1 آبان
امروز یاد گرفتهام که بابت متقاعد کردن کسی که به شدت از عقاید خودش هر چند اشتباه هم باشد دفاع میکند، دست بردارم. میدانم که رفتار کسی و یا طرز صحبت و یا نوع پوشش و غذا خوردنش به من هیچ ربطی ندارد و من مسؤل و سرپرست کسی نیستم. آیا هنوز هم در جریان مشکلات و نواقص شخصیتی دیگران و چگونگی واکنشگری آنها نسبت به افراد دیگر فضولی میکنم؟ امروز اصلاً مجبور نیستم به خاطر عملکرد و طرز تفکر دیگران عکسالعمل نشان دهم و یا کلمات زشت و خشن به کار ببرم. آیا امروز هم مانند گذشته به کسی اجازه میدهم که مرا تحریک کند؟آیا حق دارم امروز به خودم بیشتر از قبل توجه کنم و با خودم بهترین رفتار و احساسات را داشته باشم. من دوستداشتنی هستم، من به تنهایی کافی هستم، من والد مهربانی برای خودم هستم و در تمام لحظات مراقب خودم هستم. من با تمام تواناییهایی که اکنون پیدا کردهام، محتاج توجه و الطاف خداوند هستم. در وجود من شخصیتی قوی و قدرتمندی بسر میبرد بنام دیکتاتور درون معروف است که اگر من دست از دست خداوند بکشم، زندگیم را به دست گرفته و مرا به نابودی خواهد کشید.
رها کن، دخالت نکن

