دسته بندي ها

جستجو

دوازده قدم ودوازده سنت


این وبلاگ حاوی اطلاعاتی درمورد انجمن های گمنام دوازده قدمی بوده و مشخص می نماید که چگونه این انجمن ها می توانند منابعی موثر و حیاتی برای معتادانی باشند که تمایل به ترک اعتیاد و بهبودی از طریق برنامه های 12 قدمی دارند. اگرچه هدف اطلاعات ارائه شده در اين بخش به منظور آگاه نمودن افرادی است که آشنایی با انجمن های دوازده قدمی ندارند؛  با این حال معتادان در حال بهبودی نیز می توانند برای پیشرفت و رشد خود در بهبودی از این اطلاعات بهره مند شوند.



:




تاریخچه 12 قدم

 

 

در این قسمت، سرگذشت و تاریخچه کوتاهی درباره چگونگی تدوین و شکل گیری 12 قدم ارائه شده است. اطلاعات ارائه شده به شما کمک می کند تا بدانید چگونه تجربیات اعضای اولیه الکلی های گمنام به توسعه و رشد سایر انجمن ها و برنامه های 12 قدمی منجر شده است.

 

قدم اول: مشکل
قدم دوم: راه حل
پیام رسانی
تولد انجمن الکلی های گمنام
بوجود آمدن 12 قدم
بوجود آمدن انجمن های گمنام دیگر


قدم اول: مشکل

درسال ۱۹۳۵ بیل ویلسون یکی ازبنیانگزاران انجمن الکلی های گمنام، شغل خود را به علت اعتیاد به الکل بر باد داد. وی به علت اعتیاد و مشکلات فراوان مالی در زندگی زناشویی خود نیز به مشکل برخورد کرده بود. در خلال سال های ۱۹۳۴ و۱۹۳۵ میلادی بیل ویلسون به علت مصرف بیش از حد الکل چندین بار در یکی از بیمارستان های نیویورک بستری شد؛ ولی هر بار بعد از مرخص شدن از بیمارستان، وی مجددا مصرف الکل را آغاز می کرد. آخرین باری که بیل ویلسون در این بیمارستان بستری شد پزشک او دکتر سیلک ورد که به علت روش های ابتکاری خود در درمان افراد الکلی شهرت داشت؛ به وی گفت دلیل اینکه نمی تواند به اراده خود نوشیدن مشروبات الکلی را ترک کند، این است که الکلی شده و در حقیقت یک بیمار است و نه یک انسان ضعیف و بی اراده. دکتر سیلک ورد بر این باور بود که الکلی ها از نوعی وسوسه فکری و ویارجسمانی همراه با آلرژی یا حساسیت به الکل رنج می برند و همین امر باعث می شود تا آنها با نوشیدن کمترین میزان از نوشیدنی های الکلی کنترل خود را از دست داده و بی اختیار به خوردن آن ادامه می دهند. برای رهایی از این وضعیت الکلی ها باید کاملا از نوشیدن مشروبات الکلی پرهیز کنند. با شنیدن این اطلاعات برای اولین بار، بیل ویلسون متوجه شد که چرا باوجود تلاش هایی که می کند نمی تواند جلوی زیاده روی خود در نوشیدن مشروب را گرفته و یا آن را کناربگذارد. پس از مرخص شدن از بیمارستان، بیل با دانش جدیدی که از وضعیت خود دریافت کرده بود توانست برای مدت یک ماه از مصرف الکل خودداری کند؛ اما پس از این مدت مجددا مصرف الکل را از سرگرفت. به این دلیل که اگرچه در آن زمان وی از ماهیت بیماری که از آن رنج می برد مطلع شده بود، اما هنوز نمی دانست که راه حل بهبودی از این بیماری چیست. پی بردن به ماهیت اعتیاد که در حقیقت نوعی بیماری به حساب می آید و نه یک ضعف اخلاقی، در واقع زیربنای قدم اول در تمام برنامه های 12 قدمی است.


قدم دوم: راه حل

در سال ۱۹۳۴ یک الکلی مزمن دیگر به نام ابی تاچر که از دوستان قدیمی بیل بود، به دیدن وی رفت برخلاف انتظار بیل، دوست دائم الخمرش این بار پاک وهوشیار بود و نشانه ای از مستی در وی دیده نمی شد. بیل از وی پرسید چگونه توانسته است مشروب را کنار بگذارد و ابی در پاسخ گفت “من مذهب را پیدا کردم.” گرچه بیل نمی توانست باور کند که خداوند ممکن است به دوست الکلی وی کمک کند تا مصرف مشروب را قطع کند؛ اما بعد ها درباره دیدارش با ابی که در واقع با رساندن پیام بهبودی، نخستین راهنمای وی بود این گونه نوشت: “دوست من پیشنهادی را مطرح کرد که در آن زمان به نظرم خیلی جالب و تازه آمد. وی گفت: چرا تو خود مفهوم خدا را برای خودت انتخاب نمی کنی؟ این سخن تاثیر عمیقی در من گذاشت و کوه یخ هوشمندی مرا که سال های دراز در سایه آن زندگی کرده و لرزیده بودم آب کرد و من بالاخره قدم به زیر آفتاب گذاشتم.” موضوع انتخاب یک نیروی برتر برای خود، بعد ها در قدم دوم برنامه های 12 قدمی جای گرفت. همین موضوع نشان می دهد که برنامه های 12 قدمی به جای اینکه ماهیت مذهبی داشته باشند حالت روحانی دارند.

بیل پس از ملاقات با دوستش باز هم به مصرف الکل ادامه داد تا اینکه بار دیگر در بیمارستان بستری شد، اما این آخرین باری بود که کار بیل به بیمارستان کشیده می شد. بیل در حالی که روی تخت بیمارستان دراز کشیده بود و با حالتی کابوس مانند به سرنوشت تلخ خود که یا مرگ یا دیوانگی بود فکر می کرد؛ با گریه گفت: ” اگر خدایی در کار باشد من آن را باور کرده و به آن تکیه خواهم کرد. پس خدایا به من کمک کن.” پس از این بود که وی “تجربه روحانی” خود را آغاز کرد و ناگهان وجود انکارناپذیر خداوند را در زندگی خود احساس کرد. بیل به آخر خط مشروب خواری اش رسیده بود و به همین علت به این واقعیت تن در داد که هیچ گونه کنترل و قدرتی درمقابل بیماری خود نداشته و برای رهایی از چنگ اعتیاد به الکل به کمک نیرویی برتر از خود نیاز دارد. این پذیرش و اقرار صادقانه همراه با فروتنی برای درخواست کمک از خداوند راه حل جدیدی برای نجات از اعتیاد به الکل در اختیار وی گذاشته بود. همین موضوع، امروزه اساس قدم دوم در تمامی برنامه های 12 قدمی به محسوب می شود. اگر از بیماری مزمن اعتیاد در عذاب هستید و تمام تلاش های شما برای ترک اعتیاد و بهبودی از آن بی ثمر بوده است، باید بدانید که به تنهایی راه به جایی نمی برید و تنها یک نیروی برتر است که می تواند به شما قدرت مقابله با وسوسه مصرف، و بهبودی از بیماری اعتیاد را بدهد.


پیام رسانی

بیل پس از تجربه این معجزه در زندگی یعنی قطع وسوسه و نیاز به نوشیدن مشروبات الکلی، تصمیم گرفت تا به سایر الکلی های در عذاب کمک کند و همین تصمیم باعث شد تا بذر انجمن الکلی های گمنام کاشته شود. تا چند ماه پس از آن بیل موفق به هوشیار کردن هیچ معتادی نشده بود. وی نهایتا متوجه شد که نمی تواند با مجبور کردن الکلی های به یافتن خداوند، باعث هوشیار ماندن آنان شود. در این حین دکتر سیلک ورد به بیل توصیه کرد که ابتدا ماهیت بیماری الکلیسم را برای معتادان الکلی مشخص کرده و به آنها یادآوری کن این وسوسه و بیماریشان است که باعث می شود تا سرحد جنون یا مرگ به مصرف الکل بپردازند. در صورتی که معتادان به الکل متوجه این واقعیت شده و آن را بپذیرند، احتمال بیشتری وجود دارد که به بهبودی تمایل پیدا کرده و برای یافتن راه حل مشکلشان به یک نیروی برتر تکیه کنند. به این ترتیب بود که تجربۀ بیل در زمینه چگونگی رساندن پیام بهبودی به دیگران آغاز شد و بر پایه همین روش است که امروزه میلیون ها نفر از الکلی ها در سراسر جهان درحال بهبودی هستند.


تولد انجمن الکلی های گمنام

چند ماه بعد، زمانی که بیل برای یک سفر تجاری به شهر اکرون در اوهایو رفته بود و با مشکلی درکار خود روبرو شده بود دچار وسوسه نوشیدن مشروبات الکلی شد. وی سریعا متوجه شد که اگر می خواهد از مصرف الکل اجتناب کرده و پاکی خود را حفظ کند باید با یک الکلی دیگر صحبت کند. بیل با مسئولین بیمارستان محلی تماس گرفت تا آنها یک فرد الکلی را به وی معرفی کنند و به همین طریق با دکتر باب اسمیت آشنا شد. طولی نکشید که آنها با یکدیگر ملاقات کردند اما در ابتدا دکتر باب علاقه چندانی به شنیدن حرف های بیل نداشت. پس از اندکی گفتگو دکتر باب شدیدا تحت تاثیر دانش و آگاهی بیل درباره بیماری الکلیسم و تمایل وی به بازگو کردن تجربیاتش درباره تلاش های بی ثمر برای قطع مصرف مشروب قرار گرفت. به همین دلیل او نیز تصمیم گرفت که به نیروی برتر خود رجوع کرده و به همین روش توانست نوشیدن مشروب را به طور کلی کنار بگذارد. این اتفاق در ۱۰ ژوئن سال ۱۹۳۵ میلادی رخ داد که از این روز به عنوان روز تولد انجمن الکلی های گمنام یاد می شود.


بوجود آمدن 12 قدم

تاریخچه 12 قدم - بیل ویلسون و دکتر باب

 

از این روز به بعد بود که بیل و دکتر باب تلاش کردند تا برای کمک به الکلی های مزمن یک برنامه ساده تهیه کنند؛ برنامه ای که با اجرای آن الکلی ها به این نتیجه برسند که تنها با تکیه به قدرت و اراده شخصی خود نمی توانند بر مشکل اعتیاد غلبه پیدا کنند. به عقیده آنها کسانی که الکلی می شوند، افرادی گناهکار و یا ضعیف و بی اراده نیستند بلکه بیمارانی هستند که در هنگام مواجهه با الکل، سلامت عقل خود را از دست داده و قدرت تصمیم گیری و کنترل میزان مصرف الکل را از دست می دهند. کسانی که از الکلیسم رنج می برند خودشان نمی توانند بر الکل غلبه کنند و برای اینکه از نوشیدن مشروب دست برداشته و هوشیاری خود را به دست آورند؛ باید از کمک یک نیروی برتر برخوردار شوند. آنها با الکلی هایی که در بیمارستان ها بستری بودند؛ درباره حقایق و واقعیت های مربوط به بیماری شان صحبت کردند. سپس از آن ها می پرسیدند که آیا حاضر به پذیرش این هستند که قدرت کنترل مشروب خواری خود را دارند یا خیر. بعد از این مرحله، از الکلی ها می خواستند تا با نیایش یک نیروی برتر، از وی بخواهند تا سلامت عقل را به آنها بازگرداند. اعتراف فرد الکلی به ناتوان بودن در کنترل و یا قطع مشروب خواری ، باعث می شد تا وی در تلاش هایش برای مقابله با این بیماری کاملا شکست بخورد. درست از همین لحظه است که وی آمادگی لازم برای رجوع به یک نیروی برتر را یافته و می تواند از بیماری اعتیاد خود بهبود پیدا کند.

اقدامات و فعالیت های بیل در شهر اکرون ایالت اوهایو به مشخص شدن دو نکته منجر شد. اولین نکته این که یک فرد الکلی برای قطع مصرف مشروبات الکلی، به همکاری و حمایت یک الکلی دیگر نیاز دارد؛ چرا که مردم عادی و کسانی که خودشان دچار این بیماری نشده اند قادر به درک وسوسه و نیاز یک الکلی به مشروبات الکلی نبوده و نمی توانند وی را حمایت کنند. دومین نکته مساله ای است که در برنامه های 12 قدمی از آن به عنوان شعار: “فقط برای امروز” یاد می شود؛ یعنی اینکه برای بهبودی از بیماری اعتیاد همچون سایر بیماری های مزمن باید به صورت روزانه اقدام به مراقبت و پرهیز نمود. تا زمانی که یک الکلی بتواند با استفاده از ابزار 12 قدم خودش را برای یک روز، و یا حتی یک ساعت پاک نگهدارد می تواند بر وسوسه ی مصرف مجدد غلبه نماید. تصور هوشیاری و پرهیز از الکل برای مدت زمان های بیشتر از این مقدار باعث خواهد شد که فرد مجددا وسوسه شده و در دام مصرف الکل گرفتار گردد.

در سال ۱۹۳۹ بیل با کمک نخستین ۱۰۰ نفر از الکلی هایی که در حال بهبودی بودند ” کتاب بزرگ” الکلی های گمنام را نوشت. در این کتاب الکلی های درحال بهبودی تجربیاتشان در مورد تلاش های بیهوده خود برای قطع نوشیدن الکل، و بعد از آن چگونگی پیدا کردن خدای خودشان و اتکا به آن برای دستیابی به یک راه حل برای بهبودی از این بیماری را بازگو کرده اند. هدف اصلی این کتاب پیام رسانی و کمک به الکلی ها برای یافتن نیرویی برتر از نیروی خودشان و بهبودی از الکلیسم است. در این کتاب بیل ویلسون اصول کلی برنامه 12 قدم را که به صورت ابزارهایی پیشنهادی برای بهبودی از اعتیاد به مشروبات الکلی است؛ تشریح کرده است. وی از گروه آکسفورد که الهام بخش او در نوشتن برنامۀ 12 قدم بوده تجلیل کرده و در سال ۱۹۵۵ درباره این گروه چنین نوشته است: انجمن الکلی های گمنام ایده های خود همچون تهیه ترازنامه شخصی، اعتراف به ضعف های شخصیتی، جبران خسارت های وارد آمده به دیگران و کمک کردن به دیگر الکلی های درحال بهبودی، را از اصول حاکم بر گروه آکسفورد و مستقیماً از افکار و اندیشه های شومیکر رهبر پیشین این گروه در آمریکا و نه جای دیگری اقتباس کرده است. بیل در عین حال از این گروه برای نجات جان خودش نیز قدردانی کرد.

کتاب بزرگ الکلی های گمنام


بوجود آمدن انجمن های گمنام دیگر

در پی موفقیت انجمن الکلی های گمنام، برنامه های 12 قدمی دیگری نیز توسعه پیدا کردند که دومین آنها انجمنی بود که لوئیس همسر دکتر باب با هدف کمک به اعضای خانواده افراد الکلی تاسیس کرد. انجمن الکلی های گمنام در زبان انگلیسی با حروف اختصاری AA مشخص می شود اما انجمنی که همسر بیل برای کمک به خانواده الکلی ها تاسیس کرد با حروف اختصاری Al-Anon شناخته می شود. پس از گذشت ۲۰ سال از زمان تاسیس انجمن الکلی های گمنام به علت افزایش روز افزون اعتیاد به مواد مخدر و تبدیل شدن این نوع اعتیاد ها به یک مشکل و معضل مهم اجتماعی، انجمن معتادان گمنام یا NA تاسیس شد.

اساس و زیربنای همه برنامه های 12 قدمی در اصل همان برنامه 12 قدم الکلی های گمنام است. تنها تفاوت مهم بین این انجمن ها در قدم اول می باشد. در این قدم از اعضای انجمن خواسته می شود تا مشکل اصلی خود را مشخص کرده و پذیرند. انجمن های مختلف این دو قدم اولشان را به گونه ای تنظیم و تدوین کرده اند که بنابر مادۀ مخدر یا اعتیادهای رفتاری که فرد معتاد از آن در عذاب است مطابقت داشته باشد. برای مثال قدم اول این گونه نوشته شده است: ما اقرار کردیم که در برابر ماده یا رفتاری که به آن معتاد شدیم – عاجز بودیم و زندگیمان غیر قابل اداره شده بود.

قدم اول NA به مادۀ مصرفی خاصی اشاره نکرده و درعوض از واژۀ بیماری اعتیاد استفاده می کند تا بر عجز ما در مقابل بیماری اعتیاد و نه یک مادۀ مصرفی بخصوص تأکید کند. اما اعمال و اصولی که لازم است تا ما برای بهبودی انجام دهیم در کلیۀ برنامه های 12 قدمی یکسان هستند. علاوه بر این، همۀ انجمن های گمنام از رهنمودهایی به نام سنت های دوازده گانه، استفاده می کنندکه برای کمک به حفظ وحدت، ساختار، و رشد کلی انجمن های گمنام پایه گذاری شده اند.

 


 

 

 

 

برچسب‌ها: تاریخچه 12 قدم
نوشته شده در جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 14:30 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • نوید های A.A برای تولدی دیگر

     

    تاكنون مقالات بی شماری در رابطه با نفش N.A و تاثیرات آن در آموزش مهارت های لازم به معتادان در حال بهبودی به منظور جلوگیری از لغزش به رشته نگارش درآمده است آنچه كه بیشتر در این نوشته ها جلب توجه می كنند پرداختن به اصول و سنت های معتادان گمنام است همراه با بیان مختصری از فلسفه وجودی آن نظر به اینكه گذر از وادی های دوازده قدم در عین پایبندی به سنت های دوازدهگانه بخصوص پس از دوران سم زدایی می تواند پس از ورود به برنامه تا حدی مشكل و در برخی موارد شوك آفرین باشد، برخود واجب دیدم كه تصویری از پایان این سفر سخت و دشوار را به پویندگان تازه وارد نشان دهم. با امید به اینكه این تلاش اندك، مدد كسانی شود كه در لحظه ای از زندگی چنان مبهوت درخت بودند كه جنگل را از یاد بردند.سخنی كه قصد پرداختن به آنرا داریم نویدهای A.A (الكلی های گمنام می باشد) نظر به اینكه N.A (معتادان گمنام) خود یكی از Company&#۰۳۹;s Sister های A.A می باشد و قدمتی ۵۰ ساله را در تاریخچه آن ذكر می كنند و نگارنده تا كنون اثر مستقلی از N.A را ندیده ام كه به ۱۲ نوید N.A بپردازد. از آنجائیكه مفاهیم دو انجمن فوق كاملاً در تعامل با یكدیگر می باشند و گاه از منابع مشترك استفاده می كنند (چون كتاب بزرگ)، فرض را بر آن می گذاریم كه ۱۲ نوید در مورد اعضای N.A نیز صدق می كند. در خاتمه یادآوری این نكته را ضروری می دانم كه انجمن A.A پیرامون گروه آكسفورد می باشد و قدمتی حدود دو قرن دارند. 
    نویدهای دوازدهگانه A.A 
    ۱- ما با آزادی و خوشبختی جدیدی آشنا خواهیم شد. 
    ۲- ما از آنچه كه در گذشته اتفاق افتاده است تأسف نخواهیم خورد و آرزو نمی كنیم كه آنرا فراموش كنیم. 
    ۳- ما كلمه آرامش را به مفهوم واقعی آن درك خواهیم كرد. 
    ۴- ما به صلح خواهیم رسید. 
    ۵- بدون توجه به اینكه اعتیاد تا چه حد پیشرفته و رفتار ما تا چه میزان ویرانگر بوده است ما درك خواهیم كرد كه تجربیات ما می تواند برای دیگران مفید واقع شود . 
    ۶- آن احساس غیرقابل استفاده بودن (بی مصرفی) و احساس تأسف به خود از بین خواهد رفت. 
    ۷- ما علایق خود را به چیزهائی خودخواهانه از دست خواهیم داد و علایق گروه و دوستانمان را جایگزین آن خواهیم كرد. 
    ۸- جستجو برای یافتن خویش از میان خواهد رفت. 
    ۹- جهان بینی و تلقی ما از جهان پیرامون و زندگی تغییر خواهد كرد. 
    ۱۰- ترس از مردم و احساس عدم امنیت اقتصادی ما را رها خواهد كرد. 
    ۱۱- ما به گونه ای فطری درك می كنیم كه شرایطی را كه موجب سردرگمی ما می شود را سامان دهیم. 
    ۱۲- ما به گونه ای ناگهانی تشخیص خواهیم داد كه خداوند برای ما كارهایی را انجام می دهد كه خود از انجام آنها ناتوان بوده ایم. 
    چهار نوید اول در رابطه ای نزدیك با تغییرات در احساسات می باشد. نوید اول، "ما به آزادی و خوشبختی آشنا خواهیم شد" مرتبط با سه هدفی است كه بیمار قادر به دستیابی آنها می باشد اول، رها شدن از نوشته، دوم خارج شدن از دام اعتیاد، و سوم داشتن یك زندگی جدید و با نشاط این مواد چیزهایی است كه بر فرد الكلی نهایتاً در جستجوی آنهاست. نوید دوم "ما از آنچه كه در گذشته اتفاق افتاده است نه احساس تاسف می كنیم و نه آرزو می كنیم كه در را بر روی گذشته ببندیم و آنرا به دست فراموشی بسپاریم، این نوید به ما می گوید كه ما توانایی آنرا داریم كه بدون آنكه به خود صدمه بزنیم خاطرات گذشته را مرور كنیم. افراد وابسته به مواد كاملاً قادرند كه در ذهن خود تاریخچه مصرف موادمخدر را بازسازی كنند ( Day Dream ) آنها توانایی آنرا دارند كه خاطرات دردناك و كارهای ناتمام خود را به قسمتی از برنامه بهبودی و فرآیند درمانی است به نتیجه برسانید. در A.A این عمل مترادف با روان پایش یا والایش می باشد، ابراز احساسات و عواطف كه مقولات و خاطرات خاصی را زیرسوال می برند. 
    نوید سوم: "ما كلمه آرامش را به مفهوم واقعی آن درك خواهیم كرد". به مصداق اینكه باز توانایی آنرا را پیدا خواهیم كرد كه به گونه ای سازنده، خود را به احساسات خویش همیشه نمائیم هر شخص كه در آرامش است لزوماً در تمام اوقات احساس خوشایندی ندارد. آرامش مرحله ای از مسمومیت مبتنی بر هوشیاری نیست. آرامش توانایی پذیرش احساس خوشایند از ناخوشایند است، درك این مساله كه ما چه احساسی داریم و پذیرش آن حتی اگر آن احساس ناخوشایند باشد.ما بیش از این برده احساسات خود نخواهیم بود ما قادر خواهیم بود كه بیش از این اخلال در زندگی شخصی خود ایجاد كنیم و خود را نرنجانیم. و با درك این حقیقت كه انسان جایرالخطاست خوشحالی و اندوه را تجربه كنیم. 
    نوید چهارم: " ما به صلح خواهیم رسید". دوره هایی در زندگی را تجربه خواهیم كرد كه صلح و آرامش ذهنی را می شناسیم همزمان با درك این نوید، بصورتی عقلانی شروع به پیدایش افراد، اشیاء و جهان پیرامون خود به همانگونه كه هستند می كنیم و هیچ تلاشی را در جهت تغییر آنها مطابق با امیال خود انجام نخواهیم داد.همچنین چهار نوید اولیه رابطه ای نزدیك با سه هدف درمانی دارد: اول اینكه می توان به بیمار آموزش داد كه چگونه احساسات خود را مشخص كند، سپس آنها را بر چسب زده و در نهایت با آنها روبرو شود. دلیل هدف دوم آنست كه بیمار بتواند كه تاریخچه الكلیسم و مصرف مواد خود را بدون هیچگونه احساس گناه، شرمندگی و یا درد باز ساخت نماید.و فلسفه هدف سوم آنست كه اشخاص قادر شوند كه احساسات خوشایند و ناخوشایند را كه در زندگی و فلسفه هدف سوم آنست كه اشخاص قادر شوند كه احساسات خوشایند و ناخوشایند را كه در زندگی تجربه كرده اند، بدون احساس گناه و داوری خویشتن برای داشتن چنین احساساتی بپذیرند. افراد تصوری بر مبنای واقعیت از اینكه احساسات و عواطف آنها چه كاركردی دارد، دارند. در نهایت آنها به نتیجه این سخن خواهند رسید كه زندگی سالم تركیبی از فرازها و نشیب ها، صعودها و سقوط ها است چیزی شبیه رولر كاستر (ترن برقی).دو نوید بعدی تغییر رفتار را بشارت می دهد. اعتیاد انسان را بی حركت و بی حس می كند. هشیاری ( Sobriety ) به آنها اجازه می دهد كه دوباره حركت خود را در طول فرآیند به فعالیت درآوردن خویشتن تمرین كنند. بدین معنی كه واقعیت را از طریق تمرینات ارادی به منصه ظهور رسانید یا بعبارت دیگر عینیت بخشند. هدف ما این است كه بیمار دریابد تنها داشتن "احساس بهتر" كافی نیست او باید بیاموزد كه چگونه بهتر عمل كند.نوید پنجم اشارتی چنین دارد، "بدون توجه به اینكه اعتیاد ما تا چه حد پیشرفته و رفتار ما تا چه میزان ویرانگر بوده است، ما درك خواهیم كرد كه تجربیات ما می تواند برای دیگران مفید واقع شود، ما قادر خواهیم بود كه تجربیات خود را در راه خدمت به خود و دیگران بكار بندیم. در لغت شناسی بالینی این پدیده به مفهوم تجدید ساختار تجربیات است. به این معنی كه ما چارچوب منابع خود را تغییر می دهیم. در نتیجه ما مجبور نخواهیم بود كه بیش از این به خود بگوئیم "آیا این مساله مشروبخواری و مصرف مواد به اندازه كافی دردناك و وهم انگیز نیست؟" اكنون می توان این عبارت را با این سوال جایگزین كرد آیا من از بزرگترین تراژدی زندگی خود چیزی آموخته ام؟ آیا بخاطر این تجربه كه این انسانی قویتر و مصمم تر ساخته است، انسانی با آستانه تحمل بیشتر! آیا من در بكارگیری از تجربیاتم، سزاوار تحسین هستم؟ می دانم كه این تجدید ساختار انرژی و قدرت من را جهت دهی جدیدی می كند و من را به نوید ششم می رساند. 
    نوید ششم: "آن احساس بی مصرف بودن و بی هودگی و احساس تأسف به خود از بین خواهد رفت". در نتیجه این تغییر و تحول ما علاقه و توجه خود را به مسائل خودخواهانه از دست می دهیم و توجه به علایق دوستان و سایر اعضاء گروه ها را جایگزین آن می نماییم. "خودمحوری و مورد توجه دیگران بودن از میان خواهد رفت". نوید هفتم: ما علایقمان را به چیزهای خودخواهانه از دست خواهیم داد و منافع گروه و دوستانمان را جایگزین آن خواهیم كرد". 
    نوید هشتم: "سودجویی و جستجوی منافع جهت خود از بین خواهد رفت". نویدهای هفتم و هشتم با اهدافی چون گسترش خویشاوندی و بهبود كیفیت روابط بین فردی همراه است زمانی كه شخصی كه در دوران فعال اعتیاد است بصورت بیمارگون های خودمحور است. نوید هفتم به ما بشارت میدهد كه خودمحوری اعتیادی، از بین خواهد رفت و علاقمند به مسائل و مشكلات دیگران خواهیم شد. ما به گونه ای فعال درگیر فعالیت های اجتماعی خواهیم شد و دیگر جایی برای تنهایی ما نخواهد بود. انگیزه های ما گسترش خواهد یافت و علاقمند به سلامت زیستن دیگران و خود خواهیم شد و به گونه ای انسانی درگیر فعالیت های سالم و سازنده اجتماعی با اهداف انسانی خواهیم شد.در اصطلاح اهداف درمانی، این نویدها به ما وعده می دهند كه افراد با كسب علائق اجتماعی سالم و تشخیص آنچه كه برای سلامت آنها مفید است به توسعه خویشاوندی های سالم، دوست داشتنی و سرشار از علاقه همت خواهند گماشت. آنها نه تنها مجبور به توجه به سلامت خود می باشند بلكه باید افرادی را كه دوست دارند و مراقب آنها هستند را نیز مشمول این توجه و عشق بی قید و شرط كنند. ما نیازمند آنیم كه مورد توجه تمامی جامعه خود باشیم تا حمایت هایی را كه از ما می شود و مكانهای امنی را كه برای زندگی سالم ما وجود دارد شناسایی و از آن استفاده نماییم. 
    چهار نوید آخرین با هدف تغییر بنیادین جهان بینی ما عنوان شده است. در نوید نهم گفته شده است: "نگرش و جهان بینی ما از جهان پیرامون زندگی تغییر خواهد كرد". ما خود را از زوایه كاملاً متفاوتی خواهیم دید ما تغییر خواهیم كرد و از شخصی فاقد امنیت، بی كفایت و با اعتماد نفس پائین تبدیل به فردی با اعتماد به نفس بالا خواهیم شد كه در كلیه عرصه های زندگی با كفایت كامل و موفقیت عمل می كنیم. Self _ Steem در حقیقت به دو معنا تقسیم می شود. قسمتی از آن Self _ Confidence است. یا اعتماد به نفس می باشد كه ما را به این مهم رهمنون می شود تا به این باور برسیم كه شایستگی آنرا داریم كه از مواهبی كه خداوند در زندگی در اختیار ما گذاشته است بهره مند گردیم.با تغییرات جهان بینی ما درباره زندگی و جهان، ترس از اینكه ما به سادگی رفتار خود ویرانگر گذشته را تكرار كنیم از بین خواهد رفت. این نوید در پیام دهم عنوان شده است: "ترس از مردم و عدم امنیت اقتصادی ما را ترك خواهد كرد". نوید یازدهم به ما بشارت می دهد كه " ما به گونه ای نظری درك خواهیم كرد كه شرایطی را كه موجب سردرگمی ما می شود سامان دهیم". ما می آموزیم كه چگونه به صورتی سازنده زندگی كنیم. زمانی كه ما در چرخه عادت زندگی خود ویرانگر هستیم اتفاقات بد در زندگی ما بدون هیچگونه دلیل خاصی روی می دهد.ما معمولاً مبادرت به انجام كارهایی می كنیم كه شرایط نامطلوبی را برای آینده ما ایجاد می كند، و زمانی كه عواقب این اقدامات نامطلوب ما را متاثر می كند از خود سوال می كنیم. چرا من در فرآیند بهبودی ما تغییر می كنیم، از روش عادتی زندگی بی مسؤولیت و بی بندوبار ـ تحت تأثیر الكل و موادمخدر ـ به گون های تدریجی پا به حیطه زندگی مسؤولیت پذیر می گذاریم. ما امروز كارهایی را انجام می دهیم كه عواقب مثبتی را برای فردای ما رقم می زند. جایی در فرآیند بهبودی، پنداری در یك بامداد دیگرگون ما از خوابگران برمی خیزیم و رویدادهای خوب بدون هیچگونه دلیل بخصوص در زندگی ما به وقوع خواهد پیوست. ما به گونه ای نظری می دانیم كه چه كاری را باید انجام دهیم. و این رفتارها بصورت قسمتی از وجود ما خواهند شد، در حقیقت هویت ما خواهند شد.سرانجام در نوید دوازدهم "ما به گونه ای ناگهانی درك خواهیم كرد كه خداوند برای ما كارهایی را انجام می دهد كه خود از انجام آنها ناتوان بوده ایم". با رجوع همه جانبه تر بر آنچه كه بر ما گذشته است و دیدی وسیعتر از ژرفایی كه من معتاد می تواند برای شما ترسیم كند، با پذیرفتن اینكه دنیایی به مراتب وسیع تر و سالمتر در افق دید ماست ما درك می كنیم، كه می توانیم زندگی خود را در حول محوری از اصول و باورها سازمان دهیم و كارآیی بیشتری داشته باشد. ما می خواهیم بر این سیستم برتر قادر به انجام كارهایی برای ما خواهد بود كه آن دنیای " ارزشمند" اعتیاد با تمام توانایی ها و محدودیت هایش، قادر به انجام دادن آن نبود.بطور خلاصه، اهداف درمانی ما را در چهار گروه می توان بسته بندی كرد: فكركردن، احساس كردن، نویدها و ارتباط برقرار كردن با دیگران. نویدها به ما وعده می دهد كه چگونه خواهیم آموخت كه با وضوح تمام فكر كنیم، بطور سطحی و عقلانی زندگی گذشته خود را با حال مقایسه و برای آینده برنامه ریزی نمائیم. در بعد درمانی نیز وظیفه درمانگر آنست كه به بیمار آموزش دهد كه چگونه به روشنی و وضوح فكر كند. در رابطه با احساسات، نویدها با ما خواهند آموخت كه احساسات خود را تشخیص داده و به افتراق آنرا دریابیم، چگونه آنها را در غالب كلمات بیان كنیم و چگونه از طریق احساساتمان با دیگران از یك موضع قدت ارتباط برقرار می نمائیم. در نتیجه ما قادر خواهیم بود كه یك پاكسازی را تجربه كنیم ـ رهایی از احساسات و عواطف منفی ـ ما قادر خواهیم بود كه احساسات خود را به نحو شایسته ای به نمایش بگذاریم و اجباری به مخفی كردن آنها در گوشه ای از وجود خود نخواهیم دانست. در رابطه با عمل ( Action ) یا نویدها به ما وعده می دهند كه ما می توانیم چرخه عادت خود شكست بینی كه حاصلی حقارت ندارد، بشكنیم ما می توانیم عادات جدید و سازنده تری را جایگزین رفتار اعتیادی خود نمائیم كه برای ما خشنودی، آرامش و آسایش به ارمغان آورد، یك زندگی پاك و هشیار و سازنده برای حفظ امروز . دکتر داریوش فرخاک 
    منبع: 
    كتاب بزرگ (مرجع) صص ۸۴-۸۳

     

     

     

     

    نوشته شده در جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 14:24 توسط : 12&12 | دسته :
  •    []

  • راه جدید زندگی بر اساس « بهبودیافتگان گمنام » برای امروز
    و هر روز

     

    هدف از کارکردن برنامه ما ، ایجاد یک تجربه روحانی زندگی
    بخش است که ما را به سلامت عقل برمی گرداند . ما اینکار را با انجام « دستورات
    صریح و روشن » که در کتاب بزرگ آمده است انجام می دهیم و از این دستورات برای کار
    کردن کامل تمام قدمهای دوازده گانه استفاده می کنیم . پیشنهادات و راهنماییهای
    موجود در این « راهنمای تازه واردین »برای آغاز این مسیر به شما کمک می کند .

    چنین به نظر می رسد که این تجربه های روحانی حیاتبخش ماهیتا
    با تغییرات و بازسازی گسترده ای در احساسات این افراد همراه باشد . عقاید ،
    احساسات و دیدگاههای قبلیتان که زمانی محور زندگیتان بودند به شکل ناگهانی ( یا
    تدریجی ) به کناری رانده می شوند و مجموعه کاملا جدیدی از مفاهیم و انگیزه ها
    محوریت می یابند .به عبارت دیگر ، برنامه ما شمارا به راهی جدید از زیستن هدایت می
    کند . این روشی از زندگیست که به صداقت کامل نیاز دارد . همینطور روشی است که بر
    مبنای  فکر کردن دایمی به دیگران و چگونگی
    کمک به انها برای برآوردن نیازهایشان پایه گزاری شده است .

    این راهنما را نگه دارید . آنرا بخوانید و باز آنقدر
    بخوانید تا پیشنهادات و راهنماییهای آن به عنوان بخشی جدایی ناپذیر و اساسی از
    زندگی روزانه تان در آید . به سرعت برخیزید و به طور کامل تمام قدمهای دوازده گانه
    را کار کنید . در گروه روحانی ما به ما ملحق شوید . ما مطمئنیم که روش جدید
    زندگیمان ، برای همگان سودمند خواهد بود .    

     

     

     

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:12 توسط : 12&12 | دسته : بهبودیافتگان گمنام Recoveries Anonymous
  •    []

  •  

     

     

    قدم های دوازده گانه

    منطبق شده جهت بهبودیافتگان گمنام

     

    1-ما اقرار کردیم که در برابر مشکلات و رفتارهایمان عاجز بودیم – که زندگی مان غیر قابل اداره شده بود .

    2-به این باور رسیدیم که یک نیروی برتر می تواند ما را به سلامت عقل بازگرداند .

    3-تصمیم گرفتیم که اراده و زندگی مان را به مراقبت خداوند ، بدان گونه که او را درک می کردیم بسپاریم .

    4-یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و جستجو گرانه از خود تهیه کردیم

    5-چگونگی دقیق خطاهایمان را به خداوند ، به خود و یک انسان دیگر اقرار کردیم .

    6-آمادگی کامل پیدا کردیم که خداوند کلیه نواقص شخصیتی ما را برطرف کند .

    7-با فروتنی از او خواستیم ، کمبودهای اخلاقی ما را بر طرف کند .

    8-فهرستی از تمام کسانی که به آنها صدمه زده بودیم تهیه کرده و خواستار جبران خسارت از تمام آنها شدیم .

    9-به طور مستقیم در هر جا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم ، مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان و یا دیگران لطمه می زد .

    10-به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هر گاه در اشتباه بودیم سریعا به آن اقرار کردیم .

    11-از راه دعا و مراقبه خواهان ارتقاء رابطه آگاهانه خود با خداوند بدان گونه که او را درک می کردیم شده و فقط جویای آگاهی از اراده او برای خود و قدرت اجرایش شدیم .

    12-با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدم ها کوشیدیم این پیام را به دیگران برسانیم و این اصول را در تمام امور زندگی خود به اجرا در آوریم .

     

    سنت های دوازده گانه

    منطبق شده جهت بهبودیافتگان گمنام

     

    1-منافع مشترک ما باید در راس قرار گیرد . بهبودی شخصی به وحدت بهبودیافتگان گمنام بستگی دارد .

    2-در ارتباط با هدف گروه ما تنها یک مرجع نهایی وجود دارد ، خداوندی مهربان که به گونه ای ممکن خود را در وجدان گروه بیان می کند . رهبران ما فقط خدمت گزاران مورد اعتماد ما می باشند . آنها حکومت نمی کنند .

    3-تنها لازمه عضویت ، تمایل به بهبودی یافتن است .

    4-هر گروه باید مستقل باشد به استثناء مواردی که بر گروه های دیگر و بهبودیافتگان گمنام در کل اثر بگذارد .

    5-هر گروه بهبودیافتگان گمنام باید ماهیتی روحانی داشته باشد که فقط یک هدف اصلی دارد ، رساندن پیام به کسانیکه که هنوز در عذاب است.

    6-یک گروه بهبود یافتگان گمنام هرگز نباید هیچ موسسه مرتبط و یا هر سازمان خارجی را تایید و یا در آنها سرمایه گذاری کند  و یا نام بهبود یافتگان گمنام را به آن ها عاریت دهد . مبادا مسائل مالی ، ملکی و شهرت ما را از هدف اصلی خود منحرف سازد .

    7-هر گروه بهبود یافتگان گمنام می بایست کاملا متکی به خود باشد و کمکی از خارج دریافت نکند .

    8-بهبود یافتگان گمنام ، باید همیشه غیر حرفه ای باقی بماند ، اما مراکز خدماتی ما می توانند کارمندان مخصوصی استخدام کنند .

    9-بهبود یافتگان گمنام تحت این عنوان ، هرگز نبایست سازماندهی شود . اما می توانیم هیئت های خدماتی یا کمیته هایی تشکیل دهیم که مستقیما در برابر کسانی که بدانها خدمت می کنند ، مسئول باشند .

    10-بهبود یافتگان گمنام هیچ عقیده ای در مورد مسائل خارجی ندارد و نام بهبود یافتگان گمنام هرگز نبایست به مباحث اجتماعی کشانده شود .

    11-خط مشی روابط عمومی ما بنا بر اصل جاذبه است تا تبلیغ ، برای ما لازم است که همیشه گمنامی شخصی خود را در سطح مطبوعات ، رادیو ، فیلم ، تلویزیون و دیگر رسانه های عمومی و ارتباطی حفظ کنیم .

    12-گمنامی ، اساس روحانی تمامی سنت های ماست و همیشه یاد آور این است که اصول را به شخصیت ها ترجیح دهیم .

     

     

     

     

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:11 توسط : 12&12 | دسته : بهبودیافتگان گمنام Recoveries Anonymous
  •    []

  • نتایجی که این برنامه به کسانیکه به آن عمل می کنند وعده می دهد

     

    هر کدام از عبارات زیر نقل قولهایی از کتاب بزرگ هستند . هر نقل قول ، بخشی از نتایجی است که به کسانیکه برنامه ما را کار می کنند وعده داده شده است . برای جزییات بیشتر ، لطفا مقاله « اطلاعاتی در مورد این دستورالعمل تازه واردین » در صفحه 9 این راهنما را مطالعه فرمایید .

     

    1-ما دریافتیم به محض اینکه بتوانیم پیشداوری و تعصب را کنار بگذاریم و

       الف-فقط تمایلمان برای باور کردن نیرویی برتر از خودمان را اظهار کنیم ،

       ب-شروع به دریافت نتایج خواهیم کرد ، اگر چه برای هر یک از ما توصیف یا فهم کامل آن قدرت که خداوند است غیر ممکن بود .

     

    2-به ندرت کسی را دیده ایم که مسیر ما را به طور کامل طی کند اما شکست بخورد .

       الف-آنهایی که بهبود نمی یابند کسانی هستند که یا نمی توانند و یا نمی خواهند خودشان را به طور کامل به این برنامه ساده بسپارند ،

       ب-معمولا اینها مردان و زنانی هستند که به طور ذاتی قادر به صادق بودن با خودشان نیستند .

     

    3-این چگونگی و چرایی ماجراست .

       الف-قبل از هر چیز از بازی کردن نقش خدا دست بردارید ، چون بی نتیجه است .

       ب-سپس این انتخاب را انجام دهید که از این بعد در این نمایش زندگی ، خداوند کارگردانتان خواهد بود .

            1-او اصل و بنیاد است و ما عوامل او هستیم .

            2-او پدر است و ما فرزندان او .

       الف-این رابطه ساده را به روشنی انتخاب کنید .

       ب-بسیاری از عقیده های خوب ساده اند و این عقیده ، سنگ زیر بنای پل پیروزی تازه ایست که از طریق آن به سوی آزادی گام خواهید برداشت .

     

    4-هنگامی که شما صادقانه این موضع را انتخاب می کنید ، همه اتفاقت فوق العاده روی خواهند داد .

       الف-ما کارفرمای جدیدی داریم .

       ب-که بسیار قدرتمند است و الزاما هر آنچه را که نیاز دارید برایتان فراهم می کند ، اگر شما

           1-به او نزدیک شوید

           2-کارهایش را به نحو احسن انجام دهید .

       ج-با ایجاد اینچنین زیر بنایی ، دلبستگیتان به خودتان ، برنامه هایتان و طرحهای حقیرتان کمتر و کمتر خواهد شد .

       د- بیشتر و بیشتر به این علاقمند می شوید که چگونه می توانید چیزی را به زندگی بیفزایید .

           1-همینطور که جریان این نیروی تازه را در خود احساس می کنیدد ،

           2-همینطور که از آرامش و صلح درونی لذت میبرید ،

           3-هنگامیکه درمی یابید می توانید با موفقیت با زندگی روبه رو شوید ،

           4-همینطور که به حضور او آگاه می شوید ، شما شروع می کنید و  ترستان را از امروز و فردا و اینده از دست می دهید . شما دوباره متولد خواهید شد .

     

    5-اعتماد به نفس برای مدتی در گذشته خوب بود ، اما دیگر کاری از پیش نمیبرد . برخی از ما اعتماد به نفس بسیار خوبی داشتیم ، اما این اعتماد به نفس نتوانست ترس و ناراحتی های دیگر ما را کاملا از بین ببرد . حتی وقتی اعتماد به نفسمان باعث از خود راضی بودنمان می شد اوضاع بسیار بدتر می گشت .

       الف-شاید راه بهترب وجود داشته باشد ، ما اکنون اینگونه فکر می کنیم

           1-شما اکنون می توانید روش متفاوتی را در پیش گیرید .

           2-روش تکیه و اعتماد به خداوند

       ب-اکنون شما به جای اعتماد به نفس محدود خود ، به نیروی لایزال خداوند تکیه می کنید .

           1-شما در این جهان هستید تا نقشی را که او به شما محول کرده بازی کنید .

           2-فقط تا جایی پیش می روید که فکر می کنید او برایتان در نظر گرفته است ، با فروتنی به او تکیه می کنیم . او ما را قادر می سازد تا فاجعه را با آرامش جایگزین کنیم .

     

    6-شما هرگز نباید به خاطر اتکا به آفریدگارتان ، از کسی عذرخواهی کنید .

       الف-شما می توانید به کسانیکه طریق روحانی را راه ضعف و ناتوانی می پندارند لبخند بزنید .

       ب-به طور متناقض ، روحانیت مسیر قدرت و توانا شدن است .

           1-در طول تاریخ ، عقیده بر این بوده که ایمان به معنی شهامت است .

           2-مردم با ایمان همگی شجاع هستند .

           3-آنها به خدایشان مطمئن هستند .

       ج-هرگز به خاطر ایمان داشتن به خدا از کسی معذرتخواهی نکنید .

           1-به جای آن به خداوند اجازه دهید از طریق شما آنچه می تواند انجام دهد را نشان دهد .

           2-از او بخواهید ترستان را برطرف سازد وتوجهتان را به سمت آنچه که خودش برایتان می خواهد منعطف کند

           3-پس از ان به سرعت ، شروع به  بیرون رفتن از ترسهایتان می کنید .

     

    7-قبلا مطالب زیادی در خصوص دریافت قدرت ، الهام ، و راهنمایی از کسی که تمام دانایی و قدرت نزد اوست بیان شده است

       الف-اگر شما به طور کامل از دستورات پیروی کرده باشید ،

           1-شما احساس کردنِ جریان روح خدایی را در وجود خودتان احساس می کنید .

           2-شما به درجه ای « خدا آگاه » شده اید .

           3-رشد و تکامل این حس ششم حیاتی را درون خود آغاز کرده اید .

       ب-اما نیاز است که شما جلوتر بروید و این یعنی انجام اقدامات بیشتر .

     

    8-پاداشی که دریافت می کنید عظیم و شگرف است .

       الف-دیدن انسانهایی که به زندگی برمی گردند ،

           1-دیدن اینکه آنها به دیگران کمک می کنند ،

           2-تماشای از بین رفتن تنهاییشان ،

           3-دیدن گروهی در اطراف شما که در حال رشد هستند ،

           4-داشتن گروهی از دوستان ،

                الف-این تجربه ایست که نباید از دستش بدهید .

