دسته بندي ها

جستجو

دوازده قدم ودوازده سنت


این وبلاگ حاوی اطلاعاتی درمورد انجمن های گمنام دوازده قدمی بوده و مشخص می نماید که چگونه این انجمن ها می توانند منابعی موثر و حیاتی برای معتادانی باشند که تمایل به ترک اعتیاد و بهبودی از طریق برنامه های 12 قدمی دارند. اگرچه هدف اطلاعات ارائه شده در اين بخش به منظور آگاه نمودن افرادی است که آشنایی با انجمن های دوازده قدمی ندارند؛  با این حال معتادان در حال بهبودی نیز می توانند برای پیشرفت و رشد خود در بهبودی از این اطلاعات بهره مند شوند.



:




)مراقبه( مدیتیشن Meditation

اشو
===========


مديتيشن چيست ؟
اکثر افراد فکر ميکنند که مديتيشن (يا مراقبه) نشستن در گوشه ای و يا متمرکز نمودن افکار بر چيزی مشخص است! در صورتی که اين ايده اشتباه است! مديتيشن به زبان ساده چيزی نيست به جز خاموشی ذهن و با هستی يکی شدن و در خدا حل شدن. يا اگر بخواهيم آن را به صورتی ديگر تعريؾ کنيم بايد بگوييم که نشستن به نيلوفرانه و... در گوشه ای و يا تمرکز کردن بر چيزی؛ مديتيشن نيست! اينها همه راه ها و
تکنيک هايی برای رسيدن به مديتيشن ميباشد. در واقع مديتيشن را ميشود خلصه نيز ناميد، در اين زمان شما وارد بعد بی زمانی خواهيد شد. تماميه اين تکنيک ها (چه به صورت دايناميک و چه آروم و يا تنفسی يا )..... راه هايی هستند که رسيدن به آن حالت خاص که اسمش مديتيشن است را آسان ميکنند. و شما را
در وضعيتی قرار ميدهند تا آسان تر وارد حريم شويد.

اشو اعتقاد دارد قبل از اين مراحل در دنيای نوين، بشر بايد اول خود را پاکسازی عميقی بکند و بعد ميتواند به حريم مراقبه وارد شود! برای مثال؛ شما اگر نيم ساعت به يک شکل در گوشه ای بنشينيد و هيچ کاری نکنيد و يا اگر بخواهيد حتی فقط به يک چيز فکر کنيد، اين تقريباً ؼير ممکن است!! چون لحظه ای ممکن است بدنتان خارش بگيرد! دست و پايتان خواب رود، افکار ديگری به سراغ شما بيايد، و !.... ما مانند پياز می مانيم! و دارای اليه ها و پوسته های متعددی هستيم! و بايد بوسيله راه ها و تکنيکهايی اين پوسته ها را
بياندازيم تا به مرکز وجودمان برسيم.

مديتيشن فقط بودن است , بدون اينكه هيچ كاري انجام دهيم ، بي عملي محض ، بدون گذر هر گونه فكري از ذهن و عدم وجود هيجانات . شما فقط هستيد و اين احساس بسيار خوشايند به انسان دست ميدهد .هنگامي كه شما , نه در اليه بدن و نه در سطح ذهن هيچ كاري انجام نمي دهيد , هنگامي كه تمام فعاليت ها متوقؾ ميشود و شما فقط هستيد ... همين " بودن " مدي تيشن است . مدي تيشن چيزي نيست كه آن را انجام بدهيد
يا آن را تمرين كنيد , تنها بايد آن را تجربه كنيد و بچشيد .

هر گاه زماني پيدا ميكنيد كه فقط ميتوانيد " باشيد " انجام هر عملي را متوقؾ كنيد .فكر كردن نيز به نوعي
انجام كاري است , تمركز كردن نيز به همين صورت . حتي اگر براي يك لحظه هيچ كاري انجام ندهيد و
در بي عملي محض در هسته مركزي وجود خود در ارامش بسر بريد وارد حالت مديتيشن شده ايد و اگر يك بار چنين وضعيتي را تجربه كنيد خواهيد توانست تا هر زمان كه دوست داريد در آن باقي بمانيد و در نهايت ميتوانيد براي تمام مدت بيست و چهار ساعت شبانه روز در اين حالت باشيد . يك بار كه متوجه شديد
چگونه ميتوانيد وجود خود را در حالتي ارام و بدون تنش نگاه داريد , آرام ارام خواهيد توانست حتي در
حال انجام كارهاي مختلؾ نيز هوشياري و اگاهي خود را به گونه اي حفظ كنيد كه وجودتان دچار هيچ گونه
تنشي نشود . البته اين قسمت دوم مديتيشن است ، در بخش اول بايد ياد گرفت كه چگونه فقط "بود " و
سپس ياد ميگيريم چگونه در حال انجام كارهاي كوچك مثل تميز كردن زمين و يا دوش گرفتن هوشيار و اگاه باقي بمانيم و در مركز وجود خويشتن باشيم . در اين صورت خواهيم توانست كارهاي پيچيده تري را
نيز با همين اگاهي انجام دهيم .

بنابر اين مديتيشن به هيچ وجه در تقابل با عمل كردن و فعال بودن نيست . مدي تيشن به اين معني نيست كه بايد از زندگي فرار كرد . مدي تيشن نوع جديدي از زندگي كردن را به شما مي اموزد . در اين حالت شما مركز گردباد حوادث و تؽييرات زندگي اطراؾ خود خواهيد بود . زندگي شما در گذر خواهد بود , حتي باشدت بيشتر ، بالذت , شفافيت و خالقيتي بيشتر ، و در عين حال شما كامال از آن جدا هستيد و هيچ
وابستگي اي نداريد , تنها مشاهده كننده اي بر فراز تپه هايي دور دست كه به سادگي هر آنچه در حال اتفاق افتادن در اطراؾ است را تماشا ميكند . شما فاعل و انجام دهنده نيستيد بلكه تنها شاهدي هستيد كه به تماشا
كردن ادامه ميدهيد . اين نكته سر اصلي مديتيشن است كه تنها شاهدي باقي بمانيد .

در اين حالت انجام شدن فعاليت ها و كارها خود به خود و بدون هيچ گونه مشكلي صورت ميپذيرد : خرد
كردن هيزم ، كشيدن آب از چاه ... ميتوانيد كارهاي كوچك و بزرگ را به همان صورت قبل انجام دهيد، تنها يك چيز ممنوع است و آن اين است كه نبايد به هيچ وجه حالت "در مركز بودن " خود را از دست بدهيد . هسته اصلي و روح مدي تيشن اين است كه آموزش ببينيم چگونه مشاهده كنيم . صدايي مي آيد ... شما در حال شنيدن آن هستيد . در اين حال موضوع , يعني صدا وجود دارد و شما كه در حال شنيدن آن هستيد
نميتوانيد شاهدي پيدا كنيد كه در حال مشاهده هر دوي اينها يعني صدا و شما باشد . ولي در وجود شما
شاهدي هست كه هر دو را مشاهده ميكند . اين پديده اي است بسيار ساده . شما در حال تماشا كردن درختي
هستيد , شما اينجا هستيد و درخت نيز انجاست , ولي ايا ميتوانيد چيز ديگري را نيز ببينيد ؟ شما در حال تماشا كردن يك درخت هستيد و در عين حال شاهدي در وجود شما هست كه شما را در حال تماشا كردن درخت , مشاهده ميكند . مشاهده كردن مديتيشن است . آنچه مشاهده ميكنيد اصال اهميتي ندارد . كيفيت
مشاهده كردن ، كيفيت آگاه و هوشيار بودن ، چيزي است كه مديتيشن ناميده ميشود .
يك نكته را هميشه به خاطر داشته باشيد : مديتيشن يعني آگاهي و هر كاري كه با آگاهي انجام شود مديتيشن است . خود كاري كه انجام ميشود اهميتي ندارد بلكه مهم كيفيتي است كه با آن كار خود را انجام ميدهيد. قدم زدن ميتواند يك مديتيشن باشد اگر اگاه و هوشيار قدم بزنيد . نشستن ميتواند مدي تيشن باشد اگر همراه با اگاهي باشد . گوش دادن به آواز پرندگان اگر با اگاهي همراه باشد ,مديتيشن است . حتي گوش دادن به سر
و صداي دروني ذهن شما نيز اگر هنگام گوش دادن اگاه و هوشيار باقي بمانيد ميتواند يك مديتيشن باشد . كل مساله اين است كه زندگي شما نبايد در خواب و رويا باشد . در اين صورت هر انچه بكنيد مدي تيشن
است .

اولين گام در اگاهي , مشاهده بدن خودتان است , سپس آرام آرام از هر حركت و هر وضعيت بدن خود آگاه و هوشيار خواهيد شد . همينطور كه آگاهي شما افزايش مي يابد , معجزه اي شروع به اتفاق افتادن ميكند و خيلي از كارهايي كه قبال عادت داشتيد انجام دهيد به سادگي حذؾ خواهند شد . بدن شما ارامش بيشتري
تجربه خواهد كرد و هماهنگي بيشتري را در آن احساس ميكنيد .

گام دوم , آگاه شدن از افكار تان است . افكار شما بسيار ظريؾ تر از بدنتان ميباشد و البته خطرناك تر هم هستند . هنگامي كه از افكار خود آگاه ميشويد بسيار شگفت زده خواهيد شد كه در درونتان چه ميگذرد . اگر هر آنچه از ذهنتان ميگذرد را در برگه اي ثبت كنيد , هنگامي كه دوباره ان را مرور كنيد بسيار تعجب
خواهيد كرد . تنها به مدت ده دقيقه آنچه از ذهنتان ميگذرد را بر روي كاؼذي يادداشت كنيد ، پس از خواندن ان متوجه خواهيد شد كه چه ذهن ديوانه اي داريد! به علت عدم وجود اگاهي اين ديوانگي دائما به صورت يك " زير جريان " در درون ما در حال گذر است . اين ديوانگي هر آنچه انجام ميدهيد را تحت تاثير قرار ميدهد و بر هر انچه انجام نميدهيد نيز تاثير ميگذارد . اين ديوانگي كه در درون شماست بايد متحول شود . معجزه اگاهي اين است كه براي اين تحول نيازي نيست كاري انجام دهيد جز اينكه آگاه و
هوشيار باقي بمانيد . خود پديده مشاهده كردن اين ديوانگي را تؽيير ميدهد . به آهستگي اين ديوانگي ناپديد

ميشود و افكار شما شروع به تبعيت از يك الگوي خاص ميكنند ، ديگر آشوب و اؼتشاشي در افكارتان
مشاهده نميكنيد بلكه افكارتان بيشتر بيشتر هماهنگ خواهد شد و آرامشي ژرؾ بر وجودتان حاكم ميشود .

هنگامي كه بدن و ذهن شما در ارامش باشند متوجه خواهيد شد كه آنها هماهنگ با يكديگر عمل ميكنند و در واقع پلي ميان آنها وجود دارد . براي اولين بار هماهنگي ميان ذهن و بدن به وجود خواهد آمد و اين
هماهنگي كمك شاياني براي برداشتن گام سوم ميكند : آگاه شدن از احساسات و هيجانات . اين ظريؾ ترين اليه وجودي شما و مشكل ترين آن است ولي اگر بتوانيد از افكار خود آگاه شويد با اين مرحله تنها يك قدم
فاصله خواهيد داشت . كمي اگاهي بيشتر مورد نياز است كه احساسات و هيجانات شما ظاهر شوند . هنگامي كه شما از تمامي اين سه اليه اگاه شويد ، هر سه اليه تبديل به يك پديده ميشوند و در اين صورت مرحله چهارم اتفاق مي افتد كه چيزي نيست كه شما بتوانيد خود آن را انجام دهيد . اين مرحله به خودي
خود اتفاق مي افتد .

چهارمين مرحله آگاهي نهايي است كه باعث ميشود انسان كامال بيدار و روشن شود . در اين مرحله انسان از آگاهي خود آگاه ميشود . در اين مرحله انسان تبديل به بودا مي شود . و تنها انسان هايي كه به اشراق رسيده اند ميدانند اين مرحله چيست . بدن لذت را ميشناسد ، ذهن شادي را تجربه ميكند ، دل خوشحالي را
درك ميكند و فقط افرادي كه در مرحله چهارم قرار دارند ميدانند سرور و بهجت چيست . نكته مهم اين است كه شما آگاه و هوشيار به مشاهده ادامه ميدهيد و به اين ترتيب آرام آرام شاهد دروني شما ثابت و پايدار ميشود و تؽيير و تحول دروني در شما صورت ميگيرد . در اين حالت انچه مورد مشاهده قرار مي داديد
ناپديد ميشود و براي اولين بار خود " شاهد " موضوع " مشاهده " ميشود و شما به مقصد نهايي مي رسيد.

 

 

درباره مديتيشن :


هشياري آن است كه ذهن آگاه باشد، اما تمركز نداشته باشد.هشياري آگاه بودن از همه چيزهايي است كه در حال روي دادن اند. شما به گونه عادي نمي توانيد از همه چيزهايي كه در حال رخ دادن اند هشيار باشيد زيرا بدين گونه نا متمركز خواهيد شد. بخش نفي شده، بخش ناخود آگاهتان تنها زماني مي تواند پويا و
آفريننده باشد كه شما به زندگي بعد تازه اي بيفراييد بعد سرخوشي و بعد بازي كردن را.


منظور از سرخوش بودن اين است كه توانايي شاد کامي جستن لحظه به لحظه از همة چيزهاي رخ دهنده بر خود را داشته باشيد. در شادكامي خود كنش است كه ارزشمند است. چنان چه بتوانيد هر كنشي را در
خودش ارزشمند سازيد، آن گاه سرخوش شده و مي توانيد آن را جشن بگيريد. سرخوشي در لحظه است در
خود كنش نه در دلواپسي رسيدن به دستاوردهاي آن، چيزي نيست كه بخواهيد به آن دست يابيد.


وقتي ارتباط با كل هستي دور از گزينش باشد و به هر چيزي اجازه پيش آمدن دهيد اين شادكامي مراقبه است. آگاهي يافتن از ناخودآگاه يعني آگاهي از اين كه ذهن شما آگاه نيستيد و ذهن آگاه تنها بخشي از ذهن است . «من» هر دو بخش هستم و بخش بزرگتر نامشروط و بي قيد و بند است. مراقبه كوششي است براي پر يدن به ناخودآگاه. با حسابگري نمي توان پرش انجام داد زيرا هر محاسبه اي آگاهانه است و ذهن آگاه به شما اجازة پرش نمي دهد. مسير ناخودآگاه تاريك و ناشناخته است و به ديدة فرد نابخردانه مي نمايد بنابراين

اگر براي ورود به مراقبه انديشه كنيد راه به جايي نخواهيد برد چرا كه بخشي انديشنده به شما اجازة چنين
كاري را نخواهد داد.


شما نمي توانيد بدون انديشيدن خيز برداريد و بپريد بنابراين به دستاويز نياز داريد دستاويز تنها براي
آموزش دادن به ذهن نياز است وگرنه به كار نمي آيد. پس از پرش خواهيد گفت به دستاويز نياز نبود. دستاويز چيزي ساختگي است. كلكي است براي آن كه ذهن خردگراي شما آرام شود تا بتوان آن را به ناشناخته ها هل داد. روش نيرومند نه تنها ذهن بلكه تن و احساس شما ـ همة هستي تان ـ را در بر مي
گيرد.هيچ شيوه اي نمي تواند خواستگاه مراقبه باشد از اين رو هر شيوه اي امكان پذير است هر شيوه اي يك
دستاويز است. همة شيوه ها دروؼين اند.


همةچيزي كه مورد نياز است اين است كه به كمك هر دستاويزي از ذهن خود به بيرون هل داده شويد.باريك سازي تمركز ذهن زماني كه به بيرون رو داريد، سودمند است اما به درون كه رو داشته باشيد زيان بار و كشنده است. در پيوند با ديگران كارآمد و در پيوند با خود انسان عامل خودكشي است. كسي داناست كه بتواند هر دوي نياز ها را برآورده كند. ذهن را چون يك ابزار بكار بريد نه چون ؼايت همة چيزها. همين كه فرصتي دست داد از آن بيرون آييد. آن گاه دم را ؼنيمت شمرده و از آن، از خود هستي
شادكامي بجوييد.


رها كردن شرطي شدگي ها از راه مراقبة پويا امكان پذير است. چنين رهايي اي بي علت دست خواهد داد. مراقبه شرايطي را فراهم مي كند تا به ناشناخته برسيد. هر چيزي پيش آيد كردة شما نيست چيزي خواهد بود
كه رخ مي دهد. از راه بندهاي منفي از طريق مراقبه مي توانيد به سوي ديگر هل داده شويد. وقتي شما از گذشته خود بگسليد آن گاه در همان دم انفجاري رخ مي دهد و درست همان دم به مركز مي رويد و در هستي خود
متمركز مي شويد آن گاه همة چيزهايي را كه همواره از آن تان بوده اند و همة چيزهايي را كه هم اينك در
انتظارتان هستند خواهيد شناخت.


هدؾ زندگي آگاه شدن است. شما از چيزي آگاهي داريد . در مراقبه هيچ موضوعي يافت نمي شود و تنها خود آگاهي برجا مي ماند. در مديتيشن در گام اول شما مي بايست هم از موضوع نگرش تان آگاه باشيد و هم در كنار اين موضوع از كسي كه مي نگرد. در گام دوم مراقبه هم شناسنده و هم موضوع شناسايي را رها كرده، و تنها آگاه باشيد اين هدؾ ناب مديتيشن است. براي آگاهي نياز به موضوعات بيروني داريد در ؼير اين صورت احساس خواب آلودگي مي كنيد. موضوعات زياد باعث بي خوابي مي شود. با موضوعات تازه شما آگاه تر مي شويد چيزهاي كهنه خسته كننده مي شوند. وقتي چند زماني با يك موضوع زندگي كرديد هشياري خود را بدان از دست مي دهيد. دل تان را مي زند. تكرار يك مانترا خستگي و خواب ژرفي
را بار مي آورد.

شما به ذهن نياز داريد كه حتي اگر چيزهاي تازه اي هم يافت نشوند باز بتواند هشيار باشد. اگر آگاهي به چيزي وابسته باشد اين چيز به ناگزير بايد تازه باشد. آگاهي بدون موضوع آزادي مي آورد هر وقت دلتان
خواست به خواب رويد يا بيدار شويد. شما از جهان موضوعات آزاد مي شويد.اگر خواهان خشنودي، آرامش ذهن، سكوت و خواب هستيد خوب است كه پيوسته با موضوعات يكنواخت به سربريد ولي اين كار

روحاني نيست . در پيوند با يوگا مي بايست خردورزانه پيش رويد اما تنها براي اين كه به پهنه چيزهايي كه با خرد جور در نمي آيند پرش كنيد. نهايت ناگزير است كه نابخردانه باشد. سرچشمه مي بايست از شما
بزرگتر باشد. سرچشمه اي كه شما و همه چيز همة گيتي از آن آمده است و بار ديگر بدان فرو مي رود و
در آن ناپديد مي گردد مي بايست بيش از خرد باشد. يوگا مي گويد خردگرايانه است كه انسان چيزهاي نابخردانه را به پندار در آورد. كسي كه الوهيت را تجربه كرده در اثبات آن كوشش نخواهد كرد. كل را نمي توان با پاره هايش اثبات كرد اما مي توانيم آن را حس كنيم. مي توان به ژرفاي درون رفت. بگوييد من خدا را باور دارم چون نمي توانم او را اثبات كنم. باور
دارم چون امكان پذير نيست. اگر بود نياز به باور كردن نبود چرا كه جاي خود را به يك ايده عادي مي داد. ايمان چيزي ذهني نيست پرشي است به درون ناممكن. مديتيشن روشي است براي آوردن شما تا سرحد خرد
و نيز يك روش پريدن است .مراقبه در نهايت با شيوه هاي بي خردانه سروكار دارد.

 

 

نكاتي درباره تکنيک هاي مديتيشن :

انتخاب مديتيشن مناسب : هر چند تكنيك هاي مديتيشن به شما توصيه مي كند كه اعمال خاصي را انجام دهيد اما تمام اين راهها براي آن است كه شما را به بي عملي برساند، چرا كه حتي در سكوت نشستن نيز نوعي انجام كار است و حتي تالش براي انجام ندادن هيچ كاري نيز خود نوعي فعاليت است. الزم است از مرحلة سعي كردن فراتر برويد لحظه اي بايد فرا برسد كه ديگر شما هيچ كاري دربارة مديتيشن انجام نمي دهيد و تنها كامال هوشيار هستيد. هر كوششي در انسان نوعي تنش است و اين مانع آرامش مي شود بنابراين به تدريج تالش كردن را
رها كنيد. تكنيك هاي مديتيشن آنقدر ساده هستند كه شايد به نظر مسخره بيايند و ذهن تان به شما بگويد: «اين شيوه هاي مسخره هيچ كمكي به تو نخواهد كرد.» ذهن و نفس هميشه چيزهاي پيچيده و چالش برانگيز را دوست دارند و وقتي بر اين پيچيدگي فايق مي شوند احساس ؼرور مي كنند براي همين ذهن اين تكنيك ها را نمي
پذيرد و نفس شما از مديتيشن خوشش نمي آيد. تكنيك هاي مديتيشن بر دانشي عميق استوارند بنابراين هرگز از تكنيك هاي من درآوردي استفاده نكنيد و هرگز دو تكنين مختلؾ را با هم مخلوط نكنيد چرا كه هر يك در جهت خاصي عمل مي كنند، هر چند هدؾ
همة اين تكنيك ها يكي است. تكنيك هاي مديتيشن را امتحان كرده و آنها را كه متناسب با خودتان يافته ايد، مورد استفاده قرار دهيد. خيلي جدي با تكنيك ها برخورد نكنيد و خيلي ساده با آنها بازي كنيد. يكي از شيوه هاي مديتيشن را در نظر
بگيريد و حداقل براي سه روز با آن بازي كنيد در صورتي احساس آرامش كرديد جدي تر آن را به كار بريد و حداقل سه ماه آن را انجام دهيد. اگر تكنيك مناسبي را دنبال نكنيد حتي اگر تا ابد هم مديتيشن را انجام دهيد اتفاقي نمي افتد ولي اگر تكنيك شما مناسب باشد حتي سه دقيقه هم براي رسيدن به نتيجة مورد نظر
كافيست. همة استادان مديتيشن معتقدند باالخره روزي بايد هر تكنيكي را كنار گذاشت. ماهيت ذهن چسبناك است و هميشه عالقه دارد چيز ي را نگاه دارد، شما نبايد به هيچ تكنيكي وابسته شويد. وقتي شما به چيزي وابسته نيستيد، ديگر لزومي ندارد به جايي برويد، وقتي همة راه ها را رها كرديد و تمام آرزوها ناپديد شدند ديگر
جايي براي رفتن وجود ندارد و شما به آرامش حقيقي رسيده ايد. در ابتداي مديتيشن لحظات آرامش بسيار كوتاه است ولي به تدريج طوالني شده و سپس آرام آرام براي

هميشه در شما جايگزين مي شود. قبل از رسيدن به اين حالت تكنيك ها را ترك نكنيد. تجسم يك واقعيت است، يك ظرفيت و تواناي است كه در شما وجود دارد و آن عبارت است از وارد شدن عميق به موضوعي به شكلي كه آن موضوع به واقعيت تبديل شود. ذهن از طريق تجسم حركت كرده و بدن نيز از آن تبيعت مي
كند. تجسم در مديتيشن به شما بسيار كمك مي كند.

فضاي مناسب براي مديتيشن :
موقع مديتيشن گوشي تلفن را قطع كنيد و سعي كنيد در زمان و مكاني اين كار را انجام دهيد كه مزاحمتي برايتان ايجاد نشود. شما از 42 ساعت شبانه روز 42 ساعت را وقت كارها، آر زوها و افكار خود مي كنيد و تنها يك ساعت را براي پرداختن به خود اختصاص دهيد. در نهايت متوجه خواهيد شد كه همين يك ساعت
زمان واقعي زندگي شما بوده است. هر چند وقتي شخصي در مديتيشن پيشرفت كند ديگر زمان و مكان براي او اهميتي ندارد اما در ابتدا سعي كنيد با رفتن به طبيعت و در كوهستان يا كنار رودخانه يعني جايي كه سرشار از زندگي است به مديتيشن بپردازيد. درختان در مديتيشن دايمي قرار دارند منتهي از اين نكته آگاهي ندارند. مكان هاي بكر و دست نخورده بسيار مناسبند اما اگر امكان دسترسي به اين جاها را نداريد در اتاق يا گوشه اي از خانة خود باقي بمانيد. تنها الزم است حتي االمكان مكان ثابتي را انتخاب كنيد. چون هر عملي در انسان نوعي خاص از امواج را توليد مي كند. وقتي در يك محل به طور ثابت مديتيشن كنيد آن عمل امواج شما را جذب كرده و روزهاي بعد امواج جذب شده در شما منعكس خواهند شد و بدين ترتيب در عميق تر شدن مراقبه به شما
كمك مي كند.
چه موقع مديتيشن باعث جنون ميشود :
موقع مديتيشن بدن خود را فراموش كنيد و اين تنها راهي است كه باعث آسايش و آرامش شما مي شود. وقتي دائما بدن خود را به ياد مي آوريد راحتي از شما دور خواهد شد. شادي و سرور وقتي حاصل مي شود كه شما در الية بدن به آرامش رسيده باشيد و آ“ در گرو فكر نكردن و توجه نكردن به بدن است. هر كس بايد از جايي شروع كند كه برايش ساده تر است. ممكن است شما در حالت نشسته احساس ناراحتي كنيد پس هر چه تالش كنيد كه فقط بنشينيد احساس ناراحتي دروني بيشتري خواهيد كرد و نتيجة اين كار جز خستگي
و افسردگي برايتان چيزي نخواهد داشت.

تالش بيش از اندازه براي «فقط نشستن» مكن است باعث جنون شود. هر حالتي كه باعث انسان بيش از اندازه از جنون دروني خويش آگاهي يابد خطرناك است. زيرا ممكن است شما آمادگي رويارويي با اين
ديوانگي دروني را نداشته باشيد و الزم است كه به تدريج با آن روبرو شويد. در عوض تكنيكي كه در آن به فعاليت و حركت بپردازيد در واقع يك نوع رها سازي است و باعث مي شود كه سكوت و آرامش دروني در
وجودتان شروع به رشد كند. بخش سركوب شدة وجود خود را با تكنيك حركت و فعاليت رها كنيد.

الزم است هر يك از شما تمامي عقده هاي سركوب شده و انباشتة درون خود را بدون هيچ انتخابي دور بريزيد. اگر از دست كسي عصباني هستيد بدون وجود دليل خاص گ ريه كنيد و بدون اين كه واقعا
موضوعي براي خنديدن وجود داشته باشد از ته دل بخنديد در اين صورت هر چه در درون شما انباشته و
حتي ا ز گذشته هاي دور در شما سركوب شده را رها كرده و سبك و راحتي مي شويد.

ديوانگي درون همين خشم ها، همين گريه ها و خنده هاي سركوب شده است كه با مديتيشن به آنها اجازه مي دهيم رها شوند و اين كار باعث پاكي و خلوص درون ما مي شود. در اين حالت احساس تازگي و پاكي به
شما دست خواهد داد. اين خانه تكاني اولين كاري است كه مي بايست انجام دهيد.

اثرات مديتيشن :

-1 سكوت ژرؾ :

معموال برداشت عمومي از سكوت برداشتي منفي است , خال و نبود سر و صدا . اين برداشت نادرست به اين علت عموميت دارد كه افرار بسيار كمي سكوت حقيقي را چشيده اند . تمام انچه ديگران به عنوان سكوت تجربه كرده اند فقط (( نبودن صدا )) بوده است . ولي سكوت پديده اي است كامال متفاوت كه مثبت
است . سكوت خال نيست . سكوت لبريز شدن ازنوايي است كه تا كنون ان را نشنيده ايد .

دنياي دروني شما مزه و رنگ و بوي خاص خودش را دارد و ان سكوت محض است – سكوتي جاودان . تا كنون سر و صدايي اضافي در اين دنيا وجود نداشته است و تا ابد نيز در سكوت باقي خواهد ماند . هيچ
كلمه اي قابليت توصيؾ اين دنيا را ندارد و فقط خود شما به ان دسترسي داريد .

هسته مركزي وجود شما همان مركز گردباد خوادث است . هر انچه در اطراؾ اين هسته رخ ميدهد تاثيري بر ان نميگذارد و ان هميشه در سكوت باقي ميماند – روزها و سالها و قرن ها و حتي زندگي ها ميگذرند
ولي سكوت جاودان درون شما به همان شكل اوليه دست نخورده باقي ميماند – همان موسيقي بدون صدا –
همان رايحه روحاني و همان جاودانگي هميشگي .

-4 حساس تر شدن :

مدي تيشن ميزان حساسيت شما را باال مي برد . با مديتيشن خويشاوندي و تعلق خود را به جهان بيشتر
احساس ميكنيد . اين جهان از ان ماست – ما اينجا ؼريبه نيستيم . ما به طور ؼريزي به هستي تعلق داريم .
ما بخشي از هستي هستيم.

با مديتيشن شما به قدري حساس مي شويد كه حتي يك پر علؾ برايتان اهميتي فوق العاده پيدا ميكند . با اين حساسيت باال در ك خواهيد كرد كه اين پر علؾ براي هستي همان اهميت بزرگترين ستاره را دارد . در واقع هستي بدون اين پر علؾ كمتر از ان چيزي است كه هم اكنون هست . اين پر كوچك علؾ در كل
هستي كامال منحصر به فرد است و هيچ چيز ديگر نميتواند جاي ان را بگيرد .

اين حساسيت باال باعث افرينش دوستي هاي جديد خواهد شد – دوستي با درختان – پرندگان – حيوانات – كوه ها – رودها – و حتي ستارگان . با رشد عشق , زندگي انسان ؼني ترخواهد شد زيرا با رشد عشق
دوستي رشد ميكند .

-2 عشق رايحه خوش مديتيشن :

در صورتي كه عميقا مديتيشن كنيد دير يا زود احساس خواهيد كرد كه عشقي عميق در وجودتان شروع به جوشيدن كرده است كه قبال هرگز ان را تجربه نكرده ايد – كيفيتي جديد در وجود شما – دروازه اي جديد كه شروع به گشوده شدن كرده است . شما تبديل به شعله اي خواهيد شد كه مايليد هر چه داريد با ديگران
شريك شويد .
اگر عميقا عشق بورزيد به تدريج متوجه خواهيد شد كه عشقتان بيشتر و بيشتر كيفيت مديتيشن را پيدا ميكند . سكوتي ظريؾ وارد وجودتان ميگردد . افكار مؽشوشتان شروع به ناپديد شدن ميكنند – فاصله هايي از
سكوت به وجود مي آيند... ! و شما به ژرفاي وجود خود دسترسي پيدا ميكنيد .

ميليون ها زوج در اين دنيا زندگي و وانمود ميكنند كه عاشق يكديگر هستند . البته آنها فقط اينطور وانمود ميكنند . پس چگونه ميتوانند حقيقتا شاد باشند ؟ تمام انرژي آنها در حال هدر رفتن است . آنها سعي ميكنند چيزي از اين عشق مصنوعي به دست اورند ولي عشق مصنوعي هيچ سودي براي آنها ندارد . به همين علت است كه احساس خستگي – يكنواختي – ؼرؼر كردن – بهانه گرفتن و دعواهاي دائمي بين عشاق
چيزي عادي است .

آنها تالش ميكنند كاري ؼير ممكن انجام دهند زيرا ميخواهند از عشق خود پديده اي جاودان و هميشگي بسازند ولي نميتوانند – زيرا عشق آنها محصول ذهن است و ذهن هرگز نميتواند محصولي جاودان داشته
باشد .
اجازه دهيد مديتيشن شما را وارد ابعاد (( بي ذهني )) و (( بي زماني )) كند و ناگهان متوجه خواهيد شد كه اين بوي خوش شروع به گسترده شدن كرده است . تنها در اين صورت عشق , جاودان و هميشگي خواهد بود و بدون قيد و شرط شامل همه كس ميشود . در اين صورت عشق معطوؾ به شخص خاصي نخواهد بود – زيرا عشق حقيقي نميتواند اين گونه باشد . عشق حقيقي به صورت يك رابطه نيست بلكه كيفيتي است
كه گرداگرد شما را ميگيرد و هيچ كاري با شخص خاصي ندارد . شما شروع به عشق ورزيدن ميكنيد , زيرا شما تبديل به عشق شده ايد . در اين صورت عشق , جاودان و هميشگي باقي خواهد ماند . اين بوي
خوش عشق گردا گرد يك بودا , يك زرتشت و يك مسيح وجود دارد .

-2 مهر و شفقت :

هنگامي كه عشق شما فقط ارزويي براي داشتن ديگري نيست , هنگامي كه عشق شما فقط نياز نيست و هنگامي كه عشق شما شريك بودن و سهيم شدن است , هنگامي كه عشق شما نيازي به جبران و تالفي ندارد و اماده است تا فقط ببخشد – ببخشد تا لذتي كه در بخشيدن وجود دارد را بچشد – در اين صورت مدي
تيشن را به آن اضافه كنيد و بوي خوشي كه محصول طبيعي آن است همه جا را فرا خواهد گرفت . اين مهر و شفقت است و مهر و شفقت واالترين پديده اي است كه در هستي وجود دارد . روابط جنسي در مرحله حيواني قرار دارند , عشق در مرحله انساني است و مهر و شفقت كامال روحاني است . روابط
جنسي در اليه فيزيكي اتفاق مي افتد , عشق در اليه روان و مهر و شفقت در اليه معنويت روي مي دهد .

-5 شادي پايدار و بي دليل :

ناگهان بدون هيچ دليلي احساس شادي خاص ميكنيد . در زندگي هميشه علتي براي شادي انسان وجود دارد . شما پولي را كه به ان احتياج داشته ايد به دست اورده ايد و به خاطر ان احساس شادي ميكنيد يا خانه اي زيبا خريده ايد و خوشحال هستيد , ولي اين شادي ها خيلي پايدار نيستند. آنها موقتي و گذرا ميباشند و
نميتوانند براي مدتي طوالني دوام داشته باشند .

در صورتي كه شادي شما به علت چيزي به وجود امده باشد – دير يا زود ناپديد خواهد شد . اين شادي ماندگار نيست و هنگامي كه از بين برود شما را در ؼم و اندوه باقي ميگذارد . ولي نوع كامال متفاوتي از شادي وجود دارد كه بدون هيچ دليلي ناگهان ان را احساس ميكنيد . هرگز دليل ان را پيدا نميكنيد و اگر
كسي از شما سوال كند : چرا اينقدر شاد هستيد ؟ نميتوانيد پاسخي به او بدهيد .

من نميتوانم بگويم چرا شاد هستم . هيچ دليلي وجود ندارد . خيلي ساده , همين است كه هست . همچنين هيچ لطمه اي به اين شادي وارد نميشود . هر چه اتفاق بيفتد اين شادي ادامه خواهد داشت . اين شادي هميشه در شما وجود دارد . شما ممكن است جوان يا پير باشيد ولي شادي هميشه هست . هنگامي كه شما شادي اي را كشؾ كنيد كه هميشه پايدار باقي بماند يعني اگر شرايط تؽيير كند و همچنان دست نخورده باقي بماند , به

اشراق يا (( بودا شدن )) نزديك شده ايد .

-6 تنهايي :

تنهايي شادي اي است كه شما فضاي خودتان را داريد و واقعا خودتان هستيد. مديتيشن يعني شاد بودن وقتي كه تنها هستيد. وقتي انسان اين توانايي را پيدا كرد يدگر براي شاد بودن به كسي يا چيزي يا شرايطي وابسته نخواهد بود. اين شادي به روز و شب و جواني و پيري، سالمتي يا بيماري ربطي نداشته و حتي پس از
مرگ هم وجود خواهد داشت چرا كه اين شادي به دنياي بيروني وابسته نيست و از درون شما مي جوشد. در سفر مديتيشن شما تنها هستيد و حتي عزيزترين فرد در زندگي نمي تواند با شما همسفر شود. شما در اين حالت هيچ ارتباطي با دنياي بيرون نداشته و فقط به سكوت درون توجه خواهيد داشت. سكوتي كه مثل آواز
يك پرنده زيباست…

چند تكنيك ساده

 

تلگرافی باشيد :
موقع حرؾ زدن فقط چيزی را که الزم است بيان کنيد. درست مثل اينکه می خواهيد يک تلگراؾ بزنيد. فقط اجازه داريد ده کلمه را استفاده کنيد. به حرؾ زدن مردم دقت کنيد. حتما تعجب می کنيد. سوء تفاهم همه جا ديده می شود. شما يک چيز می گوييد، بقيه چيز ديگری می فهمند. اگر مردم فقط پنج درصد مقدار فعلی حرؾ می زدند، دنيا محلی بسيار ساکت تر و صلح آميزتر می شد. باور کنيد فقط پنج درصد از آنچه می
گوييد برای بيان خواسته ها و منظورتان کفايت می کند. وقتی تلگرافی حرؾ می زنيد بياد داشته باشيد در بيان و استفاده از کلمات محدوديت داريد. اين مراقبه را انجام دهيد و با کمال تعجب مشاهده می کنيد که در
طول روز چقدر به حرؾ زدن کمی احتياج داريد.

 

بحران :

هر وقت از بيرون تحت فشارهای مختلفی هستيد ( که زياد هم در زندگی اتفاق می افتد)، وارد شدن به
مراقبه به صورت مستقيم بسيار سخت می شود. بنابراين قبل از شروع هر مراقبه ای می توانيد از اين
دستور برای خنثی کردن فشارها استفاده کنيد.

مرحله اول : همه واقعه چيزی جز يک رويا نيست

برای پانزده دفيقه در سکوت بنشينيد و در ذهن خود تصور کنيد که تمام جهان يک رويا است....که هست!
دنيا را به صورت رويائی فرض کنيد که هيچ چيزی در آن واقعيت ندارد.
مرحله دوم : همه چيز گذرا است

مرحله دوم اين است که به خود بفهمانيد همه چيز بزودی ناپديد می شود....خودتان هم همينطور. شما از روز اول و هميشه که اينجا نبوديد و برای هميشه هم اينجا نخواهيد بود. بنابراين هيچ چيزی دائمی و
ماندگار نيست.

مرحله سوم : شاهد باشيد

سوم اينکه شما فقط شاهد هستيد. شما مثل کسی که مشؽول تماشای فيلم است، فقط شاهد هستيد. بدن خود را
ريلکس کنيد و برای پانزده دقيقه شاهد باشيد. حتم داشته باشيد که می توانيد با مشکل خود کنار بياييد.
اين دستور را موقعی که احساس می کنيد مراقبه کردن برايتان مانند عادت شده است هم انجام دهيد. اين
دستور مانند دارو است. دارويی برای تقويت مراقبه يا هنگامی که فشارهای زندگی مانع مديتيشن می شوند.

 

 

فکر نکن ، احساس کن : يکی از چيزهايی که بشر امروزی در حال از دست دادن آن است، احساس است. او ياد گرفته است تا به
جای احساس کردن در هر موردی فکر کند. اين دستور درباره کمک به برگرداندن احساس به جای فکر
است. سعی کنيد احساس خود را رشد دهيد. وقتی چيزی را می شنويد، کسی يا چيزی را لمس ميکنيد، ؼذا
ميخوريد، حمام ميگيريد و...
زير دوش هستيد، حرارت آب را حس کن. در مورد آن فکر نکن فقط سردی يا گرمی آب را حس کن. وقتی
ذهن خيلی ساده به شما ميگويد: "آب سرد است." يا "آب گرم است." به همين سادگی. اما همين سادگی و
تصور ذهنی آن، حس را از شما ميگيرد. وقتی حمام ميگيريد، فکر نکنيد، فقط حس کنيد، چيزی را هم تصور نکنيد. دقت کنيد همان لحظه ای که سعی می کنيد درباره آب و دمای آن حرؾ بزنيد، حس آن را از
دست ميدهيد. حرؾ زدن زياد باعث می شود تا درباره هرچيزی از عمق احساس خارج شويد.

همين کار را با افکارتان انجام دهيد. يعنی آنها را هم حس کنيد. با خود تکرار کنيد اينها افکار من هستند و سعی کنيد آنها را هم حس کنيد. هيچکدام از اين افکار مال شما نيستند. آنچه مال شما است، سکوت درونتان است. اين سکون درونی را کسی به شما نداده است بلکه از روز اول با شما متولد شده است. اما افکار به شما داده شده اند و شما نسبت به آنها شرطی شده ايد. اگر افکار مال شما نيستند، پس اهميتی هم ندارند


لبخند درونی : زمان انجام اين مراقبه : هروقت نشستيد و کاری نداريد
دستور :

مرحله اول : از دهان تنفس کنيد

خود را ريلکس کرده و بگذاريد تا قدری دهانتان باز باشد. شروع به تنفس از راه دهان کنيد ولی نه خيلی عميق. فقط بگذاريد تا با نفس کشيدن، در بدنتان احساس سبکی کنيد. اين کار را برای مدتی انجام دهيد. تا
وقتی احساس کنيد نفستان سبک شده است و فک پايينی کامال شل و ريلکس است.

مرحله دوم : لبخند را حس کنيد در اين موقع، يک لبخند را در درون خود احساس کنيد. نه روی صورت بلکه در تمام وجودتان. حتماً هم

می توانيد اين کار را انجام دهيد. اين لبخند قرار نيست روی صورت شما قرار بگيرد. اين لبخند يک لبخند درونی است که در تمام وجودتان رخنه می کند. نمی توان خيلی آن را توضيح داد، بايد سعی کنيد تا بتوانيد آن را حس کنيد. مثل اين است که شکمتان در حال لبخند زدن است. اين لبخند خيلی نرم و لطيؾ است. مثل
اينکه يک گل رز در درون شکمتان در حال باز شدن است و رايحه خودش را در تمام بدن پخش می کند.
اگر بتوانيد اين تمرين را مرتب انجام دهيد و آن را کامالً حس کنيد در تمام شبانه روز خوشحال خواهيد بود. هروقت هم احساس کرديد که آن شادی را گم کرديد، چشمانتان را ببنديد و دوباره همان لبخند را در درونتان
پيدا کنيد. هروقت که بخواهيد می توانيد.


هاله محافظتی : زمان اين مراقبه: هرشب قبل از خواب و صبحها اولين کار بعد از بيدار شدن از خواب
مدت زمان : چهار تا پنج دقيقه مرحله اول : يک هاله تصور کنيد
روی تخت خود بنشينيد و يِک هاله حفاظتی اطراؾ بدن خود در نظر بگيريد. اين اليه بايد چيزی حدود ده
تا بيست سانت با بدن فاصله داشته باشد. شکل آن مثل بدن خودتان است و به همان صورت بدن شما را در بر گرفته است و آن را حفاظت می کند. درست مانند يک ؼالؾ. بعد در حالی که اين حس را در خودتان بوجود آورديد به خواب برويد. فکر کنيد اين هاله عين يک پتو بدنتان را می پوشاند و باعث می شود تا نگرانی و اضطرابها راهی برای ورود به پيکرتان نداشته باشند. با خود اعالم کنيد هيچ موجی از بيرون نمی تواند شما را تحت تاثير قرار دهد. وقتی به خواب رفتيد اين تصوير در ناخودآگاه شما نقش می بندد و
باقی می ماند. مرحله دوم : صبحها
وقتی احساس کرديد که کامالً از خواب بيدار شديد، بدون اينکه چشمانتان را باز کنيد فقط همين هاله را در
اطراؾ خود در نظر بگيريد و ببينيد که عين يک ؼالؾ حفاظتی شما را دربر گرفته است. اين تصور را
برای چهار تا پنج دقيقه با خود داشته باشيد و بعد از رختخواب بيرون بياييد.

مرحله سوم : هر زمانی در طول روز

در هر زمانی از روز که بخاطر آورديد، اين ؼالؾ را حس کنيد. هر کجا که شد فقط خيلی ريلکس دوباره خود را در درون آن حس کنيد. برای تمام ما تخليه انرژی و خستگی در طول روز اتفاق می افتد چون نمی دانيم که چطور از خودمان محافظت کنيم. ديگران و کسانی که در اطراؾ ما هستند به وسيله امواج و
ارتعاشات مختلفی روی ما تاثير می گذارند. يکط از کنار شما می گذرد و چيزی (انرژی) را به سوی شما رها می کند. اگر قرار باشد شما مرتب اين انرژی ها را دريافت کرده و آنها روی شما اثر بگذارند دچار مشکل می شويد. مراقبه های مختلؾ شما را به شدت حساس می کنند. انجام اين تمرين شما را بخوبی
محافظت می کند. اين تمرين را مخصوصا بعد از مراقبه های عميق انجام دهيد تا انرژی خوبی را که در
طول مراقبه بدست آورديد حفظ کنيد.

ايست! :

می توانيد هرجايی اين کار را انجام دهيد. مشؽول حمام کردن هستيد؟ ناگهان به خودتان فرمان بدهيد " بايست"! و همان موقع متوقؾ شويد. اگر اين توقؾ برای يک لحظه کوتاه هم باشد، متوجه يک امر
ؼيرعادی و جديد می شويد. خواهيد ديد که يک پديده جالب در شما رخ می دهد. در اين حالت برای لحظه
ای به درون خود می رويد. وقتی بدن می ايستد، ذهن هم برای لحظه ای متوقؾ می شود.

وقتی به خودتان دستور ايست می دهيد، تنفس را هم متوقؾ کنيد. در عين حال بدن هم نبايد هيچ حرکتی انجام دهد. در اين توقؾ کوتاه اجازه دهيد تا برای لحظاتی رفتن به درون را تجربه کنيد. همين لحظات کوتاه تماس با درون می تواند معجزه آفرين باشد. مثال قصد داريد يک ليوان آب بنوشيد. وقتی ليوان را در دست گرفتيد برای يک لحظه متوقؾ شويد. بگذاريد ليوان همينطور در دستتان باقی بماند. از سوی ديگر عطش و ميل به مصرؾ آب در درونتان وجود دارد. در همين حال متوقؾ شويد، بی حرکت و بدون نفس کشيدن به
درون خود توجه کنيد. عطش کمک می کند تا انرژی خود را به درون ببريد.

در اين دستور به سه نکته توجه کنيد. اول اينکه وقتی توقؾ کنيد که يک ميل و کشش درونی شما را به سوی انجام کاری سوق می دهد. دوم اينکه در مورد توقؾ کردن فکر نکنيد، فقط توقؾ کنيد. سوم اينکه صبر کنيد و توقؾ را کامل و با توقؾ تنفس انجام دهيد. وقتی به شما می گويم بايستيد، منظورم اين است
کامال و با تمام وجود توقؾ کنيد. هيچ چيزی حرکت نمی کند. مثل اينکه زمان هم ايستاده است .


خنده و ريلکسيشن :

در زندگی لحظاتی وجود دارند که بدون اينکه آگاه باشيم درحال وادادن و رهايی هستيم. يکی از اين مواقع
هنگامی است که واقعا درحال خنديدن هستيم. خنده ای که حرکات آن از شکم است نه از روی فکر و ذهن. وقتی شکمی می خنديم واقعا در حالتی از رهايی هستيم. به همين دليل است که خنديدن انقدر برای سالمتی مفيد است. هيچ داروی ديگری هم نمی تواند انقدر برای سالمتی شما مفيد باشد. دفعه بعد که درحال خنديدن
بوديد، توجه کنيد که چقدر ريلکس و آزاد هستيد.

زمان مراقبه : بين ده تا چهل دقيقه – شبها قبل از خواب يا اول صبح

دستور : مرحله اول : برای خود يک قلقلک ايجاد کنيد
همينطوری که در سکوت نشستيد برای خود يک حس قلقلک ايجاد کنيد و اجازه بدهيد تا خنده شروع بشود. بگذاريد تا حس خنده در دستها و پاهايتان هم پخش شود. بگذاريد تمام بدنتان در اين خنده شرکت کند نه فقط دستها و پاها، تمام بدن را در آن شرکت دهيد تا وقتی که خنده به شکمتان برسد. خود را مثل يک بچه
کوچک فرض کنيد. اگر می توانيد روی زمين ؼلت بزنيد، اينکه چه صدايی از خود درمي آوريد خيلی مهم
نيست، مهم اين است که با تمام وجود در اين قسمت شرکت کنيد.
مرحله دوم : برگرديد روی زمين

روی زمين دراز بکشيد. طوری که صورت به طرؾ زمين باشد. اگر لخت باشيد بهتر است. با زمين ارتباط برقرار کنيد و آن را در زير خود حس کنيد. با خود فرض کنيد که زمين مادر شما است و شما فرزند
او هستيد. همراه با زمين نفس بکشيد و خود را با او يکی حس کنيد.

مرحله سوم : برقصيد

برای مدتی مثال بيست دقيقه برقصيد. يک موسيقی، هرچه که باشد برای خود بگذاريد و شروع به رقصيدن کنيد. وقتی با زمين ارتباط برقرار کرديد، رقصيدنتان شکل ديگری پيدا می کند. اگر اين دستور را مرتب انجام دهيد، طی شش ماه تؽييرات عميقی در وجودتان پديد می آيد. اگر شبها قبل از خواب اين دستور را انجام دهيد، خواهيد ديد که روياهايتان شادتر و زيباتر می شوند. اگر دستور را صبحها انجام دهيد، در طول
روز انرژی و شادابی زيادتری خواهيد داشت. در طول روز هم هروقت فرصتی بدست آمد و امکان داشت،
باخود بخنديد.

 


برای تؽيير دادن الگوهای فکری خود چکار کنيم :

وقتی احساس می کنيد که درحال قضاوت، حسادت، طمع يا امثال آنها هستيد می توانيد از اين دستور استفاده
کنيد. مرحله اول : نفس خود را عوض کنيد
هروقت می خواهيد الگوهای فکری کهنه خود را تؽيير دهيد، بهترين راه استفاده از نفس است. تمام عادتهای ذهن به تنفس مربوط هستند و با تؽيير نوع نفس، شکل آنها عوض ميشود. برای اين منظور به طور عميق نفس خود را خارج کنيد. شکم را به داخل بکشيد و هنگامی که نفس را خارج ميکنيد، در ذهن خود مجسم کنيد که الگوی فکری ناپسند از شما دور ميشود. به محض اينکه به نفس کشيدن خود دقت می کنيد و آن را
تؽيير می دهيد، فکر و قضاوت ناپديد می شود.

مرحله دوم : حاال هوای تازه را عميقا وارد ريه های خود کنيد

اين کار را دو سه بار انجام دهيد و ببينيد چه اتفاقی می افتد. احساس تازگی عجيبی در شما پيدا ميشود. تفکر منفی و ناپسند شروع به ناپديد شدن می کند. وقتی اين کار را انجام ميدهيد، مشاهده می کنيد که ذهن به جای
ديگری حرکت می کند. اين دستور ساده را بکار ببريد و از نتيجه آن شگفت زده شويد.


در يا ديوار : اگر در زندگی خود بسته باقی بمانيد، مرده ايد. درست مثل اينکه وقتی می شود به تمام پهنه آسمان نگاه
کرد، شما از يک سوراخ کليد به تماشا مشؽول شويد. البته از يک سوراخ کليد می توان قدری از آسمان را ديد، گاهی درخشش نور آفتاب و گاهی چشمک زدن يک ستاره. ولی شما تمام زيبايی را از دست داديد. اين
دستور برای باز شدن شما است. امتحان کنيد. زمان : هرشب قبل از رفتن به خواب
مدت : بيست دقيقه مرحله اول : ديوار باشيد
وسط اتاق بنشينيد و به ديوار نگاه کنيد. روی آن تمرکز کنيد. فقط روی ديوار. خودتان را مثل يک ديوار

فرض کنيد. ديواری که در ندارد. هيچکس نمی تواند از شما عبور کند و واردتان بشود. يک ديوار کامالً بسته. بگذاريد اين حالت را عميقا در درون خود حس کنيد. مثل يک ديوار محکم باشيد. مثل ديوار چين. اين کار را برای ده دقيقه انجام دهيد. سعی کنيد تا می توانيد سفت و بسته باشيد. در اين مرحله ممکن است
بدنتان شروع به لرزيدن کند يا احساس خشم و عصبانيت در شما بروز کند. نگران نباشيد. بگذاريد اين خشم
و نگرانی را بخوبی مشاهده کنيد.

مرحله دوم : يک در باشيد

حاال به در اتاق نگاه کنيد و رو به آن بنشينيد. بهتر است در را باز کنيد تا حس آن را بهتر بگيريد. احساس
کنيد به يک در تبديل می شويد. ديگر ديوار نيستيد. فقط يک در. هرکسی می تواند از اين در وارد شود، حتی نيازی به در زدن نيست. خودتان هم می توانيد بيرون برويد. کامالً آزاد. بلند شويد و بايستيد. اجازه
بدهيد بدنتان کامالً باز و آزاد باشد. احساس کنيد که انرژی شما به سوی بيرون از اتاق درحال جريان است. حس کنيد انرژی شما به بيرون حرکت می کند و انرژی دنيای بيرون نيز در شما جريان دارد. برای ده تا
بيست دقيقه اين حالت را ادامه دهيد.

