دسته بندي ها

جستجو

دوازده قدم ودوازده سنت


این وبلاگ حاوی اطلاعاتی درمورد انجمن های گمنام دوازده قدمی بوده و مشخص می نماید که چگونه این انجمن ها می توانند منابعی موثر و حیاتی برای معتادانی باشند که تمایل به ترک اعتیاد و بهبودی از طریق برنامه های 12 قدمی دارند. اگرچه هدف اطلاعات ارائه شده در اين بخش به منظور آگاه نمودن افرادی است که آشنایی با انجمن های دوازده قدمی ندارند؛  با این حال معتادان در حال بهبودی نیز می توانند برای پیشرفت و رشد خود در بهبودی از این اطلاعات بهره مند شوند.



:




🌀⏺ گناه ⏺🌀

 

 

واژه ی عبری برای "گناه"، خیلی زیباست. مسیحیان با ترجمه ی آن واژه ی زیبا به "گناه"، در فهم پیام مسیح دچار کج فهمی شده اند. واژه ی عبری به کار رفته در مورد گناه، چنان با افکار و عقایدت متفاوت است که شوکه خواهی شد. ریشه ی واژه به معنی "فراموش کاری" است، و هیچ ربطی به عملی که انجام می دهی ندارد. کل مسئله این است که آیا عملی که انجام می دهی، هشیارانه است یا از روی ناهشیاری؟! آیا هنگام انجام کار، حواست به خودت هست یا خودت را فراموش کرده ای؟ هر عملی که برخاسته از ناهشیاری و ناخودآگاهت باشد، گناه است. شاید عمل اخلاقی و با ارزش به نظر برسد، ولی در واقع چنین نیست. شایده وجهه و شخصیتی اخلاقی خلق کنی، حقیقت را بیان کنی، دروغ نگویی، سعی کنی اخلاقی باشی و . . . اما اگر اینها برخاسته از ناهشیاری باشند، گناهی بیش نیستند.

سوامی راجنیش
کتاب: بیایید، بیایید، دگر بار بیایید
ترجمه : وبلاگ 12&12


 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۵ ساعت 1:2 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • یک دوست در برنامه یکی از زیباترین سوردهای دوران کودکیش را چنین خواند :
    " چشمان مرا باز کن تا یک نظر حقیقت را ببینم ........"

     

     

    در حقیقت این کاری است که برنامه برای من کرده است چشمان مرا باز کرده تا طبیعت واقعی اعتیاد خود را دریابم . همچنین حقیقت اینکه اگر رهنمودهای برنامه را در مورد بهبودی بکار بندم چه زندگی شاد و لذت بخشی را تجربه خواهم کرد .
    آیا من چشم دل خود را از طریق دعا و نیایش بر روی حقیقت گشوده ام تا بهتر بتوانم عشق و قدرت خداوندی را که در من و از طریق من کار می کند درک کنم ؟
    آیا ممکن است که هر پرتو حقیقت که چشمان مرا نوازش می دهد از طریق برنامه مرا به تشعشع ثابت ستارگان پیوند زند ؟
    آیا من می دانم که این ستارگان در آسمان وجود من هدایت کشتی طوفان زده مرا بر روی دریای زندگی به ساحل نجات ممکن می سازد ؟
    آیا هنوز نیاز دیوانه وار لنگر انداختن در هر ساحل برای جهت یابی در من وجود دارد ؟
    آیا من جهت خود را با ستارگان تنظیم کرده ام ؟

    " ستاره های ثابت را پیدا کن و به سمت آن برو "

     

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۵ ساعت 0:59 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  •  ذهن ثروتمند ما

     

     

     

     

     

    تفاوت ذهن ثروتمند و ذهن فقیر در چیست؟

    حتما شما هم می دانید که تعداد کمی از افراد جامعه آنطور که دلخواهشان است زندگی می کنند. این افراد هر آنچه که در زندگی شان به آن ها نیاز داشته باشند دریافت می کنند. زیرا آنها دارای ذهن ثروتمند هستند.

