دسته بندي ها

جستجو

دوازده قدم ودوازده سنت


این وبلاگ حاوی اطلاعاتی درمورد انجمن های گمنام دوازده قدمی بوده و مشخص می نماید که چگونه این انجمن ها می توانند منابعی موثر و حیاتی برای معتادانی باشند که تمایل به ترک اعتیاد و بهبودی از طریق برنامه های 12 قدمی دارند. اگرچه هدف اطلاعات ارائه شده در اين بخش به منظور آگاه نمودن افرادی است که آشنایی با انجمن های دوازده قدمی ندارند؛  با این حال معتادان در حال بهبودی نیز می توانند برای پیشرفت و رشد خود در بهبودی از این اطلاعات بهره مند شوند.



:





بنام خدا

پس از چند لحظه سکوت.جلسه را با دعای آرامش شروع می کنیم

با عشق و راستی از نیروی برترمان می خواهیم که ما را هدایت کند.باشد که تا تجربه، نیرو و امیدمان را به اشتراک بگذاریم.ما دریچه های قلبمان را به سوی نور خرد، گرمی عشق و لذت پذیرش باز میکنیم.

• سلام دوستان اسم من……..است و یک وابسته هستم

• من گرداننده جلسه امروز شما هستم .به جلسات مجازی هم وابستگان گمنام (کودا)، گروه......... خوش آمدید!

هم وابستگان گمنام گروهی از زنان و مردانی هستند که هدف مشترکشان گسترش روابط سالم است.تنها لازمه عضویت تمایل به داشتن روابط سالم بر مبنای عشق است.ما دور هم جمع می شویم تا با حمایت و همراهی یکدیگر در این سفری که برای کشف خود می باشد بیاموزیم که به خود عشق بورزیم اجرای این برنامه به هر یک از ما این امکان را می دهد که به طور روز افزون با خودمان در مورد گذشته مان و رفتار هم وابسته گانه مان بیشتر صادق باشیم.

ما با دوازده قدم و دوازده سنت برای رسیدن به خرد و دانش متکی هستیم.اینها اصول برنامه ما هستند و ما را به سوی برقراری روابط صادقانه و رضایت بخش با خود و دیگران سوق می دهند.هر یک از ما در کودا می آموزیم تا پلی به سوی نیروی برترمان بسازیم،همان نیروی برتری که خودمان او را درک می کنیم و به دیگران نیز اجازه می دهیم که این کار را بکنند.

 

این فرایند رشد شخصی است که هریک از ما با سرعت خود رشد می کنیم و این روند را با توجه به خواست خداوند برای ما در هر روز ادامه می دهیم..

• حال از دوستی که تمایل دارد خواهش میکنم پمفلت دوازده قدم کدا رابرایمان بخواند.

ما ورود شما به انجمن هم وابستگان گمنام را که برنامه ای برای رهایی از هم وابستگی است را خوش آمد می گوییم.جایی که هر یک از ما تجربه،نیرو و امیدمان را به اشتراک می گذاریم تا رها شدن را جایگزین اسارت کرده و به جای آشفتگی که در رابطه با خودمان و دیگران داشته ایم،آرامش را بیابیم.

بسیاری از ما در جستجوی راه هایی بوده ایم تا بر دشواری ناشی از نادیده گرفتن حد و مرزهایمان و کشمکش هایی که در روابطمان و همچنین دوران کورکی مان موجود بوده غلبه کنیم.بسیاری از ما در خانواده هایی رشد کرده ایم که در آن انواع اعتیادها وجود داشته است و ممکن است برای برخی از ما این گونه نبوده است.در هر دوحالت هر یک از ما در زندگی مان متوجه شدیم که هم وابستگی رفتاری وسواس گونه با ریشه های عمیق است که زاده ی نظام های خانوادگی است که گاهی کم و بیش ناکارامد و گاهی به شدت ناکارامد و نامتعادل هستند.

هر کدام از ما به نوعی ضربه ی عاطفی دردناک احساس خلاء و پوچی را در دوران کودکی و در سراسر روابطی که در دوران زندگی مان داشته ایم تجربه کرده ایم.ما مصرانه از دیگران،همسران،دوستان و حتی فرزندانمان به عنوان تنها منبع هویت،ارزش،حال خوب و همچنین راهی که بتوانیم کمبودهای عاطفی دوران کودکی مان را ترمیم کنیم استفاده می کردیم.تاریخچه زندگی ما ممکن است شامل دیگر اعتیادهای قدرتمندی باشد که به دفعات برای مقابله با هم وابستگی مان از آنها بهره جسته ایم.ما همگی یاد گرفته بودیم که زندگی یعنی فقط زنده بمانیم ولی در کودا می آموزیم که واقعا زندگی کنیم.با اجرای ۱۲ قدم و اصول کودا در زندگی روزانه و در روابط گذشته و حال خود می توانیم آزادی جدید را نسبت به شیوه زندگی محکوم به شکستی که قبلا داشتیم تجربه کنیم.

این یک فرایند رشد شخصی است که هر یک از ما با سرعت خود رشد می کنیم و این روند را با توجه به خواست خداوند برای ما در هر روز ادامه می دهیم.

مشارکت کردن راهی است برای شناسایی هویت خودمان و به ما کمک می کند تا بندهای عاطفی گذشته مان و کنترل های وسواس گونه ی حال حاضرمان رها شویم.
اهمیتی ندارد تا چه اندازه گذشته شما دردناک یا حال حاضرتان مایوس کننده به نظر برسد،در برنامه هموابستگان گمنام امید برای یک زندگی تازه وجود دارد.شما دیگر نیازی ندارید به دیگران به عنوان نیرویی برتر از خودتان تکیه کنید در عوض در اینجا نیرو و توان جدیدی را درون خود پیدا می کنید.همان نیرویی که خواست خداوند است با ارزش و رهایی بخش

• حال از دوستی که تمایل دارد خواهش میکنم پمفلت الگوهای هم وابستگی را برایمان بخواند

در پیگیری بهبودی بسیار مهم است که هر مقدار که ممکن است حرف بزنیم.بسیاری از ما صحبت کردن در جمع به ویژه در حضور غریبه ها را سخت می دانیم.ما مردم را به شروعی آرام و با دقت تشویق می کنیم.قصد گروه کدا تمسخر نیست.هر چیزی که درباره آن مشارکت می شود بی اهمیت نیست.

•دوستان وقت مشارکت آزاد است و هر دوستی که تمایل بر مشارکت دارد خواهشا عدد ۳ زده و وقت مشارکت بگیرد.

……………………………………………………………………………………..

•دوستان وقت مشارکت به پایان رسید و از همه دوستان برای شرکت در این جلسه تشکر میکنم.
• حال از دوستی که تمایل دارد خواهش میکنم پمفلت دوازده سنت کدا را برایمان بخواند.
• حال از دوستی که تمایل دارد خواهش میکنم پمفلت عبارات مثبت را برایمان بخواند.
• حال از دوستی که تمایل دارد خواهش میکنم پمفلت وعده های کدا را برایمان بخواند.
• تولد دوباره در کودا وقتی است که شما برای رهایی از وابستگی خود به کمک احتیاج داشتید وبه اولین جلسه رهایی آمدید روزهای پاک خود را جشن میگیریم.
• دوستان لطفا عدد ۳بزنید و اعلام پاکی کنید..
• از تمام کسانی که امروزخدمت کردن متشکرم باز هم به این جلسات باز گردید
از نیروی برترمان سپاسگذاریم برای تمام چیزهایی که از این جلسه برداشت کرده ایم.اکنون که جلسه را به پایان می رسانیم، باشد که خرد و عشق ، پذیرش و امید بهبودی را با خود ببریم.
• اکنون،جلسه را با دعای ارامش به پایان برسانیم .

 

 ……………………………..

 

نوشته شده در چهارشنبه ۷ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : پمفلت گرداننده جلسات مجازی هم وابستگان گمنام  کدا
  •    []

  • دوازده قدم کدا

     


    ۱٫ ما اقرار کردیم که در برابر دیگران ناتوان بودیم و زندگی مان غیر قابل کنترل شده بود.

     

    ۲٫ ما به این باور رسیدیم که نیرویی برتر از ما می تواند سلامت عقل را به ما بازگرداند.

     

    ۳٫ تصمیم گرفتیم که اراده و زندگی مان را به مراقبت خداوند، آن گونه که او را درک کردیم، بسپاریم.

     

    ۴٫ یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و جستجوگرانه از خود تهیه کردیم.

     

    ۵٫ چگونگی دقیق اشتباهات مان را به خداوند، خودمان و یک نفر دیگر اقرار کردیم.

     

    ۶٫ آمادگی کامل پیدا کردیم که خداوند کلیه نواقص شخصیتی ما را مرتفع کند.

     

    ۷٫ فروتنانه از خداوند تقاضا کردیم تا کمبودهای اخلاقی ما را برطرف کند.

     

    ۸٫ فهرستی از تمامی کسانی که به آنها آسیب رسانده بودیم تهیه کرده و خواستار جبران خسارت از همه آنها شدیم.

     

    ۹٫ به طور مستقیم در هر جا امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم مگر در مواردی که این امر به آنها یا دیگران خسارت جدیدی وارد کند.

     

    ۱۰٫ به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هر گاه در اشتباه بودیم سریعا به آن اقرار کردیم.

     

    ۱۱٫ از راه دعا و مراقبه خواهان ارتقاء رابطه آگاهانه خود با خداوند بدان گونه که او را درک میکردیم شده و فقط جویای آگاهی از اراده او برای قدرت اجرایش شدیم.