مرحله سوم : بخوابيد
در آخرين مرحله به رختخواب برويد و بخوابيد. اين دستور را برای سه ماه انجام دهيد. در سومين هفته به شکل عجيبی احساس باز بودن می کنيد. اما بايد مراقبه را ادامه دهيد. با اين مراقبه انرژی ديگران را نيز بخوبی حس خواهيد کرد. وقتی اين تمرين در وجود خودتان جای گرفت، موقعی که در خيابان از کنار کسی عبور می کنيد، با خود حس می کنيد که اين شخص در است يا ديوار؟ حاال شما درباره کسی که می بينيد يک درک درونی داريد. وقتی بخواهيد با افراد ارتباط برقرار کنيد، موقعی که ديوار هستند جلو نمی رويد چون هيچ نتيجه ای عايد نمی شود. افراد در طول روز بارها تبديل به در يا ديوار می شوند. گاهی خشمگين و عصبانی هستند و حوصله ندارند و گاهی باز و پذيرا هستند. وقتی با فرزندتان ارتباط برقرار کنيد، که در
است. چون در آن موقع به حرفتان گوش می کند. وقتی ديوار است، بهتر است اصالً مزاحم او نشويد.

 

صدايتان را پيدا کنيد :
همه ما در ابتدا صدای خود را داشتيم. منظورم از صدا اين است که در زمان بچگی براساس نگرش درونی و ميل باطنی مان حرؾ می زديم. وقتی بزرگتر شديم و به مدرسه رفتيم، به جای صدای خودمان، ياد گرفتيم که با صدای معلم هايمان، پدر و مادر يا کسانی که نقش والد ما را داشتند حرؾ بزنيم. اگر
میخواهيد تا صدای واقعی خود را پيدا کنيد از اين تمرين استفاده کنيد.

به درون خود نگاه کنيد. ببينيد وقتی حرؾ می زنيد صدای چه کسی را می شنويد؟ صدای پدرتان؟ صدای مادر؟ گاهی صدای پدربزرگ، گاهی مادر بزرگ و گاهی معلم هايی که سالها قبل داشتيد، گاهی صدای همسايه. تنها چيزی که به سختی میتوان آن را پيدا کرد صدای خودتان است. هميشه در زندگی به شما گفته شده است که به حرؾ بزرگتر، به حرؾ پدر و مادر گوش کنيد. ولی کسی تابحال به شما نگفته که به قلب و
دل خودتان گوش کنيد.

در واقع آنچه از صدای واقعیتان بگوش می رسد فقط ناله ضعيفی است که البالی صداهای اطرافتان گم شده است. برای شنيدن صدای خودتان بايد اول از شر اين صداهای مزاحم خالص شويد. در اين هنگام است که می توانيد در درونتان سکوت و آرامش را تجربه کنيد و بعد از شنيدن صدای خودتان تعجب کنيد و لذت

ببريد. در اين دنيا مردمی که در رحمت و سعادت زندگی کردند کسانی بودند که با صدای واقعی و درونی
شان حرؾ زدند.
مرحله اول : لطفاً بفرماييد اينکه در حال حرؾ زدن است، کيست؟ در هرکاری که مشؽول انجامش هستيد، فکر می کنيد، تصميم می گيريد يا امثال آن، از خود بپرسيد " اين

در حال حرؾ زدن است؟ "
حرؾ يا عمل از من می آيد يا از کس ديگری؟ واقعاً در درون من چه کسی

وقتی گوينده صدا را شناختيد تعجب می کنيد. می بينيد اين صدا درست همان صدای مادر يا پدرتان است.
يافتن صاحب صدا اصالً سخت نيست. صداها درست عين يک نوار ضبط صوت در ذهن شما وجود دارند. همان حرفها، همان توصيه ها و دستورات، همان نصيحت ها. نيازی به جنگيدن با اين صداها نداريد. آنچه مهم است همين است که شما بفهميد که اين صدای شما نيست. موضوع حرؾ و صدا هرچه باشد، خوب يا بد، می دانيد که اين صدای شما نيست. اين اولين قدم برای يافتن معصوميت بچگی است. شما به اندازه کافی
به اين صداها گوش کرديد که حاصلی برايتان نداشته است. مرحله دوم : خيلی ممنون.......... خداحافظ
وقتی صدا را شناختيد از شخص صاحب صدا تشکر کنيد و بخواهيد که برود و بگذارد تا شما تنها بمانيد. به ياد داشته باشيد کسی که آن صدا را به شما داده، دشمنتان نبوده و قصد بدی نداشته اما در حال حاضر قصد و نيت او اصالً مهم نيست . وقتی از آن صدا می خواهيد تا برود و شما را راحت بگذارد، بند بين شما و
صاحب آن صدا گسسته می شود. آن صدا شما را در کنترل خود داشت چون شما هم فکر می کرديد که آن صدا، صدای خودتان است. وقتی اين تمرين را مرتب انجام دهيد به سرعت از دست صداهای مزاحم
درونتان خالص می شويد و سکوت را در دلتان تجربه می کنيد.


نگاه کردن به آسمان آبی :

در اين مراقبه اوشو به ما ياد می دهد تا به هنگام تماشای زيبايی های طبيعت با حرؾ زدن و تفسيرهای بيهوده ذهنی مزه زيبايی پيش رويمان را خراب نکنيم. مشابه چنين موضوعی در تعاليم الئوتسو نيز مشاهده می شود. گفته می شود که روزی الئوستو با يک نفر مشؽول راه رفتن در ميان درختان بود . شخص همراه حسب عادت گفت: چه صبح زيبايی! بعد از مدتی او دوباره گفت: چه هوای خوبی! در اين موقع الئوتسو با

که مرتب اين حرفها را می زنی؟ خودم می
عصبانيت به شخص گفت: فکر مي کنی که من احمق هستم
توانم ببينم و بفهمم.


اين داستان بخوبی نشان می دهد که حرؾ زدن بيهوده و بيان کردن آنچه که به قول خودمان اظهر من
الشمس است زيبايی کل موضوع را از بين می برد. بپردازيم به دستور اشو:
دستور:
به آسمان آبی نگاه کنيد و همينطور خيره شويد. درباره آن فکر نکنيد. با خودتان نگوييد: " چقدر زيبا است" از رنگ و زيبايی آن تعريؾ نکنيد. اگر شروع به فکر کردن کنيد در اين مراقبه متوقؾ شده ايد. فقط نگاه کنيد، بدون فکر کردن و بدون معنی دادن به منظره آسمان. از خودتان کلمات نسازيد. کلمات مانع بزرگی برای درک واقعی شما هستند. نگاه شما بايد بدون قضاوت و ناب فقط به آسمان معطوؾ شود. وقتی اين وضع را ادامه می دهيد، چون موضوعی برای ديدن و معنی دادن ذهنتان وجود ندارد، اتفاق عجيبی می

افتد. شما ناگهان از وجود خودتان آگاه می شويد. آسمان مثل يک مکنده قوی عمل می کند.
آسمان به خودی خود يک تهی بزرگ است. تمام اجسام در آن قرار دارند ولی خود آسمان تهی عظيم،

ناپد ِيد
بزرگ و بی پايانی است. وقتی با اين عمق به آسمان نگاه می کنيد لحظه ای می رسد که همه چيز

می شود و در اين ناپديد شدن، شما از خودتان آگاهی پيدا می کنيد. وقتی به تهی نگاه می کنيد، چيزی برای
ديدن و انعکاس وجود ندارد. ذهن در تهی و خالی متوقؾ می شود. همين امر باعث می شود تا شلوؼی های
افکار از ذهن شما زدوده شوند.


آهسته :

اگر با سرعت زياد راه برويد دچار مسموميت می شويد. اين مسموميت شما را معتاد می کند. به همين دليل است که افراد به سرعت رفتن معتاد می شوند. همين امر موقع رانندگی ديده می شود. در هنگام رانندگی تند و سريع ذهنتان شما را وادار به تند رفتن می کند. آزاد شدن مواد شيميايی مختلؾ که در حين هيجانات ناشی از سرعت رفتن بروز می کند، اعتيادآور هستند. به همين خاطر دوست داريد تا پدال گاز را بيشتر فشار
دهيد.

وقتی آهسته حرکت می کنيد، برعکس اين حالت اتفاق می افتد. همان کاری که بودا می کرد. همان چيزی
که من سعی می کنم به شما ياد بدهم. آهسته حرکت کنيد. سعی کنيد تا سرعت خود را کاهش دهيد. سعی
کنيد به نقطه ای برسيد که خواست سرعت در شما وجود نداشته باشد و ديگر ميلی برای عجله نداشته باشيد.
در اين حالت به آگاهی تازه ای دست پيدا می کنيد.

دستور :

سرعت خود را در هرکاری که می کنيد کم کنيد. به آهستگی ؼذا بخوريد، آهسته راه برويد، به آرامی صحبت کنيد و همين رومند را در تمام کارهای خود رعايت کنيد. بزودی خواهيد ديد که تمانم کارهايی که انجام می دهيد زيباتر و دقيقتر می شوند. ديگر دچار مسموميت نمی شويد و آگاهی و هوشياری شما در تمام
کارها خود را نشان می دهد

 

 


لمس کردن چشمها مانند يک پر :

وقتی ذهن آرام میگيرد، افکار حالت انجماد پيدا میکنند. به ياد داشته باشيد افکار در يک ذهن آشفته زندگی میکنند. يکی از راههای آرام کردن ذهن و افکار آرام کردن چشمها است. در اين حالت انرژی شما به
درون حرکت میکند و افکار میايستند. اين امر به رخوتی دلپذير منجر میشود.

زمان انجام دستور: هرزمانی که بخواهيد و ممکن باشد مدت مراقبه : حتی يکدقيقه هم اثربخش است.در حالت ايده آل، چهل دقيقه
دستور:

وقتی روی صندلی نشستيد (حتی صندلی تاکسی، هواپيما يا قطار) چشمان خود را ببنديد و دستهای خود را روی چشمانتان بگذاريد. بدون هيچ فشار. برای هرمدتی که ممکن است اين کار را ادامه دهيد و از حس

زيبايی که بوجود میآيد لذت ببريد

 

 

فکر و تمرکز خود را عوض کنيد :

بودا به شاگردان خود می گفت: وقتی انديشه جديدی در ذهن شما نقش می بندد يا در حال ظهور است،
برای رهايی از آن، بايد فکر خود را اذعان کنيد. به اين معنی که در درون خود تکرار کنيد : " اآلن يک
فکر جديد در درون من درحال شکل گرفتن است" . فقط همين را در درون خود به ياد داشته باشيد . گاهی
ممکن است با خود تکرار کنيد : " اآلن اين انديشه در حال محو شدن است"
اين روش بسيار ساده و زيبا است. فرض کنيد در حال عبور از خيابان هستيد. يک خودروی گران قيمت و زيبا از کنار شما عبور می کند که بدتان نمی آيد مالک آن بوديد. در اين حالت با خود تکرار کنيد: " من يک ماشين مدل ....ديدم و در حال حاضر دوست دارم که يکی از آن را داشته باشم"
اگر بتوانيد روزهای اول اين تمرين، جمله ها را با صدای بلند تکرار کنيد خيلی بهتر است. بعد به خواسته و جمله ای که اذعان کرديد توجه کنيد. وقتی به اندازه کافی در قسمت اذعان و توجه مهارت پيدا کرديد ديگر
الزم نيست جمله ها را با صدای بلند بيان کنيد.
يک مثال ديگر : فرض کنيد در حال عبور از خيابان، بوی ؼذای يک رستوران شما را به هوس می اندازد. همين خواسته و فکر را که در شما حضور پيدا می کند با خود اذعان کنيد. بودا می گويد: در زندگی خود به هرچه اتفاق می افتد توجه کنيد. توجه کنيد وقتی که فکر در شما ظاهر می شود و بازهم توجه کنيد وقتی که
فکر در شما ناپديد می شود. در هردو حالت توجه کنيد.
با اين تمرين بعد از مدتی به جايی می رسيد که می توانيد تجلی و محو شدن خواسته های خود را به وضوح مشاهده کنيد. ببينيد که شما و وجودتان چيزی ؼير از اين خواسته های گذرا هستيد. خواسته ها مثل سايه ای می آيند و می روند و شما همانطور در جای خود باقی هستيد. به اين بازی افکار و خواسته ها در درون خود توجه کنيد. اجازه دهيد تا فضای خالی بين آمدن و رفتن خواسته ها را تجربه کنيد. اين فضا، خالء
بسيار زيبايی است و کسی که در خالء ايستاده است شما هستيد.

 


نگاه دو طرفه :
گرجيؾ هميشه به شاگردان خود می گفت : " وقتی پيکان آگاهی شما دو طرفه شود، وقتی آگاهی شما در هردو طرؾ شروع به شکفتن کند، به روشن شدگی رسيده ايد." او هميشه سعی می کرد تا شاگردانش به اين
درجه از آگاهی برسند. وقتی کسی را نگاه می کنيد، سعی کنيد در عين حال که او و اعمالش را می بينيد،
به خودتان هم نگاهی بيندازيد. با خود بگوييد: " من در حال نگاه کردن هستم. من شاهدم "
در واقع نوک پيکان آگاهی و مشاهده شما هم به سوی شخص و هم به سوی خودتان اشاره رفته است. سعی

کنيد تا درآن واحد از دنيای درون و بيرون خود مطلع باشيد. اگر بتوانيد اين کار را انجام دهيد، بين هردو تعادل و هماهنگی ايجاد می کنيد.اگر بتوان ِيد در هرموردی نه موافق و نه مخالؾ متعصبی باشيد، خواهيد ديد
که ديگر چيزی برای فکر کردن باقی نمی ماند. همين کار برای شما تعادل را بوجود می آورد

 

 

 

خالی مثل يک بامبو :

آنجه در اينجا آورده می شود يکی از متدهای توليپا برای مراقبه است. او به شاگردان خود می گفت: مثل
يک بامبو خالی باشيد و در راحتی و آرامش بنشينيد.

يک بامبو در درون خود کامال خالی است. در اين مراقبه بايد بنشينيد و خود را مانند يک بامبو فرض کنيد. ( من فکر می کنم برای ما ايرانيها تصور نی راحتر است م.). بنابراين بايد فرض کنيد که درون بدنتان مانند يک بامبو خالی است. پوست، استخوانها و خونی که دربدنتان جريان دارد همگی اعضاء بدن همين بامبو هستند که در درون تهی است. برای اينکه نتيجه خوبی بگيريد، زبان را به سقؾ دهان بچسبانيد و کامال بی حرکت باشيد. با افکار خود کلنجار نرويد و فقط شاهد آنها باشيد. وقتی خود را مانند يک بامبوی خالی فرض می کنيد ناگهان يک نيروی عجيب در شما حرکت می کند. يک بامبوی خالی تبديل به يک
فلوت می شود. فلوتی که در آن نوای ابديت نواخته ميشود.

اين مراقبه يکی از زيباترين مديتيشن ها است. الزم نيست هيچ کار خاصی انجام دهيد. فقط اجازه بدهيد تا به اين بامبو تبديل شويد و بقيه خودش اتفاق می افتد. شما همانند رحم زنی می شويد که يکک زنکدگی جديکد در آن تولد پيدا می کند. اين مراقبه در ادامه روزی به جايی ميرسد که بامبو هم ناپديد می شود

 


سه بار توجه کنيد :

وقتی مشکلی در زندگی تان بوجود ميآيد، مثال ناگهان يک ميل جنسی در شما ؼليان می کند يا نوعی طمع يا خشم در وجودتان شعله ور می شود، به اين دستور توجه کنيد. فرض کنيم مشکل خشم باشد، در درون خود سه بار تکرار کنيد: "خشم، خشم، خشم." اين کار را کامال آگاهانه انجام دهيد. طوری که تکرار اين عبارت روی آگاهی شما اثر کند. بعد بدنبال کار خود برويد. البته کار خود را با عصبانيت انجام ندهيد بلکه
فقط خشم خود را اذعان کنيد.

اين کار بسيار زيبا است. اگر آن را تکرار کنيد از تاثير عميق آن آگاه می شويد. وقتی واقعا به مشکل يا
احساس خود توجه می کنيد، مشکل ناپديد می شود. مشکالت وقتی گريبان شما را می گيرند که از
وجودشان ناآگاه هستيد. وقتی سه بار در درون خود، مشکل را اذعان کرديد، بخوبی از آن آگاه می شويد.
بودا به تمام مريدان خود می گفت که اين دستور را درباره هر مشکلی انجام دهند.

تمام فرهنگها و قوميتها به مردم خود ياد می دهند که روی مشکل را بپوشانند و آن را انکار کنند. بنابراين شما مرتب نسبت به آنها ناآگاه و ؼافل می شويد. طوری که بعد از مدتی تصور می کنيد که اين مشکالت ديگر وجود ندارند. درحالی که بايد درست برعکس رفتار کرد. بايد با هوشياری و توجه کامل آنها را اذعان
کرد. نتيجه اين خواهد بود که نسبت به آنها آگاه می شويد.

يک سوال: خيلی وقتها با وجودی که نيازی هم برای عجله کردن وجود ندارد، در هنگام انجام کارها هول
هستم. مخصوصا موقع ؼذاخوردن. چرا؟

جواب : يک چيز ديگری مشؽول خوردن شما است. در واقع يک نگرانی عميق در درون وجودتان باعث
اين عجله کردن می شود. يک گرفتگی و سفتی درونی که اجازه نمی دهد رها و آزاد باشيد.

دستور:

دفعه بعد وقتی مشؽول خوردن چيزی هستيد نگاه کنيد چه چيزی مشؽول خوردن شما است؟ به همين صورت وقتی درحال عجله هستيد فقط به آن نگاه کنيد. آيا از جايی فرار می کنيد؟ آيا سعی داريد از يک موقعيت حذر کنيد؟ آيا سعی داريد از ديدن يک چيز ناراحت کننده در درون خود طفره برويد؟ آيا از چيزی نگران هستيد که حتی حاضر به اذعان آن نيستيد؟ آيا زخم کهنه ای را در البالی برگها و گلها پنهان می کنيد؟ تمام مردمی که درحال عجله کردن هستند، يک نگرانی عميق را در درون خود مخفی می کنند. آنها حتی جرات مواجه شدن با آن را ندارند. اجازه بدهيد تا اين نگرانی خود را نشان دهد. اجازه دهيد تا به
سطح برسد و بتوانيد آن را ببينيد. با آن مواجه شويد و تا دچار حيرت شويد.

به ياد داشته باشيد: وقتی با يک مشکل چهره به چهره روبرو می شويد، آن مشکل از مقابلتان ناپديد می
شود. برای درمان يک مشکل در دنيای درون، فقط يک راه وجود دارد: بايد آن را بشناسيد. هيج راه
ديگری هم نيست. مشکل فقط وقتی وجود دارد که شما آن را سرکوب می کنيد. اگر نگذاريد تا در مقابل ديدتان قرار بگيرد، همجنان باقی می ماند. مردم روی مشکالت خود را می پوشانند و جای آن دائم در عجله هستند. در اين عجله چيزی که اتفاق می افتد سرکوب کردن و مخفی شدن اصل داستان است


افکار خود را بنويسيد :
هرکسی که گوش دارد، می تواند بشنود ولی اين به اين معنی نيست که می تواند بدرستی گوش کند. برای گوش کردن ابزار ديگری الزم است چيزی ؼير از داشتن گوش. برای گوش کردن بايد در درون شما
سکوت، آرامش و صلح وجود داشته باشد. آنچه در پشت اين گوشها قرار دارد، قلب است نه ذهن.
ذهن، شما را کر می کند. البته ممکن است واقعا کر نباشيد ولی از آنچه می شنويد چيزی را واقعا گوش نمی
کنيد. ذهن شما مثل يک اتاق مذاکره شلوغ و پرازدحام است.

برای انجام اين مراقبه گاهی وقتها در اتاق خودتان بنشينيد، در را ببنديد و اجازه بدهيد هرچيزی که در ذهنتان می گذرد روی کاؼذ بيايد. اصال سعی نکنيد نوشته های خود را اصالح يا ويرايش کنيد. چون قرار نيست آنها را به کسی نشان بدهيد. بنابراين فقط هرچيزی را که در ذهنتان وارد می شود بنويسيد. وقتی به نوشته های خود نگاه می کنيد تعجب می کنيد. در عرض ده دقيقه می بينيد که اين نوشته ها مال يک آدم
عاقل نيست! ذهن شما، ذهن يک مجنون است!

شما در طول زندگی ياد گرفته ايد که يک طوری روی اين افکار ديوانه وار را بپوشانيد و نگذاريد کسی بفهمد که درون شما چه خبر است. البته در اين کار متخصص شديد. طوری که نه فقط اجازه نمی دهيد ديگران از افکارتان باخبر شوند، بلکه ياد گرفتيد خودتان هم از آن بی خبر بمانيد. همين شلوؼی ذهن است

که اجازه نمی دهد چيزی را گوش کنيد. شما فقط شنونده هستيد. از گوش کردن خبری نيست. گوش کردن
نياز به درونی ساکت دارد

 

پاکسازی بدن يکی از استادان بزرگ گفته است":آن چيزی را که آتش نمی تواند بسوزاند،تير و کمان نمی تواند به آن
صدمه ای بزند و سوراخش کندو هيچ شمشيری نمی تواند آن را ببرد در درون ماست. آگاه شدن از آن چيز و به دور انداختن هويت از بدنمان يعنی به دور انداختن اين تصور که ما بدنمان
هستيم،يعنی تجربه کردن روح.اما برای به دور انداختن هويت بدن بايد کار خاصی انجام دهيم.بايد ياد بگيريم که چگونه می توان اين کار را کرد.هرچه بدنمان پاک تر باشد به دور انداختن هويت از آن آسانتر
خواهد بود. هر چه بدن پاکتر باشد زودتر می توانيم از اين موضوع آگاه شويم که ما بدنمان نيستيم.به همين دليل منزه
کردن بدن پايه کار است و بدون بدن بودن ثمرۀ آن. حال چگونه می توانيم ياد بگيريم که ما بدنمان نيستيم؟فقط بايد تجربه اش کنيم.اگر ايستاده ايم،نشسته
ايم،خوابيده ايم ويا بيدار هستيم بايد سعی کنيم که اين مسئله را به ياد بياوريم.اگر ذره ای توجه و آگاهی به
اعمال بدنمان داشته باشيم اولين قدم را برداشته ايم. وقتی در جاده ای قدم می زنيد،عميقاٌ به درون خود نگاه کنيد.خواهيد ديد که در درون شما شخصی وجود
دارد که قدم نمی زند.شما خودتان قدم می زنيد،دستها و پاها يتان تکان می خورد،ولی چيزی در درونتان
هست که نه تنها قدم نمی زند بلکه شاهد قدم زدن شما هم هست. اگر پاهايتان يا دستانتان درد می کند،با آگاهی به درون خود توجه کنيد.آيا درون شما هم درد می کند؟يا
اينکه بدنتان درد می کند و شما با آن درد خودتان را شناسايی می کنيد؟متوجه خواهيد شد که چيزی در درون شما بدون اينکه دردی داشته باشد تنها نظاره گر اين درد خواهد بود.وقتی که شما گرسنه ايد،با
آگاهی،به اين گرسنگی نگاه کنيد.آيا شما گرسنه ايد يا بدنتان گرسنه است؟وقتی هم که خوشحال هستيد به اين
نکته توجه کنيد که اين خوشحالی کجا اتفاق می افتد. خوب است دقت داشته باشيم که حوادثی که در زندگی ما رخ می دهند در کجا اتفاق می افتند.آيا برای ما
اتفاق می افتند و يا اينکه ما فقط شاهد و نظاره گريم. هويت دادن در ما به صورت يک عادت قوی در آمده است.حتی ممکن است وقتی به يک فيلم نگاه کنيم
شروع کنيم به گريه کردن و يا بخنديم.وقتی هم که چراؼهای سينما روشن می شود پنهانی اشکهايمان را
پاک می کنيم تا کسی متوجه نشود.ما گريه می کنيم چون خودمان را با اين فيلم شناسايی می کنيم.ما معموالٌ خودمان را با قهرمان آن فيلم شناسايی می کنيم،ممکن است حادثه اسفناکی برای قهرمان فيلم رخ بدهد و ما خود را با درد آن شخص يکی می دانيم و شروع می کنيم به گريه کردن،يکی دانستن مساوی است با هويت
دادن. ذهنی که می انديشد تمام چيزهايی که در بدنش اتفاق می افتند واقعاٌبرای او رخ داده اند،هميشه در درد و رنج خواهد بود.فقط يک دليل برای تمام رنجهای ما وجود دارد و آن هويت دادن و شناسايی کردن خودمان
با بدن است. همچنين يک دليل براي خوشحالی وجود دارد و آن هنگامی است که ما ديگر خودمان را با
بدنمان شناسايی نکنيم. حتماٌ الزم است که هميشه بدنمان را مشاهده کنيم.شبها وقتی به بستر می رويم بايد از اين نکته آگاه شويم که اين بدنمان است که به خواب رفته است نه خود ما.بنابر اين ما نيستيم که خوابيده ايم بلکه تنها بدنمان به
خواب رفته است.يا برای مثال به هنگام ؼذا خوردن ويالباس پوشيدن.هنگامی که کسی شما را اذيت می کند اگر آگاهانه بنگريد قادر خواهيد بود که ببينيد اين فقط بدن شماست که اذيت می شود نه خودتان.به اين طريق در يک مقطع زمانی با توجه دائمی يک انفجار درونی را حس خواهيد کرد که تمام هويت بدنتان را می
شکند.

آيا می دانيد که وقتی خوابيده ايد و خواب می بينيد ديگر از بدنتان آگاه نيستيد و زمانی که به خواب
عميق فرو رفته ايد به هيچ وجه بدنتان را حس نميکنيد و ديگر صورت خود را به خاطر نمی آوريد؟هر چه عميق تر به درونتان فرو برويد،بيشتر بدنتان را فراموش خواهيد کرد.وقتی شروع به برگشتن به سطح
ميکنيد آرم آرام هويت بدنتان برمی گردد. در صبح هنگامی که ناگهان از خواب برمی خيزيد،به درون خود نگاه کنيد.به وضوح خواهيد ديد که
هويت بدنتان هم بيدار می شود. تم ِرن جالبی برای قطع هويت بدنمان وجود دارد.اگر يک يا دو بار در ماه اين روش را انجام بدهيد به
شما در از بين بردن ه ِويت بدنتان کمک خواهد کرد.حاال برويم سراغ تم ِرين:
اطاق را کامالً تاريک کنيد و روی زمين دراز بکشيد.بدن را کامالً آرام کنيد.به اين ترتيب شما وارد مديتيشن ميشويد.وقتی که بدن و تنفستان کامالً آرام شدند و وجودتان در سکوت فرو رفت،حس کنيد که مرده
ايد و فاميل و آشنايان دورتان جمع شده اند.به صورتهای آنها توجه کنيد،ناراحتی ها و گريه های آنها را ببينيد.آنها چه می کنند؟کدام يک از آنها گريه می کند؟کداميک فرياد می زند؟با وضوح کامل به آنها
بنگريد.اين صحنه ها واقعاً جلوی چشم شما خواهند آمد. بعد ببينيد که تمام همسايه ها هم آمده اند و به آشنايان و فاميل پيوسته اند.حاال مردم جسم شما را در تابوت
گذاشته اند و به جايی که مرده ها را می شويند می برند و بعد هم می خواهند که جسمتان را آتش بزنند.به همهء اينها نگاه کنيد،همه تصورات هستند ولی اگر چندين بار اين تمرين را تکرار کنيد به وضوح همهء اينها را خواهيد ديد.حاال ادامه دهيد.آتش تمام اطراؾ شما را احاطه کرده است و جسم شما آرام آرام تبديل به خاکستر می شود.هنگامی که ديگر جسمی در کار نيست و کامالً نبديل به خاکستر شده ايد با آگاهی تمام به درون خود نگاه کنيد و ببينيد که در آنجا چه اتفاقی رخ می دهد.در اين لحظه متوجه خواهيد شد که شما
جسم نيستيد،يعنی هويتتان با بدن کامالً قطع شده است. وقتی که اين تمرين را برای چند بار تجربه کنيد،پس از آن هر زمانی که صحبت کنيد،راه برويد و يا هر
کار ديگری انجام دهيد،قادريد تا تشخيص دهيد که شما بدنتان نيستيد.
ما اين مرحله را مرحلهء بدون بدن می ناميم.هر کسی که خودش را اينگونه بشناسد بدون بدن می شود. اگر اين کار را در تمام مدت روز يعنی به هنگام نشستن،بلند شدن،راه رفتن و حرؾ زدن انجام دهيد
يعنی به اين نکته توجه کنيد که شما بدنتان نيستيد.در اين هنگام بدن تنها يک خأل خواهد بود.درک اين مطلب که ما بدنمان نيستيم به سختي اتفاق می افتد و هيچ چيز با ارزش تر از آن نيست.در آن هنگام تؽييرات زيادی در زندگيتان آؼاز خواهد شد.چون تمامی رفتارهای ناآگاهانه بشر به بدن او برمی گردد.اگر انسان تعلق خود به بدنش را قطع کند ديگر هيچ کار اشتباهی نميتواند انجام دهد.اگر ما آگاه شويم که ما بدنمان
نيستيم،ديگر هيچ امکانی برای زجر کشيدن و ناراحتي در زندگی وجود نخواهد داشت. مثالً اگر کسی با چاقو به پشت ما بزند اين شخص فقط بدن ما را بريده است و ما آگاهيم که به ما هيچ
صدمه ای نخورده است و وجودمان دست نخورده باقی مانده.در اين هنگام زندگی ما پر از صلح و ام ِنت خواهد شد.هيچ حادثهء خارجی نميتواند بر ما تؤثير بگذارد چون تؤثير اين نوع اتفاقات فقط بر روی بدن خواهند بود.ا ّما ما فکر ميکنيم و به اشتباه هم فکر می کنيم که هر چيز بيرونی ميتواند بر ما تؤثير بگذارد.به
همين دليل است که زجر می کشيم و احساس درد و رنج می کنيم. اين اولين مرحلهء تعاليم روحانی است که بايد بياموزيم و آن رها شدن از بدنمان است.مرحلهء سختی
نيست و با کمی سعی و کوشش می توانيم آنرا يادبگيريم.

نوشته شده در دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت 13:52 توسط : 12&12 | دسته : درباره مديتيشن :
  •    []

  •  

     

    پاکسازی افکار

    همانطور که گفتم بدون بدن بودن از طريق مشاهدهء درست بدن حاصل می شود.رها شدن از افکار هم از طريق مشاهدهء درست افکار امکان پذير است.به طور کلی مهمترين اصل در سير و سلوک معنوی
    مشاهده کردن درست است.در اين سه مرحله ما بايد با آگاهی به بدن،ذهن و احساسات توجه کنيم. به ارتعاشات ذهنی توجه کنيم که چگونه از ضمير ما جريان پيدا می کنند.درست مانند کسی که در کنار

    رودخانه نشسته است و به جريان آب نگاه می کند.همين گونه کنار ذهنتان بنشينيد و مشاهده کنيد و يا همانند شخصی که در جنگل نشسته است و از باالی درختان به پرندگان در حال پرواز نگاه می کند،شما هم به افکارتان نگاه کنيد،و يا چون کسی که به باران می نگرد و به ابرها توجه می کند شما هم ابرهای ذهن تان
    که در آسمان سرتان در حال حرکتند نگاه کنيد. در سکوت باستيد و پرواز پرندگان فکر و جريان رودخانه ذهن را نگاه کنيد.در اين حالت هيچ کاری نکنيد،دخالتی در اين جريانات نکنيد و اصالً توقفی بهشان ندهيد.آنها را سرکوب نکنيد.اگر فکری می آيد
    متوقفش نکنيد و اگر فکری نيست سعی نکنيد فکر جديدی خلق کنيد.تنها يک مشاهده گر باقی بمانيد. در اين مشاهدهء ساده خواهيد ديد که شما و افکارتان از هم مجزا هستيد.اين نکته را تجربه خواهيد کرد
    که آن شخصی که مشاهده گر افکار است از خود آن افکار مجزاست و کامالً با آنها متفاوت است.همين که به اين مسئله واقؾ شويم آرامش عجيبی بر زندگی شما سايه خواهد افکند.چون متوجه خواهيد شد که ديگر
    هيچ ناراحتی و نگرانی نداريد.ميتوانيد در ميان انواع ناراحتی ها و اتهاب ها باشيد ولی اين ناراحتی ها مال شما نخواهند بود و يا هر نوع مشکلی که وجود داشته باشد ديگر با شما کاری ندارد.می توانيد پر از افکار
    باشيد ولی کامالً از آنها متمايزيد.
    اگر شما آگاه شويد که افکارتان نيستيد،اين افکار ضعيؾ و ضعيؾ تر می شوند و به مرور موجود ّيت
    خود را از دست می دهند.افکار به اين دليل قدرتمند هستند که ما می انديشيم که آنها به ما تعلق دارند.مثالً در جر و بحث با ديگران می گوييد"فکر من اين است"،در صورتيکه هيچ فکری متعلق به شما نيست.تمام
    اين افکار با شما متفاوتند و شما از آنها مجزا هستيد پس فقط مشاهده گر آنها باشيد. برای اينکه اين مطلب بيشتر برايتان جا بيفتد يک داستان از بودا نقل می کنم.شاهزاده ای بود که شاگرد
    بودا شده بود.در همان روز اول بودا به او گفت:به شهر برو و در فالن خانه را بزن و برای ؼذا از آن خانه گدايی کن.شاهزاده هم همين کار را کرد و برگشت.ولی پس از بازگشتن به بودا گفت:مرا ببخشيد ولی من ديگر به آن خانه نمی روم.بودا از او پرسيد چه اتفاقی افتاده است؟آن مرد جواب داد:من قبل از اينکه به آن خانه برسم همه اش فکر می کردم که چه ؼذايی دوست دارم.وقتی که به در آن خانه رسيدم،خانم صاحبخانه درست همان ؼذايی را که دوست داشتم آماده کرده بود.من خيلی متعجب شدم ولی اين مسئله را به حساب
    تصادؾ گذاشتم.بعد که ؼذا را خوردم به ذهنم رسطد که من بعد از ؼذا معموالً استراحت می کنم و درست
    در همان لحظه خانم صاحبخانه گفت:ای برادر اگر دوست داری که بعد از ؼذا استراحت کنی من خوشحال می شوم تا در خانهء من باشيد چون خانهء من با وجود شما پاکسازی خواهد شد.با خودم فکر کردم که اين هم تصادفی است.وقتی دراز کشيدم درست در زمانی که فکر کردم اين تخت خواب و اين خانه هيچ کدام مال من نيست و من دارم در يک جای ؼريبه استراحت می کنم،خانم صاحبخانه از پشت سرم گفت:اين تخت
    خواب نه مال من است نه مال شما و اين خانه نيز نه مال من است نه مال شما. اينجا بود که من واقعاً ترسيدم.خيلی سخت بود تا اين مطلب را باور کنم که همه چيز اتفاقی باشد.آن موقع
    بود که از آن خانم پرسيدم:آيا افکار من به شما می رسد؟آيا شما از امواج فکر من آگاه می شويد؟ آن خانم توضيح داد که به دليل مديتيشن های مداوم افکارش متوقؾ شده و خيلی راحت می تواند افکار
    ديگران را ببيند.در ايل لحظه من واقعاً حيرت کردم و دوان دوان از آنجا دور شدم.
    لطفاً مرا ببخشيد ولی من ديگر نمی توانم فردا به آنجا بروم.بودا پرسيد:چرا نمی توانی؟
    آن مرد جواب داد:خواهش می کنم از من سوال نکنيد و مرا هم ديگر به آنجا نفرستيد. ولی بودا دوباره از او سوال کرد و باألخره با اصرار بودا آن مرد گفت:ديدن آن زن زيبا افکار شهوانی
    در ذهن من ايجاد کرد و او هم به راحتی می توانست افکار مرا بخواند.حاال من چگونه می توانم دوباره او را ببينم؟بودا گفت که تو بايد دوباره به آنجا بروی اين قسمتی از مديتيشن تو است،فقط به اين طريق تو می توانی از افکارت آگاه باشی.به اجبار بودا آن مرد مجدداً به آن خانه رفت ولی ديگر آن مرد قبلی نبود.در واقع روز اول که به آنجا رفته بود تمام راه را در خواب بود.زيرا از افکاری که در سرش می گذشت آگاه نبود.روز دوم با آگاهی اين راه را می پيمود،يعنی می توانست به افکارش نگاه کند.زيرا از افکارش می ترسيد.وقتی که قدم به خانهء آن زن گذاشت تمام توجهش را به درونش معطوؾ کرد.زيرا بودا به او گفته
    بود فقط به درون خودت نگاه کن و کار خاصی انجام نده و به هر فکری که از سرت می گذرد نگاه کن. وقتی که شروع به مشاهدهء خودتان کنيد دو ج ِران انرژی در شما شروع به حرکت می کنند.يکی همان کاری که قصد انجام دادنش را داريد و ديگری فقط انرژی مشاهده گر است.وقتی شاگرد بودا در روز دوم
    در منزل آن زن مشؽول خوردن ؼذايش بود اين دو جريان وجود داشت.يکی مربوط به شخصی بود که

    مشؽول خوردن ؼذا بود و ديگری مربوط به شخصی بود که در درونش در حال مشاهده کردن بود.در هند و کالً در تمام جهان می گويند:آن شخص مشاهده گر شما هستيد و شخص انجام دهنده شما نيستيد.شاگرد بودا هم وقتی مشاهده کرد بسيار متعجب شد.شادان و خندان به نزد بودا برگشت و گفت:بسيار عالی است من يک چيز بزرگ کشؾ کردم،من دو تجربهء مجزا داشتم.يک تجربه مربوط به زمانی بود که من کامالً به افکار خود آگاه بودم و افکار من متوقؾ شدند،وقتی با آگاهی به درون خود نگاه می کنم افکار متوقؾ می
    شوند.تجربهء دوم زمانی است که افکار متوقؾ می شوند،در آن موقع است که در می يابيم که انجام دهنده و مشاهده کننده متفاوت از هم می باشند.بودا گفت:اين کليد اصلی عرفان است و شخصی که اين کليد را پيدا
    کند،همه چيز را پيدا کرده است.
    مشاهده گر افکارتان با شيد ولی فکر کننده نباشيد.به همين دليل است که ما عرفا را شاهد می ناميم نه متفکر.بودا يک متفکر نيست،ماهاويرا،زرتشت همهء آنها شاهد هستند.يک متفکر شخص بيماری
    است.افرادی که اين نکته را نمی دانند فکر می کنند و افرادی که می دانند فکر نمی کنند بلکه تنها مشاهده می کنند.آنها همه چيز را می بينند و برايشان واضح است.راه ديدن مشاهدهء افکار درونی است.وقتی که نشسته ايد،ايستاده ايد،راه می رويدو....تمام جريانات افکار را که در سرتان می گذرد مشاهده کنيد و به واسطهء آنها هويت پيدا نکنيد.اکثر انسانها گمان می کنند که افکارشان هستند ولی شما اجازه دهيد تا
    افکارتان به تنهايی جريان پيدا کنند و شما هم از افکارتان مجزا باشيد. در درون شما هم بايد دو نوع انرژی جريان داشته باشد،ولی وقتی يک شخص معمولی فکر می کند فقط
    يک جريان انرژی در درونش سيالن پيدا می کند.کسی که مديتيشن می کند دو جريان انرژی در درونش در حرکت هستند.يکی انرژی افکار و ديگری انرژی مشاهده گر،که اين دو جريان به صورت موازی با
    يکديگر در حرکت هستند. يک انسان معمولی فقط يک سری از ارتعاشات معمولی از درونش می گذرد و آن انرژی افکار
    است.يک انسان به کمال رسيده هم فقط يک سری از ارتعاشات انرژی از درونش می گذرد و آن انر ِژی مشاهده گر است.شخص عادی انرزی مشاهده کننده اش در خواب است.ما بين اين دو نفر شخصی است که
    مديتيشن می کند و به طرؾ کمال پيش می رود.او دو سری از جريانات انرژی را در درونش دارد که


    افکارتان مديتيشن
    يکی افکار و ديگری مشاهده گر است.در فرد کامل افکار وجود ندارند. ولی چون شما بايد مشاهده کردن را از مرحلهء فکر کردن فرا بگيريد،حتماً بايد روی

    کنيد و هم مشاهده گرشان باشيد.اين را من مشاهدهء درست و يا به خاطر سپردن درست می گويم.ماهاويرا آنرا "شعور بيدار"ناميد.آن وجود درونی که افکارتان را مشاهده می کند شعور بيدار شماست.افراد متفکر در جهان بسيار زيادند و پيدا کردن آنها کار آسانی است ولی يافتن شخصی که هوش او بيدار شده باشد دشوار
    است. پس لطفاً هوشتان را بيدار کنيد.،راه آن آگاهانه نگاه کردن به افکار است.اگر شما اعمال بدنتان را مشاهده کنيد،بدن ناپديد می شود و اگر افکاری را که با سرعت در ذهنتان در حال حرکت هستند نگاه کنيد افکار هم
    ناپديد می شوند و باألخره اگر احساساتمان را هم از نز ِدک مشاهده کنِم،آنها هم ناپديد می شوند.برای پاکسازی احساسات بايد عشق را به جای نفرت و دوستی را به جای دشمنی جايگزين کنيم.در درون هر فردی هم آنکس که عشق می ورزد و هم او که متنفر است بعد ديگری نيز وجود دارد.آن بعد،بعد آگاهی
    است که نه عشق می ورزد و نه تنفر دارد،تنها يک مشاهده گر است.اين بعد گاهی مشاهده گر نفرت است و
    گاهی هم مشاهده گر عشق که هر دو ممکن است در زمانهای مختلؾ در درون ما اتفاق بييفتند. وقتی که از کسی نفرت داريد باألخره زمانی می رسد که از اين نفرت آگاه بشويد،همچنين زمانی که
    عاشق کسی هستيد در درونتان متوجه می شويد که عاشق او هستيد.آن چيزی که در درون ما آگاه می شود و ورای عشق و نفرت نشسته است،ضمير ماست که در پشت بدن،افکار و احساسات ما قرار دارد.برای همين است که در نوشته های روحانی قديمی اسمش را"نه اين نه آن"گذاشته اند.جايی که هيچ چيز نباشد،ام
    مشاهده گر در آنجاست.آن بيننده،آن ضمير آگاه و يا روح.
    به خاطر بسپاريد که مشاهده گر احساساتتان هم باشيد و به زودی به آن چيزی که مشاهدهء پاک است می
    رسيد.آن بينندهء پاک هوش باالی شماست که من به آن خرد می گويم.به آن ضمير هم می گويند که منتهی
    عليه هدؾ يوگا و تمام مذاهب روی زمين است. پايه های روحانيت،مشاهدهء درست رفتارهای بدن،مشاهدهء درست مراحل افکار و جريانهای درونی احساسات است.شخص مشاهده گر از اين سه اليه می گذرد و به ساحل ديگر می رسد.رسيدن به ساحل

    ديگر تقريباً يعنی رسيدن به هدؾ.کسی که درگير هر کدام از اين اليه ها باشد هنوز به اين طرؾ ساحل
    چسبيده است

     

    پاکسازی احساسات ما راجع به دو بخش که مربوط به سفر روحانی است صحبت کرديم،يعنی پاکسازی بدن و پاکسازی
    افکار.پاکی احساسات مهمترين بخش است.در سفر روحانی پاکی احساسات بةشتر مورد استفاده است تا پاکی بدن و افکار به اةن دلةل که انسان بيشتر در احساساتش به سر می برد تا افکار.گفته می شود که انسان حيوان منطقی است،ولی اين مطلب حقيقت ندارد.بشتر کارهای شما تحت تؤثير احساساتتان انجام می شوند تا
    افکار.نفرت شما،عصبانيتتان،عشق تان همه و همه مربوط به احساساتتان می شود نه به افکارتان. بيشتر فعاليتهای روزانه در زندگی از دنيای احساسات سرچشمه می گيرند نه از دنيای افکار.شايد تا به حال به اين نکته توجه کرده باشيد که شما به انجام کاری فکر می کنيد ولی در زمان انجام آن کار ديگری
    انجام می دهيد.دليل اين امر اين است که تفاوت فاحشی بين احساسات و افکار می باشد.مثالً تصميم می
    گيريد که عصبانی نشويد چون فکر می کنيد عصبانيت بد است.ولی وقتی که عصبانيت شما را فرا می گيرد،افکارتان به کناری می روند و عصبانی می شويد.تا زمانی که دگرگونی در دنيای احساسات اتفاق نيفتد،افکار نمی توانند به تنهايی انقالبی در زندگی شما ايجاد کنند.به همي دليل احساسات مهمترين رکن در
    امور روحانی محسوب می شوند.در اين قسمت دربارهء پاکی احساسات صحبت خواهيم کرد. از ابعاد مختلؾ احساسات من توجه شما را به چهار نکته جلب می کنم ،به شما می گويم که چگونه می
    شود از ميان اين چهار بعد به پاکسازی احساسات پرداخت.ممکن است متضاد اين ابعاد نيز اتفاق بيفتند و اين
    چهار بعد بستری شوند برای احساسات ناخالص. اولين آنها دوستی يا دوستانه بودن است.دومين بعد شفقت و محبت است،سومين آنها شادبودن و چهارمين نيز سپاسگزاری است.اگر بتوانيد اين چهار بعد را در زندگی روزمرهءتان وارد کنيد پاکی احساسات را به

    انزجار
    دست آورده ايد.اين چهار بعد هر کدام متضاد خود را نيز به همراه دارند.متضاد دوستی دشمنی و است،متضاد شفقت و مهربانی ظالم بودن وحشی گری و نامهربانی است،متضاد شاد بودن

    ؼمگينی،بدبختی،نگرانی و برانگيختگی است.متضاد سپاسگزاری ناسپاسی است.کسی که در زندگی و احساساتش در جهت مخالؾ اين چهار بعد حرکت کند دارای احساسات ناپاک است و شخصی که ريشه
    هايش در اين چهار بعد ريشه بدواند احساسات پاک کامل دارد. شما بايد بفهميد چه چيزی بر روی احساسات شما اثر می گذارد و چه چيزی آنها را در قيد و بند قرار می
    دهد؟آيا به جای دوستی،دشمنی و خصومت در زندگی شما حکم فرماست؟يعنی به جای اينکه تحت تؤثير دوستی و محبت باشيد تحت تؤثير دشمنی هستيد؟آيا بيشتر انرژی خود را از دشمنی می گيريد؟همچنان که قبالً نيزگفته ام عصبانيت،انرژی دارد.اما دوستی هم انرژی دارد.شخصی که انرژی های عصبانيت را در درونش تقويت کند بعد عظيمی را در زندگيش از دست می دهد.کسی که بيدار کردن انرژی دوستانهء خود
    را در زندگی ياد نگرفته است،در هنگام خشم قدرتمند و زمان دوستی ضعيؾ است. ممکن است به اين نکته توجه نکرده باشيد که همهء ملتهای دنيا در زمان صلح ضعيؾ تر می شوند و در زمان جنگ خيلی قدرتمند تر هستند.چرا؟چون نمی دانند که چگونه انرژی دوستانه خلق کنند.سکوت برای
    بيشتر آدمهای دنيا قدرت نيست بلکه ضعؾ است.به همين دليل است که در هند،کشوری که خيلی راجع به عشق و صلح صحبت کرده،اين قدر ضعيؾ شده است.چون معموالً تنها راه احساس قدرت اين است که
    خشن باشند.

    هيتلر در اتوبيوگرافی خود نوشته است:اگر بخواهيد يک کشور را قدرتمند کنيد،بايد وانمود کنيد که دشمن داريد و يا برای خود دشمن تراشی کنيد.حتی اگر دشمنی وجود ندارد،به مردم بگوييد که دشمن همه جا در
    کمين است.وقتی مردم باور کنند که بوسيلهء دشمنان احاطه شده اند،انرژی و قدرت زيادی توليد می شود. برای همين بود که هيتلر وانمود کرد که يهوديها دشمن هستند،ولی حقيقت نداشت.به مدت ده سال به ملتش گفت که اين يهوديها دشمن ما هستند و انرژی فراوانی را توليد کرد.تمام قدرت آلمان از خشونت حاصل شده
    بود همين طور قدرت ژاپن.امروزه قدرت آمريکا هم از خشونت حاصل شده است. تاريخ بشر تا به حال فقط نشان داده است که انسانها می توانند قدرت را از طريق دشمنی ايجاد کنند.هيچ کس دربارهء انرژی دوستانه چيزی نمی داند.افرادی چون بودا،ماهاويرا،مسيح پايه های انرژی دوستانه را
    بنا کردند.آنها گفته اند که عدم وجود خشونت به انسان قدرت می دهد.مثالً مسيح گفته "عشق قدرت
    است"،بودا گفته"شفقت و مهربانی قدرت است."شما اين سخنان را می شنويد ولی تجربهء عميق آن چيز ديگری است.بنابراين من به شما می گويم که راجع به زندگيتان فکر کنيد.چه موقع احساس قدرت می
    کنيد؟هنگامی که به کسی دشمنی می ورزيد و يا به هنگام صلح و عشق نسبت به کسی؟خواهيد ديد که در شرايط خشن احساس قدرت می کنيد و وقتيکه حالت آگاهی و سکوت داريد فاقد قدرتيد و ضعيؾ می شويد.اين نکته نشانگر اين است که شما بوسيلهء احساسات ناخالص هدايت می شويد و هر چقدر که اين
    احساسات ناخالص قوی تر باشد کمتر می توانيد وارد وجود خودتان بشويد. چه چيزی مانع از آن می شود تا به درونتان وارد شويد؟سعی کنيد که اين نکتهء مهم را درک کنيد که خشونت هميشه در بيرون از وجودتان تمرکز دارد يعنی همواره به سمت شخصی که بيرون از شماست هدايت می شود.اگر کسی اطراؾ شما نبود اين خصومت نيز به وجود نمی آمد.اما من به شما می گويم که
    عشق بر روی بيرون شما تمرکز نمی کند.حتی اگر هيچ کس نباشد عشق می تواند در درونتان بوجود بيايد.عشق و دوستی مقوالتی درونی هستند. برای خشونت ورزی به ديگری احتياج است،بستگی به ديگران دارد.نفرت به وسيلهء محرک بيرونی ايجاد می شود،عشق از وجودتان سيالن پيدا می کند.سرچشمهء عشق درون شماست ولی تنفر از بيرون تحريک می شود.پس تمامی احساسات ناخالص از بيرون تحريک می
    شوند و احساسهای خالص از درون. سعی کنيد فرق بين احساس خالص و ناخالص را درک کنيد.احساساتی که از بيرون تحريک می شوند پاک نيستند.مثل عشقی را که بيشتر مردم می شناسند يعنی شهوتی که آنرا عشق می نامند پاک نيست چون از بيرون نشؤت می گيرد.فقط عشقی که از درون برمی خيزد پاک است.به همين دليل ما در شرق معتقديم
    که عشق و شهوت با هم متفاوتند در حقيقت ما عشق را از شهوت جدا می کنيم. شهوت از بيرون سرچشمه می گيرد.شخصی مثل بودا و مسيح هيچ شهوتی در درونشان نداشتند،آنها فقط
    عشق هستند.روزی مسيح در يک روز گرم از کنار باؼی رد ميشد.ايستاد تا استراحت کند،زير درختی نشست.آن باغ متعلق به يک زن فاحشه بود.وقتی چشم زن به عيسی خورد با خودش گفت:عجب مرد
    زيبايی! ِزيبايی او با تمام مردان ثروتمند و زيبای ديگر فرق داشت.نزديک عيسی رفت.عيسی چشمانش را
    باز کرد و بلند شد تا برود و از آن زن تشکر کرد.
    آن زن گفت:اگر چند لحظه به داخل خانهء من نيايييد به من بر می خورد.اين اولين باری است که من
    کسی را به خانه ام دعوت می کنم.خيلی ها اينجا می آيند و من بيرونشان می کنم.عيسی گفت:زمانطکه شما
    مرا به قلبتان دعوت کنيد من مهمان شما شده ام،ولی حاال راهی طوالنی در پيش دارم و بايد بايد بروم.آن
    زن اصرار کرد که ممکن است تا کمی به من محبت نشان دهيد و وارد خانهء من بشويد؟عيسی گفت:من تنها کسی هستم که می توانم حقيقتاً عاشق تو باشم.تمام مردهايی که اينجا می آيند عاشق تو نيستند.چون در
    وجودشان عشقی ندارند نمی توانند عاشق تو باشند.آنها به خاطر تو می آيند ولی من عشقم در درونم است. عشق مانند نور يک چراغ است.اگر هيچ کس در اتاق نباشد نور آن بر روی فضای خالی اتاق می افتد و
    اگر کسی هم آنجا باشد بر او نيز می تابد.اما شهوت و خواسته ها چون نور نيستند.وقتی که کسی باعث

