ناصر:
یکی از تاثیراتی که خدمت برای من داشت این بود که(من فکر میکردم این اصول دست و پای مرا بسته و مرا محدود کرده است و از آن لذت ها و نواقص و بیماری جنسی ام دور کرده و گیر انداخته و بزرگترین حالات من اشتغالات فکری بود که مرا دچار شک و تردید و دو گانگی می کرد) خدمت باعث شد من از این حالات رها شوم و مرا از رنجش ها و اضطراب ها و ترس ها جدا کرد. حالاتی که برازنده من بود را به من برگرداند .لذت خدمت خیلی بیش از لذاتی بود که با رابطه جنسی می بردم .خدمت مرا با اصول روحانی و خودم آشنا کرد. امروز تعریف من از لذت تغییر کرده است. لذت امروز برای من یک لذت پایدار معنوی است که با خداوند و در اثر خدمت به دست می آید.
مرتضی:
خدمت به زندگی طراوت داده و آن را شیرین می کند و آ آگاهی و حال و هوایی که در برنامه پیدا میکند به من رنگ تازگی می بخشد . هر موقعی که در انجمن خدمت می کنم دریچه هایی به روی من باز می شود.
برزو:
اتفاقی که خدمت برای من ایجاد کرد این بود که دوباره برگردم.اما همان خدمت خزانه داری به من کمک کرد که دوباره پاکی ام را به دست آورده و از تمام آشفتگی های زندگی که به خاطر فقر روحانی ام بود رها شوم .من به واسطه قدرتی که از خدمت کردن به دست آوردم توانستم پاک بمانم.
محمد:
گروه ها به خدمت گزار نیاز دارند.بعضی از گروه ها هست که خدمت هایشان ناقص بر زمین مانده است.خدمت گزار ابتدا خدمت را گرفته ولی بعد از مدتی انصراف می دهد.وقتی از آن ها سوال می شود که چرا انصراف داده اند مشکلات شخصی که بر سر راهشان قرار گرفته را دلیل ای کار می گویند،ممکن است بعضی از مشکلات هم کلی باشد اگر من می خواهم خدمت کنم و خدمتم تأثیر گذار باشد باید انرژی داشته و به راهنمایم وصل باشم.خیلی از بچه ها خدمت می گیرند و نمی توانند خدمت خود را انجام دهند و همچنین در قبال مسؤلیت خود تنبلی می کنند و همین منجر به این می شود که به دیگر خدمت گزاران در گروه فشار وارد شود. پس بنابراین در قدم اول در گروه باید اتحاد و همدلی وجود داشته باشد .قدم کار نکردن و ارتباط نداشتن با راهنما مشکلات عمده ای است که بر سر راه خدمتگزار قرار دارد.
احمد:
فرصت اشتباه به هم ندادن – مشورت نکردن خدمتگزار و خود محورانه عمل کردن (یکی از کارهایی که خدمتگزاران می توانند انجام دهند این است که مشورت بگیرند تا ببینند خدمتگزار قبلی چه کا می کرده است)
حامد:
هماهنگ نبودن خدمتگزاران با هم- پربار نبودن و شرکت نکردن در جلسات اداری ( هماهنگی بین اعضا هم یکی از نکات مهم است. هماهنگی بین خدمتگزار گروه به عهده نماینده بین گروه است.خیلی از مواقع خدمتگزاران با هم هماهنگ نیستند)
ایمان:
گاهی وقت ها بهترین خدمت خدمت نکردن است. گاهی من در گروه خدمت میکنم و با خدمت خود به گروه آسیب می رسانم و آنوقت است که من باید بر روی خودخواهی های خود غلبه کنم و ارز خدمت خود کناره گیری کنم تا فرصت خدمت به شخص دیگری برسد ولی من تصرار و پافشاری میکنم که نه ، من میخواهم که این خدمت را داشته باشم. به نظر من یکی از بزرگترین مشکلاتی که خدمتگزاران دارند این است که روی خودخواهشان پافشاری می کنند.
گاهی وقت ها من پیام رسان هستم یا به عنوان مسئول نشریات باید نشریات را داخل منزل نگهداری کنم ، آنوقت ممکن است که گمنامیم زیر سؤال برود. یکی از چیزهایی که میتواند سر راه یک خدمتگزار قرار بگیرد همین مسئله گمنامی است که در زاقع یک خدمتگزار باید ای ظرفیت را درون خود ایجاد کند که خودش را معتاد جنسی معرفی کند.
یک وقت هایی خدمتگزار ابتکاری به ذهنش میرسد و دوست دارد که اینها را به اجرا بگذارد ولی بقیه بچه ها مانع ایجاد می کنند چون آن مسئله قبلا وجود نداشته است.
یکی از مشکلاتی که می تواند سر راه خدمتگزار باشد دید وی نسبت به خدمت است. ما میخواهیم حالمان خوب شود تا بعد بتوانیم خدمت کنیم ولی به نظر من انسان باید خدمت کند تا حالش خوب شود. گاهی از مواقع من می خواهم زمان داشته باشم بعد خدمت کنم ولی به نظر من آدم وقتی خدمت کند با بهبودی که از خدمتش به دست می آورد می تواند برای خود زمان بخرد.
محسن:
گاهی یکی از مشکلاتی که سر راه خدمتگزار است این شرایط و وظایفی که برای یک خدمتگزار مشخص می کنند . یعنی آنقدر وظایف سنگین باشد که مانعی برای خدمت کردن او ایجاد کند.
رضا:
خیلی وقت ها ترس از قضاوت مانع برای خدمتگزار می شود گاهی یک صحبتی می خواهیم بکنی ترس از این داری که افرادی در مقابلش موضع بگیرند ، باید حرفهایمان را بزنیم حالا رای بیاورد یا نیاورد . تا وقتی به یک خدمتگزار خرده میگیریم و مدام ازش انتقاد می کنیم خدمتگزار عقب می کشد.
محمدرضا :
قدم 12 حرف از خدمت مي زنر يعني تا 11 قدم قبلي انجلم نشه ما نمي توانيم تمايل به خدمت كردن داشته باشيم به نظر من اگر قدم ها درست كار بشه ما مي توانيم يك خدمت خوبي انجام دهيم.
شخصيت پردازي كردن براي كسي كه خدمت مي كند منجربه دور شدن او و مشكل سازي براي او مي شود.
سعيد :
مشكلي كه من هميشه تو خدمت هايم داشتم اين بود كه خدمت هايم را كامل انجام نمي دادم و هميشه خدمت هايم ناقص انجام دادم.
به نظر شما اگر خدمت و خدمتگزار نبود چه اتفاقي مي افتاد؟
ميلاد :
من فكر مي كنم سه تا گزينه اتفاق مي افتاد : 1) باغ رضوان 2) زندان دستگرد 3) بيمارستان فارابي.
وفكر نمي كنم با اين بيماري كه من داشتم مي توانستم سالم باشم و مثل يك آدم عادي زندگي كنم و يك نكته خيلي مهم است اگر مادر و پدر من چه اتفاقي م يافتاد به نظر من هدف خداوند از خلقت انسان اين بود كه آدم خدمت بكند. اساس خدمت و انگيزه آن خيلي مهم است من خيلي وقت ها نسبت به مادرم ناسپاسي كردم اما او هر روز محبتش بيشتر مي شد و بدون هيچ انگيزه اي و بدون اين كه من براي او كاري انجام بدهم داره براي من زحمت مي كشد. من بايد نسبت به خدمت چنين نگرشي داشته باشم و هيچ انتظاري را از خدمت نداشته باشم. اساس خدمت عشق است عشقي كه بلاعوض است. عشق هر چي كه باشد راه خودش را پيدا مي كند حتي اگر شخص باشد حتي اگر شخصيت پردازي كنند و به تو تير اندازي كنند و مشكل هم پيدا كني حتي اگر تو را اذيت كند حتي اگر گمنامي داشته باشد و نتواني نشريات را خونه تان ببري اما عشق راه خودش را پيدا مي كند اساس خدمت عشق است و عشق است كه پايه هاي خدمت است و عشق است كه مي تواند خدمت را به سمت يك مقصد متعالي هدايت كند و در نهايت ما به عشق ................................
برزو :
اگر خدمت و خدمتگذار نبود الان هيچ كدام اينجا نبوديم و پيام قدم 12 اجرا نمي شد. قدم 12 حرف از خدمت مي زند. با خدمت كردنم مي توانم پيام عشق و اميد را به ديگران برسانم اما وقتي من خدمت نكنم پيامي ندارم كه به ديگران برسانم. سنت 5 ما دارد مي گويد پيام رساني. من اگر مي خواهم پيام را به ديگران برسانم بايد خدمت كنم. ديگران به من خدمت كرده اند كه امروز من پاكم. بدون خدمت نمي شود توي اين برنامه پاك بود. وقتي من تو خدمتم كوتاهي مي كنم فاصله من از نيروي برترم خيلي زياد مي شود يعني اسير نفسم مي شوم هر چه من بيشتر تو اين برنامه خدمت كنم بيشتر مي توانم خودم را ببينم وقتي خودم را ببينم مي توانم پيام را برسانم.
محمود :
اگر من خدمت نكنم اين برنامه جمع مي شود.
علي :
واقعيت اين بود كه من همين طور كه خدمت مي كردم تمركزم بهتر شد و اين تمركز بيرون از برنامه به من كار داد. خدمت من را از تنبلي دها كرد وقتي من خدمت مي كنم به حركت در مي آيم.
رضا :
خدمت يعني همه چي ؟ خدكت هم مسير است و هم مقصود ما براي همه خدمتگزار يك شرايط اوليه اي تعيين مي كنيم و نمي آييم اجازه دهيم هر كسي بيايد يك پست خدماتي را بگيرد. بگذاريم از زمان هايي كه هيچ عضو خدمتگزاري نداريم و مجبوريم به تازه وارد هم خدمت بدهيم ولي هر خدمتي يك شرايط اوليه اي دارد يعني بايد تا يك مقطعي پاك باشي يعني هم هدف است هم كسي كه مي خواهد خدمت كند بايد بداند كه لازم است پاك بشه تا بتواند اين خدمت را بگيرد اما مي تواند مسير باشد براي يك هدف بزرگتر. وقتي كه خدمت مي گيري خيلي از كارها را نبايد بكني. براي اولين بار در زندگي ات فكر مي كني آدمي. مي دانيد بچه ها با نقص هاتون نمي تواني خدمت كنيد نقص ها شون اين اجازه را به شما نمي داهد و مجبوري كه اقرار كني هي درد مي كشي و سعي مي كني كم رنگش كني كه بتواني خدمت كني باور كنيد با نقص نمي شود خدمت كرد به همين دليل است كه من مي گويم خدمت همه چيز است اگر يك پست خدماتي را بگيري و روي نواقصت كار كني ظرف 2 الي 3 ماه خدمت را رها مي كني و مي روي.
( خدمات مي تواند باعث نزديكي و ارتباط اعضا با هم شود )
خدمت چه كمكي به بسط و گسترش پيام SA مي كند ؟
محمد :
خدا را شكرSA نسبت به چند سال پيش دارد رشد مي كند و هدف اصلي ما رساندن پيام است ما الان تو شرايطي هستيم كه خيلي از زندگي ها دارد به خاطر اين قضيه از هم پاشيده مي شود اين كه هر خدمتي هم نياز به راي وجدان گروه ندارد و من به عنوان يك عضو SAمي توانم خيلي به گروه خدمت كنم و كمك بهخدمتگزاراي ديگر بكنم اگوي رفتاري خوبي داشته باشم به خصوص الان كه خيلي ها SA را به چشم بد نگاه مي كنند در واقع SA امروز نياز به حضور ما دارد و حضور ما هم خودش يك خدمت است اتحاد و يكپارچگي و با هم بودن ما خودش يك خدمت است تا جلساتي تشكيل شود و افرادي پاك بمانند تا پيام را برسانند به دست كساني كه واقعاً نياز دارند خيلي ها وارد SA مي شوند اما پيام واقعي SA را درك نمي كنند و دست خالي مي روند.
داريوش :
ما به صورت مي توانيم پيام رساني كنيم : 1) روش مستقيم 2) روش غير مستقيم
اگر ما تشبيه كنيم پيام را به اتومبيل. آن اتومبيل 4 تا چرخ دارد يكي از چرخ هاي آن خدمت است يكي ديگر از چرخ ها سبد سنت 7 و يكي ديگر از آن ها جلسات اداري و آخرين چرخ
پس اگر دقت كنيد كه من دارم خدمت مي كنم به طور غير مستقيم در واقع دارم در انتقال پيام شركت مي كنم
انتظار شما از خدمت كردن چيست ؟
برزو :
من انتظارم اين است كه با خدمت كردن از خود گذشتگي را پيدا كنم يعني بتوانم از خيلي مسائل بگذرم و از خودگذشتگي را تمرين كنم.
مصطفي :
من فكر مي كنم هر چه بيشتر خدمت كنيم به ديگر معتادان جنسي كمك مي كنيم. خدمت كردن من كمك مي كند به رشد بيشتر اعضاء. وقتي فرد خدمت مي كند مسئوليت پذيري فرد بيشتر مي شود خدمت باعث مي شود فرد به آن چيزي كه قرار است انجام دهند متعهد تر مي شود با خدمت كردن نظم را ياد مي گيرد.
رسول :
مي گويد عمل و عكس العمل عملي كه من انجام مي دهم تمام باز تابش دوباره به خودم بر مي گردد يعني هر خدمتي كه من انجام مي دهم تمام باز تابش در زندگي خودم هست روند زندگي اين گونه است و بزرگترين لطفي كه به من كرد اين است كه حس مي كنم اينجا خانه خودم است من متعلق به اين جا هستم و در واقع خدمت هم به انجمن كمك مي كند و هم به من كمك مي كند.
( خدمت روابط را بهتر مي كند خدمت مي كنيم تا روابطمان توسعه پيدا كند. )
حميد :
خدمتي كه من در يك دوره انجام مي دهم به من كمك مي كند تا پاك بمانم.
(خدمت در روند پاكي و بهبودي شما موثر است. )
ناصر :
خدمت به من كمك مي كندتا مسئوليت پذير شوم و مرا اجتماعي تر مي كند. من هميشه در انزواي خودم بودم و با خدمت كردن مي توانم از پيله تنهايي دور خودم بيرون بيايم و بتوانم ارتباطم و را با اطرافيانم بيشتر كنم و آن خدمتي كه من انجام مي دهم باعث مي شود نظم وارد زندگي من شود تا بهتر بتوانم زندگي كنم و يك هدف بزرگتر اين است كه كمك كنم تا برنامه بهتر برگزار شود تا يك نفر ديگري جذب اين برنامه شود.

