۴عامل بازدارنده.......16نوامبر..... ..۲۵ابان
هرعامل به من یاداوری میکندکه وقتی "گرسنه,"عصبا,""تنها"یا"خسته ام,"ازنیازهایم مراقبت نمیکنم.اگرازنیازهایم مراقبت نکنم ,وقتی دردام عزیزمعتادم بیفتم ازخودم ازخودم مراقبت نمیکنم.من برای معتادم زندگی میکردم .وقتی معتادمصرف میکردنمیتوانستم راحت باشم,ازیک فیلم لذت ببرم,یک کتاب بخوانم یاحتی مراقبت مناسبی ازخودم داشته باشم.غذامیخوردم,سیگارپشت سیگارمیکشیدم وبه تنهایی پشت سرهم ورق بازی میکردم تازمانی که دیگرنمیتوانستم فکرکنم یاصفحه یک کامپیوترراببینم.به هیچ کس تلفن نمیزدم ویااحساس ترس وخشمم رامشارکت نمیکردم چون نمیخواستم توصیه هایاچیزی راکه می گفتندبرای بارهزارم بشنوم.گرفتارشده بودم .دراین حالت تنش وبدبختی می ماندم تامعتاد به خانه بیایداحساس بهتری داشتم تاوقتی که تمام این چرخه باعیاشی بعدی تکرارمی شد.
درنارانان یادمی گیرم که من مسؤلم که احساسات خوبی داشته باشم واحساسات من نبایدبه رفتارمعتادیاهرکس دیگری ربط داشته باشد.یادمی گیرم که چطوربامراقبت روزانه که ازنیازهای جسمی ,روحی,ذهنی واحساسی دارم,فردسالمتری باشم.امروز,روزخودرابادعاومراقبه شروع می کنم وان رابایک دعای سپاسگزاری به پایان میبرم.این به من کمک میکندبانیروی برترم درارتباط باشم.بااین ارتباط ازنیازهای روحی خودم مراقبت میکنم.برای مراقبت ازنیازهای جسمی ام خوب میخورم ,ورزش میکنم وسعی میکنم به اندازه کافی بخوابم.همانطورکه برای لذت بردن خودم کتاب میخوانم,برای بهبودیم نشریات نارانان رامیخوانم وبرای اینکه ذهنم رافعال نگه دارم ,مینویسم وتمرکز م راروی افکارسالم میگذارم.وقتی غمگین هستم گریه میکنم,خشم وناامیدی رااعتراف میکنم.وبادرمیان گذاشتن احساساتم باراهنماودیگردوستان ,برنامه راکارمیکنم.به این روش ازنیازهای احساسیم مراقبت میکنم.
تفکری برای امروز:این مسولیت من است که ازخودم مراقبت کنم.وقتی این کارراانجام میدهم,خوخواه نیستم,بلکه دربرابرخودمسول بودن رایادمیگیرم