     

    ۱۲٫ با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدمها، کوشیدیم این پیام را به دیگر هم وابستگان برسانیم و این اصول را در تمامی امور زندگی مان به اجرا در آوریم.

     

    نوشته شده در چهارشنبه ۷ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : پمفلت گرداننده جلسات مجازی هم وابستگان گمنام  کدا
  •    []


  • الگوهای هم وابستگی

     


    – باور داریم که دیگران قادر به محافظت از خود نیستند

    – تلاش می کنیم که دیگران را راضی کنیم که به چه بیاندیشند،چه انجام دهند وچه احساسی داشته باشند

    – آزادانه نصیحت می کنیم و به دیگران جهت می دهیم بدون اینکه از آنها خواسته شده باشد.

    – هنگامی که دیگران کمک ما را رد می کنند و یا راهنمایی ما را نمی پذیرند متنفر و آزرده خاطر می شویم.

    – در خرید هدیه و توجه کردن به کسانی که می خواهیم روی آنها تاثیر بگذاریم ولخرج و افراطی هستیم.

    – ازجاذبه های جنسی خود برای بدست آوردن تایید و پذیرش استفاده می کنیم.

    – احساس نیازمندی را در خود برای ایجاد ارتباط با دیگران تقویت می کنیم.

    – خواستار آن هستیم که احتیاجاتمان توسط دیگران رفع شود

    – از جاذبه و گیرایی خود برای متقاعد کردن دیگران نسبت به دلسوز،مهربان و حامی بودن خود استفاده می کنیم

    – سرزنش کردن و شرمنده کردن را به عنوان راهی برای استثمار عاطفی دیگران به کار میبندیم.

    – از همکاری و مشارکت،مصالحه و گفتگو سرباز می زنیم.

    – حالت بی تفاوتی،درماندگی،قدرت و یا خشم و غضب را برای تغییر نتیجه حاصله اتخاذ می کنیم.

    – تلاش می کنیم از اصطلاحات بهبودی برای کنترل رفتار دیگران استفاده کنیم.

    – برای دریافت آنچه می خواهیم،تظاهر می کنیم که با دیگران موافقیم

    ………………………….الگوهای اجتناب…………………………………….

    – طوری رفتار می کنیم که دیگران مجبور به رد کردن،شرمنده کردن و یا ابراز خشم نسبت به ما می شوند.

    – نسبت به آنچه که دیگران فکر می کنند،می گویند و انجام می دهند،قضاوت شدیدی داریم

    – از صمیمت عاطفی،فیزیکی و جنسی می پرهیزیم تا بدینوسیله فاصله ها را حفظ کنیم

    – با اعتیاد به افراد، مکان ها و اشیاء مانع از ایجاد صمیمیت در روابط می شویم.

    – با ارتباطات غیر مستقیم و طفره رفتن مانع از بروز کشمکش و پرهیز از مواجهه می شویم.

    – با بی میلی در استفاده از ابزار بهبودی،از ظرفیت خود برای برقراری روابط سالم می کاهیم.

    – احساسات و نیازهایشان را سرکوب می کنیم تا از احساس آسیب پذیری اجتناب کنیم.

    – افراد را به سمت خود می کشیم و وقتی آنها نزدیک شدند آنها را از خود دور می کنیم.

    – از رها کردن خودمحوریمان امتناع می کنیم برای اینکه نمیخواهیم تسلیم نیرویی برتر از خوشان شویم

    – بر این باوریم که نشان دادن احساسات نشانه ضعف است.

    – از بیان تقدیر و قدردانی خودداری می کنیم.

     

     

    نوشته شده در چهارشنبه ۷ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : پمفلت گرداننده جلسات مجازی هم وابستگان گمنام  کدا
  •    []

  • دوازده سنت کدا

     

    ۱٫ منافع مشترک ما باید در راس قرار بگیرد . بهبودی فردی ما به اتحاد و یگانگی کودا بستگی دارد.

    ۲٫ در رابطه با هدف گروه ما ، فقط یک مرجع نهایی وجود دارد و آن پروردگار مهربانی است که خود را در وجدان گروه بیان می کند . رهبران ما صرفا خدمتگزاران مورد اعتماد ما هستند ، آنان حکومت نمی کنند.

    ۳٫ تنها لازمه عضویت در کودا تمایل به داشتن روابط سالم مبتنی بر مبنای عشق است .

    ۴٫ هر گروه باید خود گردان باشد ، باستثنای مواردی که بر سایر گروهها یا کودا در کل تاثیر بگذارد

    ۵٫ هر گروه فقط یک هدف اصلی دارد و آنهم رساندن پیام به وابستگانی است که هنوز در عذابند.

    ۶٫ یک گروه کودا هرگز نباید هیچ موسسه مرتبط و یا سازمان خارجی را تایید و یا در آنها سرمایه گذاری کند و اجازه استفاده از نامش را بآنها بدهد ، مبادا که مسائل مالی و ملکی و شهرت ، ما را از هدف اصلی خود منحرف سازد.

    ۷٫ هر گروه کودا بایستی کاملا متکی به خود بوده و کمک مالی از خارج دریافت نکند .

    ۸٫ گروههای کودا بایستی همیشه غیر حرفه ای باقی بماند ، اما مراکز خدماتی ما می توانند کارمندان مخصوصی استخدام کنند.

    ۹٫ ما تحت عنوان کودا هر گز نباید متشکل شویم ، اما می توانیم هیئت های خدماتی و کمیته هایی تشکیل دهیم که مستقیما در برابر کسانیکه بآنها خدمت می کنند مسئول باشند .

    ۱۰٫ کودا هیچ علاقه ای در مورد مسائل خارجی از خود ندارد و نام کودا هرگز نبایست به مسائل اجتماعی کشیده شود .

    ۱۱٫ خط مشی روابط عمومی کودا جاذبه است نه تبلیغ . ما باید همیشه گمنامی خود را در سطح گروهی حفظ کنیم . برای چنین کاری هیئت روابط عمومی انجمن در اختیار اجتماع قرار دارد .

    ۱۲٫ گمنامی اساس روحانی تمام سنت های ما می باش که همیشه یادآور این است که اصول اخلاقی را بر غرایض شخصی ترجیح دهیم

     

     

    نوشته شده در چهارشنبه ۷ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : پمفلت گرداننده جلسات مجازی هم وابستگان گمنام  کدا
  •    []


  • دوازده وعده کودا

    ۱٫ من یک احساس تعلق جدیدی به انسانیت پیدا کرده ام . احساس تنهایی و بی ارزشی و بیهودگی ناپدید شده اند.

    ۲٫ دیگر تحت سلطه ترسهایم نیستم ، بر ترسهایم غلبه کرده و با شجاعت ، صداقت و متانت رفتار می کنم.

    ۳٫ من آزادی و رهایی تازه ای را کسب کرده ام.

    ۴٫ من خود را از غصه خوردن و احساس گناه در مورد گذشته و حال رها و آزاد می کنم .
    آنقدر آگاه شده ام که اشتباهات گذشته خود را دوباره تکرار نکنم.

    ۵٫ من عشق و دوستی تازه ای را نسبت بخودم و دیگران یافته ام . بطور واقعی احساس می کنم که دوستداشتنی ، مهربان و مورد محبت و عشق دیگران هستم.

    ۶٫ من یاد می گیرم که خودم را با دیگران مساوی ببینم . در روابط انسانی و روابط از نو ساخته شده من با همه اطرافیانم برابر هستم.

    ۷٫ من قادر به ایجاد و حفظ روابط سالم هستم . احتیاج به غلبه یا زیر نفوذ قرار دادن دیگران در من دیده نمی شود ، بمرور یاد می گیرم که به آدم های امین اعتماد کنم .

    ۸٫ من یاد می گیرم به خودم امید دهم که بهبودی یافتن امکانپذیر هست ، مهربانی و نزدیکی به دیگران نیز ممکن است .
    ۹٫ من تصدیق می کنم که در آفرینش با ارزش و یکتا هستم.

    ۱۰٫ من دیگر محتاج باین نیستم که احساس با ارزش بودن خود را از دیگران تایید بگیرم.

    ۱۱٫ من با هدایتی که از نیروی برترم می گیرم اعتماد دارم و به ارزش و قابلیت ها و اعتماد بنفس خود ایمان پیدا می کنم .

    ۱۲٫ من به مرور در زندگی روزمره ام آرامش ، توانایی ، تغییر و رشد معنوی را تجربه می کنم.

     

    نوشته شده در چهارشنبه ۷ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : پمفلت گرداننده جلسات مجازی هم وابستگان گمنام  کدا
  •    []

  • عبارات مثبت

     

    -۱ من کافی هستم


    -۲ من جذاب هستم

    -۳ من ارزش شادی کردن را دارم

    -۴ من نیازهایم را میپذیرم

    -۵ من در مقابل احساسات خودم مسول هستم

    -۶ آرامش در آغوش پذیرش حاصل میشود

    -۷ من با خودم مهربان هستم

    -۸ خداوند خدایی می کند، من خداوند نیستم

    -۹ من دیگر محتاج و وابسته به دیگران نیستم

    -۱۰ احساس بد و درماندگی کردن لزوما به معنی این نیست که من بد و درمانده هستم

    -۱۱ من میتوانم به تعادل و آرامش در زندگی ام دست یابم

    -۱۲ من میتوانم به همان اندازه ای که به خودم اجازه میدهم خوشحال باشم

    -۱۳ من میخواهم به حد و مرزهای دیگران احترام بگذارم

    -۱۴ کارهایم را یکی یکی به نوبت انجام میدهم. به هر یکدر موقع خودش می پردازم و نگران آینده نیستم ماهیت اجباری
    وسواس گونه ام را اداره می کنم.

    -۱۵ با کمک نیروی برترم مسیر و جهتم در زندگی برایم روشن خواهد شد.

    -۱۶ خیلی چیزها برای خوشحال بودن وجود دارد. خداوند برایم خواسته ای دارد.

    -۱۷ خداوند مرا دوست دارد. من بنده خاص او هستم.

    -۱۸ من فرزند با ارزش خداوند هستم.

    -۱۹ هنگامی که نفس عمیق می کشم و آرام می شوم زیبایی من ساطع می شود.

    -۲۰ من یک انسان مهم و با ارزش هستم، برای خودم، برای نیروی برترم و برای دیگران.

    -۲۱ ترس از احساسات، آنها را عوض نمی کند، بلکه فقط فرآیند بهبودی را به تعویق می اندازد.

    -۲۲ من تلاش نخواهم کرد که همه مسایلم را به یکباره حل کنم.

    -۲۳ آنچه که لازم است به طور روزانه انجام دهم، برایم آشکار خواهد شد.

    -۲۴ من به نیروی برترم اعتماد دارم، به خودم اعتماد دارم، نقاط منفی و ضعف های من به نقاط مثبت و قوتم تبدیل خواهد شد.

    -۲۵ من مجددا مسیری مشابه آن هایی که مرا به سوی هدف دلخواهم هدایت نکردند، انتخاب نمی کنم.

    -۲۶ چیزهایی که در زندگی به آنها احتیاج دارم، سر راه من قرار می گیرند.

    -۲۷ هنگامی که باورهای مخرب در مورد خودم و دیگران را رها میکنم به احساس آزادی می رسم.

    -۲۸ نیروی برتر من حاضر و فعال است و در بیست و چهار ساعت روز در همه موقعیتها با من است.

    -۲۹ در این لحظه من به خودم اطمینان دارم.

    -۳۰ مشکلات من فراتر از توان من نیستند.

    -۳۱ من توانایی به انجام رساندن کارها را دارم. من با کفایت هستم.

    -۳۲ برای هر موقعیت ناخوشایند، راه حلی وجود دارد.

    -۳۳ نیروی برتر من در مکانهای غیر منتظره، در زمانهای غیرمنتطره و از طریق آدمهای غیر منتطره کار خود را انجام می دهد.

    -۳۴ من بدنم را دقیقا به همین شکلی که الان هست دوست دارم.

    -۳۵ از نیروی برترم می خواهم به من کمک کند تا بدنم را در اندیشه عشق و آرامش بپوشانم.

    -۳۶ من خودم را به خاطر قضاوت کردن بدنم به عنوان چیزی بی ارزش می بخشم.

    -۳۷ من راههای مناسبی برای ابراز خشم خود به وجود می آورم.

    -۳۸ هنگامی که به خودم فرصت سوگواری می دهم، غم خود را شفا داده و مجالی برای شادی فراهم می آورم.

    -۳۹ من تمامی احساساتم را میپذیرم، در اختیار میگیرم و آنها را تجربه میکنم.

    -۴۰ من توانایی پذیرش و ابراز عشق را دارم.

    -۴۱ من توانایی تصمیم گیری دارم.

    -۴۲ من از سردرگمی رهایم، من به نیروی برترم اجازه میدهم که همه سردرگمی ها را از من بگیرد و صلح،آرامش و اطمینان را
    جایگزین آن کند.

    -۴۳ من توانایی “نه” گفتن به باورهای قدیمی و تغییر آنها به باورهای جدید و سالم تر را دارم.

    -۴۴ من انتخاب میکنم که بپذیرم و عشق بی دریغ نیروی برترم را احساس کنم.

    -۴۵ من از این بابت که خداوند همیشه با من است سپاسگزارم.

    -۴۶ من میدانم که با خدا همه چیزهای خوب امکان پذیر است.

    -۴۷ من با کمک گرفتن از نیروی برترم می آموزم که حد و مرزهای خودم را تعریف کرده و از آنها مراقبت کنم.

    -۴۸ من می توانم به هر آنچه می خواهم “بله” بگویم و به هر آنچه که نمی خواهم “نه” بگویم. حق انتخاب با من است.

    -۴۹ من می توانم به شخص دیگر نزدیک شوم، بدون اینکه خودم را فراموش کنم.

    -۵۰ من حق انتخاب دارم که به باورهای شخصی، ارزشها و خواسته هایم احترام بگذارم.

    -۵۱ با کمک گرفتن از نیروی برترم، من به هنگام “نه” گفتن از همه احساس گناه ها و ترس ها رها می شوم.

    -۵۲ من یک انسان ارزشمندم و سزاوارم تا با وقار و احترام رفتار کنم.

    -۵۳ من تمایلات جنسیم را از راه های سالم و با حفظ احترام به خود و دیگران ابراز می کنم.

    -۵۴ لذت بخشیدن جنسی به شخص دیگر انتخاب من است نه وظیفه من.

    -۵۵ در این لحظه، من خالی از تمایل برای سرزنش کردن خود و یا دیگران هستم.

    -۵۶ من قلبی بخشاینده دارم و نیکی و عشق دیگران را جدب می کنم.

    -۵۷ هرچه که عشق من به خودم بیشتر می شود، عشق را از دیگران آسان تر دریافت می کنم.

    -۵۸ مادامی که دست از سرزنش کردن خود بر می دارم، مسولیت کارهای گذشته خود را بر عهده میگیرم.

    -۵۹ هنگامی که می آموزم تا به خدا اعتماد کنم و ترس از مردم را رها کنم، عشق و پذیرش وجود مرا پر می کند.

    -۶۰ من دوست داشتنی هستم و ارزش عشق را دارم.
     
    .
    نوشته شده در چهارشنبه ۷ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : پمفلت گرداننده جلسات مجازی هم وابستگان گمنام  کدا
  •    []

  •  

    هم وابستگی (اعتیاد به فرد معتاد)

    مقدمه

    اولین ضربه های اعتیاد بر پیکر خانواده وارد می شود. اعتیاد، خانواده فرد معتاد را متزلزل، فرزندان و سرنوشت و آینده آنان را به مخاطره می اندازد. سوغات اعتیاد برای خانواده چیزی جز پریشان حالی و نگرانی نیست. خوشی و شادمانی از خانواده معتاد رخت برمی بندد و شیرازه زندگی از هم می پاشد. مهمترین تأثیر اعتیاد بر خانواده از بین رفتن کنترل، نظم و انضباط و به وجود آمدن هرج و مرج و بی بندوباری است که این بی بند و باری زمینه ساز و فرصتی است برای فساد. (قربان حسینی، 1368)

    وابستگان به مواد شيميايي خود تنها قربانيان اعتياد، نيستند. به نظر مي رسد نزديكان آنها كه اشتغال ذهني فرواني با مصرف مواد مخدر در عزيزان خود دارند. نيز به نوعي دچار آسيبهاي رواني مي شوند. يكي از اين موارد حالت هم وابستگي است.(معصومیان شرقی، 1378)

    هم وابستگی چیست؟

    ارنی لاسن که در این حوزه نیز پیشگام است، هم وابستگی را چنین تعریف می کند: « آن دسته از رفتارهای خود تخریب گرایانه آموخته شده یا نواقص شخصیتی که باعث کاهش ظرفیت فرد در وارد شدن یا مشارکت در روابط عاشقانه می شود.» (ملودی بیتی، 1388)

    در تعریف های ارائه شده از هم وابستگی این جنبه های اساسی را می توان شناسایی کرد:

    1. درگیری بیش از حد شخص هم وابسته با فردی که کنش و فتار کژکارانه ای دارد.
    2. تلاش وسواس گونه او برای مهار رفتار چنین فردی
    3. گرایش و تمایل طاقت فرسای شخص هم وابسته به استفاده از منابع بیرونی جهت احساس خودارزشمندی (تلاش افراط گونه به منظور جلب تأیید دیگران به خصوص در ارتباط با فردی که کنش نادرست دارد و تأیید او را طلب کردن)
    4. تلاش شخص هم وابسته برای درمان مشکل رفتاری فردی که کنش نادرست دارد تا به آن حد که خود را در این راه قربانی نماید. (معصومیان شرقی، 1378)

    هم وابسته کیست و چه ویژگی هایی دارد؟

    هم وابسته فردی است که به شخص دیگری اجازه می دهد با رفتارش بر او تأثیر بگذارد و فکر و ذهنش مشغول کنترل رفتار آن شخص می شود. (ملودی بیتی، 1388)

    آن شخص دیگر ممکن است کودک، بزرگسال، معشوق، همسر، برادر، خواهر، پدر، مادر، پدربزرگ، مادربزرگ، مراجع یا بهترین دوست باشد. این شخص می تواند الکلی، وابسته به دیگر مواد شیمیایی اعتیاد آور ، بیمار جسمی یا روانی و یا شخصی معمولی باشد که گاه گاهی غمگین و ناراحت است. (ملودی بیتی، 1388)

    «فرد هم وابسته با تمرکز بر احساسات، نیازها و انگیزه های دیگران، از خویشتن فاصله گرفته و نسبت به تغییرات جسمی و نیازهای روانی خود غفلت می ورزد. از طرفی دیگر با میل وسواس گونه به تکرار گذشته، در دور رفتارهای خود تخریبی گرفتار آمده و سناریوهای خود شکست دهنده و خود تخریبی فراوانی برای خویشتن می آفریند.» (وایتفیلد، 1381، ص 11)

    ویژگی های افراد هم وابسته عبارتند از: مراقبت کردن، کمبود عزت نفس، سرکوبی یا واپس زنی، وسواس، کنترل گر، انکار، وابستگی، ارتباطات ضعیف، بی اعتمادی به خود دیگران و سعی در اعتماد به کسانی که مورد اعتماد نیستند، خشم، مشکلات جنسی و در مراحل پیشرفته تر ممکن است احساس افسردگی کنند،گوشه گر شوند، به خودکشی فکر کنند، دچار اختلال خوردن شوند و یا اینکه معتاد شوند. (ملودی بیتی، 1388)

    علایم و ویژگی های هم وابستگی

    علایم هم وابستگی شبیه دیگر انواع اعتیاد است. تنها تفاوت آنها این است که در حالی که معتادان بر روی الکل، مواد مخدر، کا و یا قمار تمرکز می کنند، فرد هم وابسته بر روی افرادی که دارای یک ویژگی خاص است، تمرکز می کند.

    ویژگی های بلند مدت هم وابستگی عبارتند از:

    1. مرجع خارجی: افراد هم وابسته روی افراد دیگر به عنوان منبع شادی یا درد متمرکز هستند.
    2. رفتار کنترل شده: افراد هم وابسته چون دیگران را به عنوان منبع شادی یا درد در نظر می گیرند، تلاش می کنند تا دیگران را تحت تأثیر قرار دهند. استراتژی های آنها برای کنترل دیگران عبارتند از:  الف) تأیید جویی، ب) خشنود سازی دیگران، ج) رفتارهای مراقبتی از دیگران، د)انتقاد و سرزنش خود .
    3. درد عاطفی: فرد هم وابسته معمولاً ترس از دست دان افرادی که بر روی آنها متمرکز است، را دارد. همچنین به خاطر رفتارهایی که برای جلب تأیید دیگران انجام می دهد، احساس گناه می کند.
    4. سیستم دفاعی سخت و محکم: افراد هم وابسته به جای اینکه به طور آشکارا دردهای درونی خود را ابراز کنند، این درد و رنج را از طریق استراتژی های دفاعی که شدت این مخمصه را به حداقل می رسانند، تحریف می کنند.
    5. باورهای خیالی: افراد هم وابسته اعتقاد دارند که روابط آنها همیشه بد نیست و بهتر هم خواهد شد. حتی بعد از چند بار مورد سوء استفاده قرار گرفتن توسط دیگران آنها فکر می کنند که این دفعه واقعاً بهتر است. آنها همچنین بر این باورند که در نهایت اگر بتوانند از تواناسازی، خشنود کردن مردم و رفتار های تأیید طلبی به اندازه استفاده کنند قادر خواهند بود دیگران را کنترل کنند.
    6. فقدان هویت خود: به عنوان نتیجه تمرکز روی دیگران، انکار خود، سازش با ارزش های دیگران و نگه داشتن دردشان در درون خودشان (درون ریزی).
    7. گاهی اوقات فرد هم وابسته در تلاش برای نجات یک حس خود ارزشی، خود را به عنوان قربانی مشاهده می کند.(رومین، 1986)

    شدت و مدت هم وابستگی افراد هم وابسته، بسیار شبیه خود بیماری اعتیاد است؛ یعنی می توان گفت هم وابستگی یک بیماری مزمن و پیش رونده است که از سطحی ترین لایه های احساسی- فکری- رفتاری فرد شروع شده و کم کم تا عمیق ترین بخش های روانی او را متأثر می سازد. در مورد هم وابستگی، دقیقاً به مانند بیماری اعتیاد، در تمامی مراحل پیشرفت مشکل، عامل «انکار» همواره حضور دارد به نحوی که می توان گفت هم وابستگی در بستری از انکار رشد و نمو می یابد. (ملودی بیتی، 1388)

    وایت فیلد معتقد است هم وابستگی دارای حداقل 12 نوع خصیصه اصلی و عمده است:

    1. آموختنی و اکتسابی است.
    2. رشدی است.
    3. متمرکز بر دنیای خارج است.
    4. بیماری تباهی نفسانیت است.
    5. مرزها و محدوده های شخصی تحریف شده دارد.
    6. اختلال در احساسات است؛ مخصوصاً از طریق احساس پوچی، اعتماد به نفس پایین، شرم، ترس، خشم، گیجی و کرخی آشکار می گردد.
    7. در برقراری رابطه با خود و دیگران مشکلاتی را ایجاد می کند.
    8. اولیه است.
    9. مزمن است.
    10. پیش رونده است.
    11. بدخیم است.
    12. قابل درمان است. (معصومیان شرقی، 1378)

    آیا هم وابستگی نوعی بیماری است؟

    بعضی از متخصصان می گویند، هم وابستگی نوعی بیماری است؛ آن هم از نوع مزمن و پیش رونده. آنها معتقدند هم وابسته ها، خواهان وجود افراد بیمار در اطراف خود هستند و به آنها نیاز دارند. تا از طریق مراقبت از آنها، خود به طریق ناسالمی احساس رضایت کنند. (ملودی بیتی، 1388)

    «شاید دلیل اینکه بعض از متخصصان هم وابستگی را نوعی بیماری می دانند، مشابهت واکنش بسیاری از هم وابسته ها با بیمارانی است که مبتلا به بیماریی شبیه به بیماری الکلیسم هستند.

    دلیل دیگری که هم وابستگی را بیماری می دانند، این است که پیش رونده است. هم زمان با بدتر شدن مریضی اطرافیانشان، ممکن است با شدت بیشتری به آن واکنش نشان دهند. وضعیتی که با کمی دلواپسی و نگرانی شروع می شود، ولی به انزوا، افسردگی، بیماریهای هیجانی-عاطفی یا جسمی و حتی افکار خودکشی منجر می شود. شاید هم وابستگی نوعی بیماری نباشد؛ اما می تواند شما را بیمار سازد و از طرفی می تواند به بیمار باقی ماندن اطرافیان شما کمک کند.

    دلیل دیگر برای بیمار بودن هم وابستگی این است که رفتارهای فرد هم وابسته همانند بسیاری از رفتارهای خودتخریب گر- برای او عادت می شود. آنها عادت هایشان را تکرار می کنند، بدون این که آنها را با فکر و اندیشه انجام دهند. آن وقت عادتها زندگی خاص خودشان را بر آنها تحمیل می کنند.» (ملودی بیتی، 1388، ص 82)

    علل ایجاد هم وابستگی

    الکلیسم و همچنین اعتیاد به انواع مواد مخدر در خانواده موجب می شود هم وابستگی پدید آید؛ اما شرایط و موقعیت های بسیار دیگری نیز وجود دارند که به پدید آیی هم وابستگی کمک می کنند.

    یکی از عوامل رایج پدید آورنده هم وابستگی داشتن رابطه – چه به صورت شخصی یا تخصصی- با فردی مشکل دار، محتاج و وابسته است. ولی به نظر می آید، متداول ترین عامل، قوانین نا نوشته و ناگفته ای است که به طور معمول در خانواده و در بین بستگان درجه یک وضع شده است و زمینه برقراری روابط ما با خودمان و دیگران می شود. این قوانین و آداب و رسوم، هر نوع گفتگویی را پیرامون مشکلات، ابراز آزادانه احساسات، ارتباط مستقیم و صادقانه، انتظارات واقع بینانه- از قبیل این که ما انسان، آسیب پذیر و یا ناکامل هستیم- خودخواهی، اعتماد داشتن به خود و دیگران، بازی و تفریح کردن و برهم زدن تعادل کششی خانواده از طریق نیازهای رشدی و تغییر خود را ممنوع می سازد. این قوانین ممنوعه، هیچ اهمیتی نمی دهد که این حرکتها و رفتارها تا چه اندازه مفید و برای سلامت ضروری هستند. وجود این قوانین در نظام خانواده های معتادان به الکل و دیگر مواد مخدر عادی است، اما می تواند در دیگر خانواده ها که اثری از وجود اعتیاد در آنها نیست نیز وجود داشته باشد. (ملودی بیتی، 1388)

    یکی دیگر از مهمترین دلایل ابتلای افراد به این اختلال، روابط ناسالم ومسأله دار ایشان با والدینشان در کودکی است. توجه ناکافی و نادرست والدین به کودک، این احساس را در او ایجاد می کند که گویی اصلاً هویت خارجی ندارد. در چنین شرایطی کودک می آموزد که خود را با توجه به احساسات پدر و مادرش – و نه احساسات خودش- شناسایی و تعریف کند و همین کودکان در روابط بعدی خود در دوران بزرگسالی به راحتی خود را نادیده گرفته و سناریوی کودکی خود را تکرار می کنند. (ترسا ام. کنودسون و هیتر ک. ترل، 2012)

    مراحل هم وابستگی

    مردم به صورت هم وابسته به دنیا نمی آیند. هم وابستگی الگوی آموخته شده از تفکر، تصمیم گیری و رفتار ناقص است که کم کم در طی زمان پیشرفت می کند. با استفاده از مدل اعتیاد به عنوان یک راهنما برای کارمان، ما می توانیم چندین نقطه عطف را در پیشرفت هم وابستگی تشخیص دهیم که شامل مراحل زیر است:

    1. آزمایشگری یا تجربه: ما یاد گرفته ایم که رفتارهای شادکردن مردم یا تأیید جویی باعث می شود که روی دیگران تأثیر بگذاریم. و یاد گرفته ایم که بعضی از نیازهای عاطفی خود را به این روش برآورده کنیم.
    2. مرحله اولیه: رفتارهای تأیید جویی و شاد کردن مردم به نتیجه می رسد. وقتی ما مردم را شاد می کنیم یا روی آنها تأثیر می گذاریم، بالاترین تحسین ها را دریافت می کنیم و مصمم می شویم که این رفتارها را در روابطمان استفاده کنیم.
    3. مرحله میانی: در این مرحله تلاش بیشتری برای خوشحالی و تأثیرگذاری انجام می دهد، اما نتایج پراکنده اند. درنتیجه این فرد آسیب، عدم رضایت و رنجش را تجربه می کند.
    4. مرحله مزمن: با انباشته شدن درد عاطفی، فرد منحصراً بر موضوع دردش متمرکز شده و یا آن را کنترل می کند. گاهی به صورت نوروزها و سایکوزها پیشرفت می کند، سلامت جسمانی به خطر می افتد و نتایج زیادی در روابط به وجود می آورد. و بسیاری از اعتیادها را به وجود می آورد.
    5. مرحله پایانی: هوشیاری بر علت وجود درد متمرکز می شود. وضعیت بهداشت روانی و فیزیکی فرد به سرعت وخیم تر می شود(رومین، 1986).

    هم وابستگی و جنسیت:

    فمنیست ها به ساخت هم وابستگی بر اساس تبعیض های جنسیتی انتقاد می کنند.(آشروبریست، 1988؛کوانووارن، 1994؛ فرانکوگلدن، 1992 ؛ هاکن،1990 ؛ هارپروکاپدویلا،1990 ؛ هوگوفرانک ،1992؛ کریستانوبپکو، 1990؛وانورمر، 1989؛وبستر، 1990) آنها استدلال می کنند که نقش هایی مانند پرورش، مراقبت، وفاداری، انعطاف پذیری، مفید بودن و حساس بودن به نیاز های دیگران که به طور سنتی بر اساس هنجارهای اجتماعی به عنوان نقش های زنانگی شناخته شده، با رفتارهای فردی که دارای هم وابستگی است، همپوشانی زیادی دارند. (سایگل، 1988؛ کریستان و بپکو، 1990) در نتیجه انتظار می رود که تعداد بیشتری از زنان در مقایسه با مردان ویژگی های هم وابستگی را نشان دهند (تاوریس، 1992؛ رایت و رایت، 1995).

    درمان هم وابستگی

    هم وابستگی یک واژه بسیار پیچیده است که شامل انواع مختلفی از روابط می شود. هم وابستگی نه تنها بر شخص تأثیر می گذارد بلکه موجب به وجود آوردن یک خانواده یا گروهی از افراد ناکارآمد نیز می شود. (معصومیان شرقی، 1378)

    اهمیت درمان هم وابستگی از آنجا آشکار می گردد که برخی از محققین معتقدند تمام افراد معتاد، هم وابسته هستند. با توجه به شکل گیری هم وابستگی در رابطه با دیگران هر دو طرف یک رابطه هم وابسته به طور فزاینده ای دچار فشارهای روانی شده و معمولاً یکی از دوطرف به دلیل اینکه دیگر نمی تواند نقش خود را در این ارتباط ادامه دهد، در جستجوی سکین دردهای خود برمی آید. اغلب این افراد برای فرونشاندن تنش های ناشی از سبک زندگی هم وابستگی، قابل تحمل تر کردن آن و در نتیجه تواناسازی حیات این رابطه به استفاده به الکل و دیگر مواد شیمیایی روی می آورند. از این روی در ارتباط با درمان اعتیاد، بهبودی هم وابستگی همسر و افراد خانواده و دوستان با اهمیت در زندگی فرد معتاد مهم تلقی می شود. (معصومیان شرقی، 1378)

    قبل از دریافت درمان برای هم وابستگی، شخص باید بداند که درمان هم وابستگی شامل اکتشاف عمیق مسائل مربوط به دوران کودکی آنها و روابط آنها و اعمال و رفتارهای رایج هم وابستگی می باشد. دو رویکرد رایج برای درمان هم وابستگی وجود دارد: کمک به خود  و روان درمانی. یک از روش های دیگر درمان هم وابستگی استفاده از گروههای خودیاری می باشد که از مدل 12 قدمی انجمن الکلی های گمنام کار می کنند. روان درمانی فردی روشی شناخته شده برای کمک به فردی است که نیازمند کمک های تخصصی در محیط درمان می باشد تا بپذیرد که مسائل شخصی او اکتشاف گردد. روان درمانی همچنین می تواند شامل استفاده از درمان گروهی باشد. (معصومیان شرقی، 1378)

    سرمارک(1986)در کتاب «تشخیص و درمان هم وابستگی» طرحی از درمان هم وابستگی را ارئه می کند که در آغاز درمان تلاش می شود تا بیمار به پذیرش مشکل هم وابستگی خود نائل آید. این کار مستلزم آن است که با انکارهای بیمار مقابله شود. بعد از پذیرش هم وابستگی در جریان درمان انتظار می رود که بیمار نسبت به تداوم بخشیدن مشکلات و رفتارهای کژکارانه خود قبول مسؤلیت کند و مسؤلیت اعمال خود را بپذیرد و در ادامه به درک محدودیت های خود نائل آید. به علاوه بتواند تشخیص دهد که آشفتگی زندگی او از تلاش او برای تحت کنترل درآوردن آنچه که غیرقابل کنترل است، ناشی می شود. بیمار باید تصور نادرستی که در مورد میزان توانایی خود در اداره چنین زندگی آشفته ای دارد، رها سازد. این وضعیت شاید برای او ایجاد غم و اندوه کند که باید با آن مقابله شود. درمان به بیمار کمک می کند تا رفتارهای اجباری خود را مورد شناسایی و بررسی قرار دهد و به پرورش و گسترش استقلال وخودمختاری خود پرداخته و در آخر احساس توانمندی و با ارزش بودن خود را تقویت کند. (معصومیان شرقی، 1378)

     

     

    نوشته شده در چهارشنبه ۷ مهر ۱۳۹۵ ساعت 1:57 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • «ترس»

    برای بسيارى از ما،ترس نگهبان مان است،کمک مان می کند تا از آسیب در امان بمانيم.به عنوان هم وابسته،ما از روی "عادت از ترس"استفاده می کنیم تا خودمان را از موقعیت های شرمنده شدن توسط دیگران حفظ کنیم.

    📘هم وابستگان|صفحه 14

     

    این کانال مخصوص همه انجمن های دوازده قدمی است.
    https://telegram.me/a12and12

    نوشته شده در سه شنبه ۶ مهر ۱۳۹۵ ساعت 13:44 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره هموابستگان گمنام
  •    []

  • مشارکت اعضاء:

    🔹همان طور که مرگ جسم ما را می کشد، شهوت روح انسان را می کشد.
    🔸شهوت می خواهد همه چیز را ببلعد، پول، معنویت، اعتماد به نفس، روح، سلامت جسم و ...
    🔹قبل از اینکه مغز و فکرم وجود جنس مخالف را تشخیص دهد، شهوت آنرا تشخیص می دهد
    🔸شهوت نگاه ما را فیلتر می کند، چیزهایی که خودش می خواهد را می بیند
    🔹گاهی اوقات خداوند کلام خود را از دهان دیگران جاری می کند
    🔸پاکی صرفا جسمی کار سختی نیست. من در صورتی می توانم خودم را به خدا نزدیک ببینم که جلوی نگاهم را به جنس مخالف بگیرم.
    🔹6 سال پاکی، من را 6 دقیقه هم در مقابل شهوت حفض نمی کند. فقط به یک تازه وارد نشان می دهد که 6 سال پاک ماندن شدنی است. این لطف خدا بود که من را پاک نگه داشت. بزرگترین هدیه این است که ایمان آوردم که خداوندی هست که من را 6 سال پاک نگه می دارد. همین باعث می شود که ترس های من کمتر شود.

     

    نوشته شده در سه شنبه ۶ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره معتادان جنسی گمنام
  •    []

  • «بندرت کسی را دیده ایم که راه ما را با جدیت بپیماید و شکست بخورد.کسانی که بهبود نمی یابند،آنهائى هستند که نمی خواهند و یا نمی توانند خود را کاملأ به این برنامه ساده بسپارند.»


    الکلی های گمنام | صفحه 58

     

     

     
    نوشته شده در سه شنبه ۶ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره الکلی ها گمنام
  •    []

  • همه امراض از عدم بخشايش ناشی می شوند 🤔

    🍃 هرگاه که بيماريم، بايد در دل خود جست و جو کنيم و ببينيم که چه کسي را بايد ببخشاييم. 🍂 کتاب «تعليم معجزات» مي گويد: «همه امراض از عدم بخشايش ناشي مي شوند. و هر گاه که بيماريم، بايد به پيرامون خويش بنگريم و ببينيم که چه کسي را بايد عفو کنيم. »
    🍃 من به اين نظريه مي افزايم که عفو و بخشايش هر کس را دشوارتر مي يابيد، هم اوست که بيش از هر کس ديگر بايد رهايش کنيد.
    🍂 بخشايش ؛ يعني دست برداشتن و رها کردن. به اين معناي تاييد رفتار آن ها نيست و اين به معناي دست برداشتن از سر آن کس و آن مسأله است. لازم نيست که بدانيم چگونه عفو کنيم. تنها کاري که بايد بکنيم اين است که مشتاق عفو و بخشايش باشيم. کائنات، خود از «چگونه ها» مراقبت خواهد کرد.
    🍁 ما چه خوب درد خود را درک مي کنيم اما براي بيشتر ما تا چه اندازه دشوار است که بفهميم آن ها – همان آن هايي که بيش از هر کس ديگر بايد ببخشاييمشان – نيز دچار درد بودند. ما بايد بفهميم که آن ها با فهم و هوشياري و دانشي که در آن زمان داشتند، بهترين کاري را که به عقلشان مي رسيد انجام داده اند.
    🌾 دريافته ام زماني که دقيقا همان گونه که هستيم، خود را دوست بداريم و بپذيريم و تاييد کنيم، همه چيز زندگي بر وفق مراد ما خواهد بود. گويي معجزه هايي کوچک در همه جا منتظرند. سلامت ما بهبود مي يابد، پول بيشتري به سراغمان مي آيد، روابط ما موفق آميز تر مي شود، و خلاقيت خود را از راه هايي رضايت بخش تر عيان مي سازيم. و انگار همه اين ها بدون تلاشي از جانب ما پيش مي آيند. تاييد و پذيرش خويش در اين لحظه، شاه کليد ايجاد دگرگوني هاي مثبت در همه زمينه هاي زندگي است.
    🌱 به نظر من، خويشتن دوستي ازاينجا آغاز مي شود که هرگز در هيچ شرايطي، براي هيچ چيز از خود انتقاد نکنيم.
    🌿 انتقاد، ما را در الگويي که قرار داريم و مي خواهيم دگرگونش سازيم، محبوس مي کند. تفاهم داشتن و ملايم بودن با خود، به ما کمک مي کند. که از الگوي خود بيرون بياييم. به ياد داشته باشيد که سال هاي سال از خود انتقاد کرده ايد و کاري از پيش نبرده ايد. پس اکنون خود را تاييد کنيد و ببينيد که چه پيش مي آيد.
    ☘ در لايتناهاي حيات – آنجا که ساکنم – هر چند زندگي همواره دگرگون مي گردد، همه چيز عالي و کامل و تمام عيار است. نه آغازي هست ونه پاياني، آنچه هست تنها چرخش و واچرخش جوهر و تجربه هاست.
    🍂 زندگي هرگز مانده و ايستا وکهنه نيست ؛ زيرا هر لحظه همواره سرشار از طراوت و تازگي است.
    🍃 من با قدرتي که مرا آفريد يگانه ام، و اين قدرت اين اقتدار را به من داده است که شرايط خود را بيافرينم.
    🌞 من از اين آگاهي شادمانم که قدرت ذهنم در اختيار من است و هر گونه که مي خواهم به کارش مي برم. آن گاه که از گذشته دور مي شويم، هر لحظه زندگي، نقطه آغازي است.
    اينک، اين لحظه، اکنون و اينجا، براي من نقطه آغازي است.
    🌺در جهانم همه چيز نيکوست 🌺🌻🌹🌷🌼🌸

    🍃🍂🍁 فقط آن چیزی را در ذهنتان راه بدهید که دوست دارید اتفاق بیافتد

     

    نوشته شده در سه شنبه ۶ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مشارکت اعضاء:sa


    🔸نیروی برتر من مثلث علم، عقل و واقعیت است.
    🔹مشکل من کمبود آگاهی و ندانم کاری است. نقش نیروی برتر آگاهی دادن به من است.
    🔸من خودم در برابر شهوت ضعیفم و نیاز دارم تا کسی کمکم کند ولی با این حال به دیگران کمک می کنم.
    🔹مشکل من جنس مخالف، مانتوی تنگ یا تیپ و قیافه نیست. مشکل من افکار من است.
    🔸در مورد شهوت جنسی من نمی توانم به خودم متکی باشم. من همچون بچه یک ساله ای هستم که به کمک و راهنمایی یک نیروی برتر از خودم نیاز دارم.
    🔹کسی که به من کمک می کند بخاطر خودش به من کمک می کند، نه بخاطر من. چون با کمک کردن به من حال خودش بهتر می شود.
    🔸مشخصات نیروی برتر چیست؟ قوی تر از من باشد - احساس من را تجربه کرده باشد - سنگ صبور من باشد - تو ذوق من نزند - حرف های من را بشنود. نه تایید کند و نه تکذیب.
    🔹راهنما صلاح و مصلحت من را می خواهد. باید به حرفهایش گوش کنم.
    🔸پاکی هدیه ای است که من باید از آن محافظت کنم.
    🔹من پاکم چون قبول کردم که در برابر شهوت شکست می خورم. می دانم که شهوت هزاران برابر از من قوی تر است. فقط کنار می کشم و تسلیم می شوم. تنها کسی که می تواند به من کمک کند خداوند است. هر وقت که شهوت به من حمله می کند دعا می کنم. باید یک نیروی برتری باشد تا من بتوانم با تکیه به او زندگی کنم (دعای قدم یک و سه خیلی کمک می کند).
    🔸اول و آخر بهبودی خود خداوند است. اگر امروز وسوسه ندارم بخاطر قدرت خداست. باید بیشتر با خدا در ارتباط باشم و دعا کنم. باید با خدا راه بروم و با او صحبت کنم، چون برای بهبودی ام به او احتیاج دارم.
    🔹خداوند می داند که من به کمک نیاز دارم. آن کسی که نمی داند من هستم. از خدا می خواهم تا به من کمک کند تا وظایفم را انجام دهم، به کسی خسارت نزنم و بهبود پیدا کنم.

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۶ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره معتادان جنسی گمنام
  •    []

  • ✅ استراتژی شماره 9 : یافتن مقصود و هدف


    آیا می دانید که عزت نفس پایین می تواند شما را نسبت به رفتارهای اعتیادآور آسیب پذیرتر کند؟
    هر چقدر احساس بدتری به خودتان داشته باشید، بیشتر بدنبال راه هایی برای یافتن احساس پذیرفته شدگی، مهم بودن و در کنترل بودن می گردید. بیشتر اوقات ما به این علت به سمت پورنوگرافی می رویم که به ما احساس اشتباه ارتباط با افرادی که در صفحه کامپیوتر یا مجله هستند، می دهد. با این حال، در واقع ما با مراجعه به پورنوگرافی یا هر رفتار اعتیادآور دیگری برای فرار از احساس بی ارزش بودن، بر روی آتش بنزین می ریزیم و آتش را شعله ورتر می کنیم.

    مشاهده او با تحقیقی که همان الگو را به وضوح نشان می دهد، سازگار است: توجه به اعتیادهایی مانند الکل، موارد مخدر خیابانی یا پورنوگرافی برای تسکین افسردگی، تنهایی یا نفرت از خود، اشخاص را بیشتر وارد این عادت های احساسی می کند. هرچه بیشتر در این عادت ها فرو برویم، با شدت بیشتری بدنبال جایی برای رهایی می گردیم. آیا شما مارپیچ رو به پایین را می بینید؟

    🔴لیستی از چیز هایی که به شما کمک میکنه احساس ارزشمند بودن را در خود بسازید و میتوانید شروع به کاربرد آن ها در زندگی خود کنید تهیه کنید.کتاب یک گام به سوی بهبودی(پورنوگرافی گمنام )

     

    نوشته شده در سه شنبه ۶ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : انجمن پورنوگرافی گمنام
  •    []

  • حقیقت لغزش

    لغزش حقیقی است که در افراد هم وابسته همچون افراد معتاد و الکلی رخ می دهد.برخی ممکن است فکر کنند که در هم وابستگان لغزش به اندازه ی معتادان و الکلی ها خطرناک نیست،اما حقیقت چیز دیگری است.لغزش هم وابستگان نیز ویرانگر است،لغزش در هم وابستگان موجب بروز مجدد احساس عدم امنیت و بی ارزشی می شود

    📔هم وابستگی و قدرت رها کردن
    صفحه|155

     

    م
    نوشته شده در سه شنبه ۶ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره هموابستگان گمنام
  •    []

  • نوشته شده در شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵ ساعت 18:14 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره الکلی ها گمنام
  •    []

  • 12سنت  الکلی های گمنام

    1- منافع مشترک ما باید در رأس کار ما قرار گیرد ، بهبودی هر یک از ما به یگانگی الکلی های گمنام بستگی دارد .

    2- در ارتباط گروهی ما فقط یک مرجع وجود دارد و آن پروردگار مهربان است ، بدانگونه که خود را در وجدان گروه بیان کند . پیشوایان ما خدمتگزاران صادقند و حکومت نمی کنند .

    3- تنها شرط عضویت د رالکلی های گمنام تمایل به ترک الکل است .

    4- هر گروه باید مستقل باشد ، به استثنا مواردی که به دیگر گروهها و الکلی های گمنام در جمع تأثیر بگذارند .

    5- هر گروه فقط یک هدف اصلی دارد و آن رساندن پیام خود به الکلی هائیست که هنوز در عذابند .

    6- الکلی های گمنام هرگز نباید هیچ موسسه مرتبط و یا هر سازمان دیگری را تأیید کند و یا کمک مالی نماید و یا اجازه استفاده از نام الکلی های گمنام را بدانها بدهد ، زیرا ممکن است مسائل مالی ، ملکی و شهرت ما را از هدف اصلی خود منحرف سازد .

    7- هر گروه الکلی های گمنام باید کاملاً خود کفا باشد و کمکی از خارج دریافت نکند .

    8- الکلی های گمنام باید برای همیشه غیر حرفه ای باقی بماند اما مراکز خدماتی ما می توانند کارمندانی استخدام کنند .

    9- ما تحت عنوان الکلی های گمنام ، هرگز نباید متشکل شویم اما می توانیم هیأتها و کمیته هائی تشکیل دهیم که مستقیماً در برابر گروه مسئول باشند .

    10- الکلی های گمنام هیچ عقید در مورد موضوعات خارجی ندارد و نام الکلی های گمنام هرگز نباید وارد به مسائل اجتماعی شود .

    11- خط مشی روابط عمومی ما بنا بر اصل جاذبه است نه تبلیغ ، ما باید همیشه گمنامی خود را در سطح مطبوعات ، رادیو و فیلم حفظ کنیم .

     

    12- گمنامی اساس روحانی تمام سنت های ما می باشد و همیشه یاد آور این است که اصول اخلاقی را به غرایز شخصی ترجیح دهیم .

     

     

    نوشته شده در شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:22 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره الکلی ها گمنام
  •    []

  • 1361

    نوشته شده در شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:21 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  •  

     

    نوشته شده در شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره الکلی ها گمنام
  •    []

  •  

     

     

     

     

     

     

     

    نوشته شده در شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره الکلی ها گمنام
  •    []

  •  

    نوشته شده در شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره الکلی ها گمنام
  •    []

  • تاریخچه آغاز الکلی های گمنام:

    جرقه اولین گروه ای ای در ماه جون سال 1935 در شهر آکرون در ایالت اهایو آمریکا زده شد. این جرقه در اثر صحبت هایی که بین یک فروشنده سهام نیویورکی به نام بیل ویلسون و یک پزشک آمریکایی به نام دکتر باب اسمیت رد و بدل شد به وجود آمد .

     بیل شش ماه قبل در اثر ملاقات با دوستی به نام ابی تاچر که عضو گروه آکسفورد آن زمان بود به دنبال یک    تجربه ی ناگهانی روحانی ، وسوسه ی مصرف الکل را از دست داده بود.

    بیل از طرف دکتر ویلیام سیلک ورث فقید ، متخصص الکلیسم اهل نیویورک ، کمک های زیادی شده بود و اطلاعات مربوط به ماهیت وخیم بیماری الکلیسم را از همین پزشک آموخته بود .

    با آنکه بیل نمی توانست تمام اصول گروه آکسفورد را بپذیرد اما مجاب شده بود که تهیه یک ترازنامه اخلاقی ، پذیرفتن ضعف های شخصیتی و اقرار آنها ، جبران خسارت از کسانی که به آنها صدمه رسانده بود و کمک به دیگر افراد الکلی و اتکا و اعتقاد به خداوند لازم است .

    روزی بیل برای انجام یک کار تجارتی به شهر آکرون می رود اما کارش با شکست مواجه می شود . در حالی که می ترسید مبادا دوباره کارش به مصرف الکل کشیده شود ، متوجه شد برای حفظ پاکی و هوشیاری خود لازم است پیام خود را به یک همدرد دیگر برساند . و این همدرد یک پزشک آکرونی"دکتر باب" از آب در آمد .

    دکتر باب چندین بار برای پیدا کردن راه حل مشکل خود به فلسفه های روحانی و مذهبی روی آورده بود اما موفق نشده بود . وقتی بیل مشکل الکلیسم و لاعلاجی خود را به صورتی که دکتر سیلک ورث توصیف کرده بود برای باب تعریف کرد چنان با میل و رغبت شروع به دنبال کردن راه حل روحانی کرد که تا آن وقت برای او سابقه نداشت .

    او هشیار شد و تا زمان مرگش سال 1950 هرگز لب به الکل نزد .

    بدین ترتیب این دو دوست شروع به فعالیت کردند و الکلی سوم را در یک بیمارستان پیدا کردند و این روند تا آخر تابستان سال 1935 ادامه پیدا کرد . بدین ترتیب به صورت ناخودآگاه اولین گروه ای ای تشکیل شد .

    اولین گروه کوچک ای ای خیلی زود در نیویورک تشکیل شد و  خیلی زود افراد مبتلای دیگری که پراکنده بودند با در حال راه انداختن گروه های دیگری در نقاط مختلف بودند .

    بالاخره گروه ها احساس کردند که زمان آن رسیده است تا پیام و تجربه ی بی نظیر خود را با دنیا در میان بگذارند .

    این تصمیم در بهار سال 1939 به مرحله ی عمل در آمد و کتاب الکلی های گمنام منتشر شد.

    در آن زمان تعداد اعضاء حدودا به صد نفر مرد و زن رسیده بود و انجمن  که هنوز اسمی نداشت به نامی که بر روی کتاب خود"الکلی های گمنام" گذاشته بود معروف شد . بدین ترتیب پرواز کورکورانه به سر رسید و انجمن الکلی های گمنام وارد دوره ی جدیدی از پیشرفت خود شد.

    در اواخر سال 1939 تعداد اعضایی که در حال بهبودی بودند800نفر تخمین زده شد و در پایان سال 1941 به 8000 نفر بالغ شد .

    رشد جمعیت و اختلاف آراء و عقاید باعث شد تا بیل به فکر تدوین اصولی برای حیات گروه ها و ادامه ی فعالیت آنها بیافتد. همانطوری که یک عضو با استفاده از اصول 12 قدم می تواند بر مبنای آن زندگی کند، گروه های ای ای

    نیز باید اصولی داشته باشند تا بدون هیچ مشکلی بتوانند به ادامه ی فعالیت اصلی خود که "رساندن پیام هشیاری به یک الکلی دیگر" بود را انجام دهند . لذا به همین دلیل سنت های 12گانه  ای ای تشکیل شد  و با آنکه هیچیک از این اصول حکم قاعده و قانون را نداشت اما چنان مورد قبول اکثریت اعضاء قرار گرفت که در سال 1950 به تائید اولین کنفرانس بین المللی الکلی های گمنام در کلیولند رسید .

    امروزه اتحاد و همبستگی فوق العاده ی ما یکی از بزرگترین سرمایه های انجمن ای ای است .

    ای ای یک سازمان مذهبی نیست و دیدگاه پزشکی بخصوصی را هم دنبال نمی کند . لیکن ما با جامعه ی پزشکی و مذهبی در سطحی گسترده همکاری می کنیم .

    همزمان با انتشار چاپ سوم این کتاب در مارس 1976 تعداد اعضاء ای ای در سطح دنیا حدود یک میلیون نفر تخمین زده شد و تعداد گروه ها در 90 کشور مختلف به 000و28 گروه رسید .

    درسال1990 در 134 کشور مختلف جهان تعداد گروه ها به 88000 گروه رسید .

    یک سوم اعضاء را زنان تشکیل می دادند و در حدود یک پنجم اعضاء سن شان کمتر از سی سال بود

     

    نوشته شده در شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره الکلی ها گمنام
  •    []

  • 12قدم  الکلی های گمنام

     

    1-  ما پذیرفتیم که در مقابل الکل عاجزیم و اختیار زندگیمان از دستمان خارج است .

    2-  به این باور رسیدیم که نیرویی برتر از خودمان می تواند سلامت عقل را به ما بازگرداند .

    3-  تصمیم گرفتیم که اراده و زندگی مان را به پروردگاری که خود درک می کردیم بسپاریم .

    4-  یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و موشکافانه از خود تهیه کردیم .

    5-  چگونگی دقیق خطاهای خود را به خداوند ، خود و یک انسان دیگر اقرار کردیم .

    6-  آمادگی کامل پیدا کردیم که پروردگار کلیه نواقص اخلاقی ما را مرتفع کند .

    7-  با فروتنی از او خواستیم کمبود های اخلاقی ما را برطرف کند .

    8-  فهرستی از تمام کسانیکه به آنها زیان رسانده بودیم تهیه کردیم و در صدد جبران برآمدیم .

    9-  بطور مستقیم در هر جا امکان داشت از افراد فوق جبران خسارت کردیم ، مگر در مواردی که انجام آن زیان مجددی بر ایشان و یا دیگران وارد کند .

    10-  به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و در صورت قصور بلافاصله بدان اقرار کردیم .

     11-  از راه دعا و نیایش کوشیدیم به پروردگاری که خود درک می کردیم نزدیکتر شویم و فقط طالب آگاهی از خواست او برای خود و قدرت اجرایش شدیم .

    12-  با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدمها ، سعی کردیم این پیام را به الکلی ها برسانیم و این اصول را در تمام موارد زندگی خود به اجرا در آوریم .

    نوشته شده در شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره الکلی ها گمنام
  •    []

  •  

    تاریخچه ای ای در ایران:

    از اوایل دهه ی پنجاه شمسی ، گروه های 12 قدمی به صورت مقطعی چند بار در تهران تشکیل شدند و از تاریخ 1373/01/31 گروه های فوق با حمایت سازمان بهزیستی و ستاد مبارزه با مواد مخدر توسط چند نفر که در خارج از کشور بهبود پیدا کرده و با اصول 12 قدمی آشنا بودند راه اندازی گردید .

    در سال 1373 اولین جلسه غیر رسمی ای ای به زبان انگلیسی در خانه ی یکی از اعضاء که در خارج از کشور پاک شده بود برگزار گردید که تعدادی از اعضاء که از خارج از کشور به ایران آمده بودند در آن شرکت داشتند .

    در سال 1373  اطلاع رسانی در مورد ماهیت انجمن ای ای به مسئولین سازمان بهزیستی و مرکز بازپروری قرچک انجام گرفت و متعاقبا این مسئولین اشتیاق خود را برای دیدار و ارائه ی اطلاعات دقیق تر در این زمینه نشان دادند.

    اولین ملاقات با مسئولین مرکز بازپروری قرچک انجام گرفت و در طی آن در مورد ماهیت و اهداف انجمن و چگونگی کارکرد این اصول توضیحات لازم داده شد که خوشبختانه با استقبال خوب آنها همراه بود و جهت بازدید از مرکز بازپروری هماهنگی های لازم را به عمل آوردند .

    پس از یک وقفه ی طولانی بالاخره اولین جلسه ای ای در ایران در تاریخ 1378/02/14 در منزل یکی از اعضاء تشکیل شد و اولین جلسه رسمی ای ای درتاریخ 1378/07/17 در خیابان سهروردی جنوبی در شهر تهران در ساختمان جمعیت آفتاب برگزار گردید.

    نوشته شده در شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره الکلی ها گمنام
  •    []

  • کمبود قدرت، مشکل اصلی ما بود، بنابراین می بایست منبع قدرتی پیدا می کردیم که به کمک آن زندگی کنیم و طبیعتا این نیرو می بایست نیرویی برتر از نیروی خود ما باشد، اما کجا و چگونه می توانستیم یک چنین قدرتی را پیدا کنیم؟
    خب، این دقیقا آن چیزی است که محتوای کتاب ما می باشد. هدف اصلی این کتاب، به وجود آوردن زمینه ای در شما است که به کمک آن بتوانید یک نیروی بالاتر از خود برای حل مشکلاتتان پیدا کنید.

    الکلی های گمنام | صفحه 76

     

     

    نوشته شده در شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:18 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره الکلی ها گمنام
  •    []

  • ما هنگامی هم وابسته می شویم که مسولیت زندگی و خوشبختی مان را بر عهده من خود(خود دروغین) و دیگران بگذاریم.


    هم وابستگی ناخوشی خود گم شده|ص 21

     

     

    نوشته شده در شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:0 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره هموابستگان گمنام
  •    []

  • هم وابستگی به وسيله ی رسانه ها،دولت،مذهب سازمان یافته و مشاغل یاری رسان تقویت می شود

    📔هم وابستگی ناخوشی خود گم شده |ص 24

     

     

    نوشته شده در شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:0 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره هموابستگان گمنام
  •    []

  • فقط برای امروز قدیم na

    17آبان از کتاب اندیشه امروز

     

    تمام‌ رهنمودهاي‌ برنامه‌ بازپروري‌ از ما مي‌ خواهد كه‌ بر خلاف‌ اميال‌ جاه‌ طلبانه‌ وغرور خود حركت‌ كنيم‌ و سرانجام‌ ما را به‌ حالت‌ تواضع‌ و فروتني‌ و پذيرفتن‌ خود به‌همانگونه‌ كه‌ هستيم‌ راهنمايي‌ مي‌ نمايد. به‌ نظر مي‌ رسد كه‌ غلبه‌ بر غرور و رسيدن‌ به‌حالت‌ پذيرفتن‌ خود با تمام‌ كاستي‌ها، قوتها واقرار به‌ نواقص‌ اخلاقي‌ يكي‌ ازمشكل‌ترين‌ مراحل‌ باشد بخصوص‌ كه‌ بايد ماهيت‌ دقيق‌ تمام‌ نواقص‌ خود را در نزدخداوند و يك‌ دوست‌ راهنما اقرار نمائيم‌.اگر چه‌ انجام‌ آن‌ در ابتدا بسيار دشوار بنظرمي‌ رسد ولي‌ جهت‌ رسيدن‌ به‌ آرامش‌ و رهايي‌ از اعتياد ضروري‌ است‌ ودر نهايت‌ ماقادر به‌ انجام‌ آن‌ خواهيم‌ بود. آيا من‌ از زندگي‌ كردن‌ با خود و عذاب‌ دادن‌ خود بخاطر اتفاقات‌ ديروز دست‌كشيده‌ام‌؟ پروردگارا مرا ياري‌ كن‌ تا بر غرور كاذبي‌ كه‌ زاييده‌ بيماري‌ من‌ است‌ غلبه‌كنم‌ تا بتوانم‌ نواقص‌ اخلاقي‌ خود را همانگونه‌ كه‌ هست‌ درك‌ كنم‌. آيا من‌ بر ترديدي‌ كه‌ مانع‌ از انجام‌ اين‌ رهنمود است‌ چيره‌ خواهم‌ شد و با اقرار به‌نواقص‌ اخلاقي‌ خود مسئوليت‌ كارهاي‌ اشتباهي‌ را كه‌ انجام‌ داده‌ام‌ خواهم‌ پذيرفت‌.

    «رنج‌ پذيرفتن‌ اشتباهات‌ رهايي‌ از بار گناه‌ است‌» 

     

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:22 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  •  

     

    پروردگارا

    ***

    به من آرامش ده

    تا بپذیرم آنچه را که تغییرش در توانم نیست

    ***

    دلیری ده


    تا تغییر دهم آنچه را که تغییرش در توانم هست

    ***

    بینش ده


    تا تفاوت آن دو را بدانم

    ***

    مرا فهم ده


    تا متوقع نباشم که دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند

    ***

    آمین

    *

    نوشته شده در پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:8 توسط : 12&12 | دسته : دعای آرامش
  •    []

  • دعای آرامش:{ خداوندا ، آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر بدهم .

    و شهامتی، که تغییر دهم آنچه را که میتوانم. 

    و دانشی را که تفاوت این دو را بدانم. } 

    به نظر میرسد کسی در درک دو بخش اول دعای آرامش مشکل نداشته باشد . اما منظور از {دانشی عطا فرما که تفاوت این دو را بدانم } کمی پیچیده است! در طول دوران بهبودی و پاکی ممکن است هر کس برداشت متفاوتی از دعای آرامش داشته باشد! اما به طور کلی ما از خدا میخواهیم که در تعیین مرز بین کارهای که مربوط به ما و خودش است به ما کمک کند!(از طریق گروه ، راهنما و کارکرد قدم یازده) 

    به طور کلی هدف از خواندن دعای آرامش رسیدن به دو چیز است: 

    اول اینکه: وقتی من در افکار معتاد گونه ام غرقم و دارم با بیماریم به پیش میروم ( وسوسه دارم ) خواندن دعای آرامش این شانس را به من میدهد که دوباره افکارم را در جهت مثبت سازماندهی کنم . 

    دوم اینکه: خواندن دعای آرامش مرا از تاج و تخت خدایی پایین می آورد و تقریبا در جای خودم (جایگاه انسانی) قرارم میدهد! 

    دعای آرامش برای ما مثل یک نقشه و پازل است! با کنار هم گذاشتن سه بخش دعای آرامش ما یک شکل واحد به دست می آوریم که میتوان آن را بهبودی نامید! 

    معنی والاتر دعای آرامش به ما میگوید که هر یک از ما انسانها مسئول کردار و رفتار خودمان هستیم و اگر هر کس سهم خود و وظیفه انسانیش را درست انجام بدهد در نهایت مثل تکه های پازل یک شکل با معنی را درست میکنیم همچنین به ما گوشزد میکند در زندگی و افکار دیگران دخالت بی جا نکنیم . 

    دعای آرامش به من نشان میدهد که من یک انسان ناچیزم در میان میلیاردها انسان و موجودات دیگر ...محدوده کاریم را هم نشان میدهد. منظور از دانشی عطا فرما استفاده از تجربیات گروه و راهنما و مراقبه شخصی میتواند باشد. در حال حاضر خواندن و بکارگیری دعای آرامش موجب شده از مسئولیت کاذبی که در اثر خودمحوری هایم احساس میکردم رها شوم و انرژی ام را صرف کارهایی بکنم که به من مربوط است!

    همانطور که قبلا اشاره کردم در هر دوره ای از بهبودی دعای آرامش میتواند معنی خاصی را القا کند . به نظر من دعای آرامش میخواهد بگوید که اگر هر یک از ما،به بهبودی و ارتقاء روحانی خودمان توجه کنیم نه تنها پاک خواهیم ماند بلکه این امکان وجود دارد که بتوانیم به پاک ماندن دیگران هم کمک کنیم اما به هیچ وجه حق نداریم پاکی و پایبندی اشخاص به اصول روحانی را کنترل کنیم! (سنت یازدهم )

    دلیل اینکه ما از خدا میخواهیم این توانایی ها را به ما بدهد این است که ما بزرگترین دشمن خودمان هستیم و فقط خداوند میتواند بدون قضاوت ما را هدایت کند! ما حتی در مورد خودمان هم قضاوت ناجوانمردانه می کنیم!



    نوشته شده در پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:2 توسط : 12&12 | دسته : دعای آرامش
  •    []

  •  

    پروردگارا

    ***

    به من آرامش ده

    تا بپذیرم آنچه را که تغییرش در توانم نیست

    ***

    دلیری ده


    تا تغییر دهم آنچه را که تغییرش در توانم هست

    ***

    بینش ده


    تا تفاوت آن دو را بدانم

    ***

    مرا فهم ده


    تا متوقع نباشم که دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند

    ***

    آمین

    *

    نوشته شده در پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت 2:2 توسط : 12&12 | دسته : دعای آرامش
  •    []