شاید خودرو یا آپارتمانی بخرید و یا دوستی را ملاقات کنید و خوشحال شوید. چرا این اتفاقات باعث شادیتان میشوند؟
شما جذب فردی خاص، خودرویی خاص یا آپارتمانی که از آجر و سیمان ساخته شده، میشوید. و آنچه که باعث شادی میشود، آهن و آجر و پلاستیک نیست. یا حتی گوشت و استخوانِ یک فرد. زمانی که شاد میشوی، متوجه "خود" در خود میشوی و فارغ از خواستهها و آرزوها. وقتی که به خودرویی دست یافتی، دیگر آرزویی باقی نمیماند، دیگر آرزوی داشتن خودرو در تو وجود ندارد. وقتی دوستی را میبینی و ملاقات میکنی، دیگر آرزوی دیدن و ملاقات دوست در وجود تو نیست. و در واقع این تهی بودن، بی هیچ آرزو و امیدی به تو شادی بخشیده است، پس چه بهتر که همیشه ذهنات را خالی نگهداری. بعد از آن، دیگر مشکلی برای شاد بودن وجود ندارد - هرکجا که باشی، در حال قدم زدن، حرف زدن، نشستن و خوابیدن - شاد خواهی بود.
پاپاجی