    بوجود آمدن انرژی شهوت در شما می شود اين انرژی به طرؾ آن شخص نيز بازتابانده می شود.به همين دليل شهوت باعث تنش می شود.عشق تنش نيست.در عشق هيچ تنشی وجود ندارد.عشق مرحلهء صددرصد
    آرام بودن است. احساساتی ناخالص هستند که تحت تؤثير عوامل خارجی هستند.احساسهای خالص نيز آنهايی هستند که از درون ما سرچشمه می گيرند و تندبادهای خارجی نمی توانند تؤثيری بر روی آنها بگذارند.تصور اين مطلب
    برای ما سخت است که فکر کنيم شخصی مثل بودا و يا ماهاويرا می توانند عشق بورزند.ولی من به شما
    می گويم که آنها تنها افرادی بودند که عشق ورزيدند.اما عشق آنها با عشق بيشتر مردم متفاوت است.عشق ؼالب مردم نسبت به يک شخص می باشد ولی عشق روحانی ارتباط نيست،يک مرحلهء وجودی
    است.انسانهای کامل مجبورند که عشق بورزند چون هيچ انتخاب ديگری نمی توانند داشته باشند. نقل است که در زمان ماهاويرا،مردم به او ناسزا می گفتند،به او سنگ پرتاب می کردند و توی گوشهايش
    ميخ فرو کردند ولی او همهء آنها را بخشيد.من می گويم که اين حرفها دروغ است.ماهاويرا کسی را نبخشيد،چون تنها افرادی که عصبانی می شوند می توانند کسی را ببخشندفردی چون ماهاويرا برای کسی دلسوزی نمی کند زيرا فقط افراد ظالم هستند که می توانند دلسوزی کنند.ماهاويرا به اين نکته فکر نکرد که
    نبايد رفتار ناشايستی نسبت به اين افراد نشان دهد چون تنها افرادی که رفتار بدی دارند اينچنين می انديشند. پس ماهاويرا چه کرد؟او ناتوان بود.هيچ چيزی جز عشق نداشت.فرقی نمی کرد که چه باليی بر سرش
    می آورند،جوابش هميشه عشق بود. اگر شما سنگی به طرؾ يک درخت پر از ميوه پرتاب کنيد،جوابش فقط ميوه است نه چيز ديگری.آن درخت نمی تواند به شما بدهد.يا اگر سطلی را در يک رودخانهء پر از آب بيندازيم.چه اين سطل کثيؾ باشد يا تميز،از طال باشد يا از آهن،رودخانه هيچ انتظاری ندارد جز اينکه به
    شما آب بدهد.در حقيقت رودخانه کار بزرگی انجام نمی دهد چون قادر نيست تا کار ديگری انجام دهد.بنابر اين زمانی که عشق جزيی از وجودتان باشد نوعی بی اختياری به شما می دهد،ديگر فقط بايد ببخشيد هيچ
    راه ديگری نداريد. بنابر اين احساسهايی که از درونتان بر می خيزند احساسات خالص هستند و احساساتی که طوفانهای
    بيرونی در شما خلق می کنند احساسات ناخالص هستند.احساساتی که در بيرون به وجود می آيند در درونتان باعث اضطراب و نگرانی می شوند و آنهايی که در درونتان خلق می شوند شما را مملو از شعؾ
    می کنند. احساسات خالص حالتی از وجودتان است و احساسات ناپاک موجوديتی کاذب دارند.احساسات ناخالص نتيجهء تؤثيرات دنيای بيرون بر وجود ماست و احساسهای گسترش وجود درونی ما می باشد.پس حتماً به
    اين نکته توجه کنيد که آيا احساساتی که شما را منقلب می کنند از درونتان سرچشمه می گيرند يا افراد
    ديگری مسبب آن هستند. مثالً من در خيابان راه می روم و شما به من توهين می کنيد،اگر من عصبانی شوم اين احساس ناخالص
    است چون شما آنرا در من به وجود آورده ايد و يا اينکه من در خيابان راه می روم و شما به من احترام می گذاريد که باعث خوشحالی من می شود اين هم احساسی ناخالص است چون شما باعث ايجاد آن هستيد.اما اگر حالت درونی من درست همانند قبل از آن دشنام و يا احترام ثابت باقی بماند يعنی چه شما به من توهين کنيد و يا از من تعريؾ کنيد تفاوتی به حال من نداشته باشد اين احساس پاک است چون کسی آنرا در من خلق نکرده است.اين احساس متعلق به من است و چيزی که از آن من باشد پاک است و هر چيزی که منشؤ آن در خارج از وجودتان باشد ناپاک است.چيزی که از بيرون بيايد يک عکس العمل است و همانند اکو عمل می کند.روزی من در کوهستان بودم و کوه هر صدای بلندی را اکو می کرد.من گفتم که اؼلب مردم فقط و فقط اکو می کنند.هر چيزی که به آنها بگويی تکرارش می کنند.چيزی از خودشان ندارند که
    بگويند،درست مثل اتاقهای اکو عمل می کنند.اگر داد بزنيد آنها هم سر شما داد می زنند.اين حالت متعلق به آنها نيست شما خالقش بوده ايد و چيزی که شما داريد هم مال خودتان نبود شخص ديگری آنرا در شما

    بوجود آورده بود.شما همه اتاقهای اکو هستيد.هيچ صدايی از خودتان نداريد،هيچ زندگی از خودتان
    نداريد،هيچ احساسی از خودتان نداريد.تمام احساسهای شما ناخالصند چون متعلق به ديگرانند،قرضی هستند. اين اولين کليد را به خاطر بسپاريد؛احساسهايتان بايد متعلق به خودتان باشند.نبايستی تنها يک عکس العمل
    باشند بلکه بايستی از وجودتان برخيزند

     


    مدي تيشن هاي شفا بخش
    تماميه شيوه هاي كهن مديتيشن در شرق كشؾ شده اند، به همين دليل آنها هرگز تناسبي با انسان هاي ؼربي ندارند... تكنيك هايي كه من ابداع نموده ام نه تنها مناسب انسانهاي شرقي است، بلكه به سادگي براي هر انساني كارايي دارد و تفاوتي نمي كند كه او ؼربي باشد يا شرقي

     

     

    مديتيشن کوندالينی اشو

    اين مديتيشن به مدت يک ساعت به طول می انجامد و چهار مرحله دارد،سه مرحله اول همراه با آهنگ و
    مرحله آخر بدون آهنگ است. کوندالينی به صورت يک دوش انرژی عمل می کند به آرامی شما را می لرزاند و از مشؽله های روزمره
    رها می کند تا سرزنده و شاداب باشيد.

    مرحله اول : پانزده دقيقه

    بدن خود را كامالً رها و شل كنيد و اجازه دهيد آرام آرام شروع به لرزيدن كند، در عين حال احساس كنيد
    انرژي از پاهاي شما به سوي باال در حال حركت است. كامالً رها و آزاد باشيد و با اين لرزش يكي شويد.
    چشمان خود را آنطور كه راحت هستيد باز يا بسته نگاه داريد.

    مرحله دوم : پانزده دقيقه

    به رقص و سماع بپردازيد... هر طور كه دوست داريد. اجازه دهيد كل بدنتان آنگونه كه تمايل داريد حركت
    كند.

    مرحله سوم : پانزده دقيقه

    چشمان خود را ببنديد و در حال نشسته يا ايستاده، ساكن و بيحركت باقي بمانيد... در عين حال هر آنچه
    درون و بيرون وجودتان رخ ميدهد را نظاره كنيد.

    مرحله چهارم : پانزده دقيقه

    با چشماني بسته به آرامي دراز بكشيد و بيحركت باقي بمانيد.


    درصورتي كه تمايل به انجام مديتيشن كونداليني داريد بايد اجازه دهيد لرزيدن، خودبخود اتفاق بيفتد نه

    اينكه خودتان اين كار را انجام دهيد. آرام باشيد و احساس كنيد كه اين لرزش در حال اتفاق افتاده است و هنگامي كه لرزشي خفيؾ در بدنتان اتفاق افتاد به شدت يافتن آن كمك كنيد، از آن لذت ببريد و به آن خوشامد بگوييد ولي هرگز سعي نكنيد به صورت مصنوعي آن را به وجود آوريد. اگر اين لرزش خودبخود نباشد اين مديتيشن به صورت تمريني فيزيكي درخواهد آمد. در اين صورت اين لرزش تنها در سطح وجود
    شما رخ ميدهد و به درونتان نفوذ نميكند و در درون كامالً جامد و بيحركت باقي خواهيد ماند. منظور از
    لرزيدن، لرزيدن با تمام وجود است به طوري كه جموديت وجودتان شروع به لرزش و ذوب شدن كند و به آرامي تبديل به جرياني سيال شود. در اين صورت بدن شما نيز از اين وضعيت تبعيت خواهد كرد. در اين
    حالت ديگر هيچ لرزانندهاي وجود نخواهد داشت و تنها لرزيدن وجود دارد و بس.

     

     

     


    صوفيانه رز Mystic Rose

    نام اين مدي تيشن به صورت نمادين بيانگر اين نكته است كه اگر انسان بتواند به خوبي از قدرت هاي بالقوه اي كه همراه با آن به دنيا آمده است مراقبت كند و آن را خوب پرورش دهد، خواهد توانست به مراحل
    واالي رشد و تعالي دست يابد يا به عبارت ديگر در صورتي كه اين بذر را در خاك مناسب بكارد و به آن به اندازه كافي آب و مواد مؽذي برساند و در معرض نور خورشيد قرار دهد، اين بذر شروع به رشد كردن
    مي كند و در نهايت شكوفا خواهد شد و رايحه خوش و زيبايي آن آشكار ميگردد.

    براي افرادي كه ميخواهند عميقا وارد اين مدي تيشن شوند، آن را به دو بخش تقسيم نموده ام.

    بخش اول كه مدت آن سه ساعت است، خنده خواهد بود! خيلي از افرادي كه در اين مديتيشن شركت ميكنند بدون هيچ دليلي براي سه ساعت مي خندند! اين سه ساعت خنده باعث تعجب شما خوهد بود، زيرا متوجه خواهيد شد كه چندين اليه كثافت و گرد و خاك بر وجودتان نشسته و آن را كدر كرده است. در واقع اين سه ساعت خنده باعث پاك شدن اين تيرگي ها ميشود. اين مدي تيشن روزي سه ساعت و براي مدت هفت روز
    ادامه مي يابد و حتي نمي توانيد تصور كنيد كه پس از هفت روز چه تحولي در وجودتان اتفاق خواهد افتاد.

    بخش دوم اين مدي تيشن گريه است! بخش اول تمامي موانعي را كه از خنده شما جلوگيري ميكنند از ميان بر ميدارد؛ تمامي عقده هاي دروني سركوب شده پاك و تميز ميشوند و احساس مي كنيد كه در وجودتان صاحب فضاي جديدي شده ايد. ولي به هر صورت اين انتهاي راه نيست و بايد چند گام جلوتر برويد. زيرا ؼم و اندوه و نا اميديهاي بسياري نيز در وجودتان روي هم انباشته شده اند و زيبايي، شكوه و شادي شما را
    خراب كرده اند.
    در مؽولستان قديم افراد بر اين باور بودند كه در طي زندگي درد و اندوه هميشه سركوب و انباشته ميشود و واقعا هم همينطور است. زيرا هيچكس از درد لذت نميبرد و به همين علت آن را سركوب ميكند. در واقع
    سركوب كردن درد و اندوه به نوعي فرار كردن از آن است، ولي به هر صورت اين درد؛ جايي در
    وجودتان باقي ميماند. همچنين در مؽولستان قديم اعتقاد بر اين بوده است - و من نيز كامال با آن موافقم كه سركوب كردن درد و اندوه در طي زندگي هاي پي در پي باعث مي شود درونتان اليه اي ضخيم از درد تشكيل شود و در صورتي كه عميقا وارد درونتان شويد خواهيد توانست درد و شادي هر دو را بيابيد. به
    همين علت است كه گاهي اوقات هنگام خنديدن متوجه مي شويد كه از چشمانتان اشك نيز جاري شده است!

    خيلي عجيب است، زيرا معموال ما تصور ميكنيم كه خنده و گريه كامال متضاد يكديگر هستند.
    هنگامي كه انسان به دروني ترين اليه هاي وجودي اش دسترسي پيدا مي كند، آنچه در ابتدا مييابد شادي و
    خنده است و سپس هنگامي كه عميق تر مي شود به اليه هاي اندوه و ؼم ميرسد.

    به همين دليل براي هفت روز دوم به طور متوالي بدون دليل گريه مي كنيد و اشك ميريزيد و خيلي جالب
    است كه اشكهاي شما نيز آماده هستند تا جاري شوند و فقط كافي است كه جلوي آنها را نگيريد.

    سومين و آخرين مرحله نظاره كردن است . نظاره گري باشيد بر روي تپه هاي دور دست و در نهايت پس
    از خنديدن و گريستن تنها سكوت باقي مي ماند.
    خود عمل نظاره كردن عملي سركوب كننده و نگاهدارنده است. براي مثال هنگام گريه كردن اگر شروع كنيم به مشاهده عمل گريستن گريه متوقؾ خواهد شد. به همين علت در اين مدي تيشن ابتدا خوب ميخنديم و گريه مي كنيم تا چيزي براي خنديدن و گريستن باقي نماند و سپس شروع مي كنيم به مشاهده كردن و در اين هنگام است كه عمل مشاهده آسماني پاك و خالص را به روي ما ميگشايد و براي مدت هفت روز اين
    مشاهده شفاؾ را ادامه ميدهيم.

    بسيار شگفت انگيز است، زيرا هيچ مدي تيشن ديگير نمي تواند اينقدر براي شما جالب و جذاب باشد. پس از سالهاي سال تجربيات مختلؾ در مدي تيشن به اين نتيجه رسيده ام كه دو اليه بايد در وجود شما كامال شكسته شود؛ يكي خنده ها و شادي هايي كه در وجود شما انباشته شده اند... و هنگامي كه اين اليه كامال از ميان رفت ناگهان احساس مي كنيد كه وجودتان پر از ؼم و اندوه شده است. زندگي هاي پي در پي پر از درد و ؼم باعق انباشته و سخت شدن اين اليه در وجودتان شده است و در صورتي كه بتوانيد از شر اين دواليه خالص گرديد براي اولين بار خود واقعي تان را پيدا خواهيد كرد. من انواع و اقسام مدي تيشنهاي
    مختلفي را ابداع نموده ام ولي احتماال اين مدي تيشن پايه اي ترين و اساسي ترين نوع آنهاست.
    در صورتي كه يك مرد شروع به گريستن كند احتماال به او ميگوييد اين چه كاري است كه مي كني!؟ بايد
    از خودت خجالت بكشي! مگر بچه شده اي كه داري گريه ميكني؟!

    كافي است امتحان كنيد، روزي در خيابان شروع به گريه كردن كنيد. پس از مدت كوتاهي افراد زيادي دوري شما جمع مي شوند و شروع ميكنند به دلداري دادن شما كه هرچه اتفاق افتاده فراموش كن؛ ديگر
    گريه بس است! اصال هيچ كدام نميدانند كه چه اتفاقي براي شما رخ داده است ولي بدون استثنا همگي
    توصيه مي كنند كه " گريه نكن"!
    علت اصلي اين است كه اگر شما به گريه كردن ادامه دهيد، آنها نيز شروع به گريستن مي كنند زيرا آنها نيز پر از ؼم و اندوه هستند و آماده اند تا منفجر شوند. در اصل گريستن نيز مانند خنديدن نشانه سالمتي
    است. امروزه دانشمندان كشؾ كرده اند كه خنديدن و گريستن نه تنها از لحاظ فيزيكي بلكه از نظر ذهني و رواني نيز باعث سالمتي انسان مي شوند. ولي متاسفانه انسان امروزي بيش از حد جدي شده است و نمي
    تواند به طور كامل و از ته دل بخندد.

    اگر شما به عنوان مدي تيشن، بدون دليل شروع به اشك ريختن و گريستن كنيد... هيچ كس آن را درك نمي كند. اشك ريختن هرگز به عنوان مدي تيشن مورد قبول واقع نشده ولي بدانيت كه گريستن نه تنها نوعي مدي تيشن است، بلكه نوعي دارو نيز به حساب مي آيد. پس از مدتي گريستن چشما شما شفاؾ تر خواهند
    ديد و حتي ديد دروني واضحتري نيز خواهيد داشت.

    تمامي آنچه انسانهاي امروز به آن نياز دارند پاك سازي دلها از تمامي تيرگي هاي گذشته است و خنديدن و

    گريستن هر دو به خوبي اين كار را انجام مي دهند. گريستن باعث ميگردد تا تمامي دردهايي كه به صورت پنهاني در درون شما وجود دارند بيرون ريخته و خالي شوند و خنديدن سبب مي شود تا تمامي موانعي كه
    بر سر راه شادي و سرور شما قرار دارند از ميان برداشته شوند.

     

     

    No - Mind ذهني بي تيشن مدي

    بي ذهني يعني هوش و ذكاوت؛ در اين مدي تيشن از شما خواسته ميشود سخناني بي معني، ناشمرده و تند
    بر زبان آوريد تا بدين وسيله ذهن و فعاليت آن را پشت سر گذاريد.

    دوستان عزيز، مراقبه اي كه هم اكنون به شما معرفي مي كنم شامل سه بخش است. بخش اول آن همانطور كه گفتم بر زبان آوردن سخناني بي معني، نامفهوم، ناشمرده و تند است تا بدين وسيله ذهن را پشت سر گذاريد و طعمي حقيقي از وجود خود را بچشيد. هر آنچه بر زبانتان مي رود بگوييد و با آگاهي كامل براي مدتي ديوانگي و جنون را تجربه كنيد. اصال توجهي نكنيد كه آنچه مي گوييد داراي معني و منطقي است يا خير، فقط تمام آشؽال هاي ذهني خود را بدين وسيله بيرون بريزيد و اجازه دهيد فضايي خالي و شفاؾ در
    ذهنتان پديدار شود.

    در بخش دوم اين مدي تيشن طوفاني به پا شده كه شما و همه چيز را همراه خود برده است. بوداي حقيقي
    در وجود شما و در جاي خود در سكون و آرامش قرار گرفته است. شما تنها در حال نظاره كردن بدن،
    ذهن و هر آنچه در حال اتفاق افتادن مي باشد،هستيد.

    در بخش سوم هنگامي كه من مي گويم : " رها كنيد"!

    تمامي بدن خود را رها كرده و بدون هرگونه دخالت يا تالشي به زمين بيوفتيد. اصال ذهن خود را كنترل
    نكنيد. تنها همانند يك كيسه برنج روي زمين بيفتيد و كامال خود را رها كنيد.
    دستور كار:

    اين مديتيشن را در ابتدا براي مدت هفت روز انجام دهيد. اين مدت به شما كمك خواهد كرد تا به طور كامل تاثيرات آن را تجربه كنيد، ميتوانيد براي هر بخش چهل يا در صورت تمايل بيست دقيقه وقت اختصاص
    دهيد.

    مرحله اول:سخنان بي معني، نا مفهوم و سريع يا ديوانگي آگاهانه

    نشسته يا ايستاده، چشمان خود را ببنديد و شروع كنيد به بر زبان آوردن سخنان نا مفهوم و بي معني! هر صدايي كه دوست داريد در بياريد و تكرار كنيد ولي توجه كنيد به هيچ زبان خاص شناخته شده اي صحبت نكنيد! اجازه دهيد هر آنچه از درونتان بيرون ميريزد ابراز شود. همه چيز را بيرون بريزيد و آگاهانه كامال
    ديوانه شويد.

    در واقع با بر زبان آوردن كلمات بي معني، الگوي ذهن شما به هم ميريزد و ميتوانيد ذهن خود را پشت سر
    گذاريد. اجازه داريد هر كاري انجام دهيد؛ آواز خواندن، فرياد زدن، صحبت كردن،پريدن، خوابيدن، نشستن، لگد زدن و يا هر كار ديگر. به هر صورت اجازه ندهيد فضايي خالي در سكوت يا سكون اتفاق بيفتد. اگر نمي توانيد سخناني بي معني بر زبان آوريد، (سخناني مانند اين: اولي ووليا مولي پال نا هوني تا

    كوال خا ساب ژوطه !.... يا هرچه كه خودتان مايليد)! و اگر نتوانستيد تنها صدايي مثل الالالالال... را تكرار
    كنيد ولي به هيچ وجه ساكت باقي نمانيد.

    نكته بسيار مهم اين است كه اگر اين مدي تيشن را با افرادي ديگر انجام مي دهيد به هيچ وجه در كار آنها دخالت نكنيد. تنها به آنچه براي شما رخ مي دهد توجه كنيد و كاري به آنچژه ديگران انجام مي دهند نداشته
    باشيد. مرحله دوم: نظاره كردن
    پس ازمرحله اول كامال آرام و ساكت بنشينيد و انرژي خود را در درون جمع كنيد.
    اجازه دهيد افكارتان از شما دور و دورتر شوند و سكوت و آرامش عميقي كه در مركز وجوتان به وجود مي آيد را تجربه كنيد. تفاوتي ندارد روي زمين يا روي صندلي نشسته باشيد ولي مهم اين است كه پشت و گردن شما به هر صورت صاؾ باشد، بدنتان در ارامش كامل قرار داشته باشد، چشمانتان بسته و آهنگ
    تنفستان طبيعي باشد.
    كامال آگاه و هوشيار باشيد و در لحظه حال قرار بگيريد. همانند نظاره گري باشيد كه بر فراز تپه هاي دوردست هر آنچه در حال گذر كردن است را نظاره مي كند. افكار شما دائما به آينده يا گذشته سفر مي كنند. تنها از فاصله دور آنها را نظاره كگنيد، به هيچ وجه درگير آنها نشويد و سعي نكنيد درباره آنها قضاوت كنيد. تنها در لحظه اكنون و در حال مشاهده كردن باقي بمانيد. اين نوع مشاهده مدي تيشن حقيقي است، آنچه مورد مشاهده قرار مي گيرد اصال اهميتي ندارد. به خاطر داشته باشيد در افكار، احساسات و
    قضاوتهايي كه ممكن است پيش بيايند گم نشويد.
    مرحله سوم: رها كردن
    با بر زبان آوردن سخنان بي معني و نامفهوم از شر ذهن فعال خود خالص مي شويد، همچنين با قرار گرفتن در سكوت مي توانيد ذهن ؼير فعال خود را نيز پشت سر گذاريد و در مرحله رهاسازي خواهيد
    توانست به ماورا اين دو وارد شويد. پس از مرحله نظاره كردن،اجازه دهيد بدنتان بدون هيچ گونه تالش يا كنترلي بر روي زمين بيفتد. در حالي كه به آرامي دراز كشيده ايد عمل نظاره كردن را ادامه دهيد، در عين حال آگاه باشيد كه شما نه بدن هستيد و نه ذهن؛ بلكه حقيقت وجودتان چيزي است جدا از اين دو. همينطور
    كه عميق و عميق تر به درون خويش سفر مي كنيد در نهايت خواهيد توانست به مركز وجود خود برسيد.

     


    دوباره به دنيا بياييد

    هركسي دوست دارد دوباره به دوران كودكي خود بازگردد ولي هيچ كس واقعا تالشي نمي كند تا اين امر تحقق يابد. از افراد بسياري شنيده ام كه مي گويند دوران كودكي واقعا دوران كودكي واقعا دوران شيرين و خوبي بوده است. شاعران زيادي اشعار زيبايي درباره دوران كودكي سروده اند ولي هيچ كس واقعا كاري انجام نمي دهد تا دوباره اين دوران پاكي و معصوميت را تجربه كند. من اين فرصت را براي شما فراهم
    ميكنم كه دوباره به كودكي خود بازگرديد. روحيه شادي و بازي را در خود حفظ كنيد! البته اين كار مشكل است زيرا هريك از شما به شكل خاصي در

    آمده و در قالب خاصي فرو رفته ايد. هر يك از شما به دور خود سپر و حفاظي داريد كه شل كردن يا انداختن آن بسيار مشكل است. شما نمي توانيد آزادانه باال و پايين بپريد يا با صداي بلند آواز بخوانيد، حتي
    نمي توانيد به راحتي بخنديد و براي خنديدن نياز محركي ابتدايي داريد.

    تمامي جديت خود را كنار بگذاريد، تمامي دانش و اطالعات اكتسابي را به دور بريزيد، الاقل براي اين چند
    روز روحيه شادي و بازي را در خود حفظ و تقويت كنيد، مطمئن باشيد هيچ چيز را از دست نخواهيد داد!
    حتي اگر چيزي به دست نياوريد،چيزي هم از دست نخواهيد داد.

    توصيه من بر اينكه روحيه شادي و بازي را در خود حفظ كنيد به اين علت است كه مي خواهم شما را درست به جايي باز گردانم كه رشد شما از آنجا متوقؾ شده است. نقطه مشخصي در دوران كودكي هر يك از شما وجود دارد كه ازآن به بعد رشد حقيقي شما متوقؾ شده است و شروع به رفتاري مصنوعي كرده
    ايد. براي مثال در زمان كودكي ممكن است واقعا عصباني بوده ايد ولي پدر يا مادرتان به شما گفته است:
    عصباني نباش! چون اصال كار خوبي نيست كه آدم عصباني بشود!
    كامال طبيعي بوده است كه شما عصباني باشيد ولي با اين توصيه پدر يا مادر شكافي در شما به وجود آمده است، زيرا اگر مي خواستيد طبيعي عمل كنيد و عصباني باشيد ديگر از محبت و توجه والدين بهره اي نمي
    برديد.
    در اين دوره مدي تيشن من شما را تا زماني در كودكي به عقب باز ميگردانم كه شروع كرده اين به جاي " طبيعي " بودن به صورت " مجازي " خوب باشيد. دوباره تكرار ميكنم؛ روحيه شادي و بازي را در خود حفظ كنيد و آن را پرورش دهيد تا دوباره كودكي خود را به دست آوريد. البته اين كار مشكل است زيرا بايد تمامي نقابهاي خود را به دور افكنيد ولي اصال نگران نباشيد زيرا حقيقت وجودتان تنها هنگامي رخ مي نمايد و جلوه مي كند كه ديگر نقابي وجود نداشته باشد. كنار گذاشتند اين نقابها ممكن است حتي دردناك باشد ولي ارزشش را دارد زيرا با اين كار دوباره متوليد خواهيد شد و هيچ تولدي بدون تحمل درد امكان پذير
    نيست. اگر واقعا تصميم داريد دوباره متولد شويد پس خطر كنيد!
    دستور عمل:
    مرحله اول:

    براي يك ساعت اول درست مانند يك كودك عمل كنيد و به دوران كودكي خويش بازگرديد، هرچه دوست داشتيد در دوران كودكي انجام دهيد حاال انجام دهيد: آواز خواندن، باال و پايين پريدن، فرياد زدن يا گريه كردن. در اين مرحله اجازه داريد هر كاري انجام دهيد بجز ايجاد مزاحمت براي ديگران! البته در صورتي
    كه اين مديتيشن را گروهي انجام ميدهيد.
    مرحله دوم: براي يك ساعت دوم فقط در آرامش و سكوت بنشينيد. در اين زمان احساس تازگي و معصوميت بيشتري
    داريد و انجام مدي تيشن برايتان ساده تر است.

    اين مراقبه را به مدت هفت روز ادامه دهيد. در روزهايي كه اين مدي تيشن را انجام ميدهيد به دوران كودكي خود بازگرديد و همانند كودكي باشيد كه چيزي نمي داند، چيزي نمي پرسد و درباره چيزي بحث
    نمي كند. در صورتي كه بتوانيد به كودكي خود بازگرديد تمامي اين موارد به سادگي امكان پذير است.

