افسردگی ما وقتی بدتر می شود که فکرکنیم کسی نمی فهمد چه احساسی داریم و باید در شرایطمان قرار بگیرند. این طرز فکر باعث شده نسبت به خدا، خانواده و دوستانمان، احساس خشم داشته باشیم و حس کنیم آن ها با ما همدردی نمی کنند یا مهربان نیستند یا از ما درست نگهداری نمی کنند.
انتظار داریم مثل یک بیمار دیابتی یا بیماری که ورم مفاصل دارد به ما توجه کنند، به همین خاطر ناراحتیمان پایانی ندارد. اکثر مردم بخاطر ناله و زاری یا احساس گناه یا بدبینی مان خسته شده اند و نمی خواهند ارتباطی با ما داشته باشند.
احساس می کنیم زندگی بدون حضور آن ها سخت و دردآور است. به خاطر تفاوتی که با دیگران داریم و فکر می کنیم سرنوشت ما از همه بدتر بوده و شروع به دلسوزی به حال خود می کنیم. این احساس دلسوزی آرامش را از بین می برد و باعث بیشتر شدن افسردگیمان می شود.
~راهنمای افسردگان گمنام(کتاب پایه)
قدم نهم
ص106
برای ورود به کانال قدمها وسنت ها روی لینک پایین کلیک بکنید
https://t.me/gadam_sa

