دسته بندي ها

جستجو

دوازده قدم ودوازده سنت


این وبلاگ حاوی اطلاعاتی درمورد انجمن های گمنام دوازده قدمی بوده و مشخص می نماید که چگونه این انجمن ها می توانند منابعی موثر و حیاتی برای معتادانی باشند که تمایل به ترک اعتیاد و بهبودی از طریق برنامه های 12 قدمی دارند. اگرچه هدف اطلاعات ارائه شده در اين بخش به منظور آگاه نمودن افرادی است که آشنایی با انجمن های دوازده قدمی ندارند؛  با این حال معتادان در حال بهبودی نیز می توانند برای پیشرفت و رشد خود در بهبودی از این اطلاعات بهره مند شوند.



:




به یاد داشته باشیم که:
"آنچه خداوند می آفریند زیباست "
احساس گناه،شرم ،قضاوت و پوچی ابزارهایی است که رفتارهای اجباری-وسواسی از آنها استفاده می کند تا ما را به زانو در آورد و به نظر می رسد که این ابزارها تاثیرگذار هستند.اگر این دروغ را باور کنیم که انسان قدرت یا نیروی الهی را در درون خود ندارد،در نهایت زندگیمان بر اساس این دروغ شکل خواهد گرفت.

 

 

~نقش روحانیت در برنامه دوازده قدمی
وسواسی های گمنام

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:35 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • قدم یکم

     

     

    ما پذیرفتیم که در برابر وسواس و رفتارهای اجباریمان عاجز بوده ایم
    بطوری که زندگی مان غیر قابل اداره شده بود.

     

    اختلال وسواس اجباری بر ما چیره شده بود؛ هر چه بیشتر با بیماریمان گلاویز می شدیم،او نیز #سخت_تر با ما می جنگید.تنها با پذیرش شکستمان در نبرد تن به تن با اختلال وسواس بود که توانستیم بهبود یابیم و از زندگی سرشار از شادی و کامیابی لذت ببریم.


    ~وسواسی های گمنام
    قدم یک

     

     

     

     

     

     


     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:35 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • ترس ، اغلب همه ی جنبه های زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهد. بسیاری از ما در محیطی بوده ایم که ترس، امری عادی و روزمره بوده است. سوءاستفاده جسمی ، جنسی و عاطفی گذشته ، منشاء برخی از ترس های مداوم ما هستند. برخی از ما در محیط هایی رشد کرده ایم که در آنها " ترس از زندگی" از کودکی آموزش داده می شود ؛ به ما آموخته اند که دنیا، به کل مکانی خطرناک است و ما باید مراقب کوچکترین حرکات خود باشیم .

     

     

    ~وسواسی های گمنام
    قدم چهارم
     

     

     

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:35 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • حقایق ، خود گویا هستند، هر اندازه بیشتر بکوشیم اراده مان را بر نیرویی بزرگتر از خودمان استوار سازیم، بیشتر احساس شادی و استقلال میکنیم . از قرار معلوم مشکلات ما با قدرت اراده ی خودمان حل نمیشود . "خود را جای خدا گذاشتن" برای ما نتیجه بخش نبوده است .
    ما وسواسی ها افراد خوش اقبالی هستیم؛ از این جهت که تحت مقررات سخت و طاقت فرسایی که خود بر زندگیمان اعمال کرده ایم ، آنقدر رنج کشیده ایم که ناچار شده ایم به این برنامه روی آوریم ؛ برنامه ای که به ما امکان میدهد به دنبال منبع متفاوتی برای هدایت شدن بگردیم . ما اغلب هنگامی که به این فکر میکنیم که وسواس چطور زندگیمان را تحت تاثیر قرار داده است ، دچار احساس پشیمانی و گناه میشویم . شهامت تک نفره و اراده محض ، بدون همراه و یاور ، نمی تواند ما را از سلول انفرادی وسواس رهایی بخشد .

     

     

     

    آیا میخواهید آزاد شاد وخوشحال باشید

    با ما ارتباط برقرار کنید

    اگر می خواهید ماراه حلی را پیدا کرده ایم ، دوست داریم آن را با شما به اشتراک بگذاریم. به ما در این کانال بپیوندید وزندگی رها از اسارت شهوت بیاموزید.

     

    https://t.me/gadam_sa

    https://t.me/gadam_sa

     

     


    ~وسواسی های گمنام
    قدم سوم


     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:34 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • وقتی با تمام وجود بپذیریم که نمی توانیم با وسواس ها و رفتارهای اجباریمان کنار بیاییم، عجز خود را پذیرفته ایم.
    بسیاری از ما نمی توانستیم بپذیریم که ادارۀ زندگیمان از دستمان خارج شده است؛ چراکه همچنان صاحب شغل، خانه و خانواده‌ای خوب بودیم؛ اما بعد دریافتیم ناتوانی در ادارۀ زندگی، الزاماً به معنی از دست دادن این چیزها نیست. اگرچه برخی از ما حتی همین‌ها را هم از دست داده‌ایم. نخستین قدم می گوید زندگیِ ما از کنترلمان خارج شده است. در مورد برخی از ما، همین که نمی‌توانیم از زندگیمان لذت ببریم، خود دلیلی بر این واقعیت است.
    (انجمن وسواسی های گمنام، قدم یکم)

     

     

    Acceptance, on a gut level, that we cannot "negotiate" with our obsessions and compulsions is our admission of powerlessness.
    Many of us could not admit that our lives had become unmanageable since we might still have had good jobs, our families or nice homes. We were then told that we had to lose these things, although others of us did. The first step says that our lives had become unmanageable, and for some of us, not being able to enjoy our lives was unmanageable enough.

    (Obsessive Compulsive Anonymous, P.21, step 1)
     

     

     

     

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:34 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • ما وسواسی ها افراد خوش اقبالی هستیم؛از این جهت که تحت مقررات سخت و طاقت فرسایی که خود بر زندگیِمان اعمال كرده ايم ،آنقدر رنج کشیده ایم که ناچار شده ایم به این برنامه روی آوریم ؛ برنامه ای که به ما امکان می دهد به دنبال منبع متفاوتی برای هدایت شدن بگردیم.
    ما اغلب هنگامی که به این فکر می کنیم که وسواس چطور زندگیمان را تحت تاثیر قرار داده است، دچار احساس پشیمانی و گناه می شویم.
    شهامت تک نفره و ارادۀ صِرف ،بدون همراه و یاور ،نمی تواند ما را از سلول انفرادی وسواس رهایی بخشد.

     

     

    ~انجمن وسواسی های گمنام
    قدم سه

    People with OCD are fortunate in the sense that we have suffered enough under owr own rigid guidelines for life that we were driven to this program wich allows us to look to a different source for guidence. Often we are victimized by remorse and guilt when we think of how OCD has affected our lives.
    Our lone courage and unaided will can not bring us out of our lonely OCd prison.

    ~Obsessive Compulsive Anonymous, P.23, step 3



     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:33 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • کمال گرایی نقصی ست که به نظر زیاد با آن مواجه می شویم.وقتی سعی می کنیم همه چیز را بی نقص کنیم (که البته غیر ممکن است) ،شانس زندگی شاد را از خود می گیریم.
    تلاش های مکرر ما برای اینکه همه چیز را بی نقص کنیم،تنها باعث تشویش و نگرانی می شود که منجر به شعله ور تر شدن آتش وسواس می گردد.
    ما برای راهنمایی گرفتن در این مورد،باید به نیروی برتر و برنامه تکیه کنیم زیرا دانسته های شخصی ما کارایی ندارد.

     

     

    وقتی که کنترل گری را #رها_کنیم ، پذیرش می تواند جای گرایش ما به کمال گرایی را بگیرد.


    ~ObSessive Compulsive Anonymous
    Step 6

     

     



     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:32 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • برنامه الانان_ که برای تعامل با عضو الکلی در خانواده است بر پایه ی سه اصل ساده بنا شده است،که برای اعضای خانواده فرد وسواسی نیز کارایی دارند:

     

     

    ۱. خانواده،وسواس را به وجود نیاورده است؛
    ۲. خانواده نمی تواند وسواس را کنترل کند؛
    ۳. خانواده نمی تواند وسواس را درمان کند.
    ...


    مهم این است که خانواده نه سعی کنند محیط را برای او عاری از وسواس کنند و نه روال عادی زندگی خانواده را بر هم زنند تا به تشریفات وسواسی وی پاسخ داده باشند.به جای تمام موارد فوق ،اصول الانان یعنی | رها کردن همراه با عشق | ، به اعضای خانواده اجازه می دهد که در عین عشق ورزیدن به شخص وسواسی ، از بیماری اش فاصله بگیرند.

    ~ پمفلت #به_خانواده_ها_و_دوستان_ما
    وسواسی های گمنام

     

     

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:31 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • کسانی که ایمان ندارند، اغلب احساس می کنند خداوند به آنان پشت کرده است. از دیدگاه این دسته ، مذهب عرفی هم بیشتر مانند یک بنگاه تجاری است؛ به علاوه ، دعا کردن هم هرگز کمکی نکرده است.
    چاره ی این کار؛ در کیفیت ایمان است نه در کمیت آن. واقعیت این است که ما هیچ وقت دوازده قدم را برای این به کار نگرفته ایم که سهم خود را ادا کنیم تا مسیر فیض شفابخش خداوند جهت درمان وسواس ما باز شود .
    ما هرگز نقص هایی را که در شخصیتمان وجود دارد نپذیرفته ایم و صدماتی را که به دیگران (و همچنین به خودمان) زده ایم، جبران نکرده ایم، یا هرگز سعی نکرده ایم به دور از خودخواهی به شخص دیگری که مبتلا به وسواس است، کمک کنیم .

     

     

    ~وسواسی های گمنام
    قدم دوم

     

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:26 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []