گرفتن تراز[ترازنامه] از دیگران به جای خودم،سرگرمی مورد علاقه ی من بود .روحم بیمار بود و من در عمق وجودم از کارهای وحشتناکی که انجام داده بودم آگاه بودم.برای همین مجبور بودم زندگی خود را با تمرکز کردن بر دیگران و بزرگنمایی کارهای آن ها،پیش ببرم.
تحمل این را نداشتم که خودم را صادقانه ببینم.انکار رفتار های آسیب زننده ام ،مرا به #غوطه_ور_شدن در #تخیل به جای #مشاهده ی واقعیت ،سوق داده بود و به همین علت هرگز خودم را بررسی نکردم.نیاز داشتم که با این تصور باطل که یک قربانی هستم زندگی کنم.
زیاد متوجه نبودم که برای درمان،به یک آیینه نیاز داشتم [که خود را در آن ببینم] نه یک ذره بین که با آن روی دیگران تمرکز کنم.
برایم حیاتی بود که متوجه شوم که چه کارهای اشتباهی علیه دیگران انجام داده ام.زندانی این خیال باطل بودم که رفتارم با دیگران ،با رفتاری که دیگران با من کرده بودند قابل توجیه بود.تنها یک سطح جدید از صداقت می توانست مرا از این زندان آزاد کند.
این،یک تغییر بسیار مهم در نگرش من بود.این تغییر بخاطر نوشتن ترازنامه قدم چهارم در من رخ داد،نه از طریق تفکرات یا مشاهدات زیاد.من بوسیله ی نیروی برتر از خودم ویک راهنما که قدم ها را واقعا کار کرده بود،راهنمایی شدم.
از كتاب:
قدم در عمل [SA]
قدم چهار ص ٧٣
برای ورود به کانال قدمها وسنت ها روی لینک پایین کلیک بکنید
https://t.me/gadam_sa

