مشكلى كه اغلب ما داريم اين است:
هنگامى كه افسرده مى شويم گويى اين گونه است كه تمام زندگى مان در يك گودال عميق ٢٥ مترى در جريان است و اين در حالى است كه فقط يك نردبان ٢/٥ مترى در اختيار ما قرار دارد.
~كتاب پایه افسردگان گمنام
ص ۸۴

مشكلى كه اغلب ما داريم اين است:
هنگامى كه افسرده مى شويم گويى اين گونه است كه تمام زندگى مان در يك گودال عميق ٢٥ مترى در جريان است و اين در حالى است كه فقط يك نردبان ٢/٥ مترى در اختيار ما قرار دارد.
~كتاب پایه افسردگان گمنام
ص ۸۴
~كتاب پایه افسردگان گمنام
ص ۶۵
~کتاب پایه افسردگان گمنام
ص ۷۸
۱- خود را کم ارزش به حساب می آورند.
۲- به خودشان اجازه نمیدهند که خشمگین شوند.
۳- خودشان یا دیگران را نمیتوانند ببخشند.
۴- باور دارند که زندگی کردن سخت و وحشتناک است و مردن سخت تر و وحشتناک تر.
۵- همچنین از زمانی که مسائل بدی در گذشته ایشان اتفاق افتاده است باور کرده اند که در آینده هم مسائل بد اتفاق خواهد افتاد.
~کتاب پایه افسردگان گمنام
قدم اول ص ۴۳
ما در رها كردن است كه بدست می آوریم اين پارادوكس حيات است و فقط بر اراده و خواست خدا بودن است كه مى توانيم معنى نورحقيقى و شادمانى حقيقى را درك كنيم. درواقع معنويت موجود در حيات يك تئوري نيست ،بلكه مجبوريم آنرا زندگى كنيم.
~کتاب پایه افسردگان گمنام
ص ٨٠
آیا میخواهید آزاد شاد وخوشحال باشید
با ما ارتباط برقرار کنید
اگر می خواهید ماراه حلی را پیدا کرده ایم ، دوست داریم آن را با شما به اشتراک بگذاریم. به ما در این کانال بپیوندید وزندگی رها از اسارت شهوت بیاموزید.
https://t.me/gadam_sa
https://t.me/gadam_sa
تعدادی از افسرده ها هستند که گویی آرزوی فدایی شدن دارند. هزار و یک دلیل برای خود دارند که چرا باید در افسردگی بمانند. آنها مدام افکارشان حول و حوش هزاران فکر درد آور در این مورد که چقدر بد هستند و لایق هیچ دلخوشی و تفریحی نیستند میگردد.
~کتاب پایه افسردگان گمنام
قدم دوم ص ۷۰
يكى از مهمترين قسمتهاى زندگى مان كه با آن خيلى مشکل داريم در تماس قرار گرفتن با احساساتمان است. بسيارى از ما كه هم اكنون افسرده ايم اين را ميدانيم كه يكى از بزرگترين استحكامات ما افسرده ها انكار احساساتمان است . ما با انتخابى كه در مورد بى حس كردن زنده دلى و حالتهاى خود به خودى طبيعى مان مى كنيم،در توانايى احساس كردن مان نيز نقصان ايجاد مى كنيم.
~کتاب پایه افسردگان گمنام
ص ۹۰
~ Big Book of #Alcoholics_Anonymous , p. 76
#Step_8 #Step_9
#Make_Amend
... ما متوجه میشویم که «ایمان بیعمل مرگ است» یعنی ایمانی که با حرکت توأم نباشد به مرگ خواهد انجامید. بگذارید به گامهای هشتم و نهم نگاه کنیم، ما لیستی از تمام کسانی که به آنها زیان رساندهایم، تهیه کردهایم و مایل به جبران گذشتهها هستیم، این همان لیستی است که در متنِ ترازنامهی خود منظور کردهایم.
~ کتاب بزرگ #الكلیهای_گمنام ، ص ۱۰۶-۱۰۷
#قدمهشتم #قدمنهم
#جبرانخسارت
Our description of the alcoholic ... make clear three pertinent ideas:
(a) That we were alcoholic and could not manage
our own lives.
(b) That probably no human power could have re
lieved our alcoholism.
(c) That God could and would if He were sought.
~ Big Book of #Alcoholics_Anonymous , p. 60
توصیف ما از الکلی ... این سه نظر کلی را به وضوح مشخص میکند:
الف-که ما الکلی بودیم و نمیتوانستیم زندگی خود را اداره کنیم،
ب-که احتمالاً هیچ نیروی انسانی قادر نبوده است ما را از #الکلیسم نجات دهد،
ج-و او پروردگار است که میتواند اگر در جستجویش باشیم.
~ کتاب بزرگ #الكلیهای_گمنام ، ص ۹۱
~ Big Book of #Alcoholics_Anonymous , p. 101
#Step_12
به عقیدهی ما هر طرح مبارزه با الکلیسمی که روشِ آن حمایت بیمار از وسوسه باشد محکوم به شکست است. امکان دارد یک الکلی بتواند مدتی خود را در پناهِ سپری مخفی کند اما معمولاً انفجار شدیدتری در پیش خواهد داشت. ما این متدها را آزمایش کردهایم و کوششهای ما برای رسیدن به این هدفهای غیر ممکن همیشه با شکست روبرو بوده است.
بنابراین قاعدهی ما این نیست که به جایی که در آن مشروب هست پا نگذاریم و «« در صورتی که دلیل مشروعی برای رفتن ... داشته باشیم »» ، رفتن به این اماکن اشکالی ندارد.
~ کتاب بزرگ #الكلیهای_گمنام ، ص ۱۳۰
#قدمدوازدهم
#AA
→ Salient Features of #Selfishness and #Self_Centeredness :
Selfishness—self-centeredness! That, we think, is the root of our troubles. Driven by a hundred forms of
[1-] fear,
[2-] self-delusion,
[3-] self-seeking, and
[4-] self-pity,
we step on the toes of our fellows and they retaliate.
~ Big Book of #Alcoholics_Anonymous , p. 62
#Step_3
← مشخصههایِ بارزِ #خودخواهی ، #خودپرستی و #خودمحوری :
به نظر ما خودخواهی و خودپرستی ریشه تمام گرفتاریهای ما است! ما تحت تأثیر انواعِ
[۱-] ترس،
[۲ و ۳-] خیالاتِ باطلِ خودگرایانه و
[۴-] افسوس به حال خود
پای را بر حق دیگران می گذاریم و آنها نیز در مقابل تلافی میکنند.
~ کتاب بزرگ #الكلیهای_گمنام ، ص ۹۲
#قدمسوم
دعای قدم چهارم
در این لحظه من مشتاقم که خودم را همان گونه که هستم ببینم : یک موجود معنوی در حال رشد که در دستان خدا در حال استراحت است.
💠 من میتوانم کاملا خودم را از آن چه که انجام داده ام رهایی بخشم ، با دانستن اینکه خود واقعی من در حال نمایان شدن است.
☘️☘️دوست داشتنی ، شاد و کامل ☘️☘️
📚 کتابچه دعای شروع وپایان جلسات
لغزش یک هم وابسته چیست؟
فرهنگ لغت کلمۀ لغزش را گمراه شدن، خطا یا اشتباه کردن معنی کرده است.
وقتی که ما آن را در هم وابستگی مان به کار می بریم، همان معانی را پیدا می کنیم؛ برای لحظه ای به استفاده کردن از رفتارهای هم وابستگی مان بر می گردیم تا با رویدادها و وقایع زندگی دست و پنجه نرم کنیم (لغزش یک هم وابسته، همچنین دوبارهبرگشتن نامیده می شود.)
"خاطر نشان می شویم هیچ پرهیز کاملی در بهبودی ما وجود ندارد؛ ما بشر هستیم و مرتکب خطا می شویم، چیزی که بیشتر اهمیت دارد این است که چه طور با این خطاها مواجه شویم"
قدم دهم کمک می کند تا این را خطاب قرار دهیم:
"به تهیۀ ترازنامۀ شخصی خود ادامه دادیم و هر جا مرتکب خطا شدیم سریعا آن را پذیرفتیم"
ما همچنین سعی می کنیم تا به خاطر داشته باشیم که اشتباهات ما کمک می کند بخش ها و جنبه هایی از بهبودی را که ملزم هستیم روی آن کار کنیم، شناسایی کرده و از نیروی برترمان تقاضای کمک کنیم. اگر به لغزش کردن ادامه دادیم، ممکن است تنها به کار کردن دوباره نیازمند باشیم. این ممکن است ما را قادر سازد مرحلۀ عمیق تری از ترمیم و درک دوباره نسبت به آن مشکل را به دست آوریم و برای رفتارهایی سالم تر کار کنیم.
ما همچنین این را مفید یافتیم که از سرزنش یا تنبیه کردن خودمان برای لغزش هایمان خودداری کنیم.
به خاطر می آوریم شرم ساری بخش وسیعی از هم وابستگی را در بر می گیرد،
با خود شرمساری و تنبیه کردنِ خود برای اشتباهاتمان، فقط شعلۀ آتش را بر می انگیزیم.
بخشش، عشق ورزیدن و حمایت کردن از والد خودمان، کلیدهای کار کردن با لغزش هم وابستگی هستند.
📚کتاب هم وابستگان گمنام/ فصل پنجم(پرسش های رایج)
رنجِ [پدر اِد] نه تنها ناشی از [بیماریِ] آرتریت و اتهامهای یسوعیهایِ [هم مسلکِ] دیگر، بلکه ناشی از اعتیاد به #سیگار و #پرخوری هم بود. در سال ۱۹۴۴ دوستان او در #AA در سَنْتلوئیز از او خواستند، که از سیگار کشیدن دست بردارد. او بوسیلهی #دوازدهقدم ، سیگار را ترک کرد و برای بیل نوشت: «سیگار را ترک کردهام، اما دارم مثل خوک چاق میشوم».
برای یکی از دوستانش نوشت: «با غذاهای اشتها آور طوری برخورد میکنم، که یک الکلی با الکل برخورد میکند ... حالا میدانم، واکنشم نسبت به برخی غذاها، مانند واکنش الکلی به الکل است و راهِ رسیدن به سلامت عقل، پرهیز شدید است».
او که با افراط و اعتیاد بیگانه نبود، به شوخی به بیل و [همسرش] لوئیز میگفت که آنها باید برای او انجمن «چاقهای آشکار» و برای بیل «نیکوتین برای هیچکس» را راهاندازی کنند.
این افراطها (پرخوری و نیکوتین) مرگِ این دو انسان خوب [پدر اِد و بیلویلسون] را تسریع کردند.
#کتاب روح راهنمایی ، مکاتبات بیلویلسون یکی از بنیانگذاران #الكلیهایگمنام با راهنما و مشاور معنویاش پدر اِد داولینگ