                ب-ما میدانیم که شما نمی خواهید آن را از دست بدهید .

       ب-تماس مکرر با تازه واردین و با یکدیگر نقطه روشنی در زندگی ماست .

     

    9-هم شما و هم دوست تازه وارد شما هر دو باید به طور روزانه در مسیر رشد معنوی به پیش بروید .

       الف-اگر پشتکار به خرج دهید ، اتفاقات فوق العاده ای در انتظار شما خواهد بود .

       ب-وقتی ما به گذشته خود نگاه می کنیم متوجه می شویم آنچه که پس از سپردن خود به دستان خدا نصیبمان شده است به مراتب بهتر از آن چیزیست که که خود می توانستیم برای خود برنامه ریزی کنیم .

       ج-دستورات یک نیروی برتر را دنبال کنید و آنگاه شما در دنیایی جدید و فوق العاده زندگی خواهید کرد ، بدون توجه به اینکه شرایط حال حاضر شما چه باشد .

     

    10-شما اشتباهاتی خواهید کرد ،

       الف-اما اگر جدی باشید ، آنها شما را به زمین نخواهند زد .

       ب-در عوض شما آنها را به سرمایه های خویش تبدیل خواهید کرد .

       ج-وقتی بر مشکل خود غلبه کردید ، روش زیست بهتری در زندگی پدیدار خواهد شد .

     

    11-تخیلاتتان پرخواهد گشود ،

       الف-سرانجام ، زندگی مفهومی خواهد یافت .

       ب-رضایت بخش ترین سالهای زندگی شما در مقابلتان قرار دارد .

       ج-بدین ترتیب ما انجمن را پیدا خواهیم کرد ، و شما نیز .

     

    12-شما در میان ما دوستانی ابدی خواهید یافت .

       الف-شما بوسیله همبستگیهای جدید و فوق العاده ای به هم پیوند خواهید خورد .

           1-شما همراه با هم بر مشکلات غلبه خواهید کرد و ،

           2-دوشادوش هم ، سفر مشترکتان را آغاز خواهید نمود .

       ب-آن زمان است که با مفهوم از خودگذشتگی آشنا می شوید و به خاطر نجات دیگران در باز یافتن دوباره زندگیشان فداکاری خواهید کرد .

       ج-به معنای واقعی عبارت ِ « همسایه ات را مانند خودت دوست بدار » پی خواهید برد .

     

    13-خود را به خدایی که درک می کنید بسپارید .

       الف-خطاهایتان را به او و به همنوعانتان اقرار کنید .

       ب-خرابیها را از گذشته تان بزدایید .

       ج-از آنچه دریافت می کنید به رایگان ایثار کنید ، و به ما بپیوندید .

           1-ما در گروهی روحانی با شما خواهیم بود ،

           2-همینطور که در مسیر سرنوشت سعادتمندانه تان به پیش می روید ، حتما با برخی از ما ملاقات خواهید کرد .

     

    14-خداوند – تا آن زمان – یار و نگهدارتان باشد 

     

     

     

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:10 توسط : 12&12 | دسته : بهبودیافتگان گمنام Recoveries Anonymous
  •    []

  •  

    « بهبود یافتگان گمنام » برنامه ای متفاوت است

    « بهبود یافتگان گمنام » برنامه ای متفاوت است . این برنامه مخصوص کسانیست که علیرغم بهترین کوششهایشان ، هنوز بهبودی ای که در جستجویش بوده اند را نیافته اند . همنطور مخصوص کسانی که قبلا به بهبودی دست یافته اند نیز می باشد . تمرکز « بهبود یافتگان گمنام » بر راه حلی روحانی و جهانیست که در قدمها مستتر است . بنابراین « بهبود یافتگان گمنام » به روی هر کسی که تمایل به عضویت دارد بدون توجه به نوع مشکل یا رفتار نابسامانی که دارد باز است . این مطلب شامل خانواده و دوستان نیز می شود . سنت پنجم « بهبود یافتگان گمنام » می گوید که هدف اصلی ما رساندن پیام بهبودی به کسانیست که هنوز در عذابند . کارکرد ما به عنوان یک گروه حمایتگر ، کمک کردن به دیگران برای یافتن بهبودی است . ما اینکار را با کمک کردن به دیگران برای کار کردن قدمها به روشی که بنیانگزاران اصلی مد نظرشان بوده است انجام می دهیم . برای این کار از « دستورات صریح و روشن » آنها برای کار کردن 12 قدم استفاده می کنیم . این دستورات به سادگی در کتاب بزرگ قابل رویت هستند . بنابراین ما از آن به عنوان متن اصلی استفاده می کنیم . روش ما با روشی که بیشتر گروههای دیگر برای کار کردن برنامه برگزیده اند تفاوت دارد .

    بیانیه آرمانهای « بهبود یافتگان گمنام » نتیجه سالها کار کردن قدمها با روش فوق می باشد . در این بیانیه 12 آرمان آمده است . این آرمانها روش متفاوت ما را در بکارگیری اصول روحانی نهفته در قدمها ، سنتها و مفاهیم شرح می دهند . هر آرمان دو بخش دارد . بخش اول توصیف حقیقت آن آرمان است به گونه ای که « بهبود یافتگان گمنام » می فهمد . بخش دوم عملکردی است که از آن حقیقت ناشی می شود . عبارت « هم برای گروه و هم برای هر عضو» بر این نکته تاکید دارد که هم گروه به طور کلی و هم هر یک از اعضا باید حرکتش به سمت آن آرمان باشد .

    آینده « بهبود یافتگان گمنام » وابسته به حفظ روش متفاوتی است که ما داریم . اطمینان داریم که هم گروهها و هم تک تک اعضا اهمیت این مسئله را درک می کنند . اگر « بهبود یافتگان گمنام » خواهان رشد است ، لازم که ما در دسترس همه کسانیکه خواهان بهبودی ما هستند باشیم . لازم است ما این توانایی را داشته باشیم که روش منحصر به فردمان در کارکرد برنامه را –که به این راحتیها جایی دیگر پیدا نمی شود – به آنها عرضه کنیم .

     

    بیانیه آرمانهای « بهبود یافتگان گمنام »

     هم برای گروه و هم برای هر عضو

    ما به فضل خدا می کوشیم تا همیشه به یاد داشته باشیم که ...

    1-مشکل مشترک ما در« بهبود یافتگان گمنام » ، بیماری روحانی است ؛ بنابراین ، عمل کردن به راه حل روحانی مشترکمان نهایتا منجر به ایجاد اعتماد و اتکا به خدایی بسیار قدرتمند و مهربان خواهد شد .

    2-نشریات پیشنهادی « بهبود یافتگان گمنام » جزییات را شرح می دهد و و به ما کمک می کند تا عملکردهای مخصوصی که برای دست یافتن به بهبودی دایمی لازم است را بشناسیم ؛ بنابراین وظیفه ما راهنمایی یکدیگر به سمت منابعی است که در نشریات وجود دارد .

    3-برای اعضای « بهبود یافتگان گمنام » کار با دیگران از اهمیتی حیاتی برخوردار است ؛ بنابراین ، ما تازه واردین را تشویق می کنیم تا سریعا این فعالیت روحانی اساسی را آغاز کنند .

    4-بازگشت سلامت عقل پس از کار کردن کامل قدمها صورت می پذیرد ؛ بنابراین نباید انتظار داشت که کسی قبل از کار کردن کل برنامه بهبودی به شکلی که در نشریات پیشنهادی « بهبود یافتگان گمنام »  توصیف شده است بتواند عاقلانه و به شکل صحیح رفتار کند .

    5-اهمیتی ندارد که نوع مشکلات و رفتارهای نابسامان ما چه باشد ، آنها تنها نشانه های بیماری روحانی ما هستند ؛ بنابراین ، توصیه می شود که اعضا تمام قسمتهای نشریات پیشنهادی « بهبود یافتگان گمنام »  را همانگونه که نوشته شده است مطالعه نمایند .

    6-برنامه ما باید کاملا آزاد باشد تا در تمام حیطه های زندگی ما وارد شود ؛ بنابراین ، ما برچسبهای مخصوصی که به مشکلات و رفتارهایمان زده ایم را حذف می کنیم .

    7-در زندگی روزانه ، آن چیزهایی که برای یک نفر مناسب است ممکن است برای فرد دیگر مناسب نباشد ؛ بنابراین ، در « بهبود یافتگان گمنام » هر عضو حق دارد که زندگی روحانیش را بر اساس فهم خودش پیاده کند . همینطور تعاریفی که فرد بنا به درک خودش از مقولاتی مانند پاکی ، پرهیز ، ثبات عاطفی ، و ... دارد نیز به همین روال است .

    8-ما باید به حقوق افراد احترام گذاشته از آن حفاظت کنیم ؛ بنابراین ، در « بهبود یافتگان گمنام » هر عضو حق دارد بدون ترس از حذف شدن ، مورد انتقاد شخصی قرار گرفتن ، و موعظه شدن ، تفسیر خودش را بیان کند .

    9- اگر ما به گروههایی با علایق ویژه تقسیم بندی شویم ممکن است تمرکزمان بر راه حل روحانی مشترکمان را از دست بدهیم ؛ بنابراین ، هر گروه و جلسه ، امکان شرکت برابر و عادلانه به هر کسی که تمایل به عضویت داشته باشد از جمله خانواده و دوستان ، بدون توجه به نوع مشکلات و رفتارهایی که دارند را فراهم می کند و به این وسیله نیاز ما به حفظ یک هویت واحد را امکانپذیر می سازد .

    10-به خاطر اینکه ما نیازمند تقدم دادن منافع دیگران بر منافع خود هستیم ، « بهبودیافتگان گمنام» نمی تواند برنامه خودمحوری باشد ؛ بنابراین ، تلاش ما اینست که یک حس جمعی و گروهی را رشد دهیم . در جلسه  نیز برای نیازهای همدیگر از خدا تقاضای دریافت هدایت و راهنمایی می کنیم .

    11-ما اعضای  « بهبودیافتگان گمنام» در بین خودمان نیاز به گمنام بودن نداریم ؛ بنابراین ، ما با استفاده از اسم کاملمان در « بهبودیافتگان گمنام» و در جلسات ، ایمانمان به خدا و تعهدمان به یکدیگر را نشان می دهیم .

    12-استفاده از عبارت « بهبود یافته» ، تاکیدی بر قدرت خداوند برای بازگرداندن ما به سلامت عقل است ؛ بنابراین ، در « بهبودیافتگان گمنام» استفاده از این عبارت را به عنوان عبارتی امیدبخش و همینطور عبارتی واقعی و حقیقی تشویق می کنیم .  

     

     

     

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:10 توسط : 12&12 | دسته : بهبودیافتگان گمنام Recoveries Anonymous
  •    []

  • وعده ها

     

    در صورتیکه در این مرحله از بازسازی ِخود از تحمّل رنج و زحمت ابا نکنید ( جبران کردن خسارتها به عنوان بخشی از قدم 9) ، قبل از رسیدن به نیمه ی  راه ازنتیجه ی آن مبهوت میشوید .

    1-شما با احساس آزادی و خوشحالی ِ تازه ای آشنا میشوید .

    2- از گذشتهِ خود متأسف نیستید و آرزوی فراموش کردنش را هم نمیکنید .

    3-مفهوم آرامش را درک کرده و به معنای صلح و آشتی پی میبرید .

    4-اهمیتی ندارد که چقدر به قعر رفته باشید ، شما خواهید دید که چقدر تجربه شما می تواند برای دیگران مفید باشد .

    5- احساس بی ثمری و افسوس به حال خود از میان میرود .

    6- علائق خودخواهانه را از دست میدهید و  به مسائل مربوط به همنوعان خود علاقمند میشوید .

    7- خودپرستی تحلیل میرود .

    8-طرز تلقّی و برخوردتان با زندگی بکلْی تغییر میکند .

    9- ترس از مردم و بی پولی از میان میرود .

    10-بصیرت و شهود حلّ و فصل مسائلی که قبلاً گیجتان میکردند را پیدا میکنید .

    11-دفعتاً متوجّه میشوید که خداوند کاری برایتان انجام داده است که خود قادر بانجامش نبوده اید .

    12-شما می گویید که اینها وعده های گزافی هستند . اما چنین نیست . این وعده ها درمورد ما جامه ی عمل به خود پوشیده اند . گاه به سرعت و گاه به آهستگی .  در صورتیکه برای به دست آوردنشان به خود زحمت دهید به طور حتم به وقوع خواهند پیوست .

     

     

    وعده های پنهان

    1-رمز اصلی شما ، عشق به مردم و پذیرش آنهاست .

    2- شما دیگر با هیج کس و هیچ چیز جنگی ندارید ، حتّی با مشکلات و رفتارهای نابسامانتان

    3- زیرا اکنون دیگر سلامت فکر خود را باز یافته اید .

    4- بندرت ممکن است بفکر آسیب زدن به خود یا دیگران بیفتید .

    5-اگر احیاناً وسوسه شوید ، همچون شعلهِ آتش خود را از آن کنار می کشید .

    6- واکنش های  شما معقول و طبیعی خواهد بود و خواهید دید که این اتفاق بدون دخالت خودتان و به طور اتوماتیک افتاده است .

    7-متوجّه میشوید که بدون هیچگونه کوشش و فکری که از جانب شما انجام شده باشد ، دید و طرز تلقّی ِ تازه ای نسبت به مشکلات و رفتارهای نابسامانتان به شما عطا شده است . تمام این جریان ، خود بخود اتّفاق افتاده است ، و معجزه اینجاست !

    8-شما دیگر با هیچ وسوسه ای در جنگ نیستید ، فرار از وسوسه هم لازم نیست .

    9- احساس میکنید که گوئی شما را در حالتی خنثی و  بی طرف قرار داده اند ، حالتی ایمن و مراقبت شده .

    10-بدون آنکه حتّی سوگندی خورده یا عهدی بسته باشید میبینید که مشکلتان بر طرف شده است و دیگر وجود خارجی ندارد .

    11- در شما نه احساس غرور و ازخودراضی بودن خواهد بود و نه ترس .

    12- بنا برتجربه ی ما تا جائیکه در حفظ شایستگی ِ روحانی خود کوشا باشیم ، واکنش های ما به همین ترتیب ادامه خواهند یافت .

     

     

     


     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:6 توسط : 12&12 | دسته : بهبودیافتگان گمنام Recoveries Anonymous
  •    []

  • چگونه « زندگی کردن در راه حل » را آغاز کنیم

     

    بهبودیافتگان گمنام متفاوت است و برای شما کار خواهد کرد .

    به « راهنمای تازه واردین » بهبودیافتگان گمنام خوش آمدید . بهبودیافتگان گمنام راه حلی مبتنی بر گروهی 12 قدمی است . این برنامه مخصوصا برای کسانیست که هنوز در جستجویشان برای بهبودی موفق نشده اند ، و البته برای کسانیکه سرانجام بهبودی را تجربه کرده اند نیز هست  . همچنبن بهبودیافتگان گمنام برای خانواده و دوستان نیز هست . ما دریافته ایم که راه حلی وجود دارد . این برنامه برای هر کسی با هر مشکل یا رفتاری کار می کند . با اطلاعات و پیشنهادات موجود در این راهنما ، شما می توانید کار کردن 12 قدم را دقیقا به همان روشی که بنیانگزاران اولیه مد نظرشان بود شروع نمایید. وقتی مسیر آنها را در قالب دستورات واضح و روشن به طور کامل دنبال می کنیم ، در می یابیم که نیرویی بزرگتر از خودمان می تواند ما را به وضعیت سلامت عقل برگرداند . ما بهبود می یابیم !

     

    بهبودیافتگان گمنام متفاوت است

    تمرکز « بهبودیافتگان گمنام »  بر راه حلی روحانی و جهان شمول است که در قدمهای 12 گانه وجود دارد . بنابراین دربِ برنامه  بهبودیافتگان گمنام به روی تمام کسانیکه تمایل به عضو شدن دارند بدون توجه به نوع مشکلات یا رفتارهایشان گشوده است . این امر شامل خانواده ها و دوستان نیز می گردد .

    بهبودیافتگان گمنام از « دستورات واضح و روشنِ» اصلی و اولیه برای کارکرد قدمهای 12 گانه استفاده می کند . این دستورات به راحتی در کتاب بزرگ قابل دیدن و پیگیری هستند . بنابراین ما از آن به عنوان منبع و متن اصلیمان استفاده می کنیم . هدف ما بازگشتن به سلامت عقل است  که در آن صورت ، ما قادر می شویم در موقعیتهایی که قبلا گیج و پریشانمان می کرد ، کاملا عاقلانه و طبیعی و درست  رفتار کنیم .

     

    « بهبودیافتگان گمنام » برای شما کار می کند  

    خیلیها فکر می کنند که قبل از کارکرد قدمهای 12 گانه لازم است که هوشیار باشند یا پرهیز بگیرند یا مثلا از داروها پاک شوند و یا اینکه شاد باشند و ... . در  « بهبودیافتگان گمنام » ما دریافته ایم که تمام این موارد بعلاوه بیداری روحانی ، بازگشت سلامت عقل ، و بهبودی ، به دنبال کار کردن کامل قدمهای 12 گانه حاصل خواهد شد .

    قدمهای 12 گانه دستورالعملی برای رسیدن به بهبودی است ، چیزی مثل دستورالعملهای آشپزی ! تقریبا هیچ کس انتظار ندارد که با بکار بردن تنها نیمی از مواد لازم موجود در یک دستورالعمل آشپزی ، بتواند به شکل جادویی به نتایج دلخواهش برسد . همینطور کسی تلاش نمی کند تا با تکرار مداوم 3 دستور اول ، به نتیجه کامل دستورالعمل دست پیدا کند . در  « بهبودیافتگان گمنام »   ما دریافته ایم داشتن این توقع که با کارکردن تنها بخشهایی از قدمهای 12 گانه ، نتایجی مانند کارکرد کامل قدمها حاصل شود کاملا غیر منطقی است . به همین دلیل است که ما به شما کمک می کنیم تا تمامی قدمها را با استفاده از دستورات واضح و روشن بنیانگزاران اولیه برنامه  به طور کامل انجام دهید .

    راه حلی وجود دارد ! تجربه ما اینست که اگر شما برنامه را به همان روشی که بنیانگزاران اولیه طراحی کردند کار کنید ، همان نتایجی که آنها به دست آوردند را عینا تکرار خواهید کرد . این برنامه برای شما کار می کند . سلامت عقل به شما برگردانده خواهد شد . شما بهبود خواهید یافت !

     

    معجـــــــــــزه ای در راه است .

     

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:4 توسط : 12&12 | دسته : بهبودیافتگان گمنام Recoveries Anonymous
  •    []

  • مقدمه ی « بهبودیافتگان گمنام »

    «  بهبودیافتگان گمنام » راه حلی مبتنی بر گروهی 12 قدمی است . این برنامه مخصوصا برای کسانیست که هنوز ( علیرغم بهترین تلاشهایشان )در جستجو برای دست یافتن به  بهبودی موفق نشده اند ، و البته برای کسانیکه سرانجام بهبودی را تجربه کرده اند نیز هست  . همچنبن بهبودیافتگان گمنام برای خانواده و دوستان نیز هست . تمرکز « بهبودیافتگان گمنام »  بر راه حلی روحانی و جهان شمول است که در قدمهای 12 گانه وجود دارد . بنابراین دربِ برنامه  بهبودیافتگان گمنام به روی تمام کسانیکه تمایل به عضو شدن دارند بدون توجه به نوع مشکلات یا رفتارهایشان گشوده است . این امر شامل خانواده ها و دوستان نیز می گردد .

    برای عضویت در«  بهبودیافتگان گمنام » ، پرداخت هیچگونه هزینه و پولی لازم نیست . ما از طریق کمکهای داوطلبانه اعضا متکی به خود هستیم . برنامه ما هیچ نوع وابستگی و ارتباطی با سازمانها ، موسسات ، و عقاید دیگر خواه روحانی ، مذهبی ، سیاسی و اجتماعی ندارد . «  بهبودیافتگان گمنام » مایل به شرکت در هیچ نوع مباحثه ، مناظره و یا رقابتی نیست . ما در برابر موضوعات خارجی موضعگیری خاصی نداریم .

    نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:2 توسط : 12&12 | دسته : بهبودیافتگان گمنام Recoveries Anonymous
  •    []

  • مثالهای برنامه « بهبود یافتگان گمنام » در خصوص ِ :

    ساعت سکوت روزانه

     

    خدایا ،

    خود را تقدیم تو می دارم ، با من کن و از من ساز ، آنچه خود اراده کنی . از اسارت نفس رهایم کن تا انجام اراده ات را بهتر توانم . مشکلاتم را بگیر تا پیروزی بر آنها ، شاهدی باشد برای کسانیکه با قدرت تو ، عشق تو ، و راه تو یاریشان خواهم کرد . باشد که همیشه بر اراده ات گردن نهم .

     

    ای خالق من ،

    من اکنون آماده ام که تمام خوب و بد وجودم را به تو بسپارم . تمنا دارم یک یک نقصهای درونم را که سد راه خدمت به تو و همنوعان من است بر طرف کنی و قدرتی عطا فرمایی تا از این پس به خدمت تو کمر بندم.

     

    خدایا ،

    لطفا عملکرد مرا در طول 24 ساعت گذشته برایم آشکار ساز :

    1-آیا خشمگین و رنجیده ، خودخواه ، ناصادق یا ترسو بودم ؟

    2-آیا معذرتی به کسی بدهکارم ؟

    3-آیا حرفی را نزد خودم نگهداشتم ، در حالیکه باید آنرا سریعا با کسی مطرح مطرح می کردم ؟

    4-آیا با همه مهربان و با محبت بودم ؟

    5-چه کاری را می توانستم بهتر انجام دهم ؟

    6-آیا اغلب اوقات ، بیشتر به خودم فکر می کردم ؟

    7-یا در این فکر هم بودم که چگونه می توانم به دیگران خدمتی کنم ، و چیزی را به حیات اضافه نمایم ؟

     

    خدایا ،

    لطفا مرا یاری ده تا متوجه باشم که به سراشیبی نگرانی ، غم و پشیمانی ، و افکار منفی نلغزم . چرا که می دانم اینها از سودمند بودن من برای دیگران می کاهد .

     

    خدایا ،

    تمامی اشتباهات مرا ببخش .به من نشان بده که چگونه آنها را اصلاح و جبران کنم ، تا دیگر اشتباهاتم را تکرار ننمایم .

     

    خدایا ،

    زمانیکه در حال برنامه ریزی روزانه هستم ، افکار مرا از انگیزهای نادرست پاک نگهدار . مخصوصا از تو می خواهم که فکرم را از دلسوزی به حال خود ، ناصادقی ، و انگیزه های خودمحورانه جدا کنی .

     

    خدایا ،

    مشکلی مرا درگیر خود کرده است ( آنرا بیان کنید ) . نمیدانم چه راهی در پیش گیرم . فکر و تصمیم درست را به من الهام کن . ای پروردگار ، کمکم کن !

     

    خدایا ،

    دعا می کنم که در طول روز دایما به من نشان دهی که قدم بعدیم چه باشد . دعا می کنم تا هر آنچه را که برای مدیریت درست موقعیتها لازم دارم به من عنایت کنی . مخصوصا رها شدن از اراده شخصیم را از تو می خواهم .

     

    خدایا ،

    مرا راهنمایی کن که در طول روز برای کسانیکه هنوز از بیماری در عذابند چه کمکی می توانم انجام دهم .

     

    خدایا ،

    دعا می کنم که همیشه مراقب باشم تا تنها برای خودم دعا نکنم . دعا می کنم تا به یاد داشته باشم که در صورتی می توانم برای خودم دعا کنم که از آن طریق ، به دیگران نیز کمکی شود .

     

    خدایا ،

    همه چیز برای تو امکانپذیر است . بنابراین ، اگر خواست تو هست و اگر آنچه که از تو می خواهم کمکی برای دیگران نیز هست لطفا درخواست مرا اجابت نما ( درخواست خود را بیان نمایید ) .در غیر این صورت ، اراده تو و نه خواست من ، در این مورد و در تمام موارد دیگر ، انجام خواهد گرفت .

     آمین

     

     

     

    آیا میخواهید آزاد شاد وخوشحال باشید

    با ما ارتباط برقرار کنید

    اگر می خواهید ماراه حلی را پیدا کرده ایم ، دوست داریم آن را با شما به اشتراک بگذاریم. به ما در این کانال بپیوندید وزندگی رها از اسارت شهوت بیاموزید.

     

    https://t.me/gadam_sa

    https://t.me/gadam_sa

     

     

     

     

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 0:59 توسط : 12&12 | دسته : بهبودیافتگان گمنام Recoveries Anonymous
  •    []

  •  

    مثالهای برنامه « بهبود یافتگان گمنام » در خصوص ِ :

     آنچه باید در طول روز انجام دهید

     

     خدایا ،

     خودخواهی مرا با تمام نشانه های آن از قبیل ناصادقی ، رنجش و خشم ، و ترس برطرف ساز . کمکم کن تا به سرعت با فردی دیگر صحبت کنم تا بتوانم بفهمم که کجا خسارتی به کسی زده ام ، و اگر چنین بود ، لطفا راهنماییم کن تا به سرعت  جبران کنم .

     

    خدایا ،

     کمکم کن تا قاطعانه افکارم را بر کمک به شخصی دیگر متمرکز کنم . کمکم کن تا عشق و پذیرش را سرلوحه خود سازم .

     

    خدایا ،

     دعا می کنم که هیچگاه ، این برنامه ی عملکردی روحانی را رها نکنم . کمکم کن همیشه به یاد داشته باشم که از مشکلات و رفتارهایم بهبود نیافته ام . هیچگاه مگذار فراموش کنم که بهبودی من مشروط به استمرار وضعیت روحانی من است .

     

     خدایا ،

     دعا می کنم که بتوانم بینشی از خواست تو را به تمام فعالیتهایم در طول روز تسری دهم ." چگونه می توانم به بهترین وجه خواست تو را برآورده سازم ؟" دعا می کنم که این افکار ، همیشه با من باشد .

     

     خدایا ،

     دعا می کنم تا تو موهبتی به من عطا کنی که بتوانم هر گاه بیقرار و مردد هستم دمی آرام گیرم، تا به من افکار و اعمال درست را نشان دهی . دعا می کنم که همیشه به خاطر آورم که دیگر کارگردانی نکنم . دعا می کنم که فروتنانه بارها در طول روز به خودم بگویم : خواست خدا انجام خواهد گردید .

     

     خدایا ،

     دعا می کنم که مرا با الزام بر دنبال کردن برنامه بهبودی به روشی که موسسان پی ریزی کرده اند تربیت نمایی .دعا می کنم تا همیشه به یاد داشته باشم که « ایمان بدون عمل ، از بین خواهد رفت » ، که من نیاز دارم تا پیام برنامه را به افرادی که هنوز در عذابند برسانم .

     

     

     

     

     

     

    نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 0:56 توسط : 12&12 | دسته : بهبودیافتگان گمنام Recoveries Anonymous
  •    []

  • به یاد داشته باشیم که:
    "آنچه خداوند می آفریند زیباست "
    احساس گناه،شرم ،قضاوت و پوچی ابزارهایی است که رفتارهای اجباری-وسواسی از آنها استفاده می کند تا ما را به زانو در آورد و به نظر می رسد که این ابزارها تاثیرگذار هستند.اگر این دروغ را باور کنیم که انسان قدرت یا نیروی الهی را در درون خود ندارد،در نهایت زندگیمان بر اساس این دروغ شکل خواهد گرفت.

     

     

    ~نقش روحانیت در برنامه دوازده قدمی
    وسواسی های گمنام

     

     

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:35 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • قدم یکم

     

     

    ما پذیرفتیم که در برابر وسواس و رفتارهای اجباریمان عاجز بوده ایم
    بطوری که زندگی مان غیر قابل اداره شده بود.

     

    اختلال وسواس اجباری بر ما چیره شده بود؛ هر چه بیشتر با بیماریمان گلاویز می شدیم،او نیز #سخت_تر با ما می جنگید.تنها با پذیرش شکستمان در نبرد تن به تن با اختلال وسواس بود که توانستیم بهبود یابیم و از زندگی سرشار از شادی و کامیابی لذت ببریم.


    ~وسواسی های گمنام
    قدم یک

     

     

     

     

     

     


     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:35 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • ترس ، اغلب همه ی جنبه های زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهد. بسیاری از ما در محیطی بوده ایم که ترس، امری عادی و روزمره بوده است. سوءاستفاده جسمی ، جنسی و عاطفی گذشته ، منشاء برخی از ترس های مداوم ما هستند. برخی از ما در محیط هایی رشد کرده ایم که در آنها " ترس از زندگی" از کودکی آموزش داده می شود ؛ به ما آموخته اند که دنیا، به کل مکانی خطرناک است و ما باید مراقب کوچکترین حرکات خود باشیم .

     

     

    ~وسواسی های گمنام
    قدم چهارم
     

     

     

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:35 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • حقایق ، خود گویا هستند، هر اندازه بیشتر بکوشیم اراده مان را بر نیرویی بزرگتر از خودمان استوار سازیم، بیشتر احساس شادی و استقلال میکنیم . از قرار معلوم مشکلات ما با قدرت اراده ی خودمان حل نمیشود . "خود را جای خدا گذاشتن" برای ما نتیجه بخش نبوده است .
    ما وسواسی ها افراد خوش اقبالی هستیم؛ از این جهت که تحت مقررات سخت و طاقت فرسایی که خود بر زندگیمان اعمال کرده ایم ، آنقدر رنج کشیده ایم که ناچار شده ایم به این برنامه روی آوریم ؛ برنامه ای که به ما امکان میدهد به دنبال منبع متفاوتی برای هدایت شدن بگردیم . ما اغلب هنگامی که به این فکر میکنیم که وسواس چطور زندگیمان را تحت تاثیر قرار داده است ، دچار احساس پشیمانی و گناه میشویم . شهامت تک نفره و اراده محض ، بدون همراه و یاور ، نمی تواند ما را از سلول انفرادی وسواس رهایی بخشد .

     

     

     

    آیا میخواهید آزاد شاد وخوشحال باشید

    با ما ارتباط برقرار کنید

    اگر می خواهید ماراه حلی را پیدا کرده ایم ، دوست داریم آن را با شما به اشتراک بگذاریم. به ما در این کانال بپیوندید وزندگی رها از اسارت شهوت بیاموزید.

     

    https://t.me/gadam_sa

    https://t.me/gadam_sa

     

     


    ~وسواسی های گمنام
    قدم سوم


     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:34 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • وقتی با تمام وجود بپذیریم که نمی توانیم با وسواس ها و رفتارهای اجباریمان کنار بیاییم، عجز خود را پذیرفته ایم.
    بسیاری از ما نمی توانستیم بپذیریم که ادارۀ زندگیمان از دستمان خارج شده است؛ چراکه همچنان صاحب شغل، خانه و خانواده‌ای خوب بودیم؛ اما بعد دریافتیم ناتوانی در ادارۀ زندگی، الزاماً به معنی از دست دادن این چیزها نیست. اگرچه برخی از ما حتی همین‌ها را هم از دست داده‌ایم. نخستین قدم می گوید زندگیِ ما از کنترلمان خارج شده است. در مورد برخی از ما، همین که نمی‌توانیم از زندگیمان لذت ببریم، خود دلیلی بر این واقعیت است.
    (انجمن وسواسی های گمنام، قدم یکم)

     

     

    Acceptance, on a gut level, that we cannot "negotiate" with our obsessions and compulsions is our admission of powerlessness.
    Many of us could not admit that our lives had become unmanageable since we might still have had good jobs, our families or nice homes. We were then told that we had to lose these things, although others of us did. The first step says that our lives had become unmanageable, and for some of us, not being able to enjoy our lives was unmanageable enough.

    (Obsessive Compulsive Anonymous, P.21, step 1)
     

     

     

     

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:34 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • ما وسواسی ها افراد خوش اقبالی هستیم؛از این جهت که تحت مقررات سخت و طاقت فرسایی که خود بر زندگیِمان اعمال كرده ايم ،آنقدر رنج کشیده ایم که ناچار شده ایم به این برنامه روی آوریم ؛ برنامه ای که به ما امکان می دهد به دنبال منبع متفاوتی برای هدایت شدن بگردیم.
    ما اغلب هنگامی که به این فکر می کنیم که وسواس چطور زندگیمان را تحت تاثیر قرار داده است، دچار احساس پشیمانی و گناه می شویم.
    شهامت تک نفره و ارادۀ صِرف ،بدون همراه و یاور ،نمی تواند ما را از سلول انفرادی وسواس رهایی بخشد.

     

     

    ~انجمن وسواسی های گمنام
    قدم سه

    People with OCD are fortunate in the sense that we have suffered enough under owr own rigid guidelines for life that we were driven to this program wich allows us to look to a different source for guidence. Often we are victimized by remorse and guilt when we think of how OCD has affected our lives.
    Our lone courage and unaided will can not bring us out of our lonely OCd prison.

    ~Obsessive Compulsive Anonymous, P.23, step 3



     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:33 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • کمال گرایی نقصی ست که به نظر زیاد با آن مواجه می شویم.وقتی سعی می کنیم همه چیز را بی نقص کنیم (که البته غیر ممکن است) ،شانس زندگی شاد را از خود می گیریم.
    تلاش های مکرر ما برای اینکه همه چیز را بی نقص کنیم،تنها باعث تشویش و نگرانی می شود که منجر به شعله ور تر شدن آتش وسواس می گردد.
    ما برای راهنمایی گرفتن در این مورد،باید به نیروی برتر و برنامه تکیه کنیم زیرا دانسته های شخصی ما کارایی ندارد.

     

     

    وقتی که کنترل گری را #رها_کنیم ، پذیرش می تواند جای گرایش ما به کمال گرایی را بگیرد.


    ~ObSessive Compulsive Anonymous
    Step 6

     

     



     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:32 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • برنامه الانان_ که برای تعامل با عضو الکلی در خانواده است بر پایه ی سه اصل ساده بنا شده است،که برای اعضای خانواده فرد وسواسی نیز کارایی دارند:

     

     

    ۱. خانواده،وسواس را به وجود نیاورده است؛
    ۲. خانواده نمی تواند وسواس را کنترل کند؛
    ۳. خانواده نمی تواند وسواس را درمان کند.
    ...


    مهم این است که خانواده نه سعی کنند محیط را برای او عاری از وسواس کنند و نه روال عادی زندگی خانواده را بر هم زنند تا به تشریفات وسواسی وی پاسخ داده باشند.به جای تمام موارد فوق ،اصول الانان یعنی | رها کردن همراه با عشق | ، به اعضای خانواده اجازه می دهد که در عین عشق ورزیدن به شخص وسواسی ، از بیماری اش فاصله بگیرند.

    ~ پمفلت #به_خانواده_ها_و_دوستان_ما
    وسواسی های گمنام

     

     

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:31 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • کسانی که ایمان ندارند، اغلب احساس می کنند خداوند به آنان پشت کرده است. از دیدگاه این دسته ، مذهب عرفی هم بیشتر مانند یک بنگاه تجاری است؛ به علاوه ، دعا کردن هم هرگز کمکی نکرده است.
    چاره ی این کار؛ در کیفیت ایمان است نه در کمیت آن. واقعیت این است که ما هیچ وقت دوازده قدم را برای این به کار نگرفته ایم که سهم خود را ادا کنیم تا مسیر فیض شفابخش خداوند جهت درمان وسواس ما باز شود .
    ما هرگز نقص هایی را که در شخصیتمان وجود دارد نپذیرفته ایم و صدماتی را که به دیگران (و همچنین به خودمان) زده ایم، جبران نکرده ایم، یا هرگز سعی نکرده ایم به دور از خودخواهی به شخص دیگری که مبتلا به وسواس است، کمک کنیم .

     

     

    ~وسواسی های گمنام
    قدم دوم

     

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:26 توسط : 12&12 | دسته : وسواسی ها گمنام
  •    []

  • To avoid falling into confusion over the names these defects should be called, let’s take a universally recognized list of major human failings—the #Seven_Deadly_Sins of pride, greed, lust, anger, gluttony, envy, and sloth. It is not by accident that pride heads the procession.

     

     

    #book Twelve Steps and Twelve Traditions of #Alcoholics_Anonymous , p.48 , #Character_Defects #Personality_Defects

    برای اجتناب از سردرگمی در مورد اینکه این ضعف‌ها را باید چه بنامیم فهرستی از اصلی‌ترین معایب شناخته شده انسان را در نظر بگیریم - #هفت_گناه_کبیره غرور، طمع، شهوت، خشم، پرخوری، حسادت و تنبلی. این تصادفی نیست که غرور در اولویت قرار گرفته است.

    #كتاب 12 قدم و 12 سنت #الكلیهای_گمنام (12+12) ، #قدم_چهارم ، #نواقص_اخلاقی #ضعفهای_شخصیتی

     

     


     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:17 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره الکلی ها گمنام
  •    []

  • برای اجتناب از لغزش ما نیاز داریم از علت راه افتادن سیل احساساتمان که منجر به تخریب عزت نفس مان می شود آگاه باشیم؛ برای مثال دیدن زوج ها و خانواده های شاد ممکن است باعث برانگیختن حس حسادت، عدم امنیت و افسردگی ما شوند، یا بازگشت به خانه هنگام تعطیلات و جمع‌های خانوادگی ممکن است آزاردهنده باشد و موجب شود به رفتارها و دیدگاه های قدیمی مان رجوع کنیم.
    زمانی که ما احساس آسیب پذیری می‌کنیم نیاز بیشتری به آگاه بودن و هوشیاری داریم.
    ما ممکن است نیاز داشته باشیم از افراد و موقعیت های خاصی که فرایند بهبودی ما را به مخاطره می‌اندازند دوری کنیم!

     

     

    کتاب مسائل مشترک در هموابستگی، نشریه مصوب و مورد تایید انجمن هموابستگان_گمنام


     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:10 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره هموابستگان گمنام
  •    []

  • ■ چطور بفهمم لغزش کرده ام؟
    (اعضای CoDA به این پرسش پاسخ داده اند)

     

     

    □ من توجیه هایی برای نرفتن به جلسه پیدا می‌کنم

    □ اساسا آن زمانی که برخلاف قلبم حرکت می کنم

    □ من احساس اضطراب و وسواس می کنم، هیچ چیز دیگری در جریان نیست

    □ من احساس درونی خوبی ندارم. مراقبت کردن از خودم دیگر برایم مهم نیست

    □ من یا در گذشته زندگی می کنم یا در حال نقشه کشیدن برای آینده هستم

    □ من سیاه و سفید فکر می کنم

    □ برای خودم احساس تاسف و دلسوزی می کنم

    □ احساس می کنم دیوانه هستم

    □ مشکلی در من وجود دارد که هیچ کس چیزی از آن نمی داند

    □ بدون دلیل احساس ناراحتی می کنم

    □ نسبت به چیزهای کوچک احساس نگرانی می کنم

    □ خوشحالی من به دیگران و کارهایشان بستگی دارد

    □ احساس رضایت نمی کنم. یک بی تابی نگرانی آزار دهنده وجود دارد. زود رنج هستم.

    □ من درگیر مشکلات شخصی دیگری هستم و می خواهم مشکلات همه را برطرف کنم

    □ با خودم احساس راحتی نمی کنم

    □ نمی خواهم به احساساتم توجه کنم می خواهم از آنها فرار کنم

    □ زمانی که من به چرخه رفتارهای قدیمی ام باز می‌گردم، زندگی ام غیر قابل اداره می‌شود.


    کتاب مسائل مشترک در هموابستگی، نشریه مصوب و مورد تایید انجمن هموابستگان_گمنام

     

     

     

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:7 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره هموابستگان گمنام
  •    []

  • admitted for the first time that of myself I was nothing; that without Him I was lost.

     

     

    ~ Big Book of #Alcoholics_Anonymous , p.13 , Bill's Story

    خود را بدون قید و شرط در دست ِ هدایت و راهنمایی او قرار دادم. برای اولین بار اقرار كردم كه بخودی خود هیچم و بدون او گمشده‌ای بیش نیستم.

    ~ كتاب بزرگ الكلیهای_گمنام ، ص 45 ، داستان بیل

     

     

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 0:59 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره الکلی ها گمنام
  •    []

  • These were revolutionary and drastic proposals, but the moment I fully accepted them, the effect was electric. There was a sense of victory, followed by such a peace and serenity as I had never known. There was utter confidence. I felt lifted up, as though the great clean wind of a mountain top blew through and through. God comes to most men gradually, but His impact on me was sudden and profound.

     

     

    ~ Big Book of #Alcoholics_Anonymous , p.14 , Bill's Story

    این افكار شدیدا انقلابی بود اما به مجرد ِ آنكه آنها را 《《بطوركامل》》 پذیرفتم، تاثیرشان برق‌آسا نمایان شد و یك احساس ِ پیروزی در من شكل گرفت، بعد، احساس صلح و آرامشی در من پدید آمد كه هرگز با آن آشنا نشده بودم. حسی از اعتماد ِ محض در من بود، احساس كردم كه در میان فضا هستم، مثل آن بود كه بادهای پرعظمت و منزه ِ ارتفاعات ِ كوهستانی بوزد و بوزد. خداوند در بیشتر مردم حلولی تدریجی دارد اما تاثیر در من بدون مقدمه و عمیق بود.

    ~ كتاب بزرگ الكلیهای_گمنام ، ص ۴۶، داستان بیل

     

     

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 0:57 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره الکلی ها گمنام
  •    []

  •  

     

    معتادان جنسی گمنام چیست؟

     

     

     

    ما خوشحاليم كه شما اينجا هستيد. اگر شما با ما همسان هستيد وفكر ميكنيد كه ميتوانيد در مشكلات ما شريك شويد ، ما هم دوست داريم كه شما را در راه حل هايمان شريك كنيم.« معتادان جنسي گمنام » انجمن زنان و مرداني است كه تجربه ، توانايي و اميد خود را با يكديگر تقسيم ميكنند كه بدين وسيله به آنها اين اجازه را مي دهد تا مشكلات مشتركشان را حل كنند و به يكديگر براي بهبود يافتن كمك كنند.

    هدف اصلي ما اين است كه از لحاظ جنسي هوشيار بمانيم و به ديگر معتادان جنسي براي رسيدن به هوشياري جنسي كمك كنيم .
    « معتادان جنسي گمنام » نوعي درمان جنسي يا گروه درماني نيست. جلسه هاي« معتادان جنسي گمنام »بوسيله ي اعضاي « معتادان جنسي گمنام » و با بكار گرفتن رهنمودهاي جلسه هدايت ميشود. در يك جلسه ي « معتادان جنسي گمنام » راهنماهاي حرفه اي وجود ندارند.
    « معتادان جنسي گمنام » يك برنامه ي بهبود يافتن از شهوت و اعتياد جنسي بر پايه ي اصول الكلي هاي گمنام مي باشد.
    هر مشكلي كه به « معتادان جنسي گمنام » بياوريم ، ما را در يك راه حل مشترك سهيم مي كند ـ دوازده گام و دوازده سنت بهبودي در انجمن ، بر پايه ي هوشياري جنسي مورد تجربه قرارمي گيرند.
    هر كسي كه اعتقاد دارد ممكن است با شهوت مشكل داشته باشد براي حضور داشتن در جلسه هاي بسته ي « معتادان جنسي گمنام » خوش آمده است و اگر بگويد كه تصميم به متوقف كردن شهوتراني و هوشيار جنسي بودن را دارد ، ميتواند خود را عضو بداند .
    جلسه هاي « معتادان جنسي گمنام » رايگان ميباشد. براي عضويت هيچ حق عضويت يا دستمزدي لازم نيست. در طول جلسه ها بوسيله ي كمكهاي بلاعوض براي مخارج اجاره ، نشريه ، قهوه و غيره سبدي را به گردش در مياوريم. بنا بر روح سنت هفتم ما، ما از طريق كمكهاي داوطلبانه خود كفا هستيم. 
    تنها شرط عضويت تمايل به ترك شهوت و از لحاظ جنسي هوشيار عمل كردن است.ما به « معتادان جنسي گمنام » آمديم به خاطر اينكه نمي توانستيم شكلهاي مختلف رفتارهاي جنسيمان را آنطور كه بايد باشند كنترل كنيم. ما ديگر توانايي متوقف كردن را نداريم.
    اعضاي هشيار « معتادان جنسي گمنام » در همه جاي دنيا هم به صورت مجرد و هم به صورت متاهل وجود دارند. ما با هم مي توانيم به هشياري برسيم و در « معتادان جنسي گمنام » هشيار باقي بمانيم ، زماني كه برنامه ي فقط براي امروز را كار كنيم. 
    در « معتادان جنسي گمنام » هيچ چيز مطلقي وجود ندارد ، بنابراين ما مي توانيم چيزهايي را كه درباره ي هشيار بودن مي دانيم با شما تقسيم كنيم. ما به جلسه ها مي رويم ، ما گامها را كار مي كنيم ، ما از نشريه ها استفاده مي كنيم ، ما راهنماهايي داريم كه با آنها با يك برنامه ي منظم صحبت مي كنيم . بيشتر ما به اين باور رسيديم كه يك نيروي برتر داريم كه ما را هشيار نگه مي دارد . 
    « معتادان جنسي گمنام » به هيچ حزب ، دسته ، گروه سياسي ، سازمان و موسسه اي مرتبط نمي باشد . هيچگونه تمايلي براي شركت در بحثها و جدالها ندارد و به هيچ علت با آنها موافقت يا مخالفت نمي كند . 
    معتادان جنسي گمنام يك برنامه ي بهبودي است كه در بر پايه ي اصول الكلي هاي گمنام است و با كسب اجازه از AA در سال 1979 از دوازده قدم و دوازده سنت آنها استفاده مي كند
     . 

     

     


     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 0:50 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره معتادان جنسی گمنام
  •    []

  • 🔴 چرا پرهیز از مکالمه متقابل در جلسات CODA مهم است ؟

     

    ✔️ من نیاز دارم تا روی اصول برنامه تمرکز کنم نه روی شخصیت‌ها‌.
    وقتی فردی در گروه مورد توجه قرار گیرد، به جای آن‌که اصول روحانی که قدرت برنامه هستند را به‌یاد بیاوریم، توجه من به شخصیت‌ها جلب می‌شود.

    ✔️ با ارزش ترین هدیه‌ای که می‌توانیم به فردی دیگر هدیه بدهیم، توجه کامل‌مان به اوست.

    ✔️ جلسه باید مکانی امن برای تمام مشارکت‌ها باشد: مکالمه متقابل آن امنیت را از بین می‌برد.

    ✔️ عدم مکالمه متقابل، قابل احترام است.

    📚 کتابچه تجربیاتی از مکالمه متقابل/ ص

     

     

     

    نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 0:35 توسط : 12&12 | دسته : مطالب درباره هموابستگان گمنام
  •    []