دلگرمی .....
24 اکتبر 2آبان
از نارانان یاد گرفتم زمانی که با یک معتاد زندگی می کنم چندین راه برای دلگرم نگه داشتن وجود دارد.وقتی به جلسات می روم نشریات را می خوانم ،قدم ها را کار میکنم راهنمایی می گیرم و به یک نیروی برتر اعتماد می کنم .انتخاب می کنم که از خودم مراقبت کنم.
اما در مورد معتاد چه؟؟
اگر معتادم انتخاب نکند که در برنامه باشد احساس می کنم هیچ کس به جز من نیست که به او دلگرمی بدهد.می دانم هیچ کاری نیست که من بتوانم انجام دهم تا او تغییر کند یا باعث شوم که او بخواهد تغییر کند اما می توانم به طور مفیدی او را به روش های زیر تشویق کنم:
می توانم سعی برای کنترل یا اداره زندگی او را متوقف کنم و اجازه دهم او انتخاب کند ،بیفتد،شکست بخورد و خودش یاد بگیرد .نجات از عواقب کار هایش ممکن است رسیدن به آخر خط و کمک گرفتن او را طولانی تر کند.
می توانم به او اعتماد کنم و باور کنم که او می تواند در بهبودی موفق شود.این بدین معنی نیست که من باید به او اعتماد کرده و هر چه می گوید باور کنم.نگرش و انرژی مثبت من او را پاک خواهد کرد.
توقعاتم را پایین نگه می دارم به جای سطح بالایی از توقعات ،پیشرفت را از جایی که بوده و جایی که هست در نظر بگیرم نه جایی که من فکر می کنم باید باشد.
به خاطر رشد و پیشرفتش او را تشویق کلامی می کنم.به خاطر کار های خوبش قدر دانی می کنم حتی اگر نا چیز و از سطح توقعات من پایین تر به نظر برسد.
به نیروی برتری که از معتاد مراقبت می کند اعتماد داشته و در نتیجه با چاره جویی های بی مورد در روند پیشرفت او دخالت نمی کنم.
تفکری برای امروز:
با تمرین این چند روش برای تشویق معتاد از راه بهبودی او کنار می روم.با انجام مسولیت های خودم در آرامش می مانم .من ممکن است به طور اشتباه تلاش برای پاک شدن و پاک ماند معتاد را مسولیت خود بدانم.
"عشق بورز و چیز ها را به حال خود بگذار."
کتابچه آبی نارانان....
مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 2 آبان

