سرم به کار خودم باشد
9دسامبر 18آذر
اکنون با کار کرد برنامه نارانان میدانم تنها کسی را که می توانم کنترل کنم,خودم هستم. هر چند هنوز هم گاهی اوقات سعی می کنم مردم و شرایط را کنترل کنم.پس چه وقت یاد خواهم گرفت؟بعد از دومین سالگرد جشن بهبودی همسرم ,لغزش او,زندگی وبهبودیم رابه چاه عمیقی فرو برد.نه درجلسات شرکت میکردم و نه ازلیست تلفن استفاده میکردم. تمایل من به کنترل اوضاع فورا برگشت .همه تمرکزم روی این بود که همسرم به برنامه اش برگردد.برای یافتن او در خانه های متروکه که فکر میکردم شاید آنجا باشد حتی فرزندان کوچکمان را در خانه تنها می گذاشتم.کارهای زیادی راامتحان کردم تا معتاد ببیند باخانواده مان چه می کند .وقتی موفق نشدم ,خودم را به خاطر اینکه علایم را زودتر ندیده بودم ,سرزنش میکردم,قبلا هرگز نمی فهمیدم رفتار خودم چه قدر مضر وخارج از کنترل است .بلاخره راهنمایم اهمیت فکر کردن به خودم را خاطر نشان کرد و هم چنین یاد اوری کرد که چه چیزی سهم من است و چه چیزی نیست. قطعا پاکی عزیزم به من مربوط نبود.
تفکری برای امروز:
زمانی تراز فرد دیگری را می گیرم ,فورا میل به کنترل به من برمیگردد.باید یاد بگیرم روی خودم تمرکز کنم و مانع کار دیگران نشوم .
امروز می توانم قدم های اساسی را تمرین کنم .قدم یک با اقرار به عجزمان شروع میشود.
اگر هر بار موقعیتی پیش می آید که.باعث میشود من بخواهم فردی یا موقعیتی را کنترل کنم ,ای قدم را به کار ببرم ,قادر خواهم شد که (سرم به کار خودم باشد)وقت و انرژی برای کار روی خودم بدست خواهم اورد.

