دسته بندي ها

جستجو

دوازده قدم ودوازده سنت


این وبلاگ حاوی اطلاعاتی درمورد انجمن های گمنام دوازده قدمی بوده و مشخص می نماید که چگونه این انجمن ها می توانند منابعی موثر و حیاتی برای معتادانی باشند که تمایل به ترک اعتیاد و بهبودی از طریق برنامه های 12 قدمی دارند. اگرچه هدف اطلاعات ارائه شده در اين بخش به منظور آگاه نمودن افرادی است که آشنایی با انجمن های دوازده قدمی ندارند؛  با این حال معتادان در حال بهبودی نیز می توانند برای پیشرفت و رشد خود در بهبودی از این اطلاعات بهره مند شوند.



:




شجاع آدمی است که میترسد , اما علیه ترسش اقدام میکند ; ولی ترسو آدمی است که میترسد اما با ترسش سر میکند . با هم تفاوت ندارند , هر دو ترسو هستند . شجاع آدمی است که علی رغم ترسش پیش میرود , ترسو آدمی است که دنباله روی ترس خود است . اما یک آدم کامل نه این است و نه آن; او فاقد ترس است و بس 

 

https://telegram.me/a12and12

نوشته شده در یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:43 توسط : 12&12 | دسته : حرف های جاودانه
  •    []

  • بهشت همینجاست...
    هیچ لذتی بالاتر از کمک به یک انسان نیازمند نیست
    این است راهی که باید طی شود تا به مقصد برسد.

     

     

     

     

    https://telegram.me/a12and12

    نوشته شده در یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:25 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 30 آبان

     

    رفتارغیرقابل قبول..21نوامبر..30ابان
    وقتی به رفتارهای غیرقابل قبول معتادفکرمیکنم اولین چیزی که به ذهنم می ایدکارهای معتاداست.معتقدم رفتارمعتادم باعث بحران است وزندگی مراغیرقابل اداره کرده است.برایم اسان است که دیگران رابه خاطرناراحتی هایم سرزنش کنم.صورت حساب هابه موقع پرداخت نمیشدند,چون پول ان رابرای زندان ووکیل استفاده ,میشد,نمیتوانستم برای خودم لباس بخرم چون پول مجوزطرح ترافیک رهن بنگاه ,وحتی فروشنده موادراپرداخت میکردم.
    بعدازحضوردرجلسات نارانان خواندن,نشریات وکارکردن قدم هاباراهنمایم,فهمیدم رفتارمن نیزناپسندبوده است.
    من انتخاب کرده ام که پول زندان ,وکیل وفروشنده موادرابپردازم من انتخاب کرده ام که برای خودم لباس نخرم وبنابراین پول برای راحت شدن معتادازعواقب مصرفش دردسترس باشد
    من انتخاب هایی میکردم که برایم پذیرفتنی بود.برایم اسانتربودکه معتادراسرزنش کنم.سرزنش معتاداسانترازتشخیص دادن رفتاروکارهایی بودکه باعث ناراحتی ام میشد.
    درنارنان یادگرفتم که به خودم نگاهی بیندازم ومسول رفتارهایم باشم.من حق انتخاب دارم ومیتوانم رفتارم راطوری انتخاب کنم که مراخوشحال سازددرست مثل معتادکه میتواندمیتوانم اشفتگی یاارامش راانتخاب کنم.رفتار.ناپسندبه نگاه ببیننده بستگی دارد.من مسول رفتاروشادی خودم هستم.
    تفکری برای امروز:وقتی انگشت اشاره ام به سمت کسی است واورابرای ناراحتی هایم سرزنش میکنم,نیازاست که به ان انگشت هایم که سمت خودم برگشته اندنگاه کنم.

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:20 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 8 آبان

    مشارکت....
    30اکتبر 8آبان
    قبل از نارانان من همیشه درونی ترین افکارم را مخفی می کردم .نمی خواستم آنها را به زبان بیاورم.آشکار کردن افکارم برای دیگران به نظر آنها نا چیز می آمد هر چند دردی که من می کشیدم واقعی و زخم هایی که باعث آن درد می شد عمیق بود.
    پنهان کردن افکار و احساساتم فقط درد مرا افزایش می داد و هیچ کمکی به التیام و بهبودی ام نمی کرد.
    ابتدا وقتی به جلسات نارانان آمدم خیلی کم مشارکت می کردم ،به جای آن فقط گوش می دادم .وقتی شنیدم اعضاء دیگر مشابه سایر اعضاء خانواده اعتیاد را مشارکت می کنند،شهامتم بیشتر شد و احساس امنیت کردم.
    بار اول که احساساتم را باز کردم واضح بود که بیان ترس ها ،اضطراب ها و مشکلاتم به من کمک کرد.در آن پنج دقیقه کوتاه مشارکت احساس کردم که انگار وزنه ای پنج پوندی از روی شانه هایم برداشته شد.احساس کردم که دیگران مشکلاتم را درک کردند.
    گاهی هنوز می ترسم و افکار پریشانم همیشه به هم مربوط نیستند.اما اعضاء دیگر صبورند و گوش می دهند.بعد از سال ها ارتباط برقرار نکردن نیاز است بیشتر تمرکز کنم.زیرا بیان افکارم برایم سخت است.وقتی اوقات سختی دارم اول افکارم را می نویسم.
    قبل از آمدن به نارانان زندگی ام غیر قابل اداره شده بود.من تمایل به فراموش کردن چیز های خوب و مثبت اطرافم دارم.وقتی این اتفاق می افتد به یک جلسه می روم و حمایت عاشقانه اعضاء انجمن را در یافت می کنم.


    تفکری برای امروز:
    هنر بیان کلمات خردمندانه را ندارم اما در اثر مشارکت نگرانی هایم با دیگران بهبودی یافته ام.اوقاتی که بیشتر می خواهم با مشکلاتم پنهان شوم زمان هایی است که بیشتر نیاز دارم که به دیگران بپیوندم

     

    نوشته شده در یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:20 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • 30 آبان
    امروز معني تسليم به اراده‌ی خداوند ممكن است، در بعضی‌ها چنین تعریف شده باشد كه دست از تلاش و فعاليت بردارند، چون خداوند همه‌ی كارها را انجام مي‌دهد. ولي اين را بدانيم كه تلاش و كوشش تنها سهمي مي‌باشد، كه بايد انجام شود. خداوند به ما قدرت انجام كارها و لذت بردن از فعاليت را عطا نموده است. در اصل كار و فعاليت برای انسان يعني زندگي و زنده بودن است! خداوند ما را خلق كرده است، تا زندگي و تلاش كنيم و حاصل فعاليت خود را صرف امرار زندگي خود نماییم. خداوند با عطا كردن هوش و حواس به ما هدف مشخص داده است، تا با پيگيري هدف خود اميد داشته باشيم. امروز با عملكرد صحيح با تسليم شدن به اراده‌ی خداوند از تنبلي و بي‌حوصلگي دست مي‌كشم. آيا هنوز هم نتيجه فعاليت‌هايم را به بهترين وجهه و نتیجه مي‌خواهم؟ امروز وظيفه‌ی من به عنوان يك انسان قرار گرفتن در مسير سازندگي و فعاليت‌هاي شخصی و اجتماعي مي‌باشد. چیزی که من را می‌ترساند نتیه‌ی کارهایم است. پس من کارم را انجام داده و نتايج اعمالم را به خداوند مي‌سپارم. ما زنده به آنیم که آرام نشینیم.
    كار و كوشش از ما، نتيجه با خداوند!

     

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:18 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  •  

                                  مراقبه روزانه "یکسال معجزه" 30آبان 

    سی ام آبان:   بیداری آگاهی درونی مثل راه رفتن روی شبنم است. سرانجام مرطوب خواهی شد.

       وقتی این عبارت را شنیدم بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم و به همین دلیل است که به جلسات می آیم. می دانم که شرکت مرتب در جلسات عاقبت موثر واقع خواهد شد. کسانی را دیده ام که به طور جسته گریخته به جلسات می آیند و بعد از مدتی از جلسه دور می شوند. اما آنان که به طور مرتب در جلسات شرکت می کنند عاقبت پاک می مانند. قدرت جلسات در همین است. بطور مرتب در جلسات شرکت کنید، عاقبت مرطوب خواهید شد.

    برای امروز، برای معتاد در عذاب دعا می کنم و او را تشویق می کنم تا باز هم در جلسات شرکت کند.

    مراقبه روزانه از کتاب "یکسال معجزه"

     

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:17 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  •  

     

                                فقط برای امروز  30آبان


    30 آبان رهایی از نواقص خود

    «اگر [نواقص شخصیتی] به سلامت و خوشبختی ما کمک میکرد، به این وضعیت نومیدی دچار نمیشدیم.»
    کتاب پایه
    v
    شروع قدمهای ششم و هفتم همواره آسان نیست. شاید احساس کنیم آنقدر مشکل داریم که انگار کاملاً ناقص هستیم. شاید احساس کنیم که انگار زیر تخته سنگی پنهان شدهایم. تحت هیچ شرایط مایل نیستیم معتادان انجمن از نواقص ما مطلع شوند.
    احتمالاً دورانی را تجربه خواهیم کرد که در آن همه حرفها و اعمال خود را بررسی میکنیم تا نواقص شخصیتی خود را شناسایی کنیم و از پنهان کردن آنها اطمینان حاصل کنیم. شاید به روز خاصی در گذشته بنگریم و از اینکه آنچه بدان مطمئن هستیم، شرمآورترین چیزی است که تا به حال گفتهایم، یکه بخوریم. عزم خود را جزم میکنیم تا به هر قیمتی از این خصوصیتهای وحشتناک رهایی پیدا کنیم.
    اما هیچ جایی در قدمهای ششم یا هفتم بیان نمیشود که ما قادر به کنترل نواقص شخصیتی خود هستیم. در حقیقت، هر چه بیشتر به آنها توجه میکنیم، این نواقص در زندگی ما ثابتتر و پایدارتر میشوند. تشخیص اینکه همان طور که نمیتوانیم اعتیاد خود را کنترل کنیم، قادر به کنترل نواقص خود نیز نیستیم، مستلزم فروتنی است. نمیتوانیم نواقص خود را برطرف کنیم؛ تنها میتوانیم از خداوندی مهربان درخواست کنیم آنها را برطرف نماید.
    رهایی از چیزی دردناک میتواند به اندازه رهایی از چیزی خوشایند دشوار باشد. اما بگذارید با آن روبرو شویم—پافشاری مانع بسیار بزرگی است. وقتی واقعاً درباره چیزی که بدان پافشاری میکنیم، فکر میکنیم، تلاش ما صرفاً ارزشمند نیست. زمان آن فرا رسیده که از نواقص شخصیتی خود رها شویم و از خداوند بخواهیم آنها را برطرف نماید.
    v
    فقط برای امروز: آماده برطرف شدن نواقص خود هستم. از قید و بند رها میشوم و به نیرویی برتر و مهربان اجازه میدهم از من مراقبت نماید.

     

    نوشته شده در یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:6 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • 30 آبان a day at a time از کتاب اندیشه امروز
    هنگامیکه از خواب بیدار می شوم و به آرامی به روزی که در پیش دارم فکر میکنم، من از خداوند درخواست می کنم که تفکر مرا جهت دهد تا در طول روز بتوانم از احساس ترحم به خود و تزویر و خود محوری به دور باشم. اگر در انتخاب راه و تصمیم گیری به مشکلی بر خودر کنم از خداوند خواهم خواست که قدرت الهام و ارتباط مرا با خویش تقویت نماید تا بتوانم به درستی تصمیم بگیرم. سپس با اعتماد کامل ، آرام و استوار به پیش خواهم رفت چرا که اطمینان دارم که همه چیز به خوبی خواهد گذشت. آیا من بر این باور اعتقاد دارم که زمانیکه از حق خود در رابطه با نتایج اتفاقات صرف نظر می کنم آزادی را خواهم شناخت؟ خداوندا ، بخاطر توانایی که به من داده ای تا سپاسگذار تو باشم ، متشکرم. امروز من آزادم تا زمانیکه می خواهم با خداوند به راز و نیاز مشغول شوم. انتخاب کنم و با استفاده از کلمات و جملاتی که مخصوص من است با او دردل کنم. آیا من برای خداوند این آزادی را که چگونه در زندگی من تاثیر بگذارد قائل هستم یا اینکه در دعا و نیایش خود نتایج خاصی را از او انتظار دارم؟
    <<من در مقامی نیستم که از خداوند بخواهم کار بخصوصی را انجام دهد>>

     

    نوشته شده در یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:1 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • فردی که مثبت فکر می کند حتی یک مشکل کوچک هم برایش موقعیت تازه ای برای یادگیری است.

     

    Image result for ‫مثبت‬‎

     

     

    نوشته شده در شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:14 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • 29 آبان  a day at a time  از کتاب اندیشه امروز
    برنامه به ما توصیه می کند که بر اساس تجربه کلیه افرادی که با موفقیت

     

    این اصول را بکار بسته اند ، هنگامیکه آمادگی آنرا می یابیم که بطور جدی

    رهنمودهای برنامه را در عرصه های مختلف زندگی بکار بندیم از دعای

    بخصوصی استفاده کنیم. ((خداوندا ، من خود را به تو می سپارم که مرا در

    ساختن و انجام کارها که ار اساس اراده تو استوار است یاری نمایی . مرا

    از اسارت رنج آور گذشته رهایی بخش تا بهتر قادر باشیم خواست ترا

    تحقق بخشم مشکلات مرا بر طرف کن تا نیروی خود را جهت مساعدت و

    دوستی دیگران در زندگی جدید خود بکار گیرم. پروردگارا ؛ مرا یاری کن تا

    همیشه در جهت خواست تو حرکت نمایم)) من به خاطر آزادی که امکان

    درک خداوند را برای من امکانپذیر ساخته است سپاسگذارم. من زندگی و

    تمام وجود خود را به خداوند بزرگ تسلیم نموده ام و می دانم مه او

    همچون پدری مهربان مرا یاری خواهد داد تا با خداحافظی با تمام چیزهایی

    که موجب جدایی من از جهان گردیده بود بار دیگر به زندگی باز گردم.

    << من خداوند را به خاطر ادراکی که بمن داده است تا او را درک کنم

    سپاسگذارم>>

     

     

    نوشته شده در شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:3 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • فقط برای امروز 29 آبان

     

    29 آبان دستیابی به احساس رضایت
    «با احساس رضایت از خود آشنا نبودیم؛ همیشه به سوی پوچی و بیارزشی کشیده میشدیم.»
    کتاب پایه
    v
    احتمالاً در دوران اعتیاد فعال، صدها بار آرزو کردیم که ای کاش به فرد دیگری تبدیل میشدیم. شاید آرزو میکردیم میتوانستیم جای خود را با افرادی عوض کنیم که صاحب ماشینی زیبا یا خانهای بزرگتر، شغلی بهتر، همسری جذابتر یا هر چیزی جز آنچه خود در اختیار داشتیم، بودند. نومیدی ما آن چنان شدید بود که به سختی میتوانستیم کسی را تصور کنیم که وضعیتش از ما بدتر باشد.
    در دوران بهبودی، ممکن است دچار نوع دیگری از حسادت شویم. ممکن است به مقایسه درون خود با بیرون دیگران ادامه دهیم و احساس کنیم که انگار هنوز از هیچ چیز به قدر کافی در اختیار نداریم. شاید فکر کنیم همه افراد از جدیدترین عضو گرفته تا اعضا باتجربه و پاکی زیاد، در جلسات بهتر از ما به نظر میرسند. ممکن است تصور کنیم همه افراد دیگر برنامه بهتری را انجام میدهند، چون ماشین بهتر، خانه بزرگتر، پول بیشتر و غیره دارند.
    فرآیند بهبودی که از طریق قدمهای دوازدهگانه تجربه میکنیم، ما را از روحیه حسادت و احترام به نفس پایین به جایگاهی حاکی از احساس رضایت روحانی و سپاسگزاری عمیق از آنچه قطعاً در اختیار داریم، ارتقا میدهد. درمییابیم هرگز مایل به عوض کردن جای خود با دیگران نیستیم، چراکه آنچه ما در درون خود یافتهایم، بسیار ارزشمند است.
    v
    فقط برای امروز: در زندگی من چیزهای زیادی هست که باید قدر آنها را بدانم. از احساس رضایت روحانی که در دوران بهبودی پیدا کردهام، حفظ و حراست میکنم.

     

     

     

    نوشته شده در شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:1 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مراقبه روزانه "یکسال معجزه" 29 آبان

     

    بیست و نهم آبان: چقدر فقیرند کسانی که صبر ندارند.
    در صف فروشگاه برای پرداخت بهای اجناسی که خریده بودم ایستاده بودم. در جلوی من شخصی بود که نمی توانست بقیه پول خود را حساب کند و با کیف پولش ور می رفت. صندوق دار در حال عصبانی شدن بود. بعد از مدتی معطلی نوبت به من رسید. کاملا آرام و طبیعی بودم. صندوقدار نگاهی خریدارانه به من انداخت. او تصور می کرد که من یک قدیس هستم. او که از آرامشم یکه خورده بود زیر لب با خود گفت: حیرت انگیز است! او نمی دانست که مادرم از هفت ماه پیش مبتلا به سرطان و در انتظار مرگ است. هر روز به عیادت او می روم. آنچه در صف فروشگاه اتفاق افتاد ارزش ناراحت شدن نداشت و برای من کمترین نگرانی هم محسوب نمی شد.
    برای امروز، به یاد خواهم داشت که برای مصرف بعدی نیکوتین چقدر ناشکیبا بودم و امروز شکرگذارم که بدون مصرف نیکوتین زندگی خوبی دارم.

     

     

     

    نوشته شده در شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:1 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 29 آبان

     

    بخشش..20نوامبر..29ابان..
    وقتی برای اولین باربه نارانان امدم,شنیدم عضوی مشارکت میکردکه بخشیدن دیگران هدیه ای به خودش میباشد.قبل ازان همیشه فکرمیکردم که دیگران رابه خاطرلطف به انهامیبخشم.درنارانان یادمی گیرم که بخشش ,لطف نیست کاری است که برای خودم انجام میدهم.وقتی به خشم ورنجش ازدیگران چسبیده ام به خودم صدمه میزنم.بیشتراوقات فکردیگری جزفکرکردن به فردی که ازاوخشمگین هستم ,ندارم,معتقدم که این به خصوص درموردمصرف کننده ی فعال صدق میکند.
    امروزسعی میکنم که دران زمان هاکه صدمه میخورم وباکارهای معتادم مودسواستفاده قرارمیگیرم,بخشش راتمرین میکنم.به خاطردارم که معتادبیماراست .رنجش وخشم من به معتادم مرادرارتباط باهمان سواستفاده های گذشته قرارمیدهد.افکارواحساسات خشمگینانه من به ان حادثه بارهاوبارهامرادرمعرض همان تجربه قرارمیدهد.هم چنین مانع ازتجربه کردن صلح وارامش من میشود.
    خشم ورنجش برای برای من یامعتادم خوب نیست,بنابراین امروزبه جلسه خواهم رفت,
    درمورداحساسم صحبت خواهم کردوکمک نیروی برترم راخواهم خواست که رهاکنم پیش روم.گاهی این فرایند مدت زیادی طول میکشد,امااگردرجهت درست قدم بردارم,صلحی را که درپی ان هستم خواهم خراهم یافت.
    تفکری برای امروز:مهم نیست که چقدراشتباه دردناک است ,من نیازدارم که ببخشم چون بهبودیم اولویت من است .حق ندارم دیگران راقضاوت کنم ووقتی دیگران رابه خاطرصدمات گذشته می بخشم,موهبت مضاعفی است

     

     

    نوشته شده در شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:1 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  •  

     

    شهامت عوض شدن "الانان" 29 آبان

    بیست و نهم آبان
    گروه بسیار کوچک ما بعد از نگاهی درست به خود متوجه شد که در مسیری قدیمی بدون اینکه آنرا بشناسیم قدم گذاشته ایم . مدت زیادی از زمانیکه ما تازه واردی داشتیم گذشنه بود و بنظر میرسید تمام صحبت های ما در جلسات و میزگردهای دوره ای بر اساس کتاب فقط برای امروز در الانان . به جز تغییراتی جزئی بر همین محور هستند . ما وجدان گروه را در نظر گرفته و تلاش کردیم در بعضی جلسات از دیگر نشریات الانان استفاده کنیم با سایر گروههای محلی تبادل نظر کردیم عضویت ما در طول سال ، سه برابر شد بزودی تازه واردین زیادی داشتیم ، بطوریکه برای گسترش جلسات جدید خود از عده ای تازه واردین کمک گرفتیم . به دلیل تمایل ما بعنوان یک گروه ، هر یک از ما به صورت انفرادی از فهرست جلسات آگاه شدیم .
    یاد آوری امروز
    .
    هر گروه مانند یک شخص در خلال تغییراتی مسیر خود را می پیماید اما ما نباید به تنهایی با این تغییرات مواجه شویم . سنت دوم به ما یاد آوری میکند که پروردگار مهربان در وجدان گروه خود را بیان میکند . وقتی هریک از ما برای رشد کردن تمایل داشته باشد ، همه ما بهره مند خواهیم بود شد . به غیر از تمایل گروه به پیروی کردن از آنچه ممکن است در خلال عضویت با سلامت عقل بیان شود ، دانستن اینکه راهنمایی گروه از طریق افراد صورت نمی گیرد . موجب احساس آسودگی خاطر میشود .

     

     

     

    نوشته شده در شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:1 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • 28 آبان a day at a time از کتاب اندیشه امروز
    گاهگاهی که این فکر بر ذهن من چیره گشته که من از خواست خداوند درباره دیگران آگاهی دارم ، به خود میگویم: این شخص از بیماری خود بهبودی خواهد یافت یا انکه ان دیگری از رنجی که می برد رها خواهد شد و برای آنها دعا می کنم و از خداوند می خواهم که در این موارد بخصوص به آنها کمک کند. اگرچه این دعاها از صمیم قلب انجام میشود اما از آنجائیکه بر تصورات من استوار است که از خواست خداوند درباره این افراد آگاهم با رهنمود های برنامه مطابقت ندارد. برنامه به من می آموزد که دعای خود را اینگونه انچام دهم که خواستار تحقق اراده او برای خود و دیگران باشیم.آیا من بیاد دارم که خداوند تا درجه ای دوست من است که من به او اعتماد داشته باشم؟ من دعا می کنم که خداوند به من فصتی دهد تا به دیگران کمک کنم. من از خداوند بخاطر فکر کمک به دیگران سپاسگذارم و از اینکه موقعیتی را در اختیار من قرار داده تا از قصر بلورین خود بیرون آیم و بدون خود خواهی و غرور دیگران را دوست بدارم و محبت خود را با آنان قسمت کنم خوشحالم. خداوندا به من کمک کم تا برای عملی شدن خواست و اراده تو دست به دعا بر دارم.
    <<من اعتماد خود را در اراده خداوند نهاده ام>>

    نوشته شده در جمعه ۲۸ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:9 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • فقط برای امروز 28 آبان

    زبان همدردی 28 آبان
    «...فرد معتاد از ابتدا به همان میزان احساس همدردی دست مییابد که هر فردی بدان نیاز دارد تا خود را متقاعد کند که میتواند با الگو گرفتن از افرادی که سالهای بسیاری در بهبودی به سر بردهاند، پاک بماند.»
    کتاب پایه
    v
    بسیاری از ما در اولین جلسه خود حضور یافتیم و چون کاملاً مطمئن نبودیمNA متعلق به ماست، چیزهای زیادی را برای عیبجویی یافتیم. یا احساس میکردیم هیچ کس مانند ما رنج نبرده است یا اینکه خود ما به اندازه کافی رنج نبردهایم. اما وقتی گوش دادیم، شروع به شنیدن چیز جدیدی کردیم، زبان بیکلامی که ریشه در شناخت، باور و ایمان داشت: زبان همدردی. چون به احساس تعلق شدیداً نیاز داشتیم، به گوش دادن ادامه دادیم.
    وقتی زبان همدردی را درک میکنیم و به این زبان صحبت میکنیم، همه احساس همدردی مورد نیاز خود را به دست میآوریم. برای درک این زبان ویژه، با قلب خود گوش میدهیم. زبان همدردی از کلمات استفاده نمیکند؛ بیشتر از اینکه بیان کند، احساس میکند. موعظه یا سخنرانی نمیکند، بلکه گوش میدهد. میتواند با روح معتادی دیگر بدون بیان هیچ کلمهای ارتباط برقرار کند و آن را لمس کند.
    فصاحت و روانی در زبان همدردی از طریق تمرین به دست میآید. هر چه در ارتباط خود با سایر معتادان و نیروی برتر خود بیشتر از این زبان استفاده کنیم، آن را بیشتر درک میکنیم. این زبان موجب شرکت مجدد ما در جلسات میشود.
    v
    فقط برای امروز: با قلب خود گوش میدهم. هر روزی که سپری میشود، در زبان همدردی روانتر میشوم.

    نوشته شده در جمعه ۲۸ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:7 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 28 آبان

    دعاومراقبه ..19نوامبر..۲۸ابان
    قبل ازاینکه به نارانان بیایم,خشمگین بودم.تمام وقت نگران بودم وبه معتادفکرمیکردم همیشه کاری برای دیگران انجام میدادم.به دیگران الویت داده وازخودغفلت میکردم.نیازبه تغییرداشتم چون درحال تخریب خودم بودم.بعدازسالها,باخودم خیلی فکرکردم امانمیتوانستم معتادم راببخشم این نگرش مرابیمارکرد.خیلی عصبانی ومنفی بودم.خودم رادوست نداشتم.من یک بینوای پریشان بودم,وهرگزدرونم ارام نبود.بلاخره فهمیدم که نیازبه کمک دارم.
    خیلی سپاسگزارم ازاینکه دوستی که اوهم یک معتادرادوست دااشت,مرابه اولین جلسه نارانان دعوت کرد.وقتی اولین باربه نارانان امدم هنوزصدای قربانی شدن میشنیدم,اماخانواده های نارانان برایم رفتارسالم راسرمشق قرارداد.انهابه من ابزار,شهامت وانگیزه برای تغییررفتاروزندگی ام رادادند.کمک کردندتاصلح وارامش راپیداکنم.
    درنارانان درموردقدرت دعاومراقبه یادمیگیرم.اموخته ام درباره عدم سلامت عقلی که دارم مراقبه کنم.میتوانم مراقبه کرده وذهنم راازوسواس فکری پاک کنم.مراقبه کمک میکندازنگرانی رهاشوم وبه من درپیدکردن صلح کمک میکند.بهترین تجربه یادگیری ام زمانی اتفاق افتادکه هیچ کاری انجام ندادم.ازطریق مراقبه راه بهتری برای تمرکزکردن یادمیگیرم.این به من کمک میکندتارفتارم رابهترکنم.برای من,مراقبه تجربه پاک کردن ذهن است واین به من دریافتن ارامش کمک میکند.
    تفکری برای امروز:درنارانان رشدکرده وگاهی دوباره به گذشته میروم.اماباحضورنیروی برتردوست داشتنی ام که ازطریق دعاومراقبه وصدای خانواده نارانان درزندگی من واقعی وزنده است,برمیگردم.

    نوشته شده در جمعه ۲۸ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:7 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • شهامت عوض شدن "الانان" 28 آبان

    بیست و هشتم آبان
    من همیشه سعی کرده ام دیگران را بخاطر تمایلات شخصی خویش تغییر دهم . نیازهای خود را می شناسم و اگر برآورده نمی شدند با دیگران مشکل داشتم . به دنبال کسی می گشتم که در این موقع دائما برای من حضور داشته باشد اما بر من زیاد اعمال نفوذ نکند . با نگاهی به گذشته مشخص میشود که بیشتر بدنبال کج خلقی بودم تا انسان شدن . طبیعتا این دیدگاه روابط مرا محدود می سازد . در الانان یاد گرفتم بین انچه انتظار دارم و آنچه نیاز دارم تفاوت وجود دارد هیچکس نمی تواند همه انتظارات مرا بر آورده کند یکبار دیگر با بررسی کردن رفتارهای خود روبرو میشوم . من چه انتظاری دارم و آیا آن انتظاری واقعی است ؟ آیا من به شخصیت های فردی انسانهای دیگر احترام میگذارم و یا تنها به ان قسمت هایی از شخصیت آنان که با من سازگار است توجه دارم ؟ آیا از آنچه دریافت میکنم قدر دانی میکنم ؟
    یاد آوری امروز
    تلاش برای تغییر دیگران کاریست بیهوده ، احمقانه . مطمئنا دوست داشتنی نخواهد بود امروز که من با دیگران مشکل دارم ، میتوانم بخود نگاه کرده و ببینم لازم است چه چیزهایی در درونم تغییر کنند . و آغاز عشق این است ....به کسانی که دوستشان داریم فرصت دهیم کاملا خودشان باشند و آنها را برای مطابق ساختن با تصورات فردی خویش درگیر نکنیم .

     

    نوشته شده در جمعه ۲۸ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:7 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مراقبه روزانه "یکسال معجزه" 28 آبان

    بیست و هشتم آبان: وقتی آسمان کاملاً تاریک شود، ستارگان هویدا می شوند.
    در گذشته دائم در حال منفی بافی و سرزنش کردن خود بودم. هر جا اشتباهی رخ می داد خود را گناهکار می دانستم و تصور می کردم بابت آن تنبیه می شوم. اکنون آموخته ام گاه خطاهایی از من سر میزند که از کنترلم خارج است و این اشکالی ندارد. لازم نیست برای بد اقبالی خود پیشاپیش نسخه پیچی کنم، بلکه لازم است در تاریکی منتظر ستاره ها باشم. وقتی بدینگونه به وقایع بنگرم راه حل تمام مشکلات به آسانی پیدا خواهد شد.
    برای امروز، وقتی همه چیز تاریک به نظر می رسد، به روشنایی ها فکر می کنم.

    نوشته شده در جمعه ۲۸ آبان ۱۳۹۵ ساعت 1:7 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • فقط برای امروز:
    به هر نحوی باشد به بهبودی خودم ادامه میدهم از رنجش ها نسیت به اعضا و گروه خود را با اقرار و نوشتن تراز قدم چهار رها میکنم
    فقط برای امروز سعی میکنم به هر نحوی باشد خود را از گروه دور نکنم و همیشه داخل گروه باشم
    فقط برای امروز سعی میکنم که به بیماری با دید باز بنگرم و صداقت را برای بهبودیش به خرج دهم و به اجرا در بیاورم

     

    https://telegram.me/a12and12

    نوشته شده در سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۵ ساعت 13:47 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • 25 آبان از کتاب اندیشه امروز  a day at a time
    بزرگی گفته است (( دعا کردن هیچ تاثیری بر خداوند ندارد اما کسی را که دعا میکند متاثر می سازد)) آنهایی از ما که در برنامه آموخته ایم که روزانه و بطور معمول دعا کنیم ، هیچ روز را بدون ذعا آغاز نمی کنیم. همانگونه که بدن ما نیازمند آب و اکسیژن و غذا می باشد ، روح ما نیز احتیاج به دعا کردن دارد. همه ما نیازمند آنیم که به نوعی با خداوند صحبت کنیم و از طریق دعا و نیایش خود را به دیگران و خداوند متصل نمائیم.آیا من خداوند را بخاطر تمام چیزهایی که بمن داده است ، تمام تواقصی که در من مرتفع کرده و تمامی صفات خوبی که در من بجا گذاشته است سپاسگزار هستم؟خداوندا ؛ ترا بخاطر آرامشی که جایگزین سردرگمی بخاطر هماهنگی که بین من و دیگر انسانها ایجاد کرده ای سپاسگزارم.((تمیز بودن)) من در برنامه بازپروری یکی از معجزات خداوند است که دریچه دنیای وسیع و دگرگونی را بر من گشوده است . من خداوند را بخاطر وسعتی که به دنیای من داده و موقعیت هایی که در اختیار من گذاشته سپاسگزارم.
    <<دعا هر چقدر هم که ساده باسد روح را صیقل میدهد>>

     

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۵ ساعت 13:46 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • بازتاب بیستم و پنجم آبان ماه

    تاخیر روزانه

    تعویق روزانه در حفظ وضعیت معنوی ما مؤثر است.
    الکلی های گمنام

    حفظ وضعیت معنوی من، همانند کارهای دیگر روزانه ام است، برنامه ریزی برای ماراتن، شنا، دویدن، حفظ وضعیت خوب معنوی نیازمند عبادت و مراقبه است. مهمترین و ساده ترین راه برای بهبود ارتباط آگاهانه من با قدرت برتر عبادت و مراقبه است. همچون امواج که تمایل به بازگشت به دریا را دارند من در مقابل الکل ضعف شدیدی داشتم و هیچ قدرت انسانی قادر به غلبه بر اعتیاد من به الکل نبود. اکنون من قادر به تفس هوای شادی، خوشبختی و حکمت هستم. من قادر به دوست داشتن دیگران هستم و می توانم به حوادث اطرافم واکنش نشان دهم و با چشم ایمان چیزهایی را که به آسانی آشکار نیست می بینم. تعویق های روزانه به این معناست که مهم نیست امروز چقدر همه چیز سخت و دردناک به نظر می رسد من می توانم تمام قدرتم را به کار ببرم تا از حیله، سردرگمی و بیماری قدرتمند دور باشم.

     

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۵ ساعت 13:45 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  •  

    شهامت عوض شدن "الانان" 25 آبان

    بیست و پنجم آبان
    هرگز جرات نداشتم به دیگری اعتماد کنم ، تا اینکه به اولین راهنمای خود در الانان اعتماد کردم . با اعتماد به نفسی ضعیف از او تقاضا کردم راهنمایم باشد. آشفته بودم ف آیا او مرا خواهد پذیرفت ؟ من مطمئن بودم او خواسته مرا رد خواهد کرد چون تصور میکردم ارزش آن را ندارم . پاسخ مثبت او ، مرا واقعا متعجب ساخت . ارام آرام در طول قدم ها مرا راهنمایی کرد . به قدری آشفته و نا امید بودم . که بخاطر احساسی بهتر داشتن میخواستم برای هر انچه الانان میگفت یا عقایدی که او پیشنهاد میکرد تلاش کنم . من با الانان زندگی میکردم ، نفس میکشیدم و تغذیه میشدم یکی از روزهایی که احساس تنهایی میکردم به او تلفن زدم و نا امید از اینکه هرگز نتوانستم احساس بهتری پیدا کنم . گریه کردم . در این شرایط بحرانی آنچه او به من گفت این بود : "من کسی به مشتاقی تو برای کار کردن برنامه نمی شناسم" از خوشحالی پر در آوردم او چیزی به من گفت که نمی خواستم به خودم بگویم اما میدانستم که همینطور است . بسیار علاقمند بودم . در آن زمان مطمئن شدم که بهبودی پیدا میکنم زیرا جوهر آن را داشتم . در آن گفته او به من کمک کرد تا نسبت به خودم نوعی آگاهی بدست بیاورم . من شانس اوردم . اعتماد کردم و در نتیجه یاد گرفتم که ارزش سعادتمند شدن را داشتم .

    یاد آوری امروز

    شهامت پیدا کردن و استفاده کردن از یک راهنما شروعی است برای یاد گیری اینکه به خود ارزش بدهیم . هر عملی که انجام دهیم هر چند هنرمندانه باشد به تنهایی کامل نخواهد شد . بنابراین با عشق سعادتمند میشویم .

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۵ ساعت 13:37 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • فقط برای امروز 25 آبان

     

    25 آبان دیگر تنها نیستیم
    «به تدریج و با احتیاط خود را از انزوا و تنهایی اعتیاد بیرون میکشیم و وارد جریان زندگی میشویم.»
    کتاب پایه
    v
    بسیاری از ما بیشتر دوران مصرف خود را در تنهایی گذراندیم و به هر قیمتی از افراد دیگر، به خصوص افرادی که مصرف نمیکردند، دوری کردیم. پس از سالها انزوا، تلاش برای یافتن جایگاهی برای خود در انجمنی پرچنب و جوش و گاهی پرهیاهو همواره آسان نیست. شاید گاهی احساس انزوا کنیم و به جای تمرکز بر شباهتهای خود به تفاوتهای خود توجه کنیم. احساسات دردناکی که اغلب در اوایل بهبودی برانگیخته میشود—احساس ترس، عصبانیت و عدم اعتماد—نیز میتواند ما را منزوی نگاه دارد. ممکن است احساس غریبی کنیم، اما باید به یاد داشته باشیم که انزوا مربوط به ماست نه NA.
    در معتادان گمنام، فرصت بسیار ویژهای برای دوستی به ما عرضه شده است. با افرادی دور هم جمع شدهایم که ما را به گونهای درک میکنند که هیچ فرد دیگری قادر به انجام این کار نیست. تشویق شدهایم احساسات، مشکلات، پیروزیها و شکستهای خود را با این افراد در میان بگذاریم. همدردی و شناختی که در NA به دست میآوریم، به تدریج جای خالی ناشی از انزوا را در دلهای ما پر میکند. همان طور که شنیدهایم اگر به برنامه اجازه دهیم، مؤثر واقع میشود.
    v
    فقط برای امروز: دوستی سایر اعضای انجمن، هدیهای جاودان و مادامالعمر است. با دوستی عرضه شده در NA ارتباط برقرار میکنم و آن را میپذیرم.

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۵ ساعت 13:37 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مراقبه روزانه "یکسال معجزه" 25 آبان

     

    بیست و پنجم آبان: وقتی مسئولیت پذیر باشی، میل دستیابی به رویاهایت را ارتقاء خواهی داد.
    وقتی وسوسه مصرف می شوم با خود می گویم: فقط برای همین ثانیه، برای همین دقیقه، برای همین ساعت و برای امروز مصرف نمی کنم. وقتی به تغذیه اعتیاد خود فکر می کنم و یا زمانی که گرفتار وسوسه مصرف می گردم این جملات را در سر مرور می کنم. اگر موثر واقع نشد آن را با آهنگی موزون زمزمه می کنم. این روش مرا در خودداری از مصرف نیکوتین یاری می کند. همچنین بطور مرتب در جلسات شرکت کرده و تجربه خود را با اعضاء به مشارکت می گذارم.
    برای امروز، زمانی را برای استفاده از ابزارهای برنامه اختصاص خواهم داد.

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۵ ساعت 13:36 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 25 آبان

     

    ۴عامل بازدارنده.......16نوامبر..... ..۲۵ابان
    هرعامل به من یاداوری میکندکه وقتی "گرسنه,"عصبا,""تنها"یا"خسته ام,"ازنیازهایم مراقبت نمیکنم.اگرازنیازهایم مراقبت نکنم ,وقتی دردام عزیزمعتادم بیفتم ازخودم ازخودم مراقبت نمیکنم.من برای معتادم زندگی میکردم .وقتی معتادمصرف میکردنمیتوانستم راحت باشم,ازیک فیلم لذت ببرم,یک کتاب بخوانم یاحتی مراقبت مناسبی ازخودم داشته باشم.غذامیخوردم,سیگارپشت سیگارمیکشیدم وبه تنهایی پشت سرهم ورق بازی میکردم تازمانی که دیگرنمیتوانستم فکرکنم یاصفحه یک کامپیوترراببینم.به هیچ کس تلفن نمیزدم ویااحساس ترس وخشمم رامشارکت نمیکردم چون نمیخواستم توصیه هایاچیزی راکه می گفتندبرای بارهزارم بشنوم.گرفتارشده بودم .دراین حالت تنش وبدبختی می ماندم تامعتاد به خانه بیایداحساس بهتری داشتم تاوقتی که تمام این چرخه باعیاشی بعدی تکرارمی شد.
    درنارانان یادمی گیرم که من مسؤلم که احساسات خوبی داشته باشم واحساسات من نبایدبه رفتارمعتادیاهرکس دیگری ربط داشته باشد.یادمی گیرم که چطوربامراقبت روزانه که ازنیازهای جسمی ,روحی,ذهنی واحساسی دارم,فردسالمتری باشم.امروز,روزخودرابادعاومراقبه شروع می کنم وان رابایک دعای سپاسگزاری به پایان میبرم.این به من کمک میکندبانیروی برترم درارتباط باشم.بااین ارتباط ازنیازهای روحی خودم مراقبت میکنم.برای مراقبت ازنیازهای جسمی ام خوب میخورم ,ورزش میکنم وسعی میکنم به اندازه کافی بخوابم.همانطورکه برای لذت بردن خودم کتاب میخوانم,برای بهبودیم نشریات نارانان رامیخوانم وبرای اینکه ذهنم رافعال نگه دارم ,مینویسم وتمرکز م راروی افکارسالم میگذارم.وقتی غمگین هستم گریه میکنم,خشم وناامیدی رااعتراف میکنم.وبادرمیان گذاشتن احساساتم باراهنماودیگردوستان ,برنامه راکارمیکنم.به این روش ازنیازهای احساسیم مراقبت میکنم.
    تفکری برای امروز:این مسولیت من است که ازخودم مراقبت کنم.وقتی این کارراانجام میدهم,خوخواه نیستم,بلکه دربرابرخودمسول بودن رایادمیگیرم

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۵ ساعت 13:36 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • بازتاب بیستم و چهارم آبان ماه
    مایحتاج حیاتی

    کسانی از ما که بطور منظم عبادت می کنیم، دئیگر عبادت را ترک نمی کنیم حتی اگر از هوا، غذا و خورشید امتناع کنیم.

    به دلیل اینکه همانطور که اگر از غذا، هوا و نور خورشید صرفنظر کنیم بیمار می شویم و اسیب می بینیم.

    زمانیکه عبادت و مراقبه را ترک می کنیم ذهن، احساسات و شهود خود را از یک نیاز ضروری محروم می کنیم.

    دوازده گام و دوازده سنت

    نیازی نیست که به سختی گام یازدهم را تمرین کنم. رابطه آگاهانه با خداوند همچون رابطه با دیگر انسان ها، ساده است. من میتوانم لبخند بزنم، گوش کنم، ببخشم. هر برخوردی با دیگری فرصتی برای عبادت و اقرار به حضور خداوند در دل من است.

    نوشته شده در دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۵ ساعت 0:51 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • فقط برای امروز 24 آبان

    رها کردن 24 آبان
    «اراده و زندگی من را در اختیار بگیر. مرا در بهبودی راهنمای کن. و شیوه زندگی را به من نشان بده.»
    کتاب پایه
    v
    چگونه فرآیند سپردن هدایت زندگی خود به نیرویی برتر را شروع کنیم؟ وقتی درباره موقعیتهایی که موجب دردسر ما میشوند از نیروی برتر خود راهنمایی میخواهیم، اغلب متوجه میشویم که نیروی برتر از طریق دیگران مؤثر واقع میشود. وقتی میپذیریم همه راه حلها را در اختیار نداریم، از راههای جدید و متفاوت استقبال میکنیم. تمایل برای رهایی از قید عقاید و نظرات پیشفرض شده، راه را برای هدایت روحانی جهت روشن کردن مسیر ما میگشاید.
    گاهی اوقات، قبل از اینکه برای سپردن موقعیتهای دشوار به نیروی برتر خود آماده شویم، باید تا ورطه گمراهی کشیده شویم. توطئهچینی، کشمکش، دسیسهچینی، نگرانی تشویشانگیز—هیچ یک از اینها کفایت نمیکند. میتوانیم مطمئن باشیم اگر مشکلات خود را به نیروی برتر بسپاریم، از طریق گوش دادن به تجربیات دیگران یا در سکوت و آرامش مراقبه، به راه حلها دست پیدا میکنیم.
    دلیلی ندارد در آشفتگی و نگرانی زندگی کنیم. یورش بردن به مشکلات زندگی مانند خانهای که دچار حریق است، ما را خسته میکند و به جایی نمیرساند. در نهایت، هیچ یک از اقدامات ما برای کنترل اوضاع، وضعیت را تغییر نمیدهد. وقتی از قید و بند رها میشویم و به خود اجازه میدهیم به نیرویی برتر دسترسی پیدا کنیم، بهترین راه را برای پیشرفت پیدا میکنیم. مطمئناً راه حلهایی که از یک اساس روحانی واقعی نشأت میگیرند، از راه حلهایی که خود ما به تنهایی اتخاذ میکنیم، بسیار ارجحتر خواهند بود.
    v
    فقط برای امروز: از قید و بند رها میشوم و هدایت زندگی خود را به نیروی برتر میسپارم.

    نوشته شده در دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۵ ساعت 0:50 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 24 آبان


    تمرکزراروی خودم بگذارم ۱۵ نوامبر 24ابان
    بعدازشرکت درجلسات نارانان,مدت هابزرگترین ارزویم این بودکه شریک زندگیم بهبودی رابپذیردوپاک شود.گاهی وقتی فکرمیکردم که اونیازبه راهنمایی یاتصحیح من دارد,دهانم رامی بستم_گاهی دندان هایم رابه هم فشارمیدادم.درنتیجه ماخیلی خوب پیش میرفتیم .باگفتن داستان بهبودی که ازدوستان جدیدم درنارانان می شنیدم واینکه برنامه چقدرشادبودن من ورهاکردن گوشه وکنایه های فراوان شده است,برایش ازبهبودی میگفتم.سپس معجزه ای اتفاق افتاد.وقتی معتادونیروی برترش اماده بودند,معتادمصرفش راقطع کرد.بجای اینکه دنیایم غرق خوشی شودناگهان معتادم به من گفت که بهبودیش الویت اوست واین اخلاق من برای پاک ماندن به اوکمک نمی کندواینکه اگرنمی توانم تمرکزم راازروی اوبردارم بایداوراترک کنم.چه صدای بیدارکننده ای!!!!این چیزی نبودکه انتظارداشتم.دردبسیاربزرگی درقلبم بودوبرای هزارمین بارتعجب کردم که چرانمی توانم یک نامزد عادی داشته باشم.وقتی به یاداوردم که تمرکزراروی خودم نگه دارم برنامه نارانان به نجاتم امدهنگامیکه این راتمرین کردم فهمیدم من ازته دل این شخص رادوست دارم,معتادباشدیانباشدومن بخاطراین عشق عمیق اینجاهستم.برای ماندن وحقیقی بودن ان هدیه ی عشق بایستی شهامت تغییرکردن راکم کم به دست میاوردم.تغییرخودم نه تغییردادن معتادم.این یکی ازبهترین هدیه هایی است که ازبهبودیم دریافت کرده ام وتمام انها رامدیون نارانان هستم .جایی که من یادگرفتم خوب است که یک معتادرادوست داشته باشم.
    تفکری برای امروز:برنامه بهبودیم راکارمیکنم واجازه میدهم معتادروی بهبودی خودش کارکند.تمرکزم.راروی خودم نگاه خواهم داشت چون چیزی است که باان می توانم تغییرایجادکنم....

    نوشته شده در دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۵ ساعت 0:50 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • شهامت عوض شدن "الانان" 24 آبان

    بیست و چهارم آبان
    وقتی در اولین جلسه حضورم در الانان به جای دریافت یک نسخه "برای تغییر الکلی چه باید کرد و چه نباید کرد" قدمهای 12 گانه را دریافت کردم به قدری از این موضوع نا امید شدم برای برداشتن قدمها هیچ تلاشی نکردم چون فکر میکردم به تمام سه قدم اول به خوبی رسیده ام من میدانستم که عاجزم هستم . به خداوند ایمان داشتم و و میخواستم مشکلاتم را برای هر شخص دیگری که آن مسائل را داشته باز گو میکنم . همچنان به حضور در جلسات ادامه داده و متوجه شدم که من واقعا عجزم را نپذیرفته ام یا از تالشم برای کنترل کردن هر کس و هر چیز در اطرافم جلوگیری نکرده ام . در نتیجه به مرحله "رها کن و به خدا بسپار" رسیدم . امروز من از داشتن پروردگار مهربان بسیار خوشحالم و وقتی نهایتا میگویم :
    "خواست من چیزی جز خواست تو نیست" . خداوند پا پیش گذاشته و از راهی که هرگز تصور نمیکردم اوضاع را مرتب میکند . سه قدم اول به آن راحتی که فکر میکردم نبودند . اما در الانان یاد گرفتم هدف باید برای پیشرفت باشد نه کمال .

    یاد آوری امروز .
    وقتی که بدون کمک الانان با الکلیسم رفتار میکردم ، مهارت سرپوش گذاشتن را در وجود خویش می پروراندم و این نمی توانست ادامه داشته باشد . الانان مهارتهای تازه و بهتری را به من می آموزد . تلاش خواهم کرد تا با خودم صبور باشم من بهترین را انجام میدهم .
    "همچنانکه زندگی میکنی ، چگونه زیستن را نیز بیاموز .

    نوشته شده در دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۵ ساعت 0:50 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []