
مسئولیتی دارند. ü سبک فکری که در دوران رشد افراد به آن ها شخصیت بخصوصی می دهد میتواند در نوع رفتارهای مالی افراد
نقش بسزایی را ایفا کند.
در اینجا نیز بحث ما درباره نوع تفکر و سبک فکری شکل گرفته در افراد است که آنها را به سمت تصمیمات نهایی و انتخاب مسیر زندگی می کشاند. افراد بسیاری در اطرافمان زندگی می کنند که حتی با داشتن شغل مناسب و عالی که شاید از آرزوهای بسیاری از همشاگردیها و دوستانشان باشد، ولی همیشه با مشکالت مالی دست به گریبانند. دو مشکل
اساسی را می توان برای این گونه افراد شناسایی کرد:
.1 دچار خودکم بینی هستند و کار باارزش خود را در قبال دستمزد اندک عرضه می کنند و تصور می کنند که اگر نارضایتی خود از درآمد نامکفی ابراز کنند، مدیران شرکت تحمل این گستاخی را ندارند و سراغ فرد دیگری
خواهند رفت. اما اشتباه این افراد در این است که کار خود را دست کم گرفته اند و به نیاز مبرمی که شرکت به تخصص آنها دارد توجهی ندارند. مدیران شرکت هایی که همیشه درگیر رقابت های سنگین در اقیانوس های
قرمز بازار هستند، از به خدمت گرفتن چنین افرادی به وجد می آیند.
.2 افراد این دسته که به مراتب از دسته اول بیشتر هم هستند و شاید خود ما هم یکی از این افراد باشیم، در مخارج درآمد کسب شده مدیریت ندارند. چنین افرادی اگر درآمد چند برابری نیز داشته باشند بازهم درگیر بدهی و قرض و عقب افتادن اقساط هستند و همیشه در تامین نیازهای اساسی خود و یا خانواده خود با مشکل
مواجه می شوند. در اینجا سبک و نگرش فکری در امور مالی یا به اصطالح عقل معاش اهمیت خود را نشان می
دهد. این قبیل افراد در مخارج زندگی برنامه ریزی صحیحی ندارند و به اصطالح پول خود را تلف می کنند.
از ویژگی های ناهشیاران مالی
.1 به خانواده های دارای مشکالت مالی تعلق دارند، یا حداقل یکی از اعضای خانواده شان مشکالت مالی دارد.
.2 اغلب درباره پول نگرانند و بحث می کنند.
.3 پیشاپیش حقوق ماه بعد خود را می گیرند.
.4 اغلب ثروتمندند ولی درباره پول نگرانی دارند.
.5 نمی توانند در ازای کاری که کرده اند تقاضای پرداخت کنند.
.6 وقتی نتوانند از عهده تعهدات مالی خود برآیند، انتظار رفتاری ویژه را دارند.
هشیار شدن
استعداد مدیریت پول برخالف تصور عموم که خوش اقبالی انگاشته می شود، مهارتی است قابل یادگیری. آنچه عمدتاً ما را فلج می کند اغلب استفاده نادرست از پول است. هشیاری بیش از موازنه حساب بانکی، باید موازنه در کل زندگیمان باشد. هشیاری یعنی احساس آسودگی با پول، نه تنش یا نگرانی یا بی مالحظگی نسبت به آن. هشیاری یعنی احساس
اطمینان و آمادگی برای هرگونه اوضاع و شرایط و زیستن با آنچه در دست داریم در تمام مواقع.
اعتیاد به پول
با مشاهده رفتار اکثریت معتادان به پول در می یابیم که اعتیاد به پول مانند هر اعتیاد دیگری با نفی و انکار همراه است؛ حتی با شدت بیشتر. عالوه بر این حافظه گزینشی ناهشیاران مالی نیز به عنوان سپری در برابر ناراحتی ناشی از تصمیمات اشتباه عمل می کند (ابهام مهلک.) درحالی که برای کسی که ناهشیار مالی نیست، چنین ابهامی در مخارج زندگی خشم آور و مظنون کننده است. بهترین کمک به ناهشیار مالی، آگاه کردن او از وضعیت نابسامان آنها است. این لحظه بیداری و پی بردن به واقعیت امر که (آگاهی از خطر) خوانده می شود در افراد گوناگون متفاوت است یا به عبارت دیگر آستانه درد افراد و تحمل این اعتیاد در آنها متفاوت است. برای بروز این آگاهی از خطر، رفع نفی و انکار ابتدا باید از
طریق تغییر در رفتار و به تبع آن تغییر تصویر از خود شکل بگیرد.
بزرگ شدن در ناهشیاری مالی
همان گونه که پیش از این اشاره کردیم، ناهشیاری مالی معموالً از محیط خانه و با والدینی که عدم هشیاری مالی دارند
بروز می کند که در اینجا چند نوع از ناهشیاری های مالی و نگرشهای به پول را بیان می کنیم:
.1 پول به منزله احترام: زندگی همراه با آسایش داشتن آرزوی هر انسانی است، ولی عده ای همیشه این آسایش را در راه سراب کسب احترام دیگران از طریق نشان دادن یک زندگی مرفه و بی دغدغه تلف می کنند و خانواده را
دچار هزینه های غیر ضروری و گاه کمرشکن می کنند. .2 پول به منزله پلیدی: نوعی از نگرش های افراطی در افراد غالباً مذهبی است که فقر را فضیلت می دانند و صرف
کردن وقت را برای آراستگی و افزایش آسایش در زندگی بیهوده می دانند.
.3 پول به منزله محبت: بعضی از خانواده راه محبت کردن به فرزند را پول خرج کردن برای او می دانند و با این کار وظیفه محبت و توجه به فرزند را از سر خود باز می کنند. همین رفتار در فرد به صورت عادت بروز می کند
و او نیز برای ابراز محبت به خانواده خود، بیش از آنچه کسب می کند به خرج و خرید هدیه می پردازد.
.4 پول به جای عشق: نگرشی شبیه به مورد قبلی است با این تفاوت که فرد ناهشیار مالی سعی می کند عالقه به
خانواده خود را از طریق بی اندازه کار کردن و خرج کردن برای آسایش آنها نشان می دهد.
.5 پول به منزله موقعیت اجتماعی: عالمت این بیماری خرج کردن نادرست و نابجا است؛ یعنی برای ایجاد یک من ایده آل در ذهن اطرافیان، به جای هزینه های ضروری زندگی پول خود را خرج هزینه های تجمالتی و نیازهای
غیر ضرور خود کنیم و همیشه هم درگیر کمبود درآمد برای هزینه های اصلی باشیم.
.6 پول به منزله منعیات: اگر درخانواده ای بزرگ شویم که پول یکی از منعیات باشد و به ندرت نامش برده شود، پول برایمان شرم آور می شود و درباره اش گفتگو نمی کنیم و وانمود می کنیم که خودش حل می شود. اگر
هم با پول مشکل داشته باشیم، اداره نادرست آن به شرمساری پنهانی ما تبدیل می شود. .7 پول به منزله خط اول دفاع: نوعی عقده روانی ناشی از رفتار غیر عقالنی در خانواده نسبت به فرزند که سبب شده تا به پول به عنوان یک نگهبان بزرگ نگاه کند و همه خواسته ها و نیازهای عاطفی خود را برای بدست
آوردن پول فدا می کند.
در اکثر موارد شمارش شده در باال، قطب اصلی شکل گیری ناهشیاری مالی در افراد، سرپرستان مالی دوران کودکی
و نوجوانی آنها هستند که غالباً پدر خانواده است.
گروه بندی ناهشیاران مالی
مصرف کننده افراطی
شخصیت مرفه و شیک ندارند بلکه سعی دارند تا خود را اینگونه جلوه دهند و یا به عبارت دیگر برای دیگران خرج می کنند تا برای خود؛ با وجود داشتن لباسها و وسایل تزئینی بسیار بازهم خود را در کمبود و نیاز به وسایل تازه تر می بینند. برای رویارویی با دیگران – مهمانی، تفریح، پیک نیک و... – ابتدایی ترین کارشان خرید است، زیرا از این کار احساس آرامش می کنند ولی هیچگاه حاضر به شناخت علت این عمل خود نیستند. چرا که علت اصلی این کار، ترس از مواجهه با دیگران و خود کم بینی است و سعی دارند تا با این ولخرجی ها به اصطالح نداشته های خود را پنهان کنند و دربرابر دیگران احساس ضعف نکنند. همیشه نگرانند و این نگرانی را با خرید و کسب احساس پوچ قدرت موقتاً برطرف
می کنند.
یک راه حل ساده برای رفع این عادت زیان بار، می تواند استفاده از یک دفترچه یادداشت باشد. دفترچه ای که در آن لحظه به لحظه عادات بیمارگونه به مصرف و دالیل این مصارف بیهوده را بیان کنند، که این کار سبب فروکش کردن آن حس لحظه ای مصرف در فرد است و به مرور زمان و با اراده فرد مصرف کننده این عادت از شخصیت او حذف خواهد
شد.
جوینده معامله بزرگ
آرمانی مبتنی بر بزرگ نمایی. همان گونه که مصرف کننده افراطی بر این باور است که آخرین خریدش، زندگیش را بهتر خواهد کرد، جوینده معامله بزرگ نیز همیشه درخیال آینده ای درخشان و رها از نگرانی های عادی بشری نظیر ناایمنی و درد است. این عادت شاید جاه طلبی به نظر برسد، اما در واقع ویرانگرتر است؛ زیرا اعتیاد به انتقام جویی و به این
بینش است که: پول داروی هر درد است، پدر و مادرم بیشتر دوستم خواهند داشت، فرزندانم به من مباهات خواهند کرد، همین که معامله بزرگ امضا شود دیگر الزم نیست با جیب پرپول قیمت هر چیز را بپرسم. برای همین هم شبها تا دیروقت بیدار می مانند و به جای زندگی کردن "اضافه کاری" می کنند و زیستن را برای بعد می گذارند. این افراد همیشه به دنبال رقم سحرآمیز هستند؛ همان رقمی که قول می دهند که اگر به آن رسیدند دیگر بیشتر وقت خود را صرف خانواده و دوستانشان خواهند کرد، ولی دستیابی به رقم سحرآمیز اول، رقم بعدی را پیش می کشد و تا آنجا که درآمد او فقط خرج درآمد های بعدی کسب نکرده اش می شود و اگر جایی شکست بخورد توان پرداخت بدهی ها را
نخواهد داشت.
راه حل معضل این گونه افراد در محتوای ظرف فکری آنها است. باید معامله بزرگ راستین را پیش روی این افراد قرار داد که همان عزت نفس است. نکته اینجاست که برای بهبود مالی باید احساس ارزشمند بودن و حرمت به خویشتن و عزت
نفس پیش از موفقیت بیاید، نه پس از آن؛ زیرا اغلب این افراد براین باورند که ما همانیم که به دست می آوریم و داریم،
ولی واقعیت این است که ما همانیم که مقروش و مدیونیم. پس دو باور حیاتی که باید به این گونه افراد داد:
.1 هر معامله ای در تداوم کار دارای اهمیت است. پس برای تداوم زندگی نباید دست روی دست نهاد و منتظر
معامله بزرگ شد.
.2 عزت نفس و حرمت به خویشتن امری درونی است و دیگر نیازی نیست موفقیت خود را به گوش همگان برساند.
اهل امرار معاش
" هیچگاه به کاری دست نزده ام که احساس کنم رویای من است. " این نامحسوس ترین نوع ناهشیاری مالی است، زیرا مانند شخص معتاد به کار نیست که رفتار نامتعادلش نشان می دهد که متعلق به کدام دسته است. ناهشیار مالی سرگرم امرار معاش کامالً بعکس، جسماً حضور دارد و ذهناً غایب است. او به دلیل ناتوانی در تعقیب رویاهایش یا حتی از این که نمی تواند رویایی را نام ببرد روز به روز تلخ تر یا بی حس تر می شود. ناهشیاران امرار معاش از نظر مالی ناهشیار به نظر نمی رسند، زیرا به امر بقا سرگرمند. برخالف جوینده معامله بزرگ که همواره سرگرم کار بر طرحی است، دروغ اهل امرار معاش " سال آینده " است. سال آینده فکری به حال این شغل بیهوده خواهم کرد و به آرزوهایم جامه عمل خواهم
پوشاند.
راه حل پیشنهادی برای این گروه از ناهشیاران مالی، شاید با دوره ای از عصیان آغاز شود؛ زیرا اهل امرار معاش به محض
این که درمی یابند عمری که به هدر داده اند زندگی خودشان بوده است، معموالً تا سرحد جنون به خشم می آیند.
تصمیم اولیه می تواند فاصله گرفتن از افراد و اوضاع و شرایطی است که واقعاً در جهت تحقق عالیق راستین ما نیست. بدین ترتیب هرروز در مسیر مورد عالقه اش یک گام هرچند کوچک برمی دارد. به هنگام رهایی از گذران زندگی به
صورت تداوم امرار معاش، دو شیوه درمانی به طور منظم دنبال شود بسیار موثر است:
.1 ورزش و فعالیت های جسمانی: این راهکار برای همه ناهشیاران مالی ضروری است، اما برای اهل امرار معاش که
با یک زندگی بی تحرک مواجهند حیاتی است. .2 بکارگیری رویاها و تخیل: بیشتر افراد اهل امرار معاش رویای خود را دفن می کنند به امید آنکه به هنگام بهبود آنها را از زیر خاک درآورند. اگر جوینده معامله بزرگ باید از اسب پیاده شود و از انتظاراتش بکاهد، اهل امرار
معاش باید نفسی تازه کند و به رویاهایش بپردازد.
معتاد به فقر
"فقر به منزله تقدس" سبک زندگی ای است که این گروه برای مسیر خود انتخاب کرده اند و بازهم تاثیر شیوه نادرست زندگی خانواده و توجه به طرز فکر دیگران نسبت به من قابل رویت است. افراد این چنینی فقر را به خاطر شیوه نامتعارف
آن و دید منفی که به افراد ثروتمند دارند انتخاب می کنند و گاهی هم به علت داشتن دوستان و آشنایان خاص این رفتار در آنها به عنوان من ایده آل تقویت می شود. این رفتارشان باعث می شود تا هیچگاه طعم غنای مالی را نچشند و
در انتخاب شغل مناسب هم دچار اشتباه شده و مورد سوء استفاده قرار گیرند.
راه نجات این افراد در تمرکز بر آنچه که آنان را به وجد می آورد و اینکه اندکی از آن موهبت وجدآمیز بهره مند شوند، است. باید خود را از موهبت کسب درآمد مناسب و شایسته بهره مند کنند و بگذارند عالوه بر هزینه های الزم اندکی برای خودشان خرج کنند. همچنین باید به طور مناسب و بجا (نه گفتن) را تمرین کنند. از نظر معنوی هم باید بیاموزند
که وقتی اعطای موهبت به خود را آغاز می کنند، از کائنات هم هدایایی غیرمنتظره دریافت خواهند کرد.
کمک رسان شریک جرم
این نقش ناهشیاران مالی همان نقش اطرافیان را در برابر ناهشیاران مالی بازی می کند. در اینجا با دو ناهشیار مالی سروکار داریم: ناهشیار مالی فعال (خواه جوینده معامله بزرگ یا مصرف کننده افراطی ویا معتاد به فقر) و ناهشیار مالی منفعل (کمک رسان شریک جرم) که برای مخارج تمام نشدنی شخصی دیگر پول تهیه می کند و در نتیجه این امکان را می دهد تا همچنان ناهشیار مالی باقی بماند. کمک رسان شریک جرم که پیوسته کار می کند تا مخارج ناهشیار مالی فعال را تامین کند، تمام عوارض معتادان به پول را از خود نشان می دهد. از قبیل: دلشوره شدید، تالش برای کنترل مصرف طرف مقابل، به خطر انداختن امور مالی و آسایش خود از طریق پول دادن به طرف مقابل و تالش برای فرونشادن
خشمی که گاه خاموش است و گاه شعله ور. مشکل واضح کمک رسان این است که نمی تواند – نه – بگوید.
تنها راه نجات کمک رسانان شریک جرم توجه به این نکته است که "شیوه ای که با خود رفتار می کنیم به دیگران می گوید چگونه با ما رفتار کنند." پس باید اعتراض خود را به ناهشیار مالی اعالم کنند و بگویند که دیگر به آن شخص کوچکترین مبلغی را قرض نخواهند داد. آنگاه مسئولیت اعمال خود را برعهده بگیرند. کمک رسان باید نقش خودش را در شکستن عادات طرف مقابل ببیند، نه این که به او کمک کند تا همچنان اسیر عادات پیشین خود بماند. با این کار کمک رسان شریک جرم به خود نیز کمک کرده است تا دیگر با ولخرجی های بی مهابا سعی در بدست آوردن محبت و
دلبستگی دیگران نکند.
تدوین برنامه 09 روزه هشیاری مالی
این برنامه که جهت کمک به ناهشیاران مالی برای تغییر نگرششان به مسایل مالی زندگی و یادگیری گرفتن تصمیمات
مناسب است، شامل 3 مرحله در 12 هفته می باشد.
مرحله:1 هفته اول تا هفته چهارم ( آگاهی )
برنامه های این مرحله برای آگاهی دقیق از عادت هایشان طراحی شده است تا بتوانند دریابند که درآمدشان از کجا آمده
و به کجا می رود. در این مرحله فقط به بررسی اوضاع مالی باید پرداخت.
مرحله:2 هفته پنجم تا هفته هشتم ( پذیرش )
این مرحله به پذیرش اوضاع خاصی که ایجاد شده است اختصاص داشته و افراد مسئولیت هشیاری مداوم خود را برعهده
می گیرند.
مرحله:3 هفته نهم تا هفته دوازدهم ( عمل )
مرحله پایانی برنامه هایی که برای آینده داریم دربر می گیرد. تا این هنگام باید از تاریکی بیرون آمده و به ابهام در امور
مالی خود پایان داده باشیم.
هفته اول
شمارش ابزاری بنیادی برای حصول وضوح و روشنی است. یادداشت مخارج و درآمدها مهمترین وظیفه در این هفته
است. منابع و مصارف خود را شناسایی کنیم. بدانیم برای چه ضروریاتی از چه منابع ضروری خرج می کنیم.
مهلت ابزاری برای بهبود است تا برایمان زمان بخرد تا بتوانیم در این مدت فکر و برنامه ریزی کنیم. در این مدت: به
هیچ وجه قرض یا وام نمی گیریم، از خریدهای بزرگ تازه می پرهیزیم، به طلبکارانی که دور و بر ما می گردند اطالع می
دهیم که قصد داریم بدهی خود را بپردازیم.
هفته دوم
خودداری نخستین ابزار رهایی از قرض و بدهی است. قرض نکردن چنان ابزار ساده ای به نظر می رسد که موجب می
شود افراد کمتر به آن توجه کنند. این کار سبب می شود تا وارد مرحله تازه ای از بهبود شویم به نام "ترک عادت."
همیشه ترک عادت سبب سردرگمی و خشم در رفتار می شود، انگار گمشده ای داریم و چیزی را از خود دور کرده ایم.
به هنگام ترک عادت قرض گرفتن به فکر تحمل و چاره اندیشیدن برای این خشم هم باشیم.
هفته سوم
فهرست پویا و بی باکانه ای از شیوه رفتار خوب و بدی که با پول داریم تهیه کنیم. این کار می تواند به ما نشان دهد چه وقت بجای این که دست به عمل بزنیم به مالمت می پردازیم و تازه می فهمیم که این مسئولیت ماست تا شیوه دخل و خرج خود را مدیریت کنیم. تهیه فهرست به ما کمک می کند تا زمینه های ایجاد مشکلمان را بهتر بشناسیم و
ابزاری است برای از میان برداشتن نفی و انکار و استقرار واقعیت و همچنین کشف و افزایش نیروهای خویشتن.
ثبت روزانه احساسات برای نوشتن روزانه اندیشه ها و عواطف و کارهایمان ما را کمک می کند. باید نهفته ترین
اندیشه ها و احساستمان را نیز بنویسیم و آنها را در دفترمان نگاه داریم. فهرست نقاط قوت و ضعف خود را که شامل
22 اقدام است، گردآوری کنیم.
هفته چهارم
بازیابی تعادل از طریق فهرست کردن اعمالی که قرار است تا آنها را ترک کنیم حاصل می گردد. در تهیه این فهرست رهنمودها، باید نکاتی را رعایت کنیم: نکات مهم را بنویسیم، در تشریح اعمال داوری نکنیم، انتقاد از خویشتن را به
حداقل برسانیم، نکات مهم را خودتان کشف و تنظیم کنیم.
هفته پنجم
نقشه امور مالی بازبینی هزینه های روزانه از طریق جدول بندی آن است، تا جمع آنها را به صورت هفتگی و سپس به صورت ماهانه درآوریم و می توانیم آن را طرح مخارج نیز بخوانیم. نخستین بار که به نوشتن هزینه ها می پردازیم، در می یابیم که اغلب پول خود را گویی از روی تعمد صرف چیزهایی می کنیم که واقعاً برایمان اهمیت چندانی ندارد. نقشه
امور مالی به ما نشان می دهد که چه مبلغ خرج می کنیم و این مبلغ صرف چه چیزهایی می شود.
لینک عضویت در کانال تلگرام 12&12
https://telegram.me/a12and12