    سماع به عنوان يك مدي تيشن

    در سماع خويش ؼرق و ناپديد شويد

    شخصي را كه سماع مي كند فراموش كنيد؛ خود سماع شويد. تنها در اين صورت سماع شما تبديل به مدي تيشن خواهد شد. آنقدر عميق وارد سماع شويد كه كامال فراموش كنيد "شما" در حال سماع كردن هستيد. به آرامي احساس كنيد كه خود سماع هستيد و با آن يكي شده ايد. شكاؾ ميان "شما" و "سماع" بايد از بين
    برود. در اين صورت سماع شما به "مديتيشن" تبديل خواهد شد. در صورتي كه اين شكاؾ وجود داشته باشد سماعتان تجربه اي خوب ولي عادي خواهد بود كه به سالمتي شما كمك مي كند ولي هيچ گونه ارتباطي با معنويت نخواهد داشت، در اين صورت سماع شما تنها رقصي ساده خواهد بود و پس از آن البته احساس شادابي و جواني بيشتري خواهيد كرد ولي به هيچ وجه كيفيت مدي تيشن در آن وجود نخواهد داشت. "سماع
    گر" بايد تا آنجا ادامه بدهد كه تنها سماع باقي بماند و بس.
    براي رسيدن به اين حالت چه بايد كرد؟ بايد به طور تمام و كمال با سماع يكي شويد. شكاؾ ميان "شما" و "سماع" تنها زماني وجود خواهد داشت
    كه "شما" تمام و كمال با "سماع" يكي نشده ايد، در صورتي كه در حال سماع و در عين حال در حال
    تماشاي خود نيز باشيد، هرگز "يكي شدن" اتفاق نمي افتد. در اين صورت سماع شما تنها يك فعاليت خواهد بود كه در حال انجام آن هستيد، در اين صورت سماع شما برخاسته از وجودتان نخواهد بود. بنابراين كامال
    در سماع خويش ؼرق شويد و با آن يكي گرديد. كنار نايستيد و تنها يك نظاره گر صرؾ نباشيد!

    اجازه دهيد "جريان سماع" خود به خود در وجودتان جاري شود. هرگز آن را اجبار نكنيد بلكه اجازه آن اتفاق بيفتد و تنها جريان يافتن آن را دنبال كنيد. در واقع سماع "انجام دادن كاري" نيست، بلكه نوعي "اتفاق
    افتادن" است. تنها در حالت شادي و سرور باقي بمانيد.

    در زندگي روزمره بيش از حد جدي شده ايد. ولي سماع اصال كاري جدي نيست بلكه كامال همراه با نوعي رها كردن "انرژي حيات" و اجازه دادن به جريان يافتن اين انرژي است. دقيقا به همان شكلي كه نسيمي مي وزد و برگهاي درختان را حركت ميدهد، اجازه دهيد اين انرژي در وجودتان جريان پيدا كند و تنها آن را
    احساس كنيد!

     

     

    مدي تيشن چرخ زدن صوفيان

    چرخ زدن صوفيان يكي از قديمي ترين شيوه هاي مدي تيشن است و همچنين يكي از كاراترين آنها. اين شويه به قدري عميق و تاثير گذار است كه حتي يك بار تجربه آن نيز مي تواند كامال شما را تؽيير دهد. با چشماني باز شروع به چرخيدن كنيد، درست همانند كودكي كه به دور خودش ميچرخد. انگار كه درون شما مركز چرخي است كه در حال چرخيدن به دور خودش مي باشد؛ شما در مركز قرار داريد ولي كل بدنتان
    در حال حركت است.

    توصيه مي شود كه حداقل سه ساعت قبل از انجام اين مدي تيشن هيچ ؼذا يا نوشيدني اي ميل نكرده باشيد. بهترين حالت انجام اين مديتيشن با پاهاي برهنه و لباس گشاد است. در واقع اين مديتيشن به دو بخش تقسيم مي شود: چرخيدن و سپس استراحت كردن. زمان مشخصي براي بخش اول چرخيدن وجود ندارد و ميتواند ساعتها به طول انجامد ولي توصيه ميشود حداقل براي مدت يك ساعت ادامه داشته باشد تا گرداب انرژي اي كه به وجود مي آيد كامال احساس شود. چرخ زدن بر روي يك نقطه و بر خالؾ جهت حركت عقربه هاي ساعت انجام مي شود، در حالي كه دستان باز هستند و كؾ دست راست رو به آسمان و كؾ دست چپ رو به زمين است. اگر هنگام چرخ زدن بر خالؾ جهت عقربه هاي ساعت احساس ناراحتي ميكنيد ميتوانيد جهت چرخيدن خود را عوض نماييد. اجازه دهيد بدنتان كامال در آرامش باقي بماند و چشمان خود را بدون اينكه بر جايي خاص متمركز كنيد باز نگاهداريد تا به اين وسيله تصاويري كه مي بينيد در جريان باشند. در
    سكوت به چرخ زدن خود ادامه دهيد.

    براي مدت پانزده دقيقه اول به آرامي بچرخيد، سپس بتدريج براي سي دقيقه بعدي سرعت خود را باالتر ببريد تا اينكه گرداب انرژي اي كه تشكيل ميشود را كامال احساس كنيد، در حالي كه سطح و كناره هاي اين گرداب در حال تحرك و جنبش هستند، مركز آن كامال ثابت و بي حركت و به صورت نظاره گري آرام
    باقي مانده است.

    هنگامي كه به اندازه اي سريع ميچرخيد كه ديگر نميتوانيد بايستيد، بدن شما خود بخود روي زمين خواهد افتاد هرگز تالش نكنيد تا خودتان به زمين بيفتيد. در صورتي كه به آرامي همراه بدنتان باشيد، آهسته بر
    روي زمين فرود خواهيد آمد و زمين انرژي شما را جذب مي كند.

    هنگامي كه روي زمين افتاديد بخش دوم مديتيشن آؼاز ميشود. بالفاصله روي شكم خود بخوابيد به طوري كه ناؾ شما و نواحي اطراؾ آن در تماس با زمين قرار گيرد. در صورتي كه به علت خوابيدن روي شكم احساس ناراحتي ميكنيد، ميتوانيد به آهستگي به پشت برگرديد. احساس كنيد بدنتان همچون كودكي در آؼوش " مادر زمين " قرار گرفته است. چشمان خود را بسته نگاه داريد و حداقل براي مدت پانزده دقيقه ساكت و
    آرام باقي بمانيد.
    پس از اين مديتيشن حتي االمكان سكوت و آرامش خود را حفظ كنيد و سعي كنيد كاري انجام ندهيد. برخي افراد به علت انجام اين مديتيشن احساس ناراحتي ميكنند. در صورتي كه بعد از ادامه اين مديتيشن به مدت
    دو يا سه روز اين احساس از بين نرفت، آن را متوقؾ كنيد.

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    (چند تكنيك معمولي ديگر)

     

     

    : خنده -1

    خنده يك پاكسازي دروني است و باعث مي شود كه به اين احساس برسيد كه هيچ چيز جدي نيست. حتي به نوميدي هايتان خواهيد خنديد و به دردهايتان نيز خواهيد خنديد. اين مراقبه را هر روز صبح بعد از بيدار شدن انجام دهيد. وقتي از خواب بيدار شديد. قبل از گشوده چشم هايتان بدن خود را بكشيد. همةبخش هاي بدن خود را كش دهيد. از اين كشش احساس شادي كنيد. پس از 2 – 2 دقيقه كشش در حالي كه چشم هايتان هنوز بسته است خنده سر دهيد. به مدت 15 دقيقه تنها بخنديد. در ابتدا خنده هاي شما شايد مصنوعي باشد اما به مرور با انجام هر روزة اين مديتيشن خندة واقعي را بر لبان خود نشانده و شادي را با تمام وجود
    احساس كنيد.
    ---------------------------------------------

    -4 پياده روي و کالبد اتري :

    قدم زدن بخشي از كالبد اتري است و همة كارهاي بدني آن با كالبد اتري پيوند دارد. كالبد جسماني اين كارها را انجام مي دهد اما تنها براي كالبد اتري. زماني كه به پياده روي مي رويد ، تنها گام برداريد. هيچ

    كار ديگري انجام ندهيد و تنها متوجه گام هاي خود باشيد و زماني كه گام بر مي داريد، چشم هاي خود را نيمه باز نگاه داريد. چشم هاي نيمه باز جز خود راه چيز ديگري را نمي بيند و خود راه چنان يكنواخت
    است كه به انديشة شما خوراك تازه اي نمي رساند.کالبد اتري به احساسات و عواطؾ شما اختصاص دارد.

    ---------------------------------------------

    : تاييد -2

    حال را تؤييد كن. و مطمئن شو كه حال تو منفي نيست. تؤييدات خويش را به شكل هاي متفاوت بنويس. به هر جا كه مي روي، اين نكات را در جان خويش با خود ببر. از روال تنفس براي ژرؾ تر شدن بهره
    گير.
    مثال: «مرا ترسي نيست و آزادم.»

    ---------------------------------------------

    -2 مراقبه بر مثبت :

    توجه به منفي هاي خويش و ديگران آسان است. با توجه بر آن چه مثبت و مفيد است به توازن باز گرد. در
    مديتيشن خويش به مثبت ها بيانديش. واژه گان و عبارت هاي مثبت را با صداي بلند يا بي صدا تكرار كن.
    با مثبت انديشي، روال انديشيدن تو تؽيير مي يابد .
    ---------------------------------------------

    -5 مديتيشن گريه :

    هر يك از ما داراي گره هاي عاطفي بي شماري هستيم كه در طي زندگي به طور آگاهانه يا ناخودآگاه وارد پهنة روان مان شده اند. از كساني رنجيده ايم اما به جاي بيان آن بؽض هاي خود را فرو خورده ايم و موارد بيشمار ديگر. اين گريه هاي نكرده و بؽض هاي فروخورده موانعي بر سر راه شفافيت روحي ما هستند براي رهايي از اين رنج هاي كهنه هر زمان كه احساس كرديد نياز به گريه كردن داريد اين كار را بدون پروا انجام دهيد. هر چقدر كه نياز د اريد و هر چند روز كه مايليد گريه كنيد مطمئن باشيد كه بدن ما حد خودش را مي داند. بعد از انقباض هايي كه در اثر گريه در قفسة سينه و ناحية شكمي ايجاد مي شود انبساط خاطر و راحتي به سراغ شما خواهد آمد. حداقل ده دقيقه در روز يا شب و طي يك هفته اين مديتيشن را
    انجام دهيد.
    ---------------------------------------------

    -6 مراقبه کنداليني :

    كنداليني گذرگاهي است كه انرژي حيات از طريق آن به چاكراها مي رسد. كنداليني و چاكراها در بدن مادي جاي ندارند بلكه در كالبد دوم انسان يعني كالبد اثري جاي دارند اما در كالبد جسماني نقاط متناظري دارند. حتي نگاه كردن به تنفس براي كنداليني سودمند است. براي بيداري انرژي كنداليني اين چهار مرحله
    را اجرا كنيد:

    مرحله اول : 15 – 11 دقيقه بدن تان را به لرزه وا داريد. در آؼاز مي بايست خودتان اين كار را انجام
    دهيد اما با گذشت چند دقيقه لرزه شما را فرا خواهد گرفت.

    مرحله دوم: 15 – 11 دقيقه در اين زمان حركات جنبشي يا موزون انجام دهيد. اين حركات باعث مي شود
    كه احساس بي قراري از شما دور شود.

    مرحله سوم: 15 – 11 دقيقه نشسته يا ايستاده بي حركت بمانيد. (با چشمان بسته)

    مرحله چهارم: 15 – 11 دقيقه دراز بكشيد و تنها باشيد. (با چشمان بسته)

    ---------------------------------------------

    -7 تبديل انرژي جنسي در جهت معنوي :

    احساس جنسي خود را سركوب نكنيد كه مشكالت عديدة رواني آتي را به دنبال خواهد داشت. بلكه نسبت به احساس جنسي خود آگاهي و هوشياري پيدا كنيد. احساس جنسي ساز و كاري لحظه أي دارد. اگر شما در يك لحظه با اين احساس همكاري نكنيد از كار مي ايستد. تكرار مصوت (هو) باعث مي شود كه انرژي كنداليني (حيات) از مركز جنسي به طرؾ باال حركت كرده و در مسيرهاي معنوي قرار گيرد. زمان تكرار مصوت هو از 5 دقيقه شروع كرده و آن را طي شب هاي متوالي به 11 دقيقه برسانيد

    ---------------------------------------------

    -8 مديتيشن عبادت :

    بهتر است اين مديتيشن را هنگام شب و در محلي تاريك انجام دهيد و بالفاصله پس از آن آمادة خوابيدن شويد. يا مي توانيد آن را هنگام صبح انجام دهيد ولي به هر صورت بايد پانزده دقيقه پس از آن استراحت كنيد. اين استراحت كامال ضروري است زيرا در ؼير اين صورت پس از انجام مديتيشن احساس خلسه
    نخواهيد كرد. حل شدن و يكي شدن با انرژي هستي، عبادت است. اين حل شدن باعث تؽيير شما مي گردد و هنگامي كه شما تؽيير مي كنيد كل جها ن نيز براي شما تؽيير مي كند. هر دو دست خود را به سوي آسمان دراز كنيد، كؾ دستانتان رو به باال باشد و سرتان را نيز رو به باال نگاهداريد، احساس كنيد كه هستي از طريق دستانتان در وجود شما به جريان در مي آيد. به محض اين كه انرژي از دستان شما شروع به جريان يافتن مي كند، احساس لرزشي خفيؾ خواهيد كرد، درست مانند لرزش برگ هاي درختان وقتي كه نسيمي ماليم مي وزد. اجازه دهيد اين لرزش تمام وجود و بدنتان را فرا بگيرد و سپس با تمام وجود با انرژي سرشار شده ايد، سجده كرده و زمين را ببوسيد. به اين ترتيب به سادگي وسيله اي خواهيد شد كه از طريق آن انرژي الهي و آسماني با زمين مرتبط مي گردد. اين دو مرحله را بايد هفتبار تكرار كنيد تا به اين ترتيب هر هفت چاكراي شما باز و فعال گردند. البته مي توانيد تعداد دفعات بيشتري نيز آن را تكرار كنيد ولي اگر
    اين مديتيشن كمتر از هفت بار انجام شود، نخواهيد توانست خوب بخوابيد. با همين عبادت به خواب رويد. به اين ترتيب شما به خواب مي رويد ولي انرژي كسب شده در وجود شما كار خودش را انجام مي دهد. اين انرژي تا صبح در بدن شما جاري شده و هنگام صبح كه از خواب بلند مي شويد، احساس تازگي و سالمت بيشتري خواهيد كرد و براي طول مدت روز اين حالت در وجودتان حفظ خواهد شد و پر از انرژي و
    سرحال باقي مي مانيد.

    ---------------------------------------------

    -9 شناور در رودخانه :

    قبل از خواب چشمان خود را آرام بسته و بدنتان را شل كنيد به گونه اي كه هيچ تنشي در بدنتان نباشد.اكنون خيال كنيد كه رودخانه اي با شتاب و پر خروش در ميان دو كوه جريان دارد .آن را نگاه كرده و به درونش

    شيرجه بزنيد اما شنا نكنيد.اجازه دهيد كه بدنتان بدون هيچ تنشي شناور شود.اكنون تنها شناور يد و داريد با آب رودخانه پيش مي رويد.جايي نيست كه به آن برسيد و مقصدي نداريد بنابر اين به شنا كردن نيازي نيست خود را مانند برگي خشك احساس كنيد كه بي هيچ كوششي روي آب شناور است .اين حس شما را با معناي
    "تسليم" و" توكل" و "رها ساختن كامل "آشنا مي سازد.
    اثرات اين مديتيشن به جاي شنا كردن در اقيانوس هستي در آن شناور شويد. هر گاه آماده شناور شدن باشيد خود رودخانه شمارا به اقيانوس خواهد برد. خود زندگي شما را به خدا مي رساند. رودخانه بدن شناور شما را با خود برده و شما شاهد آن بوده ايد. در اين پوچي شادي و سروري وارد مي شود كه آن را سرور خدايي مي
    ناميم. اكنون دو يا سه نفس عميق بكشيد .با هر نفسي احساس تازگي و آرامش خواهيد كرد.آرام آرام چشمان خود را باز كرده واز مراقبه بيرون بياييد. پس از آن بيدر نگ بخوابيد و اندك اندك خواب تان به مراقبه
    تبديل خواهد شد
    ---------------------------------------------

    -11 دويدن و شنا کردن به عنوان مديتيشن :

    خيلي ساده و عادي است هنگامي كه در حال حركت هستيد، هوشيار و آگاه باقي بمانيد. هنگامي كه ساكت نشسته ايد به طور طبيعي وارد حالت خواب مي شويد ولي هنگام حركت آگاهي و حضور بيشتري خواهيد
    داشت، تنها مشكل اين است كه حركت نيز مي تواند به عادت تبديل شود.

    ياد بگيريد چگونه مي توانيد بدن، ذهن و روح خود را در يكديگر ذوب كنيد و به صورت واحد عمل كنيد. چنين حالتي بارها و بارها براي دوندگان اتفاق افتاده است. ممكن است هرگز تصور نكرده باشيد دويدن نيز مي تواند نوعي مديتيشن باشد ولي دوندگان گاهي اوقات به خوبي درك مي كنند كه مديتيشن چيست. آنها از اين حالت دچار شگفتي مي شوند زيرا اين حالت برايشان كامالً ناخواسته است. در صورتي كه تا به حال دويدن هنگام صبح وقتي هوا كامالً تر و تازه است و همه چيز در حال بيدار شدن از خواب است را تجربه كرده باشيد، ناگهان براي لحظه اي متوجه مي شويد كه ديگر دونده اي وجود ندارد و تنها عمل دويدن باقي
    مانده است. در اين حالت بدن، ذهن و روح شما در حال هماهنگي كامل و فعاليت با يكديگر هستند، ناگهان در اين وضعيت حال خوشي از سرور را مي چشيد... دوندگان به طور تصادفي چنين حالتي كه در شرق توريا ناميده مي شود را تجربه مي كنند. ولي به طور عادي به آن توجهي نمي كنند زيرا فكر مي كنند به
    علت تميزي هوا يا آؼاز روزي خوب يا داشتن بدني سالم چنين وضعيتي را تجربه كرده اند.

    تجربة شخصي خود من اين است كه اگر به اين حالت توجه شود، دوندگان بيش از هر گروه ديگري مي توانند به حقيقت مديتيشن نزديك شوند. دويدن و شنا كردن مي تواند براي رسيدن به اين حالت كمك فراواني بكند. تمامي اين فعاليت ها مي بايد تبديل به مديتيشن شوند. ايده هاي قديمي دربارة مديتيشن كه نشستن زير درخت به حالت لوتوس مديتيشن است را فراموش كنيد. روش قديمي نشستن به حالت لوتوس شيوه اي است
    كه ممكن است تنها براي افراد خاص تناسب داشته باشد نه همگان. مثالً عمل كردن براساس اين شيوه براي
    يك كودك نوعي شكنجه است و براي فرد جواني كه سرزنده و شاد و پر از جنب و جوش است اين شيوه نوعي سركوب كردن به حساب مي آيد نه مديتيشن. با دويدن هنگام صبح زود شروع كنيد. درست مثل يك كودك هنگام دويدن از تمام بدن خود استفاده كنيد. عميق و از شكم خود نفس بكشيد. بعد از اين كه خسته
    شديد زير درختي بنشينيد و آرام استراحت كنيد. اين روش مطمئناً به شما كمك فراواني خواهد كرد.
    گاهي اوقات فقط بدون كفش و با پاهاي برهنه روي زمين بايستيد و خنكي، نرمي، گرما يا هر آن چه زمين به شما تقديم مي كند را احساس كنيد. زمين را احساس كنيد و اجازه دهيد انرژي آن از طريق شما جريان

    يابد و هم چنين انرژي شما جذب زمين گردد و بدين وسيله با زمين در ارتباط باشيد.
    اگر ارتباط خود را با زمين قوي كنيد از ارتباط قوي تري با زندگي برخوردار خواهيد شد. اگر با زمين در
    ارتباط باشيد، با بدن خود در ارتباط بهتري قرار خواهيد گرفت و باالخره اگر با زمين ارتباط داشته باشيد، حساس تر و متمركزتر خواهيد شد و اين خصوصيات دقيقاً همان چيزهايي هستند كه مورد نيازند. اگر پس از مدتي احساس كرديد كه ديگر دويدن برايتان عادي شده است و هنگام دويدن حضور و آگاهي قبل را نداريد، دويدن را متوقؾ و شنا كردن را شروع كنيد... مسئله مهم اين است كه به هر صورت تحرك باعث ايجاد آگاهي و هوشياري بيشتري مي شود؛ تا هنگامي كه اين تحرك به شما آگاهي مي دهد خوب و مناسب است، در ؼير اين صورت ديگر براي شما كارآيي نخواهد داشت. هرگز اجازه ندهيد هيچ فعاليتي برايتان به
    صورت عادي و معمولي در آيد .
    ---------------------------------------------

    -11 تنفس پلي به سوي مديتيشن :

    اگر بتوانيد نوع تنفستان را به گونه اي خاص تؽيير دهيد، ناگهان به زمان حال باز خواهيد گشت.
    اگر بتوانيد تنفستان را به گونه اي خاص تؽيير دهيد، به سرچشمة حيات دسترسي پيدا خواهيد كرد.
    اگر بتوانيد نفستان را به گونه اي خاص تؽيير دهيد، خواهيد توانست به ماوراي زمان و مكان سفر كنيد. اگر بتوانيد نفستان را به گونه اي خاص تؽيير دهيد، در اين دنيا خواهيد بود و در عين حال وراي اين جهان
    را نيز تجربه خواهيد كرد.
    ---------------------------------------------

    نوشته شده در دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت 13:51 توسط : 12&12 | دسته : درباره مديتيشن :
  •    []


  • -14 قطره درياست :

    تصويري كه از خودت دادي را بر هم بزن و بار ديگر آن را از نو بساز. قبل از به دنيا آمدنت كجا بودي؟ حتماً جايي بوده اي اما يادت نيست، روحت را مي گويم. روح خدايي قبل از آن كه در جسم تو دميده شود جزيي از نيروي اليزال هستي بود و حاال متعلق به توست آيا هرگز فكر كرده اي كه خدا به طور بالقوه همة كماالت خود را در اختيارت قرار داده اما تو از آن بهره نمي بري. اين هستة اصلي وجودي را چرا ناديده گرفته اي و چرا با وجود قدرت بيكراني كه در اختيارت است، احساس
    خوبي نسبت به خود نداريم؟
    قطره درياست اما نمي داني تو آن قطره اي فقط كافيست بداني؟ چگونه؟ با مراقبه گوشه اي از زمان را
    انتخاب كن و به موسيقي مورد عالقه ات گوش بده. ما مي خواهيم با هم تصويري زيبا از تو بسازيم.
    تصويري كه هميشه وجود داشته ولي تو تا به حال از آن ؼافل بوده اي.
    ---------------------------------------------

    : ذهني بي -12

    بي ذهني يعني هوش و ذكاوت؛ در اين مديتيشن از شما خواسته مي شود سخناني بي معني، ناشمرده و تند
    بر زبان آوريد تا بدين وسيله ذهن و فعاليت آن را پشت سر گذاريد.

    دوستان عزيز، مديتيشني كه هم اكنون به شما معرفي مي كنم شامل سه بخش است.
    بخش اول : آن همانطور كه گفتم بر زبان آوردن سخناني بي معني، نامفهوم، ناشمرده و تند است تا بدين

    وسيله ذهن را پشت سر گذاريد و طعمي حقيقي از وجود خود را بچشيد. هر آن چه بر زبانتان مي رود بگوييد و با آگاهي كامل براي مدتي ديوانگي و جنون را تجربه كنيد. اصالً توجهي نكنيد كه آن چه مي گوييد داراي معني و منطقي است يا خير، فقط تمام آشؽال هاي ذهني خود را بدين وسيله بيرون بريزيد و اجازه
    دهيد فضايي خالي و شفاؾ در ذهن تان پديدار شود.

    در بخش دوم : اين مديتيشن طوفاني به پا شده كه شما و همه چيز را همراه خود برده است. بوداي حقيقي در وجود شما و در جاي خود در سكون و آرامش قرار گرفته است. شما تنها در حال نظاره كردن بدن، ذهن و
    هر آنچه در حال اتفاق افتادن مي باشد، هستيد.

    در بخش سوم : هنگامي كه من مي گويم: «رها كنيد»! تمامي بدن خود را رها كرده و بدون هر گونه
    دخالت يا تالشي به زمين بيفتيد. اصالً ذهن خود را كنترل نكنيد. تنها همانند يك كيسه برنج روي زمين بيفتيد
    و كامالً خود را رها كنيد.
    دستورالعمل ها :
    اين مديتيشن را در ابتدا براي مدت هفت روز انجام دهيد. اين مدت به شما كمك خواهد كرد تا به طور كامل تؤثيرات آن را تجربه كنيد. مي توانيد براي هر بخش چهل يا در صورت تمايل بيست دقيقه وقت اختصاص
    دهيد.
    مرحله اول: سخنان بي معني، نامفهوم و سريع يا ديوانگي آگاهانه :

    نشسته يا ايستاده، چشمان خود را ببنديد و شروع كنيد به بر زبان آوردن سخنان نامفهوم و بي معني. هر صدايي كه دوست داريد تكرار كنيد ولي توجه كنيد به هيچ زبان خاصي صحبت نكنيد. اجازه دهيد هر آن چه
    از درون تان بيرون مي ريزد ابراز شود. همه چيز را بيرون بريزيد و آگاهانه كامالً ديوانه شويد.
    در واقع با بر زبان آوردن كلمات بي معني، الگوي ذهني شما به هم مي ريزد و مي توانيد ذهن خود را پشت
    سر گذاريد. اجازه داريد هر كاري انجام دهيد؛ آواز خواندن، فرياد زدن، صحبت كردن، پريدن، خوابيدن، نشستن، لگد زدن و يا هر كار ديگر. به هر صورت اجازه ندهيد فضايي خالي در سكوت يا سكون اتفاق بيفتد. اگر نمي توانيد سخناني بي معني بر زبان آوريد تنها صدايي مثل الالالال... را تكرا كنيد ولي به هيچ وجه ساكت باقي نمانيد. نكتة بسيار مهم اين است كه اگر اين مديتيشن را با افرادي ديگر انجام مي دهيد به هيچ وجه در كار آنها دخالت نكنيد. تنها به آن چه براي شما رخ مي دهد توجه كنيد و كاري به آن چه
    ديگران انجام مي دهند، نداشته باشيد.

    مرحله دوم: نظاره كردن :
    پس از مرحلة اول كامالً آرام و ساكت بنشينيد و انرژي خود را در درون جمع كنيد. اجازه دهيد افكارتان از
    شما دور و دورتر شوند و سكوت و آرامش عميقي كه در مركز وجودتان به وجود مي آيد را تجربه كنيد. تفاوتي ندارد روي زمين يا روي صندلي نشسته باشيد ولي مهم اين است كه پشت و گردن شما به هر صورت صاؾ باشد، بدنتان در آرامش كامل قرار داشته باشد، چشمانتان بسته و آهنگ تنفس تان طبيعي
    باشد.
    كامالً آگاه و هوشيار باشيد و در لحظة حال قرار بگيريد. همانند نظاره گري باشيد كه بر فراز تپه هاي دور
    دست هر آن چه در حال گذر كردن است را نظاره مي كند. افكار شما دائماً به آينده يا گذشته سفر مي كنند.
    تنها از فاصلةدور آنها را نظاره كنيد، به هيچ وجه درگير آنها نشويد و سعي نكنيد دربارة آنها قضاوت كنيد. تنها در لحظة اكنون و در حال مشاهده كردن باقي بمانيد. اين نوع مشاهده مديتيشن حقيقي است، آن چه مورد مشاهده قرار مي گيرد اصالً اهميتي ندارد. به خاطر داشته باشيد در افكار، احساسات و قضاوت هايي

    كه ممكن است پيش بيايند گم نشويد.

    مرحله سوم: رها كردن :

    با بر زبان آوردن سخنان بي معني و نامفهوم از شر ذهن فعال خود خالص مي شويد، هم چنين با قرار گرفتن در سكوت مي توانيد ذهن ؼيرفعال خود را نيز پشت سر گذاريد و در مرحلة رهاسازي خواهيد توانست به ماورا اين دو وارد شويد. پس از مرحلة نظاره كردن، اجازه دهيد بدنتان بدون هيچ گونه تالش
    ياكنترلي بر روي زمين بيفتد. در حالي كه به آرامي دراز كشيده ايد عمل نظاره كردن را ادامه دهيد،در عين حال آگاه باشيد كه شما نه بدن هستيد و نه ذهن بلكه حقيقت وجودتان چيزي است جدا از اين دو. همين طور
    كه عميق وعميق تر به درون خويش سفر مي كنيد در نهايت خواهيد توانست به مركز وجود خود برسيد.

    ---------------------------------------------

    : زدن پلک -12

    شما هميشه مشؽول پلك زدن هستيد آيا مي دانيد اين كار بسيار ساده يعني پلك زدن مي تواند يك مديتيشن باشد؟ بله پلك زدن مي تواند مديتيشن باشد اگر آگاهانه اين كار را انجام دهيد.شما مي بايست پلك زدن خود را با چشم درون ببينيد. هنگام اين مديتيشن به هيچ چيز جز پلک زدن خود توجه نکنيد.به روح خود فرصت دهيد تا به عنوان يك مشاهده گر شاهد پلك زدن چشم فيزيكي شما باشد. هنگام اين مديتيشن فقط باز و بسته شدن چشمها و دور و نزديك شدن پلك ها از هم را مشاهده کنيد. هوشياري از هر حركت بدن به شما فرصت زندگي در لحظه را مي دهد(.زمان مديتيشن ده دقيقه به مدت ده روزاست که مي توانيد قبل از خواب آن را
    انجام دهيد).

    ---------------------------------------------

    -15 وحدت با هستي :

    هنگام اين مديتيشن تصور كنيد كه نيروي الهي در حال گذشتن از درون شماست و مي خواهد از زبان شما
    سخن بگويد. چشم ها در سراسر اين مديتيشن بايد بسته باشد:

    –1 آرام نشسته و به موسيقي گوش كنيد 11( دقيقه)

    –4 بدون موسيقي با گفتن آرام ال.… ال..… ال شروع كنيد. بعد از چند روز واژه هاي بيگانه به لبان تان
    خواهد نشست. اگر واژة ديگري به سراغ تان نيامد همين ال..… ال..… ال را تكرار كنيد . 11( دقيقه)

    –2 11 دقيقه بايستيد و اجازه دهيد نيروي الهي در بدن تان جريان پيدا كند. اجازه دهيد بدن شما آهسته و
    آرام به جنبش درآيد. خود را تكان ندهيد. اجازه دهيد كه نيروي دروني شما را به جنبش درآورد. 11( دقيقه)

    –2 دراز كشيده و آرام شويد. 11( دقيقه)

    ---------------------------------------------

    -16 بيرون ريختن نگراني ها :

    هرگاه احساس كرديد كه ذهن تان آرام نيست و نگران هستيد، ابتدا عميقا عمل باز دم را انجام دهيد. هميشه با بازدم شروع كنيد و تا آن جا كه مي توانيد عميقا عمل بازدم را انجام دهيد و تمامي هواي موجود در ريه

    هايتان را بيرون بريزيد.

    با بيرون ريختن اين هوا، حاالت و احساسات شما نيز بيرون مي ريزند، زيرا همه چيز با تنفس شما ارتباط دارد. سپس هنگامي كه شكم شما به علت بازدمي عميق تو رفته است براي چند ثانيه صبر كنيد و بعد از آن عمل دم را به طور عميق انجام دهيد. دوباره براي چند ثانيه صبر كنيد . مدت زمان توقؾ ميان دم و بازدم در اين تكنيك بايد مساوي باشد. به همين ترتيب دم و بازدم خود را ادامه دهيد و از تنفس خود يك ريتم
    بسازيد. بالفاصله احساس خواهيد كرد تمامي وجود شما تؽيير كرده است، حالت قبلي شما ديگر ناپديد شده و حال جديدي بر وجودتان حاكم شده است. در اين حالت شما ديگر نگران نيستيد و آرامش زيبايي بر وجودتان
    حاكم مي شود.

    ---------------------------------------- -----

    -17 مراقبه پر :

    چشمان خود را قبل از خواب به آرامي ببند. تصور كن شاهد اين صحنه هستي. دهان هاي زيادي مشؽول حرؾ زدن دربارة تو هستند . عده اي تو را تؤييد و عده اي ديگر تحقيرت مي كنند تو به هيچ كدام از اينها نياز نداري چون روح خدايي تو معيارهاي واالي كمال روحاني را در خود دارد. كافيست به آنها فرصت بروز بدهي. حاال تو شاهد هستي كه نظرات ديگران به شكل پرها بازي مي كني و آنها را به سمت
    صاحبانشان بر مي گرداني. تو شاهدي كه چگونه پرها از تو دور مي شوند و به روي زمين دور و برت مي افتند. تو قبالً تؤييد را از خداوند گرفته اي. او تو را به عنوان يك انسان پذيرفته و امكان زندگي در اين دنيا را برايت مهيا كرده و به جاي چشم دوختن به ديگران به درونت سفر كن و براي تؤييد يا تكذيب اعمال و حرفهايت فقط به معيارهاي روحاني دروني ات رجوع كن. وقتي با معيار عشق خود را سنجيدي آن گاه
    اعمالت الهي مي شود.
    ---------------------------------------------

    -18 بيرون ريختن حاالت و احساسات مختلؾ :
    هرگاه احساس كرديد كه ذهنتان آرام نيست و تشويش و نگراني دارد؛ ابتدا عميقاً عمل بازدم را انجام دهيد ـ هميشه با بازدم شروع كنيد ـ تا آنجا كه مي توانيد عميقاً عمل بازدم را انجام دهيد و تمامي هواي موجود در ريه هايتان را بيرون بريزيد. با بيرون ريختن اين هوا، حاالت و احساسات شما نيز بيرون مي ريزند زيرا همه چيز با تنفس شما ارتباط دارد. سپس هنگامي كه شكم شما به علت بازدمي عميق تو رفته است براي چند ثانيه صبر كنيد و بعداز آن عمل دم را به طور عميق انجام دهيد. دوباره براي چند ثانيه صبر كنيد. مدت
    زمان توقؾ ميان دم و بازدم در اين تكنيك بايد مساوي باشد. به همين ترتيب دم و بازدم خود را ادامه دهيد و از تنفس خود يك ريتم بسازيد. بالفاصله احساس خواهيد كرد تمامي وجود شما تؽيير كرده است، حالت قبلي شما ديگر ناپديد شده و حال جديدي بر وجودتان حاكم
    شده است.
    ---------------------------------------------

    -19 حسادت هرگز :

    كدام گل را ديده اي كه با چشم حسادت به ديگر گل ها نگاه كند. كدا م درخت را ديده اي كه باچشم حسرت به درخت ديگر نگاه كند. كدام كوه در برابر كوه ديگر احساس حقارت كرده و كدام رودخانه با ديدن
    رودخانه اي بزرگتر ؼمگين شده و از جريان باز ايستاده؟ به طبيعت خوب نگاه كن هيچ گياهي را پيدا نمي

    كني كه شبيه ديگري باشد و در عين حال هيچ گياهي را پيدا نمي كني كه دلش بخواهد جاي ديگري باشد.

    اما ما انسانها چه؟ دائم با چشمان خود در حال ديدن ديگران هستيم و از اين كار هدفي نداريم جز اين كه معياري براي سنجش خود داشته باشيم. و عجبا كه اكثر اين سنجش ها معطوؾ به ظاهر است. چرا فكر مي كني زشت هستي و معيارت براي زيبايي چيست؟ حاال چشمانت را آهسته ببند مي خواهم تو را با خود به يك
    مديتيشن دعوت كنم:

    فرض كن تو قدرت آن را پيدا كرده اي كه همة آدم ها را از باال ببيني. تو مشؽول پرواز در آسمان هستي هيچ كس تو را نمي بيند. قرار است دنياي واقعي را ببيني. اين فرصت خيالي را داري كه همه آدم ها، زن ها و مردها و بچه ها را در يك لباس يك شكل و يك رنگ ببيني. آنها همگي مدل موهايشان شبيه هم است و
    هيچ وسيلة تزييني و آرايشي را به كار نبرده اند. به هر شهر و دياري كه سر مي زني همه يك شكل اند. حتي خود تو هم مثل آنها لباس پوشيده اي و مدل موهايت مثل آنهاست. حتي آدم هايي كه زيباترين تصوير را در ذهن تو ساخته اند و در مقايسة با آنها احساس مي كني كه زشت هستي. آنها بدون آرايش و بدون لباس هاي رنگارنگ وسايل تزييني خيلي ساده به نظر مي آيند نه؟ چه ويژگي در آنها مي بيني كه در خودت نمي
    بيني؟

    وقتي از لباس و وسايل تزييني و آرايش آدم ها بگذري و خودشان را ببيني با بدن هاي چاق، الؼر، كوتاه يا بلندي روبه رو مي شوي كه چندان تفاوتي با هم ندارند و استثناء در ميانشان خيلي كم است. حاال كه شبيه
    اكثر آدم هاي روي كرة زمين هستي باز هم احساس زشتي مي كني؟

    اما همين آدم هاي يك شكل هر كدام رابطه اي ويژه با خد دارند و هيچ كدام شان شبيه آن ديگري نيست. روح خدايي در وجود همة انسانها وجود دارد بنابراين هيچ انساني نمي تواند زشت باشد چرا كه خدا
    زيباست. اگر ظاهر همة انسانها را كنار بزني به روح مشتركي مي رسي كه از خدا به آنها رسيده. تو قبل از به دنيا آمدن به خدا قول دادي كه كاري را به انجام برساني كاري كه در اين دنيا بر دوشت گذاشته شده بود و خدا خواست كه از طريق تو آن كار انجام شود. اگر فراموش كرده اي صبر داشته باش ما با كمك هم
    آن را يادت مي آوريم.

    ---------------------------------------- -----

    -41 انتخابي پر شور :

    كاري را برگزين يا موجب كاري باش كه سخت بدان دل بسته يي. وقت و نيروي خود را در اين راه صرؾ كن، دل و جان بدان بسپار. به هنگام پرداختن به چنين كاري، هيچ چيز مهم نيست. زمان مي گذرد، بي آن
    كه گذر زمان را حس كني.
    چنين كاري با خرسندي و رضايت همراه است .
    ---------------------------------------------

    : تنفس -41

    قبل از خواب به مدت ده دقيقه چشمانت را ببند و چند لحظه با چشم درون دم و باز دم خود را مشاهده کن. .چند نفس عميق بكش و فقط به هوايي كه از طريق بيني وارد ريه هايت مي شود نگاه كن.هوا چند لحظه در ناحيه شكمي نگه داشته شده و سپس به بيرون فرستاده مي شود. به برآمدگي شكم وقتي هوا وارد آن ميشود نگاه كن و به فرو رفتگي شكم وقتي از هوا از آن خارج مي شود.به نفس کشيدنت به عنوان يک مشاهده گر دروني نگاه كن و به اكسيژن كه انرژي حيات را به تو منتقل مي كند.چند نفس عميق بكش و جز مشاهده

    نفس كشيدنت کاري نکن .حاال چشمهايت را باز كن. تو با هر نفس عميق مقدار زيادي اكسيژن مقداري انرژي حيات به داخل سلولهاي خود فرستادي و براي اولين بار آگاهانه نفس كشيدي.تو نفس كشيدنت خود را
    ديدي و اين يك مدي تيشن است. ازاين كه قادر هستي نفس بكشي از خدا تشكر کن.

    ---------------------------------------------

    -44 موقع عصبانيت چگونه خشم خود را کنترل کنيم؟

    واژة »هو» را با بازدم بيرون دهيد گويي كه چيزي دفع كردني را رها مي كنيد، مثل اين كه از خود چيزي را بيرون مي اندازيد و ذهن بي خوراك مي شود. بدين ترتيب خشم نمي تواند جذب بدن شما شود. زماني كه
    خشمگين هستيد واژة «هو» را به كار بريد. ثانيه هايي بيش نخواهد گذشت كه از هر خشمي رها مي شويد .

    ---------------------------------------------

    -42 با انتشار امواج عشق جذاب تر شويد :

    تو مشؽول تماشاي اين صحنه هستي. به خودت نگاه كن يك گل شده اي. گلي زيبا و خوشبو. آنقدر خوشبو كه عطر رايحه اش در سراسر باغ پيچيده و هر كس از كنارش مي گذرد جذب اين رايحه مي شود. تو به آن گل خوشبو به خودت نگاه مي كني كه از خودش عطر عشق ساطع مي كند. براي گل فرقي نمي كند كه چه كسي در رهگذرش قرار گيرد و حتي وقتي تنهاست و كسي نيست عطر افشاني مي كند. تو آن گل هستي و در همه حال مشؽول انتشار امواج خوشبوي عشقي و با نثار آن بيشتر از عشق سرشار مي شوي. تو در زندگي مثل اين گل هستي و هميشه حتي وقتي تنهايي از خود امواج عشق را به بيرون مي فرستي شاهد باش كه چگونه امواجي كه از تو به بيرون سرريز مي كنند مثل نيروي جاذبه ديگران را به سويت جذب مي
    كنند. تو ديگران را در ميدان مؽناطيسي عشق قرار مي دهي و امواج عشق چهره اي زيبا و جذاب از تو
    مي سازد.
    ---------------------------------------------

    -42 منتظر تؤييد ديگران نباش، به تحقير ديگران اهميت نده :

    ذهن تو از كودكي تا به حال توسط ديگراني كه بيرون از وجودت هستند شرطي شده و تو براي آن كه بداني آدم خوبي يا بدي هستي به نظرات ديگران وابسته شدي. تو بارها به خاطر كارهايي كه ديگران بد دانسته اند تنبيه و تحقير شده اي و اگر حتي پنهاني توانسته اي آنها را انجام دهي عذاب وجدان راحتت نگذاشته. هم چنين كار خوب را ديگران برايت تعريؾ كرده اند اما همة تؤييدها و تحقيرها مطابق معيارهاي متؽير ذهني انجام مي شوند در حالي كه تو فقط ذهن نيستي و ذهن به عنوان يك ابزار در خدمت توست تا بتواني به وسيلة آن به باالتر از ذهن دست يابي. حاال به عنوان يك شاهد به خودت نگاه كن كه چگونه به دهان ديگران چشم دوخته اي كه تؤييد يا تحقيرت كنند امواجي را ببين كه از سوي ديگران به سمت تو مي آيند تو نه آن تؤييدها هستي و نه آن تكذيب و تحقيرها اينها فقط افكاري هستند كه از سمت ديگران به صورت امواج
    شنيداري و ديداري به سمت تو مي آيند. تو مي تواني تمام اين حرفها را بشنوي و درك كني اما آن حرفها. تو شاهد باش كه در برابر افكار ديگران منفعل نيستي تو با معيارهاي روحي دروني مي تواني نسبت به افكار و اعمالت كنترل داشته باشي. تو نه كارهاي خوبي كه كرده اي هستي و نه كارهاي بدي كه انجام داده
    اي. شاهد باش كه اين تو اين اعمال و افكار نيستي و به عنوان شاهد فقط آنها را ببين و هيچ قضاوتي درباره شان انجام نده فقط به آنها نگاه كن. حاال تو از باال به همه چيز نگاه مي كني و به راحتي مي تواني بر جنبه
    هاي مثبت و منفي خويش آگاهانه اشراؾ داشته باشي.

    ---------------------------------------------

    -45 چه موقع ؼذا در بدن سم مي شود؟

    ؼذا هر چقدر هم خوب باشد اگر با بازدم آن را بخوريد براي بدن خوراك نخواهد شد. ؼذا را هنگام فرو بردن دم به دهان خود بگذاريد و بخوريد و زماني كه نفس خود را بيرون مي دهيد، اجازه دهيد كه در روند
    خوردن شكافي پديد آيد. بدين گونه از ؼذاي بسيار كم مي توانيد زندگي بيشتري به دست آوريد.

    ------------------------------------- --------

    -46 مديتيشن سازگاري :

    چشمان خود را قبل از خواب به آرامي ببنديد. اتاق ساكت و تاريك است. شما تنها كسي هستيد كه بر روي كره زمين باقي مانده ايد. هيچ كس جز شما در دنيا وجود ندارد. شما با آسمان پهناور آبي و گسترة خاكي و
    آبي زمين تنها هستيد. هيچ انساني وجود ندارد كه با او حرؾ بزنيد. پدر، مادر، برادر،خواهر، دوستان، اقوام، همكاران همه از دنيا رفته اند. هيچ كس نيست كه به او محبت كنيد يا به شما محبت كنند هيچ كس
    نيست با او حرؾ بزنيد. با او دعوا كنيد. بخنديد يا گريه كنيد. شما تنهاي تنها هستيد. ديگر نيازي نيست براي خوشايند ديگران كارهايي را كه دوست نداريد انجام دهيد و تنها كارهايي را كه قلباً دوست داريد، انجام مي دهيد. كسي نيست كه به او حسادت كنيد. هيچ كس نيست
    بتوانيد خودتان را با او مقايسه كنيد. نيازي به خودنمايي نداريد چون كسي نمانده شما را ببيند. نيازي به رقابت با كسي نداريد چون تنهاي تنها هستيد. همة آنها كه دوستشان داشتيد و كساني كه احساس خوبي نسبت به آنها نداشتيد همه مرده اند. شما تنهاي تنها هستيد، بدون آدم هاي خوب يا بد . شما براي ادامه زندگي نياز به رابطه با كل هستي را داريد و كل هستي خوب و بد را با هم دارد. انتخاب فقط يكي مقدور نيست. عشق و تنفر، خشم و بخشش امتداد همند. شما زندگي را همين طور كه هست با اجزاء خوب و بدش مشاهده مي
    كنيد. حاال سه نفس آرام بكشيد و چشمان خود را باز كنيد. دنيا و آدم ها همه سر جايشان هستند. شما از يك سفر دروني بازگشته ايد. اعضاي خانواده شما و ديگران همه زنده اند. درباره آنها قضاوت نكنيد و شاهد
    بودنشان باشيد.
    ---------------------------------------------

    -47 بر چسب هاي عاطفي :

    فهرستي از حالت هاي عاطفي فراهم كن؛ چونان: خشم، حسد، نفرت، نوميدي و اندوه. انديشهء فراسوي اين
    حاالت عاطفي چيست؟ به بيم ها و سدهايي كه عواطؾ منفي پديد مي آورند توجه كن.
    ---------------------------------------------

    -48 جدا کردن افکار منفي :

    چشمان خود را ببند. پاييز است تو درحال مشاهدة خودت هستي كه در باؼي پر درخت زير درختي نشسته اي. برگ هاي زيادي زير پايت ريخته اند. نسيم ماليمي مي وزد و برگ هاي سست را از درخت ها جدا مي سازند. وقتش رسيده مثل اين درخت افكار منفي كه دربارة خودت داري مثل برگ هاي همين درخت از خود جدا كني. پاييز افكار منفي ات فرا رسيده و تومي خواهي با جدا كردن اين افكار بار ديگر به وجودت فرصت دهي كه با افكاري سبز و مثبت شاداب و باطراوت شود. تو جداي از افكارت هستي. با جريان اين
    افكار شناور نباش فقط از آنها آگاه شو، تو جداي از اين افكار هستي تو به وجود آورندة اين افكار نيستي بلكه

    تنها شاهد آنها هستي. شاهد سبز شدن، زرد شدن و خالي شدن افكار در خودت باش و همة آنها را بپذير «زندگي مانند نقشي كه بر آب مي كشي محو مي شود». تو فراتر از ذهنت هستي و از آن مجزايي فقط از
    اين موضوع آگاه شو.
    ---------------------------------------------

    -49 مديتيشن مرگ :

    قبل از خواب در سكوت و تاريكي چشم هاي خود را بسته و اجازه دهيد بدن تان از همه رو وانهاده
    شود.شما مشؽول تماشاي مراسم دفن خويش هستيد.بدن شما در كفن پيچيده شده و شما آنرا مشاهده مي كنيد. عده اي در كنار شما ايستاده و نشسته مشؽول گريه و زاري هستند.قبر شما آماده است و تا چند لحظه ديگر در آن قرار مي گيريد. حاال چند نفر شما را بلند كرده و در قبر قرار مي دهند.تخته سنگي روي شما گذاشته مي شود .شما شاهد مدفون شدن خود هستيد.آرام آرام خاكها به روي شما ريخته مي شوند و شما زير خاك دفن مي شويد. كم كم همه كساني كه در اطراؾ قبر شما هستند پراكنده مي شوند و شما وگورستان خاموش تنها مي مانيد.تمام اينها را حس كنيد .ببينيد كه همه چيز آرام شده است.اين تجربه جدايي از دنيا را به ياد
    آوريد چرا كه مراقبه نوعي مردن است.

    اكنون چشمان خود را بسته نگه داشته و از همه رو آرام گيريد. نياز نداريد كاري انجام دهيد .پيش از به دنيا آمدن تان چيز ها سر جاي خود بودند و اكنون كه مرده ايد آنها باز هم بدون شما به كار خود ادامه مي دهند.مقاومت نكنيد.هر چيزي همانطور ادامه مي يابد كه قرار است ادامه يابد.بدون شما آسمان باز هم آبي
    است سبزه سبز است پرنده ها آواز مي خوانند و... در شما هيچ مقاومتي نيست.شما تسليم هستيد.حاال درون شما اتفاقاتي در حال رخ دادن است.همه چيز هايي كه مايه دردسر و ناراحتي شما را فراهم آورده اند اكنون به ديده شما طبيعي جلوه مي كنند. اكنون شما با هيچ چيز سر جنگ نداريد و با چيز ها همان گونه كه هستند
    احساس شادماني مي كنيد.

    شما از مرگ فرار نكرديد بلكه در مرگ حل شده ايد. هر چيزي را كه سعي مي كنيد نجات دهيد بي شك خواهد مرد و چيزي كه قرار است جاويدان بماند بي هيچ تالشي جاويدان خواهد ماند. شما وقتي آرام مي
    شويد كه نا آرامي را پذيرا شويد و وقتي متوجه مو هبت زندگي مي شويد كه مراقبه مرگ را انجام دهيد. اكنون سه نفس آرام بكشيد .با هر نفسي احساس تازگي و شادابي خواهيد كرد .شما زند هستيد و نفس مي
    كشيد.آرام آرام چشمان خود را باز كرده و از اين مراقبه بيرون بياييد.
    ---------------------------------------------

    -21 مديتيشن جلوگيري از پرخاشگري :

    هنگام خشم شما به نفس بيشتري نياز داريد. تنها از اين وضع آگاه باشيد و بدانيد كه هنگام عصبانيت شكل تنفس شما تند مي شود. اگر در همان لحظه شما شروع كنيد به آهسته نفس كشيدن بالفاصله انديشة شما نيز تؽيير خواهد كرد. چون ارتباط مستقيمي بين نفس و انديشه وجود دارد. با تؽيير شكل نفس كشيدن از فكري كه باعث خشمگيني شما شده دور مي شويد. پذيرفتن خشم و نگاه كردن به آن و حالت هاي فيزيكي بدن به
    هنگام خشم باعث مي شود كه آگاهانه با پديدة خشم روبرو شده و آن را تحت كنترل خود در آوريد.

     

     

     

    انواع مد ی تیشن ها

     

    (توضیح: ممکن است این مدیتیشن ها برای شما قابل انجام نباشد یا گنگ باشد که حتما

    این قسمت صرفا برای آشنایی اندکی با
    اشو در این زمینه نیاز است!
    به مطالعه کتابهای مربوطه

    برخی از مراقبه های اشو میباشد).

     

    "اگر به راستی باهوش هستيد، ذهن خود را درست همان جايی بگذاريد که کفشهايتان را گذاشته ايد".

     

    "دو راه وجود دارد. يا کامال هشيار باشيد. در اين صورت هر اتفاقی که می افتد، تبديل به موضوعی بيرونی می
    شود که کامال از شما جداست و شما صرفا نظاره گر آن می شويد. يا اين که کامال درگير هر اتفاقی که می افتد
    شويد. در اين صورت نظاره گری وجود نخواهد داشت و شما همان اتفاقی می شويد که در حال وقوع است – اگر می رقصيد، تبديل به رقص می شويد، آنگاه ديگر نظاره گری وجود نخواهد داشت. هر دو راه به يک مقصد می
    رسند، زيرا موضوع اين نيست که خود را فراموش کنيد يا هشيار باقی بمانيد. مسئله اصلی اين است که يکپارچه

    شرايط
    يا کامال خود را فراموش کنيد و يا کامال هشيار باقی بمانيد. در هر دو حالت
    يعنی
    باشيد –
    و يک دست

    يکپارچه و کامل بودن را حفظ کرده ايد. بنابراين فکر نکنيد که اين دو حالت ضد يکديگرند".

    اشو

     

    مد ی تيشن های روزانه

     


    Dynamic Meditation Osho
    داینامیک اشو
    مد ی تیشن

     

     

    می مانيد.
    شما هشيار و نظاره گر
    ، چشمها بسته می مانند و
    در تمام مدت اين مد ی تيشن


    مرحله اول: 11 دقيقه

    به طور نامنظم و با شدت از راه بينی نفس بکشيد و فقط روی بازدم تمرکز کنيد. بدن خود می داند چگونه دم را

    انجام دهد. نقس بايد به عمق ريه ها برسد. تا آن جا که می توانيد با سرعت تنفس کنيد و در عين حال مطمئن
    شويد بازدم هايتان تا حد امکان عميق صورت می گيرند. اين عمل را با حداکثر سرعت و عمق انجام دهيد – و
    بازهم عميق تر تا جايی که انگار به بازدم تبديل شده ايد. از حرکات طبيعی بدن برای باالبردن انرژی خود
    استفاده کنيد. افزايش انرژی را حس کنيد، اما در اين مرحله خود را رها نکنيد.

    مرحله دوم: 11 دقيقه

    منفجر شويد! هر آنچه را که الزم است به دور اندازيد، بيرون بريزيد. کامال ديوانه شويد. جيػ بزنيد، فرياد
    بکشيد، گريه کنيد، باال و پائين بپريد، بلرزيد، برقصيد، بخنديد؛ خود را به اين سو و آن سو بيندازيد. چيزی را در
    خود نگاه نداريد؛ تمام جسم خود را به حرکت اندازيد. اگرقادر به انجام اين کارها نيستيد، اَدای آنها را درآوريد.
    اين امر به شما کمک می کند تا راه بيفنيد. هرگز اجازه ندهيد ذهنتان در آنچه می گذرد دخالت کند. به ياد داشته
    باشيد که وقتی آگاهانه ديوانه می شويد، نظاره گر باقی می مانيد.

    مرحله سوم: 11 دقيقه


    مرتب کلمه ی "هو" را از عمق وجودتان
    خود را رو به باال نگاه داشته ايد،
    تمام مدت دستهای
    درحالی که

    تکرار کنيد و باال و پائين بپريد. روی تمام کؾ پا فرود آييد تا صدای آن عميقا مثل چکش به مرکز جنسی ضربه
    زند. تمام نيروی خود را به کار بريد، خود را کامال خسته کنيد.

     

    مرحله چهارم: 11 دقيقه

    بايستيد! در هر حالتی که هستيد، به همان صورت باقی بمانيد. هيچ تؽييری در وضعيت جسمی خود ندهيد. حتی

    تالشهای شما را تا اين جا تلؾ می
    پراکنده شدن جريان انرژی می شود و همه ی
    يک سرفه؛ يک حرکت باعث

    کند. نظاره گر هر اتفاقی که بر شما می افتد باشيد.

    مرحله پنجم: 15 دقيقه


    قدرشناسی خود را نسبت به جهان هستی ابراز کنيد. اين تجربه را تمام
    و از اين راه
    برقصيد و پايکوبی کنيد
    روز با خود نگاه داريد.

     

     

     

    Meditation Osho Kundalini
    کندالینی اشو
    مد ی تیشن

     


    مرحله اول: 15 دقيقه

    بدن خود را شل کنيد و کل آن را تکان دهيد و بلرزانيد و جريان انرژی را که از پاها به طرؾ باال در حرکت
    است حس کنيد. همه چيز را رها کنيد و تبديل به لرزيدن شويد. چشمان خود را می توانيد باز يا بسته نگاه داريد.

    مرحله دوم: 15 دقيقه

    به هر شکل که دوست داريد برقصيد و اجازه دهيد بدن تان هر طور که می خواهد حرکت کند. می توانيد

    چشمها را باز يا بسته نگاه داريد.

    مرحله سوم: 15 دقيقه

    چشمها را ببنديد و در حالت نشسته يا ايستاده بی حرکت بمانيد. هر آنچه را که در بيرون و درونتان می گذرد
    مشاهده و نظاره کنيد.

    مرحله چهارم: 15 دقيقه

    چشمان خود رابسته نگاه داريد، دراز بکشيد و بی حرکت باقی بمانيد.

     

    Let Go & Gibberish کردن رها و جیبریش

    مرحله اول: جيبريش

    در حالی که روی زمين نشسته ايد، چشمان خود را ببنديد و آواها و کلماتی بی معنی بر زبان آوريد – مهم نيست چه باشد، فقط الزم است بی معنا باشند. انگار به زبانی انسانی که هيچ آشنايی با آن نداريد سخن می گوييد. اين گفتگويی بی معنی است! اجازه دهيد که آنچه در درونتان نياز به ابراز دارد، به زبان آورده شود. آنها را بيرون
    بريزيد. ذهن وابسته به "معنا" است و در جيبريش، تمام بدن درگير می شود – دستها، صورت، تارهای صوتی – درست مانند هر گفتگوی زنده ديگری، فقط "معنا" ؼايب است. اين عمل به شکستن عادت گفتگوی درونی کمک
    می کند. مرحله دوم: رفتن به درون
    پس از چند دقيقه، جيبريش با صدای طبل به پايان می رسد. سپس صدای اشو شنونده را به فضای سکوت،
    سکون و آسايشی عميق راهنمايی می کند.

    مرحله سوم: رها کردن

    با صدای ديگر طبل، بی آن که تؽييری در وضعيت بدنی خود دهيد، اجازه دهيد "مثل يک کيسه برنج" روی
    زمين بيفتيد، و در اين حالت درازکش و کامال بی حرکت و آرام، برای رسيدن به سکون و خاموشی حتی عميقتر
    راهنمايی خواهيد شد.

    مرحله چهارم: بازگشت


    که اين
    می کند
    طبل، صدای اشو ما را راهنمايی می کند تا بنشينيم و همچنين يادآوری
    با آخرين ضربه ی

    فعاليتهای روزمره زندگی مان کنيم.
    نظاره گری را وارد همه ی
    تجربه ی


    "هر شب، اين چند لحظه، از ارزشمندترين لحظات زندگی تان هستند و وقتی اين تعداد بودای زنده در اين جا
    گردهم می آيند، اين مکان مهمترين جا در جهان هستی می شود. چرا که در هيچ کجای جهان اين تعداد مردم با

    ق وجودشان فرو نمی روند تا بتوانند سرچشم ًه اصلی زندگی،
    نمی کنند – تا به اين اندازه به عم
    هم مد ی تيشن

    ابديت و بيمرگی را بيابند".
    اشو

    مد ی تیشن های رایج


    Osho Nataraj Meditation
    ناتاراج اشو
    مد ی تيشن


    چشمها درتمام مدت اين مد ی تيشن بسته می مانند.

    مرحله اول: 21 دقيقه

    طوری برقصيد که انگار تسخير شده ايد. اجازه دهيد ناخودآگاه تان کامال ؼالب شود. حرکات خود را کنترل
    نکنيد و نظاره گر اتفاقات نيز نباشيد. فقط با تمام وجود برقصيد".

    مرحله دوم: 41 دقيقه

    بالفاصله روی زمين دراز بکشيد. خاموش و بی حرکت باقی بمانيد.

    مرحله سوم: 5 دقيقه

    برقصيد، پايکوبی کنيد و لذت ببريد.

     


    Meditation Osho Nadabrahma
    نادبراهمای اشو
    مد ی تیشن

    نوشته شده در دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت 13:50 توسط : 12&12 | دسته : درباره مديتيشن :
  •    []

  • چشمها درتمام مدت اين مد ی تيشن بسته می مانند.

    مرحله اول: 21 دقيقه

    در حالتی آسوده روی زمين بنشينيد. با لبانی بسته شروع به زمزمه کنيد. صدای زمزمه تان بايد آنقدر باشد که اگر
    اين مد ی تيشن را با ديگران انجام می دهيد، آنها بتوانند صدای شما را بشنوند. اين عمل ارتعاشی را در بدن
    شما ايجاد می کند. می توانيد لوله يا ظرفی توخالی را مجسم کنيد که فقط با ارتعاشات زمزمه شما پر شده است. لحظه ای فراخواهد رسيد که انگار زمزمه خود به خود ادامه می يابد و شما شنونده می شويد. هر طور که می خواهيد تنفس کنيد، می توانيد زير و بمی زمزمه تان را تؽيير دهيد و يا اگر دلتان خواست به نرمی و آهستگی
    بدن خود را حرکت دهيد.

     


    ش هفت ونيم دقيقه ای تقسيم می شود. در بخش اول در حالی که کؾ دستهايتان مقابل ناؾ و
    مرحله دوم: 15 دقيقه
    اين مرحله به دو بخ

    اين حرکت را بايد
    به سوی جلو حرکت دهيد تا هر دو دست به هم برسند
    را به شکل دايره
    رو به باالست آنها

    آن قدر آهسته انجام دهيد که گويی اصال هيچ حرکتی صورت نمی گيرد. احساس کنيد که انگار به عالم هستی
    انرژی می بخشيد. اين حرکت هفت و نيم دقيقه طول می کشد.

    سپس موسيقی تؽيير می کند. اين بار کؾ دستها را به طرؾ زمين بگيريد و همان حرکت دايره وار را انجام دهيد. بعد از آن که دستها به هم رسيدند آنها را دوباره به سوی ناؾ برگردانيد. احساس کنيد که از عالم هستی
    انرژی


    بايد
    مانند مرحله اول، مانع حرکت نرم و آهسته ی بدن نشويد. برای درک جزئيات اين مرحله،
    می گيريد.

    به دقت تماشا کنيد.
    را در زمان انجا ِم آن
    مربی اين مد ی تيشن

    مرحله سوم: 15 دقيقه

    کامال آرام و بی حرکت روی زمين بنشينيد.


    نظاره
    بنشينيد و ببينيد که بدن تان از شما جداست، ذهن تان از شما جداست. تنها هويت شما،
    "آرام و راحت

    گری است. واژه ی معادل نظاره گری، در زبان سانسکريت، « بودا» است".

     


    Chakra Breathing Meditation
    تنفس چاکراها
    مد ی تیشن

     

    بسته می مانند.
    اين مد ی تيشن
    درتمام مدت
    چشمها


    مرحله اول: 25 دقيقه

    در حالی که پاهايتان به اندازه عرض شانه هايتان از هم فاصله دارند، بايستيد. دهان خود را باز کنيد و شروع به فرستادن نفسهای تند عميق به چاکراها يا مراکز انرژی بدن خود کنيد. ازا پائين ترين مرکز انرژی يعنی چاکرای اول آؼاز کنيد. با شنيدن صدای زنگ، نفس خود را به چاکرای بعدی بفرستيد. همچنان که به چاکراهای باالترمی رويد تنفس تان بايد تند تر و نرم تر شود. بگذاريد بدن تان آرام و شل باشد. می توانيد آن را حرکت داده؛ تکان
    دهيد يا هر حرکت کوچک ديگری که بتواند به تنفس تان کمک کند به آن بدهيد. با رسيدن به چاکرای هفتم،
    صدای سه زنگ را خواهيد شنيد. حال اجازه دهيد جهت تنفس تان تؽييريافته و به طرؾ پائين حرکت کند و از
    هفت چاکرا بگذرد. حدود ده دقيقه وقت داريد که به چاکرای اول برسيد. اين چرخه سه بار تکرار می شود. در
    تمام مدت اين مد ی تيشن ، مربی شما را هدايت خواهد کرد.

    مرحله دوم: 15 دقيقه

    با چشمان بسته بنشينيد، خاموش باشيد و هر آنچه در درونتان روی می دهد نظاره کنيد.

     


    Chakra Sounds Meditation چاکراها ت
    اصوا
    مد ی تیشن


    چشمها درتمام مدت اين مد ی تيشن بسته می مانند.

    مرحله اول: 25 دقيقه


    صدايی در چاکرای اول
    شکم بفرستيد. در حالی که به موسيقی گوش می دهيد، با دهان
    بايستيد و نفس را به

    در چاکرای دوم صدا ايجاد کنيد. اين روند را
    گوش دهيد، حس کنيد و
    ايجاد کنيد. وقتی موسيقی تؽيير می کند،

    برای هر هفت چاکرا تکرار می کنيد. صداها هر بارزيرتر می شوند. سپس همين عمل همراه با موسيقی در جهت

    ت رو به باال و پائين سه
    يعنی از چاکرای هفتم به چاکرای اول بازمی گرديد. اين حرک
    عکس صورت می گيرد
    بار تکرار می شود.


    مرحله دوم: 15 دقيقه

    بی حرکت روی زمين بنشينيد يا دراز بکشيد.

    Meditation Osho Devavani
    دواوانی اشو
    مد ی تیشن

     

    ن او که ظرفی خالی يا مجرا می
    کننده حرکت می کند و از زبا
    دواوانی، آوای الهی است که درفرد مد ی تيشن

    برای زبان است.
    Latihan التيان
    درحقيقت همان مد ی تيشن
    شود، سخن می گويد. اين مد ی تيشن


    دواوانی، ذهن خودآگاه را چنان آرام می کند که هرگاه آخر شب انجام بگيرد، حتما با خوابی عميق دنبال خواهد
    شد.

    اين مد ی تيشن به چهار مرحله 15 دقيقه ای تقسيم می شود. در تمام مدت چشمها را بسته نگاه داريد.

    مرحله اول: 15 دقيقه

    در حالی که موسيقی نواخته می شود، آرام بنشينيد.

    مرحله دوم: 15 دقيقه


    شبيه کلمات شوند. اين
    ادامه دهيد تا
    شروع به درآوردن هجاهای بی معنا مثل "ال...ال...ال،" کنيد و اين عمل را

    کلمات بايد از بخش ناآشنای مؽز که هنگام کودکی به کار می رفته، يعنی پيش از فراگرفتن کلمات بيرون بيايد.
    اجازه دهيد صدای نوعی گفتگو پديدار شود؛ گريه نکنيد، فرياد نکشيد، نخنديد يا جيػ نزنيد.

    مرحله سوم: 15 دقيقه

    بايستيد و به حرؾ زدن ادامه دهيد، اجازه دهيد که بدن تان آرام و بدون گرفتگی و تنش باشد و به نرمی و

    باشد، انرژی های ظريؾ، نوعی التيان می آفريند که خارج
    هماهنگ با اصوات حرکت کند. اگر بدن تان آسوده
    از کنترل شماست.


    مرحله چهارم: 15 دقيقه

    دراز بکشيد، خاموش و بی حرکت باقی بمانيد

     


    Osho Gourishankar Meditation
    گوری شاَنکار اشو
    مد ی تیشن


    اين تکنيک مخصوص شبهاست و از چهار مرحله 15 دقيقه ای تشکيل می شود. مراحل اول و دوم،

    است که به خودی خود پيش می آيد. اگر تنفس در مرحل ًه اول درست
    سوم
    مرحله ی
    التيان
    برای
    آمادگی

    ن انباشته شده در خون باعث می شود که احساس کنيد بر فراز قله گوری شاَنکار
    صورت بگيرد، دی اکسيد کرب
    ( ِا ِو ِرست) قرار داريد. مرحله اول: 15 دقيقه

    با چشمان بسته بنشينيد. از راه بينی نفس عميق بکشيد و ريه ها را با دم پر کنيد. نفس را تا آن جا که می توانيد نگاه داريد و بعد به آهستگی آن را از راه دهان بيرون دهيد و ريه ها را تا حد امکان خالی نگاه داريد. اين روش
    تنفس را در تمام اين مرحله ادامه دهيد.

    مرحله دوم: 15 دقيقه


    يا نور آبی رنگ چشمک زن خيره شويد. بدن خود را
    که به طور طبيعی نفس می کشيد به شعله شمع
    در حالی

    بی حرکت نگاه داريد.

    مرحله سوم: 15 دقيقه

    با چشمان بسته، بايستيد و اجازه دهيد که بدنتان شل و پذيرا باشد. اجازه دهيد بدن تان به هر سويی که می خواهد

    خود به خود اتفاق
    نمی دهيد، بلکه می گذاريد اين حرکت با نرمی ولطافت
    حرکت کند. شما حرکتی به آن
    بيفتد.


    مرحله چهارم: 15 دقيقه

    با چشمان بسته، خاموش و بی حرکت روی زمين دراز بکشيد.

     


    Osho Mahamudra Meditation
    ماهامودرا
    مد ی تیشن

     

    بسته می مانند.
    در تمام مدت اين مد ی تيشن
    چشمها


    مرحله اول: 21 دقيقه

    با چشمان بسته بايستيد و اجازه دهيد بدن تان آزاد و پذيرا باشد – منتظر بمانيد و همکاری کنيد. ناگهان

    بدن را به حرکت در می آورند. اين حالت
    نياز می کنيد: اگر بدن تان آسوده باشد، انرژی هايی ظريؾ،
    احساس

    خارج از کنترل شما صورت می گيرد. اين همان التيان است.

    مرحله دوم: 41 دقيقه

    زانو بزنيد و دستهای خود را به طرؾ آسمان بگيريد؛ کؾ دستها و سر بايد رو به باال باشد – احساس کنيد که هستی به درون شما جاری می شود. با جريان يافتن انرژی در بازوان خود، لرزشی نامحسوس مانند لرزش برگ
    در نسيم را احساس خواهيد کرد. اجازه بدهيد اين لرزش وجود داشته باشد و ادامه يابد.

    پس از چند دقيقه، هنگامی که احساس کرديد کامال پر شده ايد، به جلو خم شويد و پيشانی خود را روی زمين
    بگذاريد، و تبديل به َمرکبی شويد که از طريق آن انرژی الهی و زمينی به هم می پيوندند و يکی می شوند.
    اين روند را حداقل شش بار ديگر تکرار کنيد.

    مرحله سوم: 15 دقيقه

    دراز بکشيد و خاموش و بی حرکت باقی بمانيد.

     

     

     

     

    Osho Mandala Meditation
    مانداال
    مد ی تیشن

     

    قدرتمند ديگری است و مداری از انرژی ايجاد می کند که به تمرکز طبيعی می
    تکنيک
    اين مد ی تيشن ،

    مانداال از چهار مرحله پانزده دقيقه ای تشکيل می شود.
    مد ی تيشن
    انجامد.

    مرحله اول: 15 دقيقه

    با چشمانی باز، آهسته و آرام درجا پا بزنيد و سرعت خود را به تدريج باال ببريد. زانوها را تا حد امکان باال

    س عميق و منظم، گردش انرژی را در درونتان به حرکت درمی آورد. ذهن و تن خود را فراموش
    تنف
    بياوريد.

    کنيد. ادامه دهيد.

    مرحله دوم: 15 دقيقه

    با چشمان بسته و دهان باز و شل بنشينيد. به آرامی تن خود را از ناحيه شکم مانند ساقه ی نی که با نسيم به
    حرکت می افتد، چرخش دهيد. احساس کنيد که باد از چپ و راست، جلو و عقب شما را به چرخش درمی آورد.
    اين حرکت، انرژيهای بيدارشده ی شما را به مرکز ناؾ می فرستد.

    مرحله سوم: 15 دقيقه


    در جهت گردش عقربه
    بی حرکت است و چشمها را
    سرتان
    روی پشت دراز بکشيد، جشمان خود را باز کنيد،

    را دنبال می کند. چشمان تان را
    بگردانيد گويی که عقربه ی دقيقه شمار يک ساعت بزرگ
    های ساعت طوری

    در کاسه چشم با حداکثر سرعت بچرخانيد. الزم است که دهان باز وفک آسوده باشد و تنفس آرام و منظم. اين
    عمل، انرژيهای متمرکز کننده را به چشم سوم هدايت می کند.

    مرحله چهارم: 15 دقيقه

    چشمان خود را ببنديد وخاموش و بی حرکت باقی بمانيد.

     

     

     

     

    No Dimensions Meditation
    نو دایمنشن
    مد ی تیشن

     


    مرحله اول: 21 دقيقه

    اين مد ی تيشن رقصی مداوم و متشکل از شش حرکت است. در حالی که چشمانتان باز است، حرکتها همواره

    ريتم درست حرکات حفظ می گردد. در مورد جزئيات
    شروع می شود و با استفاده از موسيقی،
    از مرکز يا هارا

    اشو به دقت
    را در زمان انجا ِم آن در اديتوريوم
    بهترين راه اين است که مربی اين مد ی تيشن
    اين مد ی تيشن
    تماشا کنيد.


    مرحله دوم: 15 دقيقه

    شروع به چرخش در جهت عکس عقربه های ساعت کنيد، چشمها را باز نگه داريد. دستها بايد در دو طرؾ بدن گشوده شوند. کؾ دست راست را به طرؾ باال و کؾ دست چپ را به طرؾ پائين نگاه داريد. اگر در اين حالت
    راحت نيستيد، در جهتِ عقربه های ساعت چرخ بزنيد، در اين صورت کؾ دست چپ را رو به باال و کؾ
    دست راست را رو به پائين نگاه داريد. برای پايان دادن به چرخش، سرعت خود را کم کنيد و اجازه دهيد
    دستهايتان روی قفسه سينه تان جمع شوند.

    مرحله سوم: 15 دقيقه

    چشمهای خود را ببنديد. روی شکم دراز بکشيد. آرام و بی حرکت باقی بمانيد. نظاره کنيد.

    سخنرانی اشو

    "هدؾ من منحصر به فرد است – من از کلمات تنها برای ايجاد سکوت استفاده می کنم. کلمات مهم نيستند، برای

    بگويم زيرا هدفم ايجاد فواصل سکوت است. کلمات اهميت
    همين می توانم حرفهای ضد ونقيض، پوچ و بی ربط فرعی دارند؛ سکوت ميان کلمات، هدؾ اصلی است".
    اشو

     

     


    Vipassana Meditation ویپاسانا تیشن ی مد

    حالت نشسته: 25 دقيقه

    وضعيتی را اتنخاب کنيد که بتوانيد نسبتا بی حرکت باقی بمانيد. اگر الزم است وضعيت بدنی خود را تؽيير دهيد، اشکالی ندارد؛ اما اين عمل را به آهستگی و با هشياری انجام دهيد. با چشمان بسته صعود ونزول دم و بازدم را
    در باالی ناؾ نظاره کنيد. چيزهای زيادی باعث خواهد شد که تمرکز خود را روی تنفس تان از دست بدهيد.

    کنيد.
    خود را مشاهده
    تنفس
    به آرامی دوباره
    هرگاه متوجه اين امر می شويد،


    حالت راه رفتن: 15 دقيقه


    تنفس،
    فقط با اين تفاوت که اکنون به جای مشاهده ی
    راه رفتن آهسته و طبيعی است،
    همان
    اين مد ی تيشن

    نظاره گر راه رفتن خود می شويد. به تماس پاهايتان با زمين توجه کنيد. چشمان خود را پائين نگاه داريد و چند
    قدم جلوتر از پاهای خود را نگاه کنيد(. همچنين در صورت تمايل می توانيد به جای راه رفتن مانند مرحله ی
    قبل بنشينيد).

     

     

    Whirling Meditation چرخش تیشن ی مد

    مرحله اول

    با چشمان باز شروع به چرخ زدن در جهت عکس عقربه های ساعت کنيد. دستهايتان بايد در دو سوی بدن تان قرار بگيرند. کؾ دست راست به طرؾ باال و کؾ دست چپ بايد به طرؾ پائين باشد؛ اما اگر در اين حالت
    راحت نيستيد، در جهت عقربه های ساعت چرخ بزنيد و اين بار کؾ دست چپ را به طرؾ باال و کؾ دست
    راست را به طرؾ پائين نگاه داريد. برای ايستادن، به تدريج سرعت خود را کم کنيد و اجازه دهيد دستهايتان
    روی قفسه سينه تان جمع شوند.
    مرحله دوم

    چشمان خود را ببنديد. روی شکم دراز بکشيد. آرام و بی حرکت باقی بمانيد و نظاره کنيد.

     

    منابع پیشنهادی

     

     


    و آخرین رهایی
    :اولین
    مد ی تیشن

     

    ازتکينک تخليه ی عواطؾ که در مد ی
    را-
    مد ی تيشن
    راهنمايی عملی که رئوس اصلی شصت نوع

    مورد استفاده قرار می گيرد تا فنون ذاذن که همان روش کهن نشستن بودايی است- توضيح می
    دايناميک
    تيشن

    با آن روبرو
    کنندگان در طی مد ی تيشن
    دهد. از اين گذشته اشو به پرسشهايی که ممکن است مد ی تيشن
    شوند پاسخ می دهد.

     


    مد ی تیشن : هنر وجد و سرور


    و همچنين برای افرادی که
    آشنا شده اند
    کتابی فوق العاده برای تمامی کسانی است که به تازگی با مد ی تيشن

    را توضيح می دهد و بر نگرش
    هستند. اشو در اين اثر، تفاوت ميان تمرکز و مد ی تيشن
    از پيش در اين راه

    ؼيرجدی و بازيگوشانه تاکيد می کند. همچنين به پرسشهای ممکن در باره مد ی تيشن دايناميک پاسخ می دهد.

     

    طریق مد ی تیشن

    کتابی است که اشو در آن ما را گام به گام با ارکان مد ی تيشن آشنا می کند. در اين کتاب او رهنمودهای خود
    را با رژيم ؼذايی، ورزش و خواب آؼاز می کند. سپس به صحبت در باره جسم، افکار و عواطؾ می پردازد و
    توضيح می دهد که چگونه می توان با پااليش آنها به مد ی تيشن پرداخت.

     

    ==================


    می کنيد. همين آگاهی را بايد برای ترافيک
    بيرونی
    امور
    آگاهی خود را صرؾ
    "شما بی آن که آگاه باشيد

    درونی به کار گرفت. زمانی که چشمها را می بنديد، ترافيک افکار، عواطؾ، روياها، تخيالت آؼاز می شود؛
    انواع و اقسام چيزها شروع به گذشتن از پرده ذهن تان می کند.

    همان کاری را که در بيرون می کنيد، در اين جا نيز با جهان درون خود انجام دهيد، آنگاه به يک شاهد يا نظاره

    بس عظيم و ؼير دنيايی است
    نظاره گر بودن را که سروری
    و زمانی که سرور ناشی از
    گر بدل خواهيد شد

    هرگاه فراؼتی می يابيد، بيشتر و بيشتر به
    بچشيد، دوست داريد که بيشتر و بيشتر به آن دست يابيد. دوست داريد
    درون برويد.

     

    برويد. در حالی که
    کليسا
    برای اين کار الزم نيست که خود را در وضعيت بدنی خاصی قرار دهيد، به معبد يا

    در اتوبوس يا در قطار نشسته ايد، يا هرگاه که بی کار هستيد، فقط کافيست چشمان خود را ببنديد. اين عمل باعث

    و شما به اندازه کافی
    نگاه کردن به بيرون است جلوگيری شود
    می شود که از خستگی چشمها که ناشی از

    فرصت می يابيد تا به نظاره ی خود بنشينيد. به تدريج، اين لحظات به زيباترين تجربه های زندگی تان تبديل
    خواهند شد.
    و کم کم، با رشد هشياری و آگاهی تان، کل شخصيت شمان شروع به تؽيير می کند. بزرگترين جهش کوانتومی
    از ناهشياری به هشياری است".

     

    نوشته شده در دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت 13:48 توسط : 12&12 | دسته : درباره مديتيشن :
  •    []