    آنها از اینکه به اهدافشان نرسند ترسی ندارند، آنها می دانند که به هر چیزی که به آن فکر کنند می رسند. ذهن ثروتمندانسان های ثروتمند است که این افراد را به آنچه هستند تبدیل کرده است.

    اما بر عکس افراد عادی و فقیر به پیروز شدن و رسیدن به اهدافشان فکر نمی کنند. آنها به طور مداوم به این فکر می کنند که اگر به اهدافشان نرسند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آنها نگران نرسیدن به اهدافشان هستند و به رسیدن به اهداف و خواسته های خود فکر نمی کنند. این نحوه فکر کردن تفاوت یک ذهن ثروتمند و ذهن فقیر را نشان می دهد.

    فکر کردن به شکست باعث شکست می شود

    همین فکر کردن به شکست ها، از هزاران شکست بدتر است. روزی از یکی از دوستانم پرسیدم که بیشتر به چه چیزی فکر می کند، می دانید در جواب سؤال من چه پاسخ داد؟

    او گفت، کار بزرگی را شروع کرده ام ولی مطمئن هستم که نمی توانم آن کار را انجام دهم. به نظر من او از همین الآن شکست خورده بود. چون کل ذهن او را فکر شکست پر کرده بود. او به جای یک ذهن ثروتمند ، ذهن فقیر داشت.

    ذهن ثروتمند

     

    نکاتی در مورد ارتباط ثروت و ذهن انسان

    ۱-فکر پیروزی انسان را به پیروزی می رساند

    همانطور که در بالا گفتیم، کسی که مدام به شکست ها فکر می کند، در نهایت شکست می خورد و برعکس کسی که دائما به پیروزی ها و خوبی ها فکر می کند، در نهایت پیروز خواهد شد.

    اگر از انسان های ثروتمند و کسانی که همیشه موفق می شوند و ذهن ثروتند دارند،  بپرسید که چرا همیشه پیروز می شوند؟ آنها پاسخ می دهند که دلیل پیروزی هایشان فکر کردن به پیروزی است. مسلم است کسی که همیشه به پیروزی فکر می کند، پیروزی ها و موفقیت ها را جذب خود می کند.

    ۲-چرا انسان های فقیر همیشه فقیر می مانند؟

    انسان های فقیر، کسانی هستند که همیشه به فقر و بدبختی فکر می کنند و فکر و باور بدبختی را همیشه در ذهن خود پرورش می دهند. آنها در زمان های شادی شان هم به بدبختی و فقر فکر می کنند. آنها ذهنشان ذهن فقیر است و با ذهن ثروتمند کاملا متفاوت است.

    اگر شما جزء کسانی هستید که به هدفتان نمی رسید و از نتایجی که می گیرید شکایت می کنید، این مقاله می تواند به شما کمک کند که دلیل عدم دستیابی به اهدافتان را بشناسید تا بتوانید توسط آن به اهدافتان برسید.

    ۳- این ذهن ثروتمند شماست که شما را ثروتمند می کند

    بیشتر انسان ها وقتی که صبح از خواب بیدار می شوند، در همان آغاز پر از دلشوره هستند که امروز چه خواهد شد؟ آیا می توانند کار و کسب خوبی در آن روز داشته باشند؟ یا نه؟

    من انسان های زیادی را دیده ام که با وجود هدفی که دارند و منابع خوبی هم برای هم رسیدن به هدفشان دارند، باز هم شکست می خورند.

    دلیل نرسیدن به اهداف این است که آنها شکست را دنبال می کنند و اصلا فکر نتیجه مطلوب و پیروزی، ذهنشان را درگیر نمی کند. چگونه ممکن است که فکر شکست  را در ذهن پرورش دهید و به پیروزی برسید؟! فکر شکست باعث شکست می شود.

    ۴- قانون دوم امیل کوئه در مورد ذهن ثروتمند چه می گوید؟

    قانون دوم دکتر امیل کوئه را به یاد بیاورید که می گوید که اگر باور داشته باشید که شکست می خورید و برای رسیدن به پیروزی تلاش کنید، هر چه تلاش کنید بی نتیجه خواهد بود. باز هم رسیدیم به باورهای انسان. باورهای ما، برنامه های ذهنی ما هستند که قبلا در ذهن ما پرورش یافته اند.

    اگر باورتان این باشد که به نتیجه نمی رسید و برای به نتیجه رسیدن تلاش کنید، هرگز به نتیجه نخواهد رسید و برعکس اگر باورتان این باشد که موفق می شوید و تلاش کنید که موفق شوید، بدانید که موفق خواهید شد. پس نتیجه می گیریم که باورهای ما، موتورهای حرکت ما به سمت اهدافمان هستند.

    ذهن ثروتمند چه خصوصیاتی دارد؟

    ۱- ذهن فقیر انسان فقیر او را فقیر می کند و و ذهن ثروتمند انسان ثروتمند تلاش می کند صاحبش را به ثروت های زیادی برساند. ذهن انسان فقیر، ذهنی فقیر است و ذهن انسان ثروتمند ذهنی ثروتمند است. حتی در نوع فکر کردن هم ذهن های ثروتمند و ذهن های فقیر با هم تفاوت های زیادی دارند.

    ۲- انسانی که ذهن ثروتمند دارد در همه حال تصاویری از موفقیت و پیروزی را به صفحه ذهن می آورد و همواره صاحبش را امیدوار و پرانرژی می کند. اگر می بینید که انسان موفق همیشه و حتی در بدترین شرایط حال خوبی دارد و به موفقیت ها و نتایج مطلوب فکر می کند، این نوع فکر کردن یکی از شاهکارهای ذهن ثروتمند است.

    ۳- ذهن انسان فقیر صاحبش را همیشه می ترساند و به او تصاویری را نشان می دهد که نشان از ناامیدی و ناباوری است. این ذهن فقیر است که انسان فقیر را پر از ترس و بدبختی می کند. انسانی که ذهن فقیر دارد همیشه و حتی در بهترین شرایط به بدبختی و فقر فکر می کند.

    ۴- ذهن فقیر، انسان کاری می کند که انسان در حاشیه امن خود بماند و بدون هیچ تلاشی سکون را ترجیح دهد ولی ذهن ثروتمند  صاحبش را به حرکت تشویق می کند و به او می گوید که حرکت کند و به سمت هدفش پیشروی کند. 

    تفاوت باورهای انسانی که ذهن ثروتمند دارد  و باورهای انسانی که ذهن فقیر دارد

    انسان دارای ذهن ثروتمند باورهایی دارد که او را در راه رسیدن به هدفهایش یاری می کنند و انسان دارای ذهن  فقیر هم باورهایی دارد که می توانند او را علارغم خواسته اش به سمت فقر و نتایج نامطلوب هدایت کنند. باورهای انسان فقیر تصاویر روشنی از ترس، ناامیدی و فقر را در صفحه ذهن اش می سازد. همانطور که قبلا هم گفته ایم این تصاویر ذهنی ماست که ما را برنامه ریزی می کنند.

    توجه داشته باشید که اگر انسانی در صفحه ذهن اش تصاویری از ترس و  ناامیدی بسازد و همواره این تصاویر را ببیند، آیا می تواند به موففیت و پیروزی فکر بکند؟ پیشنهاد می کنیم تمرین زیر را انجام دهید.

    جداشدن یا پیوندخوردن با مشکلات

    ۱-چشمان خود را ببندید به خاطره ای فکر کنید که در آن خاطره احساس ناامیدی می کردید.

    سعی کنید دوباره به آن خاطره برگردید. این خاطره را طوری ببینید که انگار خودتان همین الآن در آن خاطره هستید. همه آن احساساتی را که آن زمان درک کرده بودید را دوباره درک کنید.

    تصاویر این خاطره را به صورت خوداحساس ببینید. در مورد خوداحساس بودن و دگراحساس بودن در مقاله تصویرسازی ذهنی به صورت کامل توضیح داده ایم.

     

    %d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%88-%d8%ab%d8%b1%d9%88%d8%aa

    ۲- سعی کنید همه چیز را از دید خود ببینید و با گوش خود بشنوید و با احساس خود درک کنید. کاملا با تصویر پیوند بخورید. اگر تصویر را با دید خود ببینید، همه احساساتی را که در آن زمان درک کرده اید، دوباره احساس خواهید کرد.

    ۳- چشمان خود را باز کنید. حالتتان را به هم بزنید و از این حالت خارج شوید. برای اینکه از این حالت خارج شوید بهتر است به یک موضوع دیگر فکر کنید.

    ۴- اکنون ببینید می توانید، دنبال کاری بروید و آن کار را به درستی انجام دهید؟ ببینید توانایی انجام آن کار را دارید؟

    اگر این تمرین را به درستی انجام داده باشید، شما نمی توانید برای انجام کارها تصمیم بگیرید و دست به اقدام بزنید.

    ۵- دوباره چشمان خود را ببندید. این بار به خاطره ای فکر کنید که در آن خاطره کار بزرگی را به راحتی انجام داده و در انجام آن کار موفق بوده اید. همه آن احساساتی را که در آن خاطره تجربه کرده بودید را دوباره تجربه کنید.

    این خاطره را از دید خود ببینید. انگار در آن خاطره هستید و دوباره آن را تجربه می کنید.

    ۶- همه آن تصاویری را که دیده اید را دوباره ببینید و همه صداهایی را که در آن خاطره شنیده اید را دوباره بشنوید. همه آن احساساتی را که در آن خاطره تجربه کرده اید را دوباره تجربه کنید. کاملا در این خاطره غرق شوید.

    ۷- حال چشمان خود را باز کنید و از این حالت خارج شوید. به یک خاطره خنثی فکر کنید. وقتی که کاملا از این حالت خارج شدید به کاری که به تازگی می خواهید آن را انجام دهید فکر کنید.

    ببینید تا چقدر انگیزه دارید آن کار را انجام دهید.

    اگر این تمرین را درست انجام داده باشید، شما همه آنچه را که نیاز دارید کار بزرگی را انجام دهید را به راحتی انجام خواهید داد.

    تفاوت تصاویر انرژی بخش و تصاویر ناامید کننده در چیست؟

    امیدواریم که این تمرین را به خوبی انجام داده باشید. این تمرین یکی از تمرین های دانش ان.ال.پی است که به شما نشان می هد تصاویری که در ذهنتان می سازید تا چه حد در موفقیت یا عدم موفقیت شما مؤثر هستند؟

    این تمرین به شما می گوید که اگر تصاویر ذهنی تان ناامید کننده باشد، احتمال اینکه در انجام کارهایتان موفق باشید بسیار پایین است. همه انسان ها وقتی که احساس خوبی دارند به نتایج بهتری می رسند. شما هم احتمالا در شرایط مشابهی قرار گرفته اید.

    شما در شرایط احساسی خوب، کارهایی که به نظر بسیار مشکل می آیند به انرژی بیشتری انجام خواهید داد و در نهایت به نتایج بهتری خواهید رسید.

    بر عکس در شرایط احساسی بد و نامطلوب بیشتر افراد به سختی به نتایج خوبی می رسند.

    آیا می توان احساسات خوبی ایجاد کرد تا به نتایج خوبی رسید؟

    جواب مثبت است. دانش ان.ال.پی دانشی است که می تواند به انسان ها کمک کند در هر زمانی که دوست دارند احساسات و حالات دلخواه خود را داشته باشند. همانطور که گفتیم، موفقیت و عدم موفقیت انسان ها به حالات و احساسات آنها بستگی دارد.

    ذهن ثروتساز

    اگر فردی در شرایط بد احساسی قرار بگیرد، مطمئنا نمی تواند به راحتی به موفقیت های دلخواه برسد. با  دانش ان.ال.پی می توانید هر احساس یا حالتی را که دلخواهتان است بسازید و به نتایج دلخواه خود برسید.

    اگر به قدرت ذهن خود پی برده باشید، دیگر به احساس ناامیدی نخواهید کرد، زیرا می دانید که هر احساسی را که تجربه می کنید، آن را خودتان می سازید. این را هم می دانید که این احساس و باور شماست که شما را ثروتمند و موفق و یا برعکس فقیر و شکست خورده می کند.

    البته این نکته را هم یادآوری کنیم که شکست وجود ندارد و هر چه است نتایج است. حال احتمال دارد نتایجی که به آنها می رسید، نتایج مطلوب شما نباشند.

    شما برای اینکه به نتایج مطلوب برسید، نیاز دارید که احساسات مطلوبی را بسازید و این کاملا به شما مربوط است که دوست دارید، موفق شوید و یا اینکه به نتایج نامطلوب برسید.

    شما با آموختن دانش ان.ال.پی هیچگاه احساس شکست نخواهید خورد، زیرا دیگر خود را اسیر زندگی تان نخواهید یافت. بلکه این زندگی است که در دستان شماست و به اسارت شما در می آید.

    حال انتخاب کنید که کدام یک را دوست دارید؟ نتایج مطلوب یا نامطلوب؟ ذهن ثروتمند یا ذهن فقیر؟ دوست دارید کدام  یک را داشته باشید؟

    کلام آخر

    شما می توانید فقر یا ثروت را انتخاب کنید. ببینید کدام یک را دوست دارید. می توانید انتخاب کنید که ذهن  ثروتمند داشته باشید یا اینکه فقیر باشید. یادتان باشد که فقری که به وجود می آورید فقط فقر مالی نخواهد بود بلکه فقر شما، فقر فکری است و آن هم انتخابی است که خودتان آن را برمی گزینید.

    فقر یا ثروت ساخته ذهن شماست و شما می توانید با تغییر احساسات و حالات خود ثروتمند باشید یا اینکه با ذهن و جسمی فقیر در همان مسیر نامطلوب خود به راهتان ادامه دهید و همیشه ذهنی فقیر داشته باشید. مسلما این ذهن فقیر شما را به سمت فقر رهنمون می شود. 

    برای اینکه بتوانید ذهنتان را به ذهنی ثروتمند تبدیل کنید و تغیرات مفید و بنیادینی را در خود ایجاد کنید
     

     

     

     

     

     

    نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۵ ساعت 17:45 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • شاید خودرو یا آپارتمانی بخرید و یا دوستی را ملاقات کنید و خوشحال شوید. چرا این اتفاقات باعث شادی‌تان می‌شوند؟
    شما جذب فردی خاص، خودرویی خاص یا آپارتمانی که از آجر و سیمان ساخته شده، می‌شوید. و آنچه که باعث شادی می‌شود، آهن و آجر و پلاستیک نیست. یا حتی گوشت و استخوانِ یک فرد. زمانی که شاد می‌شوی، متوجه "خود" در خود می‌شوی و فارغ از خواسته‌ها و آرزوها. وقتی که به خودرویی دست یافتی، دیگر آرزویی باقی نمی‌ماند، دیگر آرزوی داشتن خودرو در تو وجود ندارد. وقتی دوستی را می‌بینی و ملاقات می‌کنی، دیگر آرزوی دیدن و ملاقات دوست در وجود تو نیست. و در واقع این تهی‌ بودن، بی هیچ آرزو و امیدی به تو شادی بخشیده است، پس چه بهتر که همیشه ذهن‌ات را خالی نگهداری. بعد از آن، دیگر مشکلی برای شاد بودن وجود ندارد - هرکجا که باشی، در حال قدم زدن، حرف زدن، نشستن و خوابیدن - شاد خواهی بود.

     

     

    پاپاجی

     

     

     

    نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۵ ساعت 1:52 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • این روزها اگر با تجربه جدیدی که نیاز به تلاش و صبر زیادی دارد مواجه شوم با اعتماد به نفس بیشتری با آن روبرو خواهم شد و بخاطر این امر از برنامه و رهنمودهای آن متشکرم . من ایمان آورده ام که خداوند در همه احوال با من است و در من و تمام افراد پیرامون من حضور دارد در نتیجه من حتی در میان غریبه ها احساس آرامش می کنم .
    آیا من به همراهی ورشد خود با برنامه ادامه خواهم داد و به عشق و قدرت خداوند اطمینان خواهم داشت که در زندگی من حضور دارد ؟
    آیا حضور خداوند و آرامش ناشی از این حضور را درتمام شرایط آشنا و جدید احساس می کنم؟
    آیا اتکا به قدرت و حمایت خداوند اعتماد به نفس مرا تقویت خواهد کرد ؟
    آیا من قادرم با اعتماد به حضور و توجه خداوندی بیاموزم که صادقانه با دیگران که چون من ، در روی این زمین سبز وجود خداوند را تجربه می کنند ارتباط برقرار نمایم ؟
    آیا من یه دیگران اعتماد دارم ؟

     

     

    " خداوند به من می آموزد که چگونه اعتماد کنم .

     

     

     

     

    نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۵ ساعت 1:51 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • هر فردی که دیگران را بیشتر از خودش دوست می‌دارد، قدیس است. مهم نیست به کدام ملت و مذهب و طریقت پیرو است، به یقین که مرتبه‌ی روحانیِ والایی کسب خواهد کرد. دوست داشتن دیگران بیشتر از خود، سّرِ اعظم است. مهم نیست که مخاطب عشق تو انسان باشد یا حیوان. اگر بتوانی خودت را وقف دیگران کنی، به جایگاه بودا‌گونگی دست یافته‌ای. هیچ مشکل و شکی در آن نیست.
    مهم نیست که تو کیستی! مهم نیست که به روش‌های معنوی خودت چه حسی داری و حتی مدت زمان تمرین هم مهم نیست، همانقدر که بتوانی این نوع عشق را داشته باشی، کافی است و نیازی به هیچ پرسش و جستجویی نیست. اگر بتوانی خودت را وقف دیگران کنی و به خاطر دیگران به خطر بیافتی، به مراحل بالاتر هدایت می‌شوی. ولی اگر بی‌خیال دیگران باشی و تنها به خودت اهمیت بدهی، حتی اگر سالیان دراز هم تمرین معنوی داشته باشی، هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.
    عشق خیلی مهم است زیرا که خدا همان عشق است. اگر عشق داشته باشیم، با خدا در وحدتیم و با او یکسانیم.

     

    استاد اعظم چینگ های
    ترجمه درکانال12&12

    —---------------------------------
    عبادت بجز خدمت خلق نیست
    به تسبیحُ سجاده و دَلق نیست
    —---------------------------------

    بی عشق جهان بلاست یکسر
    ناکامی و ابتلاست یکسر

    نوربخش

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ ساعت 1:5 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • قبل از آمدن به گروه و در حقیقت پیش از آشنا شدن با برنامه من از بحرانی به بحران دیگر رانده می شدم و مانند یک کشتی بدون ناخدا ناگزیر از غرق شدن بر روی صخره ها ی نومیدی و درماندگی خود بودم . امروز بر خلاف گذشته من از طرف خداوند راهنمایی می شوم . گاهی تنها پاسخ آرامش است و اطمینان به اینکه همه چیز به خوبی پیش می رود. اگر چه ایامی هست که من باید منتظر بمانم تا نتایج مشهود گردند . 
    آیا من باور دارم که سرانجام تمام کارها به صلاح افراد است ؟
    آیا من انتظار دارم که خداوند بلافاصله پاسخ درخواستهای مرا بدهد ؟
    آیا من می توانم که با صبر و متانت حضور خداوند را احساس کنم ؟
    آیا من قادر به احساس گرما و آرامشی هستم که خداوند به نشانه اينکه من سر انجام انتخابهای درستی را انجام داده ام جهت اطمینان من ایجادکرده است ؟

    " صبور باش پیام خداوند خواهد رسید"پ

     

     

     

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ ساعت 0:56 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • پول به معنای توانگری نیست. 

     

     

    با پول میتوانید چیزهایی که میتوانید را بخرید ولی، پول به خودی خود بی مصرف است. 
    پس هنگامی که به پول می اندیشید، و به ایجاد زندگی بر مبنای فراوانی، به توانگری بیندیشید...

    زندگی توانگرانه برای شما چه معنایی دارد؟ 
    برای من به معنای آزادی است. 
    آزادی اینکه بتوانم زمان بیشتری با کسانی که دوستشان دارم باشم. آزادی سفر کردن به دنیا و اینکه به فرزندم تمام فرهنگ های شگفت انگیز دنیا را نشان دهم. آزادی اینکه بتوانم برای فرزندم بهترین امکان تحصیل که مناسب اوست را فراهم کنم، نه فقط آن چیزی که از عهده اش برمیایم. 
    این معنای توانگری برای من است، برای شما چه معنایی دارد؟

    فقط به ساختن پول بیشتر فکر نکنید. به همه چیزهایی فکر کنید که میخواهید با توانگری خود (زمان، پول یا منابع دیگر) آنها را انجام دهید. 
    میخواهید یک خانه بخرید؟ (یا خانه بزرگتر؟) هزینه دانشگاه فرزندتان را پرداخت کنید؟ بدهی های خود را پرداخت کنید؟ برای فرزند خود ماشین بخرید؟ به سفر اروپا بروید؟ دانشگاه بروید؟ یک کار خیریه را شروع کنید؟

    خیلی از اینها در لیست من قرار دارند. با این حال این فقط یک آغاز است، چراکه هنگامی که در وضعیت توانگری حقیقی قرار میگیرید، امکان های شما بیشمارند. 
    اما مسئله اصلی این است که شما هرچه بیشتر بر روی توانگری حقیقی و نه پول تمرکز کنید، شما زودتر به مقصد میرسید.

    بر روی چگونگی آن متمرکز نشوید، بلکه قصد خود را بر روی آن متمرکز کنید که به کجا میخداهید برسید.

    مابقی را به خداوند واگذار کنید بگذارید او اداره کند.

    برگرفته از سایت Chris Cade
     

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵ ساعت 1:11 توسط : 12&12 | دسته : مطالب انجمن ها مالی
  •    []

  • باور های غلطی که شما را نابود میکند:
    ۱ – پول، منشا همه بدی ها و پلیدی هاست.
    ۲ – اگر آدم موفقی باشم، مردم از من متنفر می شوند.
    ۳ – اگر یک میلیون به دست آورم، ممکن است آن را از دست بدهم و بعد، احساس حماقت کنم و برای همیشه از خودم بیزار شوم.
    ۴ – اگر خیلی بیشتر از حد نیازم پول به دست آورم، افراد زیادی مجبورند بدون پول سر کنند.
    ۵ – کمتر به دست آوردن پول، بهتر از این است که مسوول رنج و سختی فرد دیگری باشم.
    ۶ – اگر پول زیادی به دست آورم، به پدرم، که هرگز پول زیادی کسب نکرد، خیانت خواهم کرد.
    ۷ – ثروتمندان، ثروتمندتر می شوند.
    ۸ – فقرا، فقیرتر می شوند.
    ۹ – رابطه برقرار کردن با پول، سخت است.
    ۱۰ – پول درآوردن، سخت است.
    ۱۱ – برای پول پس انداز کردن باید از خیلی چیزها صرفنظر کرد و بدون خیلی چیزها گذران کرد.
    ۱۲ – نمی توانم هم پول داشته باشم و هم وقتِ آزاد.
    ۱۳ – پول، معنویت را از بین می برد.
    ۱۴ – باید خیلی کارهایی را که دوست نداری، انجام دهی تا پولدار شوی.
    ۱۵ – من پول کافی برای قسمت کردن یا بخشیدن ندارم.
    ۱۶ – قبول کردن پول، مرا مقید می کند.
    ۱۷ – بهتر است کمتر از حقم پول به دست آورم و از شرایط سخت رها شوم.
    ۱۸ – برای اینکه فرد با ارزشی باشم باید در ازای پول کمتر، بیشتر از دیگران کار کنم.
    ۱۹ – پول داشتن، مانع خوشحال بودن و شادمانی انسان است.
    ۲۰ – پول، فساد در پی دارد.
    ۲۱ – هرگز پول کافی نخواهم داشت.
    ۲۲ – بهترین کار این است که فقط پول کافی برای گذرانِ زندگی بخواهم.
    ۲۳ – همان قدر پول به دست می آوریم که مستحقش هستیم و حقمان است.
    ۲۴ – کار درست این است که نسبت به هر یک ریال پولمان، هوشیار باشیم.
    ۲۵ – اگر زن باهوش و زرنگی بودید، تا الان برای خودتان امکانات یک زندگی راحت را فراهم می کردید.
    ۲۶ – اگر انسان باهوش و زیرکی بودید، تا الان با یک مرد ثروتمند ازدواج کرده بودید.
    ۲۷ – من همیشه اجاره نشین هستم؛ صاحبخانه شدن غیرممکن است.
    ۲۸ – هرگز نمی خواهم دیگران بدانند خیلی پول دارم، زیرا مردم با افراد ثروتمند، خوب رفتار نمی کنند.
    ۲۹ – اگر خیلی پول درآورم، مردم فکر می کنند شیاد و کلاهبردارم.
    ۳۰ – فرد دیگری درون من است که همه پول هایم را خرج می کند.
    اگر با هر یک از این باورها احساس نزدیکی می کنید، یکی یکی شان را مورد بررسی قرار دهید و به این سه سوال مربوط به هر باور، پاسخ دهید.موفق تر باشید و روی این باور ها کار کنید.

     

     

     

     

     

     

    نوشته شده در یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵ ساعت 1:7 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • حکایتی صوفیانه

     

     

    مردی، به جستجو و طلب برخاسته بود. او از اولین مردی که خارج از شهر، زیر درختی نشسته بود پرسید: چگونه و از کجا، برای خودم مرشدی بیابم؟
    مرد اینگونه پاسخش داد: این علامت‌هایی که می‌گویم، علامت‌ها و نشانه‌های مرشد هستند. او در زیر درختی چنین و چنان نشسته است، چشمانی عجیب و خاص دارد، و انرژی‌ای خاص و ارتعاشی عجیب . . .
    مرد جوینده خیلی خوشحال شد - چون نشانی از مرشد در دست داشت - او سی سال، با نشان‌های مدّ نظرش در پی مرشد گشت. با مرشدان و مردمان زیادی افت و خیز کرد ولی آخر سر مات و مبهوت و سرگشته شد - افراد بقدری زیاد بودند که خسته شد و مجبور به بازگشت به سوی شهر و دیار خویش شد. با خودش می‌گفت: کاری مزخرف و بیهوده است.
    در ورودی شهر، همان پیر مردِ سالخورده را دید - خیلی پیر شده بود. ناگهان، خیلی شگفت‌زده شد، این درخت همان درختی است که به دنبالش بودم، این همان انرژی و همان چشمانی است که در پی‌شان بودم. پیر مرد خندید. این همان خنده است.
    رو به پیر مرد کرد و گفت: چرا از اول به من نگفتی؟! چرا سی سال مرا در به در و سرگردان کردی؟!
    پیر مرد گفت: من همه چیز را به تو گفتم، همه‌ی مشخصات را توضیح دادم. ولی تو حتی به درخت هم نگاه نکردی! تو آماده نبودی. درخت همینجا بود، من هم همینجا نشسته بودم. وقتی که ویژگی چشم‌ها را توضیح می‌دادم، به چشمانت خیره شده بودم ولی تو اینجا نبودی.
    زمانی که درباره‌ی انرژی صحبت می‌کردم، تو آمادگی لازم برای تشخیص انرژی را نداشتی، مرده بودی. این سی سال هم بیهوده تلف نشده است، بلکه تو را آماده و پخته‌تر کرده است. الان می‌توانی درخت را ببینی، به چشمانم نگاه کنی و انرژی‌ام را حس کنی. من، مرشد توام. حالا به مقصد رسیده‌ای. از دست کسی هم عصبانی نباش، هر فردی به نحوی کمک حالِ تو بوده است. بد یا خوب، راست و دروغ، به تو کمک کرده‌اند.
    این بازیِ زندگی حقیقتاً بازی‌ای متناقض نماست. پس از هرکجا که توانستی، برگرد - شاید درخت را همینجا بیابی.

    اشو
    کتاب: هله‌لویا
    ترجمه: Devakavido
    -----------------------------------
    سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
    وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

    گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
    طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد

    فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
    دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می‌کرد

    حافظ
    ----------------------------------

     

    نوشته شده در یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵ ساعت 1:6 توسط : 12&12 | دسته : حرف های جاودانه
  •    []