دسته بندي ها

جستجو

دوازده قدم ودوازده سنت


این وبلاگ حاوی اطلاعاتی درمورد انجمن های گمنام دوازده قدمی بوده و مشخص می نماید که چگونه این انجمن ها می توانند منابعی موثر و حیاتی برای معتادانی باشند که تمایل به ترک اعتیاد و بهبودی از طریق برنامه های 12 قدمی دارند. اگرچه هدف اطلاعات ارائه شده در اين بخش به منظور آگاه نمودن افرادی است که آشنایی با انجمن های دوازده قدمی ندارند؛  با این حال معتادان در حال بهبودی نیز می توانند برای پیشرفت و رشد خود در بهبودی از این اطلاعات بهره مند شوند.



:




زندگی بدون عشق چون سراب تهی است.
عشق بورزید،در عشق زندگی کنید و جویای عشق باشید.

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ ساعت 2:2 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • اندیشه امروز بیست و یکم آذر ماه (a day at a time )

    در مطالعه رهنمودها و اصول برنامه بسیاری از افرادی که تازه وارد برنامه شده اند ادعا می کنند :"چه ترتیبی ..... من هرگز قادر نخواهم بود که به آنها عمل کنم . " و در طول جلسات گروه قدیمی ترها به ما گوشزد کردند . ناامید نشوید ، هیچ یک از ما نتوانسته است بصورتی کامل این رهنمودها را اجرا نماید . 
    ما قدیس نیستیم . مقصود پیشرفت روحانی می باشد و رهنمودهای برنامه در حقیقت راهنمای ما در طول این مسیر می باشد که به پیشرفت و توسعه بیش از کمال و تعالی بها داده می شود . 
    آیا من بر این باور اعتقاد دارم که وظیفه من آن نیست که دوباره خود را بسازم بلکه آنست که بهترین نتیجه را از کاری که خداوند انجام داده است حاصل کنم ؟
    آیا با تمام سابقه طولانی خود در برنامه فراموش نکرده ام که رهنمودهای برنامه نشان دهنده موفقیت بخصوصی نمی باشد که بتوان آنرا با کارهایی که انجام داده ایم ارزیابی نمائیم بلکه تنها یک آغار می باشد جهت رسیدن به جائیکه بعنوان انسان شایسته آن هستیم . 
    آیا من آماده پذیرفتن تفسیرهای عمیق این اصول و رهنمودها می باشم ؟

    "پیشرفت مورد نظر است نه کامل بودن 

     

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ ساعت 1:59 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • فقط برای امروز 21 آذر

     

    ترس از تغییر 21 آذر
    «با کارکرد قدمها،
    اراده نیرویی برتر را میپذیریم.... ترس از ناشناختهها را کنار میگذاریم. آزاد میشویم.»
    کتاب پایه
    v
    زندگی مجموعهای از تغییرات بزرگ و کوچک است. اگرچه ممکن است این حقیقت را از لحاظ فکری بپذیریم، احتمالاً اولین واکنش عاطفی ما نسبت به تغییر، ترس است. به دلایلی تصور میکنیم که تغییر صدمه خواهد زد و برای ما مصیبتبار خواهد بود.
    اگر به تغییراتی که در گذشته در زندگی ما روی داده، نگاهی بیندازیم، متوجه خواهیم شد اکثر آنها به صلاح ما بوده است. احتمالاً از تصور زندگی بدون مصرف مواد بسیار وحشتزده بودیم، در حالی که این بهترین اتفاقی است که تا به حال برای ما افتاده است. احتمالاً شغلی را از دست دادهایم که تصور میکردیم بدون آن خواهیم مرد، اما بعدها به هیجان و رضایت شخصی بیشتری در شغل جدید خود دست یافتیم. وقتی در دوران بهبودی ریسک میکنیم، احتمالاً تغییرات بیشتری را تجربه میکنیم. موقعیتهای قدیمی را کنار میگذاریم و برای موقعیتهای جدید آماده میشویم.
    با وجود همه نوع تغییراتی که روی میدهد، چنگ زدن به چیزی آشنا و تلاش برای حفظ آن امری کاملاً طبیعی است. آرامش در نیرویی برتر از ما پیدا میشود. هر چه بیشتر اجازه دهیم تغییرات در جهت نیروی برتر روی دهد، بیشتر اعتماد پیدا میکنیم این تغییرات به صلاح ما هستند. ایمان جایگزین ترس خواهد شد و ما از صمیم قلب میدانیم همه چیز به خوبی پیش میرود.
    v
    فقط برای امروز: وقتی از ایجاد تغییری در زندگی خود واهمه دارم، با دانستن اینکه اراده خداوند برای من خوب است، آرامش پیدا میکنم.

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ ساعت 1:56 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 21 آذر

     

    تحسین
    12دسامبر 21آذر
    در دوران کودکیم که در کنار هفت پسر,پدر بزرگ و مادر بزرگ ,مادرم و خاله ام بزرگ میشدم از تحسین خبری نبود .هر کاری انجام میدادم به حکم وظیفه از من انتظار می رفت .یاد گرفتم فکر کنم ,تحسین تملق است.یاد گرفتم همیشه بایستی هدف ,من خشنودی دیگران باشد.انجام هر کار دیگری تخطی از تعهداتم به خانواده و خود خواهی بود.
    خشنود کردن دیگران منجر به ارتباط من با معتادان شد.
    وقتی به نارانان آمدم ,درک من تغییر کرد .فهمیدم تحسین واقعی با ملایمت و هوشمندانه می تواند افراد را ارتقا داده و به آنها الهام ببخشد .با پذیرش و تحسین خودم و دیگران می توانستم تغییر ببینم .وقتی سخنان تایید آمیز به دیگران می گفتم ,حس می کردم احساس مثبتی از من ساطع میشود که به خود اجازه میدادم تحسینی را که دیگران از من کردند باور کرده و تجربه کنم,همان تغییرات را مشاهده میکردم.
    در نارانان ,تحسین ,عشق بلا عوض است که میدهم و از دیگران میگیرم .اینک تحسین ,بخشی از زندگی هر روز من است .یاد گرفتم کسانی را که دوست دارم ,تحسین کنم. هم چنین یاد گرفته ام با یک تشکر ساده آن را بپذیرم .معتقدم ضرورت تحسین برای روح ,به اندازه ضرورت تنفس برای جسم است. معتقدم همه میتوانند از تحسین بهره ببرند.برای غلبه بر چالش های زندگی و تغییر منفی ها به مثبت ها ,تحسین میتواند روحیه ما را بالا برده و به ما الهام ببخشد.
    تفکری برای امروز:
    تحسین جلوه ای از عشق است وعشق نیروی الهی است که همه ما را به هم وصل میکند آنهایی را که دوست دارم ,خواهم پذیرفت و تحسین خواهم کرد.

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ ساعت 1:56 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • شهامت عوض شدن "الانان" 21 آذر

     

    بیست و یکم آذرماه
    یکی از نقایص اخلاقی من نوع واکنش به رفتارهایی بود که نسبت به من اعمال می شد _ توهین را با توهین های بیشتر و بی ادبی را با بی ادبی بیشتر پاسخ میدادم من هرگز فکر نمی کردم هیچ روش دیگری برای رفتار کردن وجود داشته باشد تا اینکه شروع بکار کردن با یکی از اعضاء قدیمی الانان کردم . هر روز وقتیکه دوستم برای خریدن روزنامه صبح توقف میکرد شخص پشت پیشخوان تند خو و عصبانی بود مهم نبود که چقدر گستاخانه با دوستم رفتار میشد . اما او همیشه با احترام و تواضع رفتار میکرد من بر آشفته شدم آیا الانان به ما نمیگوید که نباید رفتارهای غیر قابل پذیرش را بپذیرم ؟ بالاخره در این مورد از او سوال کردم . او گفت که این تنها کیوسک روزنامه در حوالی ماست و او ترجیح میدهد که با آن مرد این رفتار را داشته باشد تا اینکه هر روز بی روزنامه بماند او توضیح داد که در قبال رفتار دیگران عاجز است . اما نباید به دیگران اجازه دهد تا او را به تضعیف کردن موقعیتش و معیارهایی که برای خود دارد تحریک کنند بهترین انتخابی که او می تواند داشته باشد این است که با هر فردی که برخورد میکند با احترام رفتار کند . دیگران هم برای انتخاب هر گونه رفتاری که می پسندند ،آزاد هستند

    یاد آوری امروز
    ."شعار بگذار با من شروع شود" امروز اجازه خواهم داد تا با من آغاز شود من مجبور به پذیرش رفتارهای غیر قابل قبول نیستم من میتوانم با عدم پذیرش آن رفتار ها از سوی خودم ، این کار را شروع کنم میتوانم داشتن رفتار مودبانه و محترمانه را انتخاب کنم "آزادی و استقلال من به مخالفت و مقابله کردن ارتباطی ندارد بلکه آنها (آزادگی و عدم وبستگی) به رفتار و احساسات فردی من بستگی دارد اگر من همیشه عکس العمل نشان دهم . پس هرگز رها نیستم .

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ ساعت 1:56 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مراقبه روزانه "یکسال معجزه" 21 آذر

     

    بیست و یکم آذر: روح ما مانند مروارید با رنج پرورش می یابد.
    با نگاه به گذشته خود در می یابیم اگر با مشکلات و سختی ها مواجه نشده بودیم، شاید معجزاتی که امروز در زندگی شاهد آن ها هستیم برایمان نامشهود می نمود. معجزاتی همچون معجزه توانایی. به مرور دریافتیم از مشکلات و درد و رنج ها عبور نخواهیم کرد مگر به واسطه صبر و پشتکار و تسلیم نشدن در برابر سختی ها. من دوست نداشتم طلاق، از دست دادن شغل و یا کشانده شدن به بیمارستان که مرا دچار ترس و وحشت کرده بود را انتخاب کنم. و امروز از روبرو شدن با ناشناخته ها ترس دارم. بهبودی مرا به مسیری کشانده که مرا به جایی خواهد برد که هرگز تصور نمی کردم. دیگر مجبور نیستم دست به انتخاب هایی بزنم که با دسترسی به آن ها دچار یاس و پشیمانی شوم. مهمترین هدیه بهبودی، احساسی از رضایت به واسطه رهایی از چنگال مخدری است که به تدریج در حال نابودیم بود. بهبودی یک فرایند است که فقط برای امروز انجام می پذیرد و من هر روز روی آن کار می کنم.
    برای امروز، با مشکلات و سختی ها روبرو و به یاد خواهم داشت در مصاف با مشکلات قوی تر خواهم شد.

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ ساعت 1:56 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • روز به روز 21 آذر

     

    21 آذر
    برای کینه‌جویی و حسادت دلایل بی‌شماری وجود دارد که همه‌ی آن‌ها مثلاً قابل توجیه هستند. این را بدانیم که همه‌ی امور باعث رضایت و خوشایند ما نیستند. بعضی شرایط و عملکردها به ما برمی‌خورد و یا خلأهای ما را فعال می‌کنند. امروز می‌دانم که با کینه‌ورزی و حسادت، خودم را به راحتی در اختیار عملکرد و داشته‌های دیگران قرار می‌دهم و مسلماً حالم بد خواهد شد. تحت هر شرایط و بی‌مهری که نسبت به ما می‌شود، می‌توانیم فقط به خاطر حال و وضع خودمان هم که شده است، فکر و ذهن خودمان را از اسارت رفتار و داشته‌های دیگران خلاص کنیم. بیماری من روی حسرت کشیدن و غبطه خوردن و بزرگ‌کردن داشته‌ها و امکانات و طریقه‌ی زندگی دیگران تنظیم شده است. امروز برای رفاه و آرامشم به من پیشنهاد صلح و بخشیدن می‌شود. بخشیدن یک حرکت انسانی است که برخلاف عقیده و برداشت دیگران در زندگی من معجزه کرده است. مسلماً بخشیدن دیگران شیرین و لذت بخش است، ولی قسمت مهم آن را نباید فراموش کنیم. با بخشیدن دیگران درون خود را از کینه و نفرت تخلیه می‌کنیم، که باعث حال خوبی خودمان می‌شود.
    بخشیدن دیگران بخشیدن خود است!

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ ساعت 1:56 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • هیچگاه هدف را فراموش نکن!

     

    هدف خداست و خدا عشق است،حقیقت است.
    به همه عشق بورز به گناهکار و قدیس،
    به دوست و دشمن.
    در مواجهه با سختی ها و وسوسه ها حقیقت را دنبال کن،
    حتی اگر ترا به هلاکت رهنمون کند،حتی اگر ترا در آتش بیفکند.

     

    نوشته شده در شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ ساعت 0:40 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • اندیشه امروز بیستم آذر ماه ( a day at a time )

    برای زمان قابل توجهی پس از آغاز برنامه من اجازه دادم کارهایی که خارج از توان من بود مانع از انجام چیزهایی شود که قادر به انجام آن بودم . اگر از آنچه که یک سخنران و یا مردم می گفتند ناراحت می شدم به داخل پیله خود می خزیدم . امروز به جای آنکه ناراحت شوم و نقش دفاعی بگیرم اگر کسی به نکته ای اشاره کند که موجب خشم من گردد سعی می کنم در کمال خونسردی با آن روبرو گردم . چرا که قادرم با دقت بیشتری بر روی رفتار خود ، درک بهتری از خود و دیگران و شرایط داشته باشم . اگر چه مصرف مواد مخدر را متوقف کرده ایم ولی باید بپذیریم که سیستم تفکر ما هنوز با مشکلاتی روبرو است . 
    آیا من می خواهم که رشد کنم و شکوفا شوم ؟
    خداوندا به من شهامت آنرا بده تا توانائیهای خود را در زندگی جدید بیازمایم . می دانم که بهبودی یک جریان طولانی است و رشد و حرکت من به سمت کمال تنها از ایمان به خداوند ناشی می شود که مرا در طول زندگی روزمره و در ارتباط با فرصتها و رویدادها می آزماید . 
    آیا من قادر خواهم بود که فارغ از "کمال طلبی " تمام رویارویی نیروی خود را صرف رویارویی با مشکلات روزانه بنمایم ؟

    " در رویارویی با شرایط و مشکلات تواناییهای خود را در نظر بگیر " 

     

     

     

    نوشته شده در شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ ساعت 0:33 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • فقط برای امروز 20 آذر

     

    نگون‌بختی انتخابی است 20 آذر
    «هیچ کس ما را به تسلیم در برابر نگون‌بختی وادار نمیکند.»
    کتاب پایه
    v
    به یاد آوردن اینکه زمانی چقدر نسبت به تسلیم در برابر بهبودی بیمیل بودیم، خندهدار است. ظاهراً تصور میکردیم که به عنوان معتادان در حال مصرف زندگی رضایتبخش و شگفتانگیزی داریم و ترک مواد مخدر بدتر از محکومیت به اعمال شاقه است. در حقیقت، درست بر عکس بود: زندگی ما مصیبتبار بود، اما از تعویض آن مصیبت آشنا با بهبودی ناشناخته واهمه داشتیم.
    زندگی در مصیبت و بدبختی در دوران بهبودی نیز ممکن است، ولیکن لزوماً این طور نیست. هیچ کس ما را به کارکرد قدمها، رفتن به جلسات یا کار کردن با راهنما وادار نمیکند. هیچ نیروی شبه نظامی در NA وجود ندارد که ما را وادار به انجام کارهایی کند که ما را از درد و رنج رها میکند. اما قطعاً حق انتخابی داریم. تاکنون انتخاب کردهایم که به خاطر سلامت عقل و بهبودی، مصیبت اعتیاد فعال را کنار بگذاریم. اکنون اگر آماده تعویض مصیبت امروز با آرامشی حتی بیشتر هستیم، ابزاری را برای انجام این کار در اختیار داریم—اگر واقعاً تمایل داشته باشیم.
    v
    فقط برای امروز: مجبور نیستم که در نگون‌بختی زندگی کنم، مگر اینکه واقعاً این طور بخواهم. امروز، مصیبت خود را با مزایای بهبودی تعویض میکنم.

     

     

    نوشته شده در شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ ساعت 0:31 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • روز به روز 20 آذر

     

    20 آذر
    احساس بی‌کفایتی و خجالت و شرمندگی از موجودیت و افکار و رفتارهای خود باعث می‌شدند، که از اطرافیان خود و دیگران کینه به دل بگیرم. دلیل این که افراد هم‌وابسته در خودشان احساس بی‌ارزشی و بی‌لیاقتی می‌کنند، یک احساس بی‌لیاقتی و بی‌کفایتی ذاتی در خود احساس می‌کنند. آنها به هر وسیله‌ای می‌خواهند این احساس را در خودشان پنهان و برطرف کنند. اجباراً به افرادی که در نظرشان خوشایندند هم‌وابستگی پیدا کرده و به چیزها و افکار و رفتارهای دیگر وابسته می‌شوند و طبق معمول از اینکارشان هم ارضا نمی‌شوند. معمولاً دیگران توانایی دارند در گفتار و رفتارشان حسادت و کمبودها را با سرزنش و مقایسه به آنها انتقال دهند. این را می‌دانم که من هم به دلیل داشتن ترس از قضاوت دیگران به راحتی تحت تأثیر گفتار و قضاوت آنها واقع می‌شدم. و برای خلاصی از تیر نصیحت و سرزنش آنها گوش به حرفشان داده و اجازه می‌دام که به هر عنوان از من سوءاستفاده کنند. خداوندا: از تو تقاضا دارم مرا یاری کنی، تا بر احساس بی‌کفایتی و عقده‌ی حقارت خود غلبه پیدا کنم. باید همیشه برای خودم تلقین کنم که همه‌ی ما نزد خداوند یکسان هستیم و هیچ‌کسی بر کسی دیگری برتری ندارد!
    توانایی‌های خود را پیدا کن!

     

     

    نوشته شده در شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ ساعت 0:31 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مراقبه روزانه "یکسال معجزه" 20 آذر

     

    بیستم آذر: ذهن خود را به گونه ای آموزش دهید که پذیرا باشد.
    بعد از قطع مصرف نیکوتین نوشیدن قهوه را جایگزین آن کرده بودم. قطع مصرف قهوه نیز همانند قطع مصرف نیکوتین کار آسانی نبود. همانگونه که در دوران مصرف نیکوتین بدون نیکوتین مصرفی احساس خوبی نداشتم وقتی قهوه جایگزین نیکوتین گردید بدون نوشیدن آن احساس خوبی نداشتم. به من پیشنهاد شد تا دعای قدم سوم را با زبان و کلمات خودم بنویسم. در گوشه ای خلوت نشستم و با آب و تاب آن را نوشتم. سپس آن را به تعداد بر روی کارت های کوچکی چاپ کرده در جاهای مختلف قرار دادم تا به طور مرتب آن را ببینم. وقتی به یکی از کارت ها نگاه کردم متوجه شدم که به جای نوشتن جمله: طلب کمک می کنم، نوشته بودم طلب کمک نمی کنم. یکه خوردم. آیا این چیزی بود که در ناخودآگاهم جاخوش کرده بود؟ این اتفاق موجب شد از خود بپرسم: آیا واقعا این همان چیزی است که می خواهم؟! تصمیم گرفتم کارتها را به این شکل بنویسم: آیا می خواهم طلب کمک کنم یا نه؟ اکنون هر بار که دعای قدم سوم را از زبان و با کلمات خودم می خوانم چیز تازه تری در آن پیدا می کنم.
    برای امروز، از نیروی برتر طلب کمک می کنم تا مرا در جهت انتخاب های صحیح یاری کند.

     

     

    نوشته شده در شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ ساعت 0:31 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • شهامت عوض شدن "الانان" 20 آذر

     

    بیستم آذرماه
    قدم پنجم ( چگونگی دقیق خطاهای خود را به خداوند ، خودمان و شخص دیگری اعتراف کردیم) یک تجربه بسیار شخصی است که ما افکار و تجربیات خصوصی مان را با فرد دیگری در میان می گذاریم . همانطور که این قدم آزادی عملی به گوینده می بخشد به همین نسبت برای شنونده نیز مفید واقع میشود اکثر ما از اینکه برای سهیم شدن در چنین تجربیات شخصی و حساسی مورد اعتماد واقع شدیم ، مفتخر می شویم . این فرصت جالبی است که عشق بلاعوض و حمایت خود را تنها با گوش دادن تمرین کنیم بسیاری از ما ماجراهایی را می شنویم که بسیار شبیه سرگذشت خودمان است در حالیکه دیگران اغلب با بروز احساساتشان میتوانند آن را تجربه و تحلیل کنند. شاید بخاطر آوریم که کجا بودیم و چه مسافتی را تا کنون پیموده ایم . همچنین می بینم که بجز مواردی تفاوت در بسیاری از چیزها با یکدیگر مشترک هستیم هر طور که این قدم را به حد با گوش دادن و چه صحبت کردن تمرین کنیم ، راههایی بسوی نیروی برترمان باز خواهیم کرد اغلب چیزهایی می شنویم که نوری بر شرایط زندگی مان می تاباند .
    یاد آوری امروز
    هنگامیکه با کار کردن برنامه الانان در خواست کمکی را پاسخ می دهم ، به همین اندازه به خودم کمک می کنم . هیچ راهی برای حفظ منافع معنوی ما بهتر از رها کردن با عشق نمی باشد . رهایی از انتظارات و به هیچ رشته اتصالی پیوستن

     

    نوشته شده در شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ ساعت 0:31 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 20 آذر

     

    سنت دوازده _گمنامی
    11دسامبر 20آذر
    راه اندازی یک جلسه جدید خانواده نارنان برای من یک موهبت ایمان بود,زدن یک جلسه از جایی که بعید بود یعنی از طرف پسرم ,معتاد در حال بهبودی ,درخواست شده بود. او با موفقیت یک برنامه دوازه قدمی را یکسال دنبال کرده بود .وقتی برنامه دوازده قدمی به من پیشنهاد شد,باتمایل شدید برای مطالعه دقیقتر به آن جذب شدم.
    تصمیم گرفتم از یک مسیر روحانی برای اداره زندگیم ,پیروی کنم. چیزی در باره نارانان نمیدانستم جز شرکت دریک جلسه نسبتا تازه تاسیس در آن طرف شهر .از آنجایی که پسرم در حال حاضر پاک بود احساس می کردم اصلا در جای درستی نیستم نمی دانستم چرا باید آنجا باشم .آ موقع به خاطر اوردم من در جلسات نارانان برای بهبودی خودم شرکت می کنم..
    بلاخره محلی را برای زدن یک جلسه پیدا کردم.عصبی بودم چون هیچوقت بی پرده از کلمه "معتاد"یا"اعتیاد"استفاده نکرده بودم.این کلمات معمولا درخفا کنارگذاشته می شدند .چقدر شگفت انگیز بود که وقتی به مسوول آن مکان نزدیک شدم ,با اغوش باز از من استقبال کرد .او آسیب مشابهی را تجربه کرده بود و به هیچ تردیدی گفت که از جلسه نارانان حمایت می کند.
    خیلی وقتها از طرف کسانی که در پی نارانان هستند تلفن هایی به من م شود .از من می پرسند "وقتی به جلسه نارانان بیایم چه اتفاقی م افتد؟آیا باید نام کامل خود را بگویم ؟"نه "آیا مجبورم آدرس ومحل کار وزندگیم را بدهم ؟"خیر,من به کسانی که تلفن می زنند می گویم جلسات نارانان محل امنی هستند,هر چیزی که گفته می شود در بیرون از جلسات باز گو نم شود.گاهی همان فرد حتی بعد از یک سال دو باره زنگ زد و گفت "من صدای شما را به یاد دارم ,آیا می توانید به من کمک کنید؟"همیشه توانسته ام این طور جواب دهم که جلسات ما هنوز با حفظ گمنامی باز هستند واز شما استقبال می کنند. سنت های ما راز بقای گروه های خانواده نارانان است مخصوصا سنت دوازدهم مهم است چون از اعضای ما حمایت می کند واطمینان می دهد که جلسات ما محل امنی است..
    تفکری برای امروز:برنامه نارانان به علت تعهد گروهها به گمنامی ,مکان امنی را به من عرضه می کند .من برای ایفای سهم خود جهت حفظ گمنامی تمامی اعضای نارانان قدر دان هستم."گمنامی اساس روحانی تمام سنتهای ماست وهمیشه به ما یاد اوری می کند که اصول فراتر از شخصیت هاست ."سنت دوازدهم نارانان

     

    نوشته شده در شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ ساعت 0:31 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • جهان گلستان خداست.بیایید آن را زیبا و درخشان سازیم.
    بیایید در کلام ،افکار و اعمالمان از خشونت دوری کنیم.
    بیایید عشق و نیک خواهی را به همه نثار کنیم
    بیایید آرامش را به همه ی موجودات هدیه کنیم.

     

     

     

     

     

     

    نوشته شده در جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ ساعت 3:40 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • اندیشه امروز 19 آذر ماه( a day at a time )

    شنیده ام که هر گاه خداوند دری را ببندد در عوض پنجره ای را می گشاید . از زمانیکه برنامه را آغاز کرده ام و رهنمودهای آنرا بکار بسته ام قسمت عمده درد و ترسی که زندگی مرا اشغال کرده بود از بین رفته است . بسیاری از نواقص اخلاقی من اصلاح شده و با بقیه در حال تصفیه حساب می باشم . من اعتقاد دارم که اگر اصول و رهنمودهای برنامه را دوباره و دوباره در تمام عرصه های زندگی روزانه بکار بندم ، زندگی من از نظر مادی و معنوی و سلامت من از نظر جسمانی ، روانی و روحانی پیشرفت خواهد کرد . 
    آیا با بکار بستن رهنمودهای برنامه بازپروری من انسان بهتر و در کمک به دیگران راسخ تر شده ام ؟
    من خداوند را به خاطر هدایت من به برنامه بازپروری سپاسگزارم . برنامه ای که زندگی جدیدی را به من هدیه کرده است . 
    اطمینان دارم که مرور درباره رهنمودها و بکارگیری اصول برنامه و توصیه های دوستانم زندگی مرا بهتر و سالم تر ، با نشاط تر و ارتباط من را با خداوند مستحکم تر خواهد کرد . 
    " گام به گام ، روز به روز "

     

     

    نوشته شده در جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ ساعت 3:30 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • فقط برای امروز 19 آذر

     

    19 آذر برندهها
    «شروع به تقلید برخی از کارهایی که برندهها انجام میدادند، کردم. در NA عقبماندگی خود را جبران کردم. احساس خوبی داشتم...»
    کتاب پایه
    v
    اغلب در جلسات میشنویم که میگویند باید «با برندهها دوستی برقرار کنیم.» چه کسانی در معتادان گمنام برنده هستند؟ برندهها به آسانی تشخیص داده میشوند. آنها برنامه فعال بهبودی را انجام میدهند، به دنبال راه حل هستند و از مشکل فاصله میگیرند. برندهها همواره آماده کمک به تازهوارد هستند. راهنمایانی دارند و با آنها مشورت میکنند. برندهها فقط برای امروز، پاک میمانند.
    برندهها معتادانی در حال بهبودی هستند که وضعیت روحی مثبتی را حفظ میکنند. ممکن است دوران سختی را تجربه کرده باشند، اما هنوز در جلسات حضور مییابند و مشتاقانه درباره آن صحبت میکنند. برندهها از صمیم قلب میدانند که با کمک نیرویی برتر، هیچ چیزی فراتر از حد توان اداره آنها پدیدار نمیشود.
    برندهها در فعالیتهای خدماتی خود برای دستیابی به اتحاد تلاش میکنند. برندهها "اصول را به شخصیتها ترجیح میدهند." برندهها اصل گمنامی را به خاطر میسپارند و عملی که بر پایه اصول باشد را صرف نظر از اینکه چه کسی در میان است، انجام میدهند.
    برندهها حس شوخطبعی را حفظ میکنند. برندهها میتوانند به کارهای خود بخندند. وقتی برندهها میخندند، با شما میخندند، نه به شما.
    چه کسانی در معتادان گمنام برنده هستند؟ هر یک از ما میتوانیم یک برنده محسوب شویم. همه ما برخی از صفات برندهها را از خود بروز میدهیم؛ گاهی اوقات به وضعیت آرمانی خیلی نزدیک میشویم و گاهی این طور نیست. اگر امروز پاک هستیم و برنامه بهبودی را تا حداکثر توان انجام میدهیم، برنده هستیم!
    v
    فقط برای امروز: سعی میکنم به آرمانهای خود تحقق بخشم. من یک برنده خواهم بود.

     

     

    نوشته شده در جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ ساعت 3:28 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • روز به روز 19 آذر

     

    19 آذر
    باید این موضوع را بدانم که در یک درگیری لفظی و فیزیکی حتی اگر حق با من باشد، باز من بازنده هستم. زیرا به دلیل داشتن بیماری واکنش‌گری شدیداً تحت تأثیر قرار گرفته و از خود رفتار و واکنش نامناسب نشان می‌دهم. این را می‌دانم که من خودم قادر هستم با بی‌رحمی و به راحتی به خودم صدمه بزنم. پس بهتر است که از هر گونه درگیری حتی اگر حق با من باشد هم از آن اجتناب کنم! امروز حتی اگر می‌دانم این درگیری‌ها به چه دلیلی هم که ‌باشد. من در مقابل آن عاجز هستم. پس با این حساب نمی‌توانم خودم را در جریان آن قرار دهم، این موضوع همیشه باعث می‌شد، همانطور که با ادامه دادن افکار و رفتارهای ناسالم با وابستگی‌ها، برای من مرگبار شود، درگیری هم می‌توانست برای من بسیار خطرناک باشد. فهرست رنجش از خود و این و ان فقط و فقط در رابطه با درگیری احساس و عاطفی و مسائل ارتباطات نامشروع خلاصه می‌شد. امروز از هر درگیری اجتناب می‌کنم، آن‌هم بدون توجه به عاملین که مسبب ایجاد آن درگیری هستند. من دیگر تحت تأثیر احساسات و عواطفی چون گناه، ترس و استرس، مداخله درکار دیگران، احساس خجالت و شرمندگی و آزار می‌تواند، شخصیت مرا تحت کنترل گرفته گرفتار کنند.
    پذیرش دیگران در کمال آرامش!

     

     

    نوشته شده در جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ ساعت 3:28 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مراقبه روزانه "یکسال معجزه" 19 آذر

     

    نوزدهم آذر: برتری هر کس در تسلیم اوست.
    من از جنگیدن با نیکوتین دست بر می دارم. این جمله جادویی مرا از اسارت نیکوتین رها ساخت. من تسلیم شدم. وقتی آسیب هایی که مصرف نیکوتین بر جسم و روح و روانم وارد کرده بود را پذیرفتم، انرژی فوق تصوری بر زندگیم وارد گشت. کافی بود فقط دست از جنگیدن با نیکوتین بردارم و تسلیم برنامه شوم. وقتی تسلیم شدم هرج و مرج از بین رفت و به روی زندگی جدید متمرکز شدم. شاید شما هم مثل من کسانی را می شناسید که به جای باور بر این که نیکوتین آنان را به اسارت گرفته همچنان به مصرف ادامه داده تا جایی که به کام مرگ کشانده شده اند. کلمه "معتاد" دیگر برای من کلمه بدی نیست. معتاد، دقیقا همان چیزیست که من هستم. اما این بدان معنا نیست که مجبور به مصرف باشم. من برای همیشه نیروی حاصل از پذیرش و تسلیم را به خاطر خواهم داشت.
    برای امروز، تلاش می کنم تا نقش انسان های کوچک را بازی نکنم. آنقدر به خود عشق می ورزم تا به بیداری روحانی برسم

     

    نوشته شده در جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ ساعت 3:28 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 19 آذر

     

    را جدیدی برای زندگی واعتماد کردن
    10 دسامبر ۱۹ آذر
    صبح های زیادی ,پر از ترس از خواب بیدار می شدم. ترس های من بر اساس شرایط کنونی من نیستند چون اکنون در رختخواب گرم وامن هستم. افکار من یا در مرور بعضی موقعیتهای گذشته است و یا در باره نگرانی از انچه که ممکن است در اینده اتفاق بیفتد. من معمولا روی چیزهای دیگری تمرکز میکنم .نمونهای از این افکار این است. وقتی معتاد تمام شب بیرون بوده یا روزها مصرف میکرده و من با اینکه از اوخبری نشنیده ام ,همیشه میترسیدم .در باره اینکه این اخرین عیاشی او احتمالا چه چیزی به همراه خواهد اورد,نگران می شوم. تنها کاری که می خواهم انجام این است که خودم را جمع کرده و زیر پتو پنهان شوم.امروز می دانم که می توانم استفاده از برنامه نا رانان را انتخاب کرده و جوابی پیدا کنم تا کمک کند پتو را کنار زده از رختخواب خارج شده و به زندگیم برسم.
    برنامه نارانان پیشنهاد میکند که راه بهتری برای زندگی وجود دارد. درجلسات نارانان یاد میگیرم ترس, کمبود ایمان است .اینک می دانم که دیروز تاریخ گذشته است,فردا یک راز است و زمان حاضر هدیه است .امروز را به طور کامل زندگی کردن ,برای من,تنها راه مطمعن زنده بودن است.
    مهمتر اینکه می دانم تنها نیستم .نیروی برتری دارم که "در این امور زندگی شریک"من است.می توانم به التماس هایم خاتمه داده وروزم را با اراده واعتماد شروع کنم.وقتی به برنامه ام ویک نیروی برتر از خودم اطمینان میکنم ,رهایی می یابم .می توانم ایمان را جایگزین ترس کنم.
    تفکری برای اروز:وقتی پر از ترس هستم,نشریات نارانان را میخوانم ودقایقی راصرف می کنم که درسکوت درخواست هدایت نمایم .لازم است فقط مایل باشم راه جدیدی رابرای زندگی امتحان کنم اعتماد کنم.
    فقط برای امروز سعی خواهم کرد فقط برای همین روز زندگی کنم وتمام مشکلات زند گی ام را یکباره به دوش نکشم .کاری را که میتوانم در دوازده ساعت انجام دهم ,اگر احساس کنم باید مادام العمر آنرا ادامه ,برایم وحشتناک خواهد بود:کتابچه آبی نارانان

     

     

    نوشته شده در جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ ساعت 3:28 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • شهامت عوض شدن "الانان" 19 آذر

     

    نوزدهم آذرماه
    زندگی کردن با بیماری الکلیسم از من شخص ترسویی ساخته بود . که از تغییر می ترسید گرچه زندگیم پر از هرج و مرج بود . اما هرج و مرجی که با آن انس گرفته بودم . و به من احساسی می بخشید که فکر میکردم کمی بر آن کنترل دارم اما اشتباه میکردم . در الانان یاد گرفتم که در مقابل بیماری الکلیسم و بسیاری چیزهای دیگر عاجز هستم . همچنین آموختم که تغییر چیزی مسلم می باشد دیگر نباید فکر کنم تغییر چیز بدی است . چون می توانم به تغییراتی که در من اثرات مثبت زیادی داشته اند مراجعه کنم . تغییراتی مانند آمدن به الانان . من هنوز هم ترسهای زیادی دارم . اما برنامه الانان به من نشان داده که نیروی برتر به من کمک میکند تا در دل ترسها بروم . معتقد هستم که یک نیروی برتر از خود وجود دارد و من اعتماد به این نیروی برتر را انتخاب میکنم تا دقیقا بدانم به چه چیزی نیاز دارم و چه موقع نیازمند آن هستم .
    یادآوری امروز
    امروز میتوانم تغییراتی که در زندگی اتفاق می افتد را بپذیرم و راحتتر با آنها زندگی کنم . من به خداوندی که خود درک کرده ام . اعتماد کرده و ترسم کم خواهد شد . با این آگاهی آرامش خواهم داشت و میدانم که وقتی به ندای درونم گوش میدهم همواره مراقبت میشوم . ممکن است تعجب کنیم که چطور میتوانیم در جریان تمام مراحل و دوره های زندگی . سطوح مختلف رشد و بهبودی را بدست آوریم دانستن این که ما تنها نیستیم اغلب ترس ما را برطرف کرده و در بدست آوردن یک دیدگاه مثبت به ما کمک میکند .

     

    نوشته شده در جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ ساعت 3:28 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • خداوند نمی پرسد به کدام فرقه و آیین وابسته ایم.
    بلکه می پرسد چه اندازه به«او»که یگانه و واحد است مشتاقیم و عظمت عشقمان به دردمندان و رنج دیدگان چه میزان است.

     

     


     

    نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ ساعت 2:14 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • اندیشه امروز هجدهم آذر( a day at a time )

    شوپنهاور نومیدی را اینگونه تعریف می کند :" هنگامیکه شخص در شرایطی قرار بگیرد که آنچه را آرزو می کند اتفاق نیفتد و اتفاقات مطابق با خواست او نباشد " . در زمانیکه ما سعی می کنیم که "پاک بمانیم " و از مواد مخدر استفاده ننماییم تحمل نا ملایمات عاطفی کاری مشکل به نظر می آید . ولی ما در برنامه آموخته ایم که کنار آمدن با این شرایط و مسائل در حقیقت موفقیت در گذراندن تستهای برنامه برای دستیابی به زندگی جدید می باشد . 
    آیا من اعتقاد یافته ام که بدبختی و تیره روزی فرصتهای بیشتری را جهت رشد کردن و پیشرفت روحانی در اختیار من می گذارد تا موفقیت و آسایش ؟
    من می دانم که خداوند جهت اذیت و آزار من در طول دوران بهبودی مرا در مسیر این مشکلات و ناملایمات قرارنداده است . من اطمینان دارم که او درصدد آزمون میزان رشد من و اراده من جهت " پاک زیستن " بوده است . 
    آیا من آموخته ام که بدون وحشت از نابسامانیهای عاطفی و با استفاده از اصول و رهنمودهای برنامه با هر شرایط مشکلی روبرو شوم ؟
    "قدرت ناشی از تیره روزی " 

     

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ ساعت 2:3 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • فقط برای امروز 18 آذر

     

    گوش دادن18 آذر
    «توانایی گوش دادن یک هدیه است و همزمان با رشد روحانی ما، رشد میکند. وقتی خود را پذیرای دریافت این هدیه میکنیم، زندگی معنای جدیدی پیدا میکند.»
    کتاب پایه
    v
    آیا تا به حال رفتار بچگانه دو کودک خردسال را در حال گفتگو تماشا کردهاید؟ یکی از آنها درباره اژدهاهای زرشکی صحبت میکند، در حالی که دیگری از شنهای داخل کفش خود که پایش را اذیت میکند، گله میکند. ما نیز وقتی گوش دادن به دیگران را یاد میگیریم، گاهی اوقات با این مشکلات ارتباطی روبرو میشویم. ممکن است در جلسات بیهوده سعی در گوش دادن به صحبتهای فرد سخنران کنیم، در حالی که ذهن ما مشغول برنامهریزی مطالبی است که میخواهیم در سخنرانی خود مطرح کنیم. ممکن است در حین گفتگو ناگهان متوجه شویم که پاسخهای ما ارتباطی با سؤالاتی که از ما پرسیده شده، ندارد. این پاسخها در عوض همان مطالبی است که برای سخنرانی خود آماده کرده بودیم.
    آموختن نحوه گوش دادن—گوش دادن واقعی—کار دشواری است، اما دستنیافتنی نیست. شاید با تأیید صحبتهای طرف مقابل در پاسخهای خود شروع کنیم. شاید از فردی که مشکلی را بیان میکند، بپرسیم آیا کمکی هست که از دست ما بر میآید. با کمی تمرین، میتوانیم از وسواس فکری رهایی بیشتری پیدا کنیم و با افراد در زندگی خود ارتباط نزدیکتری بر قرار کنیم.
    v
    فقط برای امروز: افکار خود را آرام میکنم و به سخنانی که فرد دیگر بیان میکند، گوش میدهم.

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ ساعت 2:1 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • روز به روز 18 آذر

     

    18 آذر
    آیا می‌دانم که با کینه‌جویی بیش از این که به کسی صدمه بزنم، بیشتر به خودم صدمه زده و وجود خودم را با گند رنجش‌ها و انتقام محصور می‌کنم؟ امروز برای رهایی از کینه‌ها و رنجش‌ها لیستی از کسانی که از آن‌ها کینه دارم را می‌نویسم و می‌دانم نوشتن ترازنامه روزانه می‌تواند برای برطرف کردن رنجش و کینه مفید باشد. با نگاهی منصفانه به عملکرد خودم درمی‌یابم، که من با خودخواهی و خودمحوری با دیگران و خودم در حال جنگ و جدال هستم و این درگیری روح و روان من را فرسایش داده و زندگی کردن را بر من حرام کند. بیماریم می‌خواهد با اعمال‌نظر، دیگران را تحت تأثیر قرار دهد و آن‌ها را مطابق معیارهای خودش درآورده و تغییر دهد. امروز نیاز به بهبودی روحانی و روانی و معنوی در من بیشتر از قسمت جسمی بیماریم می‌باشد. من سعی دارم در بخشیدن دیگران از احساسات دردناک کینه‌جویی و انتقام رهایی یابم. امروز با رها کردن از فشارهای بیماریم و بخشیدن دیگران وقت گران‌بها و پرارزشم را در پی انتقام‌گیری و نقشه کشیدن برای دیگران تلف نمی‌کنم. آیا هنوز هم انرژی خود را صرف درگیری و نشان‌دادن دندان و تنبیه این و آن می‌کنیم؟
    کینه جویی= خشونت

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ ساعت 2:1 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مراقبه روزانه "یکسال معجزه" 18 آذر

     

    هجدهم آذر: موفقیت آسانسور ندارد. لازم است پله پله بالا بروی. هر بار فقط یک پله!
    هر بار که به فکر قطع مصرف می افتادم به دنبال جدیدترین محصول برای قطع مصرف می گشتم. همیشه به دنبال راهی ساده و بدون ناراحتی برای قطع مصرف بودم. شاید لازم به گفتن نباشد که همیشه محصولی جدید برای افرادی مثل من وجود دارد. به طور یقین همان مقدار پولی را که صرف خرید نیکوتین مصرفی ام کردم برای خرید این محصولات نیز صرف کردم. بهترین ابزار قطع مصرف و در قطع مصرف باقی ماندن برای من انجمن نیکوتینی های گمنام بود. بله، لازم بود از پله ها بالا بروم و هر بار فقط یک پله. به هنگام بالا آمدن از پله ها گاهی به عقب باز می گشتم اما به زودی حرکتم را رو به بالا از سر می گرفتم و در نهایت تا به امروز از مصرف نیکوتین رها مانده ام. اکنون بیست و دو ماه است که در قطع مصرف باقی مانده ام و فقط برای امروز زندگی می کنم و هر روز قدرشناسی را تمرین می کنم.
    برای امروز، به یاد خواهم داشت که یک پله بهتر از دیروز زندگی کنم.

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ ساعت 2:1 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • شهامت عوض شدن "الانان" 18 آذر

     

    هیجدهم آذرماه
    برای سعی در پیروزی از پیشنهادی که در الانان شنیده بودم ، مطیعانه لیستی از چیزهایی که باعث شکرگذاری من می شدند تهیه کردم چیزهایی شامل سلامتی ، شغل و روزی ام را لیست کردم وقتیکه تمام شد ، خیلی احساس شکرگزاری نکردم ، ذهن من هنوز مملو از افکار منفی بود که نتیجه زندگی کردن با الکلیسم بودند . اما اقدامی کردم و بذر شکرگذاری کاشته شد به تدریج قدردانی از انجام هر کار کوچک در زندگی روزمره ام را آموختم شاید با خواندن دعای آرامش قادر شدم از بحث های بی مورد اجتناب کنم یا مشارکتم به یک تازه وارد کمک کرد و یا کارهایی را که از آن غافل شده بودم ، تکمیل کردم . من با ایجاد یک تغییر کوچک ، عزت نفس خود را رشد دادم بکارگیری روزانه اصول الانان به من کمک کرد تا حس قدرشناسی خود را جایگزین سرزنش کردن و افکار منفی کنم در نهایت توانستم به لیست اولیه ام رجوع کرده و صادقانه بخاطر چیزهایی که به من بخشیده شده بود . شکر گذار باشم .
    یاد آوری امروز .
    .........من لازم است که با سپاسگزاری رشد کنم امروز میتوانم قدرشناسی از خودم ، دنیای اطرافم و نیروی برترم را تمرین کنم . هنگام شب در رختخواب دراز کشیده و حروف الفبا را میگویم . از حرف الف شروع کرده تا "ی" ادامه میدهم و تمام چیزهایی که به خاطر آنها شکرگزار هستم و با این حروف شروع میشوند را می شمارم . این کار باعث تغییرات عمده در زندگیم میشود

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ ساعت 2:1 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 18 آذر

     

    سرم به کار خودم باشد
    9دسامبر 18آذر
    اکنون با کار کرد برنامه نارانان میدانم تنها کسی را که می توانم کنترل کنم,خودم هستم. هر چند هنوز هم گاهی اوقات سعی می کنم مردم و شرایط را کنترل کنم.پس چه وقت یاد خواهم گرفت؟بعد از دومین سالگرد جشن بهبودی همسرم ,لغزش او,زندگی وبهبودیم رابه چاه عمیقی فرو برد.نه درجلسات شرکت میکردم و نه ازلیست تلفن استفاده میکردم. تمایل من به کنترل اوضاع فورا برگشت .همه تمرکزم روی این بود که همسرم به برنامه اش برگردد.برای یافتن او در خانه های متروکه که فکر میکردم شاید آنجا باشد حتی فرزندان کوچکمان را در خانه تنها می گذاشتم.کارهای زیادی راامتحان کردم تا معتاد ببیند باخانواده مان چه می کند .وقتی موفق نشدم ,خودم را به خاطر اینکه علایم را زودتر ندیده بودم ,سرزنش میکردم,قبلا هرگز نمی فهمیدم رفتار خودم چه قدر مضر وخارج از کنترل است .بلاخره راهنمایم اهمیت فکر کردن به خودم را خاطر نشان کرد و هم چنین یاد اوری کرد که چه چیزی سهم من است و چه چیزی نیست. قطعا پاکی عزیزم به من مربوط نبود.
    تفکری برای امروز:
    زمانی تراز فرد دیگری را می گیرم ,فورا میل به کنترل به من برمیگردد.باید یاد بگیرم روی خودم تمرکز کنم و مانع کار دیگران نشوم .
    امروز می توانم قدم های اساسی را تمرین کنم .قدم یک با اقرار به عجزمان شروع میشود.
    اگر هر بار موقعیتی پیش می آید که.باعث میشود من بخواهم فردی یا موقعیتی را کنترل کنم ,ای قدم را به کار ببرم ,قادر خواهم شد که (سرم به کار خودم باشد)وقت و انرژی برای کار روی خودم بدست خواهم اورد.

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ ساعت 2:1 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • فقط یک ذهن وجود دارد_ذهن کیهانی!
    نا شادی ما از آن روست که سرگردانیم.سرگردانیم زیرا با ذهن کیهانی هماهنگ نیستیم.
    برای هماهنگی با ذهن کیهانی:
    1-هم نشینی با پاکان را بجوییم.
    2-هر روز مدتی را به سکوت بگذرانیم.
    3-به افراد بیشتری کمک کنیم تا بار خود را در راه ناهموار زندگی بردوش کشند.

     

     

     

     

    نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ ساعت 2:8 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • اندیشه امروز هفدهم آذر ماه (a day at a time)

    برای من هنوز پذیرش درد و اضطراب ساده به نظر نمی رسد ولی به طور قابل ملاحظه ای قادر گشته ام که بخاطر مقدار شخصی از درد سپاسگزار باشم . در طول برنامه ما در می یابیم که جهت انجام اینکار نیازمند مرور درسهایی هستیم که از رنجها و مرارتهای گذشته آموخته ایم . درسهایی که ما را به آرامش کنونی هدایت کرده اند . ما می توانیم بخاطر بیاوریم که چگونه عذاب اعتیاد ، درد یاغیگری و غرور سرکوب شده ما را به یک آزادی جدید و نزدیکی با خداوند هدایت کرده است . 
    آیا من امروز از خداوند به خاطر معجزه زندگی خود تشکر کرده ام ؟
    زمانیکه درمانده بودم از خداوند درخواست کمک کرده ام . بهنگام ناامیدی به سمت او دست یازیدم . عاجز و ناتوان در مقابل اعتیاد از او طلب قدرت کردم . 
    امروز من خداوند را بخاطر ناتوانی و نومیدی و درماندگیم سپاسگزارم و شکر می گویم . چرا که می دانم از دامن ناتوانی ، عجز و نومیدی بود که معجزه زندگی جدید من سر بر آورد. 

    "رسیدن به خداوند در اوج ناتوانی " 

     

     

     

    نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ ساعت 2:3